فالون دافا، فالون گونگ - سایت مینگهویی www.minghui.org چاپ

پرستار سابق هیلونگ‌جیانگ چند ساعت بعد از محاکمه فوت می‌کند

23 ژانویه 2018 |   همکار مینگهویی در استان لیائونینگ، چین

(Minghui.org) خانم وانگ گویلینگ، تمرین‌کننده فالون گونگ، در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۷، چند ساعت پس از آنکه در دادگاه منطقه بایوچوآن در شهر یینگ‌کو، استان لیائونینگ محاکمه شد، درگذشت. او به‌خاطر باورش به فالون گونگ، به‌طور غیرقانونی در دادگاه غیرعلنی محاکمه شده بود.

خانم وانگ، پرستار سابق، ۴۶ ساله، در استان هیلونگ‌جیانگ، در شب ۱۹ مه سال ۲۰۱۷ همراه یکی دیگر از تمرین‌کنندگان دستگیر شد.

خانم وانگ گویلینگ

پس از اینکه خبر مرگ او علنی شد، دادگاه به تمامی کارکنان دستور داد تا ضمانت‌نامه‌ای را بنویسند مبنی‌بر اینکه درباره مرگ خانم وانگ هیچ‌ اطلاعاتی به کسی ندهند یا درباره آن صحبت نکنند. خانه خانم وانگ در بخش یینگ‌کو تحت نظارت قرار گرفت و پلیس هرکسی را که به خانه‌اش می‌رفت، مورد سؤال قرار می‌داد.

علت دقیق مرگ خانم وانگ، که زمانی در بیمارستان اداره جنگلداری شهر یینگ‌کو کار می‌کرد، نامعلوم بوده و اطلاعاتی درخصوص آن در دسترس نیست.

دستگیری

خانم وانگ گویلینگ و خانم وانگ پینگ‌گوآنگ در شب ۱۹ ماه مه ۲۰۱۷ در یک تقاطع به دست مأموران گشت اداره پلیس هونگچی دستگیر شدند.

در ساعت ۱۰ صبح روز ۱۰ نوامبر، دو تمرین‌کننده بدون مجوز قانونی محاکمه شدند و به خانواده‌هایشان نیز تاریخ دادگاه را اطلاع ندادند. هنگامی که برخی از اعضای خانواده خودشان از زمان محاکمه مطلع شدند و به دادگاه رفتند، از ورود آنها به دادگاه جلوگیری کردند.

وقتی محاکمه یک ساعت بعد به پایان رسید و اعضای خانواده توانستند با متهمان صحبت کنند، خانم وانگ گویلینگ حتی لبخند زد و با آنها احوالپرسی کرد.

اما روز بعد اخبار مربوط به مرگ خانم وانگ منتشر شد. خانواده‌اش بعداً مدرکی را از سوی مأموری رؤیت کردند که نشان می‌داد جسد خانم وانگ را در ساعت ۱ عصر از محل دادگاه برده بودند.

دستگیری‌های قبلی

بازداشت او در سال ۲۰۱۷، اولین بازداشت خانم وانگ نبود. طی ۱۸ سال گذشته، به‌خاطر حفظ باورش به فالون گونگ چندین بار دستگیر شده و دو بار به مدت دو و چهار سال به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شده بود.

بازداشت در سال ۲۰۰۶

خانم وانگ در ۱۳ آوریل ۲۰۰۶، سر کارش بود که به دست مأموران وانگ چینگه و وانگ چونمینگ از اداره پلیس دستگیر شد. آنها و مأمور جیا چی‌جیه به مدت سه ساعت او را مورد ضرب و شتم و توهین قرار دادند.

وانگ چونمینگ قبل از لگد‌زدن به سر و صورتش، درحالی‌که به موهایش چنگ انداخته بود او را روی زمین کشید. مقداری از موهایش کنده و صورتش به شدت متورم شد.

سپس سه مأمور سرش را بالا می‌گرفتند و به نوبت او را مورد ضرب و شتم قرار داده و به صورتش سیلی می‌زدند. آنها دفترچه تلفنش را بررسی کردند تا شواهدی مبنی‌بر گناهکاربودنش پیدا کنند.

خانم وانگ پس از سپری کردن این محنت‌ها به مدت دو سال به اردوگاه کار اجباری فرستاده شد.

بازداشت در سال ۲۰۱۳

خانم وانگ که پس از چهار سال حبس، در ماه اوت سال ۲۰۱۶، از زندان آزاد شد، شخصاً گزارشی از بازداشت خود در سال ۲۰۱۳ ارائه داد:

در ۱۱ مارس ۲۰۱۳، معاون رئیس، ما چینگ‌یوآن و مأمورانی از اداره پلیس لینکو به خانه‌ام حمله و سه کتاب فالون گونگ را توقیف کردند. آنها درباره من به رئیس‌شان، سان ژونگمین گزارش دادند.

حدود ۱۰ دقیقه بعد، سان با یک مأمور زن پشت در منزلم آمدند و از من خواستند که در را باز کنم.

هنگامی که هیچ کسی جوابی به آنها نداد، سان نام مرا با نعره‌ای بلند صدا کرد.

آنها ۱۰ دقیقه بعد رفتند، اما یک مأمور مرد دم درِ منزل همسایه‌ام مستقر شد تا مرا تحت نظر قرار دهد. مأمور مزبور تا تاریک‌شدن هوا آنجا ماند و سپس برای شام محل را ترک کرد.

بعداً او را دیدم که در سمت راست خانه همسایه‌ام ایستاده بود و خانه‌ام را تحت نظر داشت. درنهایت آنجا را ترک کرد و من حدود نیمه‌شب از خانه فرار کردم.

روز بعد، با مدیر بیمارستان، گائو فنگ تماس گرفتم تا به او اعلام کنم که باید آنجا را ترک کنم.

او گفت که می‌تواند ایمنی‌ام را تضمین کند و از من خواست که دوباره به سر کارم برگردم.

وقتی صبح روز ۱۴ مارس کار خود را آغاز کردم، مرا به دفترش برد و گفت: «ازآنجاکه مأموران کتاب‌های فالون گونگ را در خانه‌ات پیدا کردند، می‌خواهند وضعیت تو را درک کنند. من شما را تا اداره پلیس همراهی می‌کنم. همه چیز به‌خوبی پیش خواهد رفت و طولی نمی‌کشد که باز خواهیم گشت.»

او به من گفت که یونیفورم محل کارم را دربیاورم، اما من خودداری کردم و گفتم: «ازآنجاکه برمی‌گردیم، پس نیازی به درآوردن لباسم نیست.»

گائو به من دروغ گفته بود و گذاشت مرا دستگیر کنند.

آن روز عصر، رئیس و چند تن دیگر از مأموران پلیس خانه‌ام را زیر و رو کردند و چاپگر، دستگاه پخش دی‌وی‌دی، تلفن همراه، منگنه، چاقوی حکاکی، بیش از ۱۰۰ دی‌وی‌دی شن یون، کتاب‌های فالون گونگ، بیش از ۲۰۰ نسخه از هفته‌نامه مینگهویی، بیش از ۱۰۰ یوآن اسکناس که اطلاعاتی درباره فالون گونگ روی آنها چاپ‌ شده بود، عکس استاد لی هنگجی و مطالب اطلاع‌رسانی درباره فالون گونگ را با خود بردند.

همان شب مرا در بازداشتگاه بخش لینکو حبس کردند و شنیدم که کسانی که در بازداشت من شرکت کرده بودند پاداش دریافت کرده بودند.

زمان محاکمه‌ام برای یکی از روزهای جمعه در ماه ژوئن تعیین شد، اما روز دوشنبه مرا به دادگاه بردند.

وقتی وارد سالن دادگاه شدم، هیچ‌یک از اعضای خانواده‌ و دوستانم را ندیدم، فقط کارکنان دادستانی و دادگاه بودند و همچنین معاون رئیس اداره پلیس که با لباس شخصی در آنجا حضور داشت.

از مأموران دادگاه پرسیدم: «چرا خانواده‌ام نیامدند؟»

یکی پاسخ داد: «مطمئن نیستم که چرا نیامدند، باید آنها را مطلع می‌کردند.»

مسئولان دادگاه می‌ترسیدند که سایر تمرین‌کنندگان فالون گونگ، اعضای خانواده‌ام و وکلایم حضور داشته باشند، بنابراین مرا مخفیانه و غیرعلنی محاکمه کردند.

آنها زمان محاکمه‌ام را به خانواده‌ام اطلاع ندادند و به آنها به دروغ گفتند که محاکمه‌ام در روز ۲ ژوئیه برگزار خواهد شد. من به زندان محکوم شدم.

به حکم صادره اعتراض و تقاضای تجدید‌نظر کردم، اما حکم صادره پابرجا ماند.

در ۹ اکتبر سال ۲۰۱۳، به زندان زنان هیلونگ‌جیانگ منتقل شدم. در‌حالی‌که آنجا مدت محکومیتم را سپری می‌کردم، کارفرمایم مرا از کار اخراج کرد.

در ماه مه سال ۲۰۱۶، رئیس اداره پلیس، سان، متوجه شد که ممکن است به‌زودی آزاد شوم، به زندان رفت تا مرا تحت بازجویی قرار دهد.

«طبق قانون، می‌توانستند تو را بین سه تا هفت سال محکوم کنند. سه سال خیلی کوتاه است و هفت سال بیش از حد طول می‌کشد، بنابراین به چهار سال زندان محکوم شدی.»

به او گفتم: «شما هنوز کارت شناسایی‌ام را که در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۹۹ از من گرفتید به من بازنگرداندید. باید آن را به من بازگردانید.»

او با عصبانیت گفت: «هر وقت به خانه رسیدی آن را تو برمی‌گردانم! وقتی به خانه برگشتی، تو را از مزایای رفاه اجتماعی برخوردار کرده و همچنین شغلت را به تو برمی‌گردانم. بعد از بازگشت به خانه با تو درباره آن صحبت می‌کنم.»

زمانی که در تاریخ ۱۵ ژوئن سال ۲۰۱۶، از زندان آزاد شدم، مسئولان زندان درخواست کردند که فردی از اداره ۶۱۰ کار تحویل مرا انجام دهد. سان آمد.

در راه خانه، خانواده‌ام موضوع کارت شناسایی‌ام را به سان یادآوری کردند، اما سان آنها را از خود راند و گفت: «درباره این موضوع باید با رئیس اداره پلیس صحبت شود.»

وقتی خانواده‌ام از مزایای رفاه اجتماعی پرسیدند، او گفت: «باید ببینیم که او (با اشاره به من) چه نگرشی دارد.»

خانواده خانم وانگ چند بار پس از آزادی‌اش از مأموران کارت شناسایی‌اش را درخواست کرده بودند، اما آنها حاضر نشدند آن را به او بازگردانند یا به او کمک کنند از مزایای رفاه اجتماعی برخوردار شود. بنابراین خانم وانگ مجبور بود کارهای متفرقه انجام دهد تا به دیدارش با او خاتمه دهد و بعدها به شهر یینگ‌کو رفت.

گزارش‌های مرتبط:

ایجاد مشکل برای برای وکیل خانم وانگ گویلینگ از سوی مأموران اداره ۶۱۰، برای ملاقات با او