فالون دافا، فالون گونگ - سایت مینگهویی www.minghui.org چاپ

فنلاند: رشد تمرین‎کنندگان فالون دافا در حین کمک به آگاه کردن مردم

23 مارس 2019 |   تمرین‎کننده فالون گونگ در فنلاند

(Minghui.org) کنفرانس تبادل تجربه فالون دافا در فنلاند 2019 در روز یکشنبه 17 مارس در هلسینکی برگزار شد. چهارده تمرین‌کننده فالون دافا در فنلاند تجارب‌شان را به اشتراک گذاشتند. تجارب به اشتراک گذاشته شده در این کنفرانس به تمرین‎کنندگان کمک کرد از یکدیگر یاد بگیرند، برای بهتر تزکیه کردن به درون نگاه کنند، و مأموریت‌های تاریخی‌شان را برای آگاه‎سازی مردم درباره حقیقتِ فالون دافا به انجام برسانند.

تمرین‎کنندگان فالون گونگ در کنفرانس تبادل تجربه فالون دافا در فنلاند 2019  شرکت کردند.

افراط نکردن

تمرین‎کننده‎ای جوان اهل ویتنام، پنج سال پیش زمانیکه تمرین را آغاز کرد، به زمان بسیار وابسته بود. او فکر می‎کرد برای تکمیل تزکیه‎اش وقت کافی ندارد، بنابراین در بسیاری از فعالیت‎ها شرکت کرد تا تلاش کند به پیشرفت اصلاح فا برسد. در نتیجه در زندگی روزمره‎اش به افراط رفت و ارتباط با خانواده‌اش را قطع کرد.

همانطور که به تدریج در تمرین بهبود یافت، متوجه شد که مردم بر اساس رفتار تمرین‎کنندگان، فالون دافا را قضاوت می‌کنند. به آرامی خودش را اصلاح کرد و روابط خوبی با خانواده‌اش پیدا کرد. پدرش دیگر تصور منفی از فالون دافا ندارد و عمه‎اش نیز تمرین را شروع کرده است.

نگاه به درون در مسائل کوچک

آقای ما از اینکه نمی‎توانست به‎طور حقیقی به درون نگاه کند ناراحت بود. هر بار که برای یافتن وابستگی‎هایش درونش را جستجو می‎کرد، هیچ وقت نمی‎توانست به‎طور عمیق درونش را جستجو کند و افکارش طبق اصول فا نبود. او گفت: «همچنین نمی‌توانستم  آن را به‎طور خوجوش انجام دهم.»

سپس آقای ما شروع به ازبر کردن فا کرد. «به‎تدریج متوجه شدم که نگاه به درون یعنی به‎طور مداوم تک تک افکارم را در برابر فا بسنجم. این برای این است که افکار، عقاید، رفتارها و وابستگی‎هایی را پیدا کنیم که هم‌سو با اصول فا نیستند و به‎طور مداوم آنها را از بین ببریم. این یک روند است.»

او یک مثال ارائه کرد. همسرش تمرین‎کننده نیست، اما گاهی اوقات رفتار آقای ما را با اصول فا مقایسه می‎کرد. یکبار از آنجا که آقای ما باید خانه را به زودی ترک می‎کرد، ظروف را با عجله شست. ظروف بسیار تمیز نبودند. همسرش درباره آن اظهار نظر نکرد و اصرار داشت که قبل از رفتن زمین را تِی بکشد. او ناراحت شد، و فکر کرد اگر همسرش می‌خواست می‎توانست کارهای زیادی را پیدا کند که آقای ما کل روز را مشغول انجام دادنشان شود. با رنجش و با عجله زمین را تِی کشید. همسرش متوجه شد که زمین نیز به‌درستی پاک نشده و به‎آرامی گفت: «فکر نکنم فردی که حتی نمی‎تواند چند کار خانه را به‎خوبی انجام دهد، بتواند در آینده در تمرینش موفق شود.»

آقای ما گفت: «دیدگاهش مرا شگفت زده کرد، و فکر کردم شاید استاد از طریق همسرم با من صحبت می‎کردند. به درون نگاه کردم و وابستگی‎ام به عجله در کارها، گله و شکایت و نادیده گرفتن چیزهایی که فکر می‎کرد مهم نیست را پیدا کردم.»

وابستگی‎های دیگران انگیزه‎ای برای نگاه به درون

خانم دونگ باید در محل کارش جلسات آموزشیِ حرفه‌ای برگزار می‎کرد و معتقد بود اگر سختگیر نباشد نمی‎تواند کارش را به‎خوبی انجام دهد. آموزه‎های فالون دافا باعث شد او متوجه شود که این یک وابستگی است که باید از بین برود. درست وقتی به این نقطه ضعفش پی برد، متوجه شد سایر تمرین‎کنندگان نیز وابستگی به سختگیری را دارند. به این فکر کرد که آیا همچنان این وابستگی را دارد، و متوجه شد هنوز این وابستگی را دارد.

او گفت: «این وابستگی در یادگیری زبان فنلاندی ظاهر شد. ابتدا می‎خواستم حقیقت را روشن کنم و مردم را نجات دهم و بتوانم با تمرین‎کنندگان فنلاندی صحبت کنم. همانطور که سخت‎تر شد، پیشرفتم آهسته شد، بنابراین زمان بیشتری را صرف یادگیری آن کردم، و گاهی اوقات حتی تمرینات را انجام نمی‎دادم. هنوز برایم بسیار سخت بود و وضعیت سلامتی‎ام بدتر شد. به درون نگاه کردم اما مشکل را به‎طور حقیقی حل نکردم. نمی‌خواستم تسلیم شوم زیرا می‎خواستم در آن عالی باشم. این وابستگی به سختگیری بود! آن را درک نکردم تا زمانی که این وابستگی را در تمرین‎کننده دیگری دیدم. به درون نگاه و از این فرصت برای بهبود خودم استفاده کردم.»

درک تمرین‎کننده غربی

یک تمرین‎کننده غربی فنلاندی تجربه‎اش را به اشتراک گذاشت: «وقتی کاری به من واگذار می‎شود، آن فرصتی برای تزکیه است. تا وقتی کاری که به شما واگذار شده را امتحان نکنید، هرگز نمی‎دانید که آیا قادر به انجام آن هستید یا خیر. اگر انجام کاری را قبول نکنید، ممکن است فرصتی دیگری وجود نداشته باشد. نجات مردم چیزی است که اکنون باید در نظر داشته باشم. می‎دانم که می‎توانم از استاد لی (بنیانگذار) درخواست کمک کنم. اما وقتی بیش از حد فکر می‎کنم، اشتباه می‎کنم.»