اخیراً، از طریق تبادل تجربه کردن با هم‌تمرین‌کنندگان، درباره‌ی هماهنگی کردن با همدیگر هم‌چون یک بدن درک بیشتری پیدا کردم. شیطان جداسازی‏های بسیاری درمیانِ تمرین‌کنندگان فالون دافا ایجاد کرد تا ما را بخش‏بخش کند. بااین‌حال، تا زمانیکه ما با یکدیگر هماهنگی و همکاری کنیم، بسیار نیرومند خواهیم شد. بعضی از هم‌تمرین‌کنندگان از آزار و شکنجه‌ي بسیاری رنج بردند و شکنجه و آزار هنوز هم‌چنان ادامه دارد. یک علت برای چنین وضعیت‌هایی این است که ما یک بدن واحد را شکل نداده‌ایم. من فکر می‌کنم که اگر همه‌ی تمرین‌کنندگان یک بدن شوند، شیطان نابود می‌شود!

من هر روز در وب‌سایت Clearwisdom، گزارشات بسیاری درباره‌ی تمرین‌کنندگانی که دارند آزار و شکنجه می‌شوند را می‌خوانم. از آنجایی که نمی‌دانستم در این‌باره چه کنم، خیلی غمگین بودم و سست و بی‏حال شده بودم. سرانجام فهمیدم که باید کاری کنم. در ابتدا، اطلاعات تلفنی افراد بداندیش محلی‌ای را که در آزار و شکنجه دست داشتند جمع‌آوری کردم. ازطریق موبایل، یک پیغام روشن‌گری حقایق برایشان فرستادم، که به‌آنها در این‌باره آگاهی می‌داد که در جوامع بین‌المللی افشا شده‌اند. پیغام همچنین این حقیقت که «نیکی پاداش می‌گیرد و بدی با کیفر مواجه می‌شود» را به‌ آنها می‌گفت.

سپس‌ هرشب، به‌طور ویژه برای نیرومند کردن هم‌تمرین‌کنندگان محلی که داشتند آزار و شکنجه می‌شدند،‌ ‌یک یا دو بار اضافه افکار درست فرستادم. همچنین، برای ازبین رفتن شیطان افکار درست فرستادم. من قبلاً خودخواه، بی‌حس و تنبل بودم، به فا کاملاً ایمان نداشتم. درنتیجه خودم را در پروژه‌ی فرستادن افکار درست برای کمک به هم‏‌تمرین‏‌کنندگان کاملاً جذب و همگون نکردم. من از این توجیه که سرم خیلی شلوغ است استفاده می‌کردم،‌ درحالیکه درواقع، آن از وابستگی خودخواه بودن ناشی می‌شد.

من برای مدتی به فرستادن افکار درست ادامه دادم تا به چند هم‌تمرین‌کننده‌ی محلی کمک کنم. یک روز فهمیدم که یکی از آن هم‌تمرین‌کنندگان از بازداشت غیرقانونی آزاد شده است. خیلی خوشحال بودم، چون‌که کاری که باید می‌کردم را انجام داده بودم. بااین‌حال، انتظار نداشتم که افکار درست فرستادن من، آن‌قدرها نیرومند باشد. پس از آن،‌ هرچند روز یکبار،‌ یکی دیگر از آن هم‌تمرین‌کنندگان محلی از حبس غیرقانونی آزاد می‌شد. من شگفت‌زده شده بودم. می‌دانم که آن، فقط به‌واسطه‌ی نیروی خود من نبوده است،‌ بلکه به‌واسطه‌ی خودِ آن تمرین‌کنندگان و هم‌چنین بقیه‌ی هم‌تمرین‌کنندگان نیز بوده است. بااین‌حال،‌ به‌روشنی می‌دانم که پس از آنکه درک‌ و فهم خودم را بهبود بخشیدم، کمک کردم. احساس خوش‌بختی و خوشحالیِ زیادی می‌کنم.

هنگامی‌که شب‌هنگام، احساس تنبلی می‌کنم و می‌خواهم برای خودم توجیهاتی برای نفرستادن افکار درست پیدا کنم، به خودم یادآوری می‌کنم: «تنبل نباش. خودخواه نباش. فرستادن افکار درست همراه با هم‌تمرین‌کنندگان درواقع بهترین نمایشِ هماهنگی‌کردن مثل یک بدن است.»