فالون دافا، فالون گونگ - سایت مینگهویی www.minghui.org چاپ

اخبار دیرمنتشرشده: مردی اهل جیانگشی پس از ده‌ها سال آزار و اذیت، شکنجه و تزریق اجباریِ دارو درگذشت

4 مه 2023 |   همکار مینگهویی در استان جیانگشی (چین)

(Minghui.org)

نام: شوجی‌آن
نام به زبان چینی: 徐吉安
جنسیت: مرد
سن: 77
شهر: نانچانگ
استان: جیانگشی
شغل: کارمند پخش ایستگاه تلویزیونی
تاریخ مرگ: 2019
تاریخ آخرین دستگیری: 2010
آخرین محل بازداشت: بازداشتگاه شماره 1 شهر نانچانگ

یکی از ساکنان شهر نانچانگ در استان جیانگشی، به‌دلیل حفظ ایمان خود به فالون گونگ، بارها مورد آزار و اذیت و حبس قرار گرفت. فالون گونگ یک تمرین تزکیه ذهن و جسم است که از سال 1999 به‌دست حزب کمونیست چین مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است. آقای شو جی‌آن درحالی‌که در زندان بود شکنجه شد و داروهای سمی به او خورانده شد. شکنجه‌های روحی و جسمی بر سلامتی‌اش تأثیر گذاشت و او در سال 2019 در 77سالگی درگذشت.

آقای شو جی‌آن

شروع تمرین فالون گونگ

آقای شو، متولد نوامبر1942، قبل از اینکه در سال 2002 بازنشسته شود، در قسمت پخش ایستگاه تلویزیونی استان جیانگشی کار می‌کرد. او قبل از اینکه در ژانویه1999 در 57سالگی تمرین فالون گونگ را شروع کند، به بیماری‌های زیادی مبتلا بود، ازجمله بیماری سل که در زمان خدمتش در ارتش در 20سالگی به آن مبتلا شد، بیماری قلبی در 30سالگی، و نیز برونشیت مزمن، گاستریت و بی‌خوابی. آنقدر ضعیف بود که نمی‌توانست هیچ‌یک از کارهای خانه را انجام دهد. عذاب جسمی باعث بدخلقی‌اش نیز شده بود. اغلب با همسرش دعوا می‌کرد و گاهی با همسایگانش درگیری پیدا می‌کرد.

آقای شو با تمرین فالون گونگ، نه‌تنها سلامتی خود را به دست آورد، بلکه به فردی صلح‌جوتر نیز تبدیل شد. او گفت که بالاخره فهمید داشتن یک زندگی شاد چه حسی دارد.

دستگیری به‌دلیل دادخواهی برای حق تمرین فالون گونگ

پس از اینکه رژیم کمونیستی چین در ژوئیه1999 دستور آزار و شکنجه فالون گونگ را صادر کرد، آقای شو بارها دستگیر و بازداشت شد.

او در اوت2000 به پکن رفت تا برای حق تمرین فالون گونگ دادخواهی کند و پس از پر کردن فرمی در دفتر استیناف پکن دستگیر شد. او روز بعد به جیانگشی بازگردانده شد.

آقای شو در 2اکتبر2000 درحالی‌که برای دادخواهی مجدد به پکن می‌رفت، در شهر باژو در استان هبی دستگیر شد. او هفت روز در بازداشتگاه شهر باژو حبس و سپس به نانچانگ بازگردانده شد، جایی که پلیس او را به یک صندلی فلزی دست‌بند زد. دست‌بندها به‌قدری سفت بود که مچ دستش را برید و باعث درد شدیدی برایش شد. سپس او را به بازداشتگاه شماره 3 شهر نانچانگ بردند. او در طول 9 روز بازداشت خود در آنجا، مجبور به تولید محصولاتی، آن‌هم بدون دستمزد، شد.

تزریق اجباری دارو در مرکز شستشوی مغزی و بیمارستان روانپزشکی

در 24ژانویه2001، سال نوی چینی 2001، آقای شو توسط دو تن از سرپرستان محل کارش به یک مرکز شستشوی مغزی برده شد، جایی که کارکنان به‌طور شبانه‌روزی او را تحت‌نظر داشتند. ازآنجاکه او پس از یک هفته شستشوی مغزی حاضر به انکار باورش به فالون گونگ نشد، به بیمارستان روانی استان جیانگشی منتقل شد.

در بیمارستان روانی، او یک تمرین‌کننده دیگر فالون گونگ، آقای لیو ییجون، را دید که در بیمارستان بیماری‌های عفونی نانچانگ کار می‌کرد. آقای لیو توسط بیماران در بیمارستان روانی مورد حمله و ضرب‌وشتم قرار گرفت.

وقتی همسر و فرزندان آقای شو به ملاقاتش رفتند، او تمرینات فالون گونگ را انجام می‌داد. همسرش تحت تأثیر تبلیغات رژیم کمونیستی که فالون گونگ را شیطانی جلوه می‌داد، محکم به میز کوبید و فریاد زد: «چرا بیمارستان کاری نکرد که او را از تمرین فالون گونگ بازدارد؟»

از آن زمان به بعد، بیمارستان آزار و شکنجه آقای شو را تشدید و داروهایی به او تزریق کرد که به سیستم عصبی آسیب‌ می‌رساندند. ازآنجاکه او در برابر تزریقات به‌شدت مقاومت می‌کرد، بیمارستان به بیماران دستور داد که او را روی تخت ببندند. این تزریقات دو هفته طول کشید و باعث شد آقای شو در همه‌جای بدنش احساس ناراحتی کند. وی نمی‌توانست لرزشش را متوقف کند و به‌طور مداوم بی‌قرار بود.

یک ماه بعد، کارفرمایش او را به مرکز شستشوی مغزی دیگری منتقل کرد. بیش از بیست تمرین‌کننده فالون گونگ توسط کارفرمایان خود به آنجا برده شده بودند. آن‌ها مجبور بودند هر روز کتاب‌هایی را که به فالون گونگ افترا می‌زدند بخوانند و ویدئوهای تبلیغاتی با مضامین افتراآمیز درباره فالون دافا را تماشا کنند. «کارشناسان» شستشوی مغزی نیز یکی‌یکی با آن‌ها صحبت و سعی می‌کردند آن‌ها را وادار کنند از ایمان خود دست بکشند. آقای شو یک ماه و چهار روز در آنجا حبس شد.

شکنجه و بازجویی پلیس

چند مأمور در 14مه2008 به‌زور وارد منزل آقای شو شدند و او را به دفتر امنیت ملی نانچانگ بردند. آن‌ها سؤالاتی از او پرسیدند درباره اینکه آیا تمرین‌کننده خاصی از شهرستان پویانگ را می‌شناسد یا خیر، و اینکه تمرین‌کنندگان در پویانگ مطالب فالون گونگی را که توزیع می‌کردند از کجا دریافت می‌کردند.

درحالی‌که آقای شو ساکت بود، مأموران او را مجبور کردند در مقابل دیوار بایستد، دود سیگار را به صورتش دمیدند و او را مجبور کردند درحالی‌که دستانش را بالای سرش نگه داشته بود، به‌حالت نیمه‌چمباتمه بنشیند. این شکنجه چند ساعت طول کشید. در شب او را با دستبند به تخت بستند که باعث می‌شد نتواند حرکت کند.

یوژانگ، رئیس زندان، یک شب به اتاق بازجویی آمد و تهدید کرد که اگر آقای شو اطلاعاتی را که می‌خواهند به آن‌ها ندهد، او را به زندان خواهد برد. لو یونگ، مدیر دفتر امنیت ملی نانچانگ، نیز از آقای شو بازجویی کرد. وقتی آقای شو سعی کرد حقایق مربوط به فالون گونگ را روشن کند، لو عصبانی شد و به سر او ضربه زد. یکی دیگر از مدیران پلیس نیز بارها با کیف خود به آقای شو ضربه زد. آقای شو در اعتراض به آزار و شکنجه دست به اعتصاب غذا زد.

چند روز بعد، لو و چند مأمور پلیس دیگر دوباره روی آقای شو کار کردند. آن‌ها پنجره‌ها را بستند، سایه‌بان‌ها را پایین کشیدند و دور دیگری از بازجویی را آغاز کردند. ابتدا آقای شو را مجبور کردند مقابل دیوار بایستد و دود سیگار را به صورتش دمیدند. سپس جوراب‌هایش را درآوردند و او را مجبور کردند روی قطعات یخ بایستد. بعد به‌مدت نیم ساعت او را از مچ دست آویزان کردند که باعث درد شدیدی در مچ دستانش شد. دو ماه بعد بازوهایش بی‌حس بود.

آقای شو بعداً متوجه شد غذایش که از کافه‌تریا می‌آمد همیشه قبل از اینکه به او داده شود، ابتدا به اتاق دیگری برده می‌شود. سپس فهمید که نگهبانان احتمالاً موادی سمی را به غذای او اضافه می‌کنند.

آقای شو بعداً به یک بازداشتگاه منتقل شد. در ازای آزادی او بیش از 10هزار یوان از خانواده‌اش اخاذی شد.

ادامه آزار و اذیت و درنهایت مرگ

آقای شو هنگام دیدار با یک تمرین‌کننده فالون گونگ دیگر در مارس 2009، توسط دختر آن تمرین‌کننده به پلیس گزارش و دستگیر شد. پلیس از او بازجویی کرد و کتکش زد، و با یافتن مطالب فالون گونگ در جیبش، او را به بازداشتگاه شماره 1 شهر نانچانگ برد. با وجود سرمای هوا، زندانیان آقای شو را مجبور کردند دوش آب سرد بگیرد. درنتیجه او دچار اسهال شدید، و یک هفته بعد آزاد شد.

یک روز در تابستان 2010 که آقای شو مشغول توزیع مطالب فالون گونگ در حومه نانچانگ بود، باران شروع به باریدن کرد. او در خانه‌ای پناه گرفت و یک دی‌وی‌دی به فرزند خانواده داد. سپس پدر آن کودک آمد و به او گفت: «خیلی وقت است که متوجه تو شده‌ام.» آنگاه با پلیس تماس گرفت و درنتیجه آقای شو دستگیر شد.

ازآنجاکه آقای شو حاضر نشد به سؤالات پلیس پاسخ دهد، و درعوض سعی کرد حقایق مربوط به فالون گونگ را روشن کند، رئیس پلیس به صورت او سیلی زد و فریاد زد: «اگر دوباره دستگیرت کنم، تو را در کیسه‌ای می‌گذارم و به داخل رودخانه می‌اندازم.»

پلیس محلی بار دیگر در اواسط آوریل2017 آقای شو را مورد آزار و اذیت قرار داد. آن‌ها خانه او را برای یافتن کامپیوترش جستجو کردند و از او سؤال کردند که آیا وب‌سایت مینگهویی را مرور می‌کند یا خیر. پلیس در 10مه دوباره آمد و خانه‌اش را بازرسی کرد.

آقای شو به‌دلیل ناراحتی روحی ناشی از آزار و اذیت مکرر و آسیب به بدنش که دراثر بدرفتاری و تزریق اجباری دارو در گذشته بود، با درد عمومی، و تورم در پاهایش دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد و کمرش قوز کرده بود. وی در سال 2019 در 77سالگی دار فانی را وداع گفت.

کلیۀ مطالب منتشرشده در این وب‌سایت دارای حق انحصاری کپی‌رایت برای وب‌سایت مینگهویی است. مینگهویی به‌طور منظم و در مناسبت‌های خاص، از محتوای آنلاین خود، مجموعه مقالاتی را تهیه خواهد کرد.