فالون دافا، فالون گونگ - سایت مینگهویی www.minghui.org چاپ

فاهویی چین | هنگامی که قلبم بر نجات مردم متمرکز است، استاد به من خرد می‌دهند

17 ژانویه 2015

(Minghui.org)

درود بر استاد محترم و هم‌تمرین‌کنندگان!

۶۶ سالۀ هستم و ۱۷ سال است که فالون دافا را تمرین می‌کنم. دافا به من زندگی و خرد جدیدی داده است. به مدرسه نرفتم و در‌نتیجه بی‌سواد بودم، اما می‌توانم تمام کتاب‌های استاد را بخوانم.

کتاب‌های فالون دافا را با پشتکار مطالعه می‌کنم و سه کار که استاد از تمرین‌کنندگان‌شان خواسته‌اند را انجام می‌دهم. خانه‌ام یک مکان مطالعه فا است و تمرین‌کنندگان هر روز بعد‌از‌ظهر برای بیش از سه ساعت به خانه‌ من می‌آیند. ما خودمان را مطابق با فا می‌سنجیم و یکدیگر را تشویق می‌کنیم تا با هم پیشرفت کنیم.

با مردم درباره فالون دافا صحبت می‌کنم و مطالب روشنگری حقیقت درباره این تمرین را توزیع می‌کنم. استاد نیک‌خواه خردم را باز کردند و به من حافظه خوبی دادند به‌نحوی‌که می‌توانم آنچه در کتاب‌های استاد یا مطالب روشنگری حقیقت می‌خوانم را به‌یاد آورم. از این‌رو وقتی با مردم صحبت می‌کنم نتایچ خوبی به‌دست می‌آورم.

مأموران پلیس باید به حقایق آگاه شوند

وقتی به خانه هم‌تمرین‌کننده‌ای می‌رفتم، از کنار یک تصادف رانندگی گذشتم. پلیس منتظر کارشناس بیمه بود و چند رهگذر تماشا می‌کردند. به سه مأمور پلیس نزدیک شدم و در‌خصوص فالون دافا و آزار و شکنجه به آنها گفتم و مقداری مطالب به آنها دادم. دو نفر از آنها مطالب را گرفتند، در‌حالی‌که نفر دیگر با عصبانیت به من نگاه کرد و مطالب را نگرفت. ناگهان زنی فریاد زد: «پسر تو شجاع هستی! حتی به پلیس هم مطالبت را می‌دهی. از بازداشت شدن نمی‌ترسی؟»

تحت تأثیر آن زن قرار نگرفتم و به‌آرامی گفتم: «خوب چه فرقی می‌کندکه آنها پلیس هستند؟ آنها هم موجودات ذی‌شعور هستند و تنها تفاوت در حرفه‌شان است. آنها هم زن و بچه دارند و آنها نیز آرزو می‌کنند که از مصیبت‌ها فرار کنند. آسمان حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) را نابود خواهد کرد، نه چین را. پدر و مادرهایشان به آنها زندگی داده‌اند، نه ح.ک.چ.

نمی‌دانی که سلسله‌ها تغییر می‌کنند؟ چینگ، مینگ، تانگ، سونگ و دیگر سلسله‌ها وجود داشتند. صرف‌نظر ا ز اینکه چقدر هر سلسله پیشرفته می‌بود، در پایان همه آنها به‌سوی نابودی رفتند. این قانون تاریخ است و هیچ‌کس نمی‌تواند از آن تخطی کند. ح.ک.چ در تضاد با آسمان است. اعضای ح.ک.چ فاسد هستند و مردم بی‌گناه را به‌قتل می‌رسانند، بنابراین آسمان آن را نابود خواهد کرد. عجله کنید و از عضویت آن خارج شوید.»

«حتی دانشمندان هم فهمیده‌اند که انسان‌ها روح دارند. مردم در اجتماع تزکیه‌کنندگان به آن روح اصلی می‌گویند. خدا روح اصلی شما را ایجاد کرده است. پدر و مادر شما فقط بدن گوشتی را به شما داده‌اند. والدین واقعی شما در آسمان هستند و آرزو می‌کنند که بتوانید نجات پیدا کنید.»

«بسیاری از مقامات به‌دلیل فساد بازداشت شده‌اند، آن فقط نگاهی سطحی به آن است. در‌واقع، آسمان آنها را به‌خاطر شرکت در آزار و شکنجه فالون دافا مجازات می‌کند. فالون دافا قانون بودا است و آن برای تزکیه بودا شدن است. فالون دافا به مردم آموزش می‌دهد که خوب باشند و تقوا جمع کنند. هرکسی که مخالف قانون بودا برود، آسمان مجازاتش می‌کند.»

آنها به‌آرامی گوش کردند و گاهی اوقات با موافقت سر تکان می‌دادند. آن زن رفتارش را عوض کرد و مأمور پلیسی که از گرفتن مطالب سرباز زده بود، درخواست کرد که آن مطالب را بگیرد. آنها همگی بسیار خوشحال بودند، از من تشکر کردند و از ح.ک.چ و تشکیلات وابسته به آن خارج شدند.

کارمندان اداره ۶۱۰ باید به حقایق آگاه شوند

افرادی پیرامون دکه تعمیر کفشی جمع شده بودند، بنابراین نزدیک شدم و حقایق فالون دافا را به آنها گفتم. همه آنها به دقت گوش کردند، به‌استثنای یک زن که حالتی خشک و بی‌روح بر چهره‌اش نگه داشته بود. به همه مقداری مطالب اطلاع‌رسانی دادم. وقتی یک نسخه به آن زن دادم، کلمه‌ای بر زبان نیاورد. یکی از آن افراد به من گفت: «او از اداره ۶۱۰ شهرمان است و مسئول ]آزار و اذیت[ فالون دافا است. چطور جرأت می‌کنی مطالبی به او بدهی؟»

پاسخ دادم: «مگر اداره ۶۱۰ چه چیز مهمی است؟ لی دونگ‌شنگ، رئیس آن اداره، بازداشت شده است. این یک قانون است که کارهای خوب پاداش داده می‌شوند و کارهای پلید مجازات خواهند شد. آنهایی که در آزار و اذیت مردم خوب شرکت کنند، هیچ‌کدام سرانجام خوبی نخواهند داشت.»

سپس رو به آن زن کردم و گفتم: «مهم است بدانیم باد به کدام سمت می‌وزد. عجله کنید و از حزب خارج شوید، این تنها راه برای نجات زندگی‌تان است. این موقعیت ارزشمندی برای شما است که به من گوش کنید تا به شما حقیقت را بگویم. موقعیت‌های زیادی مانند این وجود ندارند، امیدوارم این را از دست ندهید.» او لبخندی زد و مطالب را گرفت.

از او پرسیدم که آیا از ح.ک.چ و تشکیلات وابسته به آن خارج شده است و او پاسخ داد: «هنوز نه.» وقتی قبول کرد که خارج شود، مرتباً از من تشکر می‌کرد. گفتم: «از من تشکر نکن، از استاد من تشکر کن. شما باید درباره ظلم این آزار و شکنجه بسیار روشن باشید. اگر معلمم به ما نگفته بودند که شما را نجات دهیم، از شما صرف‌نظر کرده بودم.» از حالت چهره‌اش می‌توانستم بفهمم که فهمیده بود که آنچه انجام می‌دادم به‌نفع خودش بود.

فریب خورده توسط ح.ک.چ

وقتی درباره دافا صحبت می‌کنم به‌کرات با وضعیت مشابهی روبرو می‌شدم. وقتی از مردم می‌خواستم که از ح.ک.چ خارج شوند، ناگهان برخی از آنها مخالف من می‌شدند، برخی از آنها عصبانی می‌شدند و برخی حتی به من دشنام می‌دادند. آنها استدلال‌های مشابهی داشتند مانند اینکه حزب کمونیست برایت غذا و نوشیدنی تأمین می‌کند، اما تو بر ضد آنها هستی.

به این افراد می‌گویم که ح.ک.چ جنایات بسیاری مرتکب شده است. آسمان اجازه نخواهد داد این ادامه پیدا کند. طی سال‌های گذشته هنگام آزار و اذیت تمرین‌کنندگان از قانون پیروی نکرده‌اند. نوکران ح.ک.چ پارچه نمی‌بافند و هیچ محصولی تولید نمی‌کنند. آنها توده مردم را استثمار می‌کنند. آنها به مردم پاداش نمی‌دهند، بلکه آنها را آزار و اذیت می‌کنند.

استدلال دیگری که می‌شنوم این است که سیاست ح.ک.چ برای مردم سودمند است. پاسخم این است که ح.ک.چ زمین را از اجداد ما مصادره کرده است. سپس آنها زمینی که متعلق به افرادی مانند شما بود را به بهای بالایی فروختند و پولش را به‌جیب زدند. ح.ک.چ چین نیست، آن روح خارجی‌ای است که آمده تا مردم چین را نابود کند. زمان آن رسیده است که بیدار شویم. وقتی مردم بیدار شوند، ح.ک.چ از‌بین خواهد رفت. معمولاً استدلال‌هایم به‌خوبی پذیرفته می‌شوند.

«ای‌کاش زودتر آمده بودی»

سه مرد میان‌سال را دیدم که از یک اداره دولتی بیرون آمدند. به‌نظر می‌آمد که افراد مهمی هستند. در‌حالی‌که به آنها نزدیک می‌شدم، از استاد خواستم که به من نیرو بدهند و به آنها گفتم که برایشان برکت آورده‌ام. یکی از آنها پرسید که آیا من فالون دافا را تمرین می‌کنم.

گفتم: «به‌خوبی می‌دانیم که تحت سیاست ضد فساد، بسیاری از مقامات بازداشت شده یا عزل شده‌اند. حتی جیانگ زمین که فالون دافا را آزار و شکنجه کرد و در برداشت اعضای بدن از تمرین‌کنندگان زنده مشارکت داشت دیگر در مقامی نیست که دستور بدهد. آسمان به هر کسی فرصتی می‌دهد تا آینده خود را انتخاب کند. مادامی‌که مردم کمی قدرت دارند، فاسد می‌شوند. این حقیقت است.» یکی از آنها با آنچه گفتم موافق بود.

خیلی چیزها گفتم، ازجمله اینکه دافا از ابتدا در فهرست ۱۴ فرقه نبوده است اما بعداً توسط جیانگ و گروهش به آن اضافه شد. توضیح دادم که تمام آنچه او می‌خواست تحریک مردم به تنفر نسبت به فالون دافا بود. او اکنون می‌ترسد که جنایاتش آشکار شود و به میز محاکمه کشانده شود. آزار و شکنجه، قانون اساسی چین را نیز نقض می‌کند.

هر سه نفر مطالب آگاهی‌دهنده دافا و همچنین دی‌وی‌دی‌های شن‌یون و نرم‌افزار ضد سانسور را پذیرفتند. نه تنها آن، بلکه همگی تصمیم گرفتند از ح.ک.چ و تشکیلات وابسته به آن کناره‌گیری کنند.

یکی از آنها قبل از اینکه بروم گفت: «کاشکی زودتر آمده بودید، چراکه برخی از همکارانم قبل از ما از اینجا رفتند. جای تأسف است که آنها نتوانستند گفته‌های شما را بشنوند.»

رابطه‌ای تقدیری

شخصی را دیدم که در یک کمیته مسکونی کار می‌کند. درباره فالون دافا به او گفتم. به من خیره شد و گفت: «می‌دانی من چه کار می‌کنم؟ مدتی است تو را دنبال می‌کنم. تو همیشه در‌حال توزیع بروشور هستی و با مردم صحبت می‌کنی. تو خیلی شجاع هستی.»

به او گفتم: «اینکه مرا دنبال کردی فوق‌العاده است، به این معنی است که ما رابطه‌ای تقدیری داریم. تو شاهد بوده‌ای که نجات دادن مردم چقدر برایم سخت است. مردم فریب تبلیغات ح.ک.چ را خورده‌اند و از گرفتن مطالب می‌ترسند. انرژی و زمان زیادی صرف می‌شود تا تنها به یک نفر کمک کنیم تا حقیقت را درک کند. هزینه تولید همه مطالب توسط تمرین‌کنندگان پرداخت شده است و من زمان زیادی را صرف توزیع آنها می‌کنم. آزار و شکنجه متوقف نشده است و ما جانمان را به‌خطر می‌اندازیم تا با مردم درباره این تمرین صحبت کنیم. ما به‌دنبال پاداشی نیستیم؛ تنها امیدواریم که مردم بتوانند نجات پیدا کنند. امیدوارم در این‌باره فکر کنی و از انجام کارهای بد برای حزب پلید دست برداری.»

او بدون تأمل قبول کرد تا از ح.ک.چ خارج شود. نسخه‌ای از نرم‌افزار ضدسانسور را به او دادم. آن را گرفت و گفت: «بهتر است عجله کنی و از این‌جا بروی. نگذار کس دیگری تو را ببیند.»

درک حقایق فا

حقایق فا مبداء زندگی و هدف از آمدن به این دنیای انسانی را شرح داده است. زندگی ما بر روی زمین به‌خاطر رنج بسیار عظیمی که استاد برای ما تحمل کرده‌اند تغییر یافته است و زمان با‌ارزش و فشرده است. می‌دانم که نمی‌توانم تنبلی کنم و نجات دادن مردم هدف اصلی من است.

استاد به ما آموختند که به وضعیت اجتماعی، سن یا ظاهر افراد نگاه نکنیم، بلکه فقط با آنها مانند کسانی رفتار کنیم که خویشاوند استاد هستند، یا کسانی که رابطه تقدیری با من دارند و منتظرم هستند تا آنها را نجات دهم. این بسیار مهم است که موجودات ذی‌شعور به حقیقت درباره فالون دافا آگاه شوند.

وقتی با مردم صحبت می‌کنم، هیچ ترسی ندارم، چون می‌دانم که در‌حال انجام درست‌ترین کار دنیا هستم. تنها نیروهای کهن و عوامل شیطانی که در‌حال از‌بین رفتن هستند می‌ترسند. نسبت به هیچ‌کسی که با من نامهربان است احساس خشم یا تنفر ندارم، زیرا درک می‌کنم که آنها توسط ح.ک.چ یا تبلیغاتش فریب خورده‌اند یا اینکه تصورات و عقاید بشری فکر آنها را بسته است.

با نگاه به فهرستی از کسانی که از ح.ک.چ و تشکیلات وابسته به آن خارج شده‌اند، قلبم سرشار از قدردانی می‌شود. برای کسانی‌که می‌توانند نجات یابند بسیار خوشحالم. همچنین این موضوع به من کمک می‌کند تا کوشا بمانم. تمام این‌ها به‌خاطر نیک‌خواهی بی‌کران استاد است و نه به‌دلیل توانایی من.

امیدوارم مردم سراسر جهان بدانند که فالون دافا خوب است!

از استاد نیک‌خواه سپاسگزارم! از هم‌تمرین‌کنندگان سپاسگزارم!