(Minghui.org) ادامه قسمت اول

فا ما را ملزم می‌کند که نیروهای کهن را نفی کنیم. بعضی تمرین‌کنندگان مدت‌های طولانی فا را مطالعه می‌کنند بدون آن‌که به روشن‌بینی جدیدی درباره آن دست یابند. بعضی اغلب دربارۀ آن صحبت می‌کنند، اما نمی‌دانند چگونه به آن عمل کنند. سایرین نیز بر اساس تشخیص‌شان درکی از فا دارند، اما هنوز افکارشان تا حدی درباره آن مبهم است.

سایرین برخی از آزار و اذیت‌های نظم و ترتیب داده شده توسط نیروهای کهن را نفی می‌کنند، اما هنوز بعضی جنبه‌های آن را می‌پذیرند. سپس نیروهای کهن از آن فرصت برای آزار و اذیت آن‌ها استفاده می‌کنند. به درک من، نه‌تنها اعمال‌مان باید با فا هماهنگ باشد، بلکه اصول فا باید در قلب‌‌مان نیز حضور داشته باشد.

جذب نشدن در فا برابراست با پذیرفتن آزار و شکنجه

بعضی از تمرین‌کنندگان واقعاً نمی‌دانند که «جذب شدن در فا» به چه معناست. معتقدم آزار و شکنجه‌ طولانی‌مدتی که تمرین‌کنندگان تجربه می‌کنند ناشی از درک نکردن فا و جذب نشدن در آن است. بنابراین، نیروهای کهن بهانه‌ای برای آزار و اذیت ما دارند.

استاد بیان کردند:

«تک تک کارها را با فا بسنجید. فقط این‌گونه عمل کردن تزکیه واقعی است.» ( هنگ‌یین، تزکیه راسخ)

درک من این است که وقتی هر چیزی را منطبق با اصول فا انجام می‌دهید، وقتی هر فکر و عملی بر پایه اصول حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری باشد، نشانگر این است که ذهن شما در فا جذب شده و به استانداردهای فا در آن سطح رسیده است. هنگامی که شما به بهترین نحو در راستای هماهنگی با فا عمل می‌کنید، آن استانداردها ارتقاء داده می‌شوند و شما همواره در حال جذب شدن در فا هستید.

استاد بارها دربارۀ مسئله ایمنی صحبت کرده‌اند، اما بعضی تمرین‌کنندگان هنوز به آن توجه نمی‌کنند و بر اساس عقاید بشری خود رفتار می‌کنند. با افتخار می‌گویند «هیچ ترسی» ندارند. در نتیجه، بعضی آزار و شکنجه می‌شوند. به‌نظر می‌رسد که این اتفاق همه جا می‌افتد. زمانی که تمرین‌کنندگان فا را مطالعه می‌کنند، اما جذب آن نشده‌اند این اتفاق می‌افتد، پس بهانه‌ای به دست نیروهای کهن می‌دهند تا مورد آزار و اذیت قرار بگیرند.

فراتر از فای دنیای سه‌گانه و کارمای بیماری

قبل از این‌که آزار و شکنجه آغاز شود، بسیاری از تمرین‌کنندگان نمی‌دانستند «تزکیه ورای سه‌قلمرو» (جوان فالون چیست. بعضی تمرین‌کنندگان تا به امروز هم درک روشنی در این‌باره ندارند و با کارمای بیماری به دردسر افتاده‌اند.

در آموزش فا در کنفرانس فا برای دستیاران در چانگچون بیان شده:

مرید: «بعد از رسیدن به فراسوی فای دنیای سه‌گانه آیا بدن شخص هنوز علائم کارمای بیماری را نشان می‌دهد؟
استاد: خیر. اما بدن تزکیه‌کنندگان ما امروزه دروناً آشفته شده است. اما همه در حال تنظیم شدن هستند. در هر روش درست تزکیه، وقتی شخص به فراسوی سه‌قلمرو می‌رود، شرایط داشتن کارمای بیماری دیگر در بدنش ظاهر نمی‌شود. قطعاً نمی‌شود. اما پیش از رسیدن به این وضعیت هنوز با دیگران دچار تضاد می‌شود و اختلافات شین‌شینگی در جامعه مردم عادی خواهد داشت، تا زمانی که به کمال برسد.»

بسیاری از تمرین‌کنندگان فقط معنای ظاهری را درک می‌کنند. ازآنجاکه پس از بیست سال تزکیه، هنوز علائم بیماری دارند، فکر کردند که هنوز در فای دنیای سه‌گانه هستند. وقتی تجربیات سایر تمرین‌کنندگان را می‌خوانند و می‌بینند که دیگران به‌خوبی تزکیه می‌کنند، از خودشان ناامید و افسرده می‌شوند.

در کنفرانس فای نیویورک 2016، از استاد این سؤال پرسیده شد:

«مرید: استاد آموزش داده‌اند که مریدان قبل از 20 ژوئیه 1999 همگی به موقعیت‌های خود هل داده شدند....
استاددر واقع، من هر تزکیه‌کننده‌ای را به موقعیت خود به بالا هل دادم. افراد می‌توانستند آن را در آن زمان احساس کنند و برخی توانستند آن را ببینند.»

بعضی تمرین‌کنندگان باتجربه و قدیمی حتی پس از این‌که استاد آن‌ها را به موقعیت‌شان هل داد، هنوز فکر می‌کنند در فای دنیای سه‌گانه هستند. آن‌ها فکر کردند که توانایی مادرزادی‌شان ضعیف است و عزت نفس‌شان را از دست ‌دادند.

بعضی تمرین‌کنندگان بعد از اینکه شاهد بودند تعداد زیادی از تمرین‌کنندگان باتجربه و قدیمی در حال تجربه کارمای بیماری هستند دچار افراط شدند. باور کردند که این تمرین‌کنندگان در فای دنیای سه‌گانه هستند که با سخنان استاد در تناقض بود. آن‌ها به‌تدریج درباره فا دچار تردید شدند و از باورشان دست کشیدند.

در پایان، خودِ این تمرین‌کنندگان دچار بیماری شدند. نیروهای کهن از این بیماری‌ها استفاده کرده تا به آنها درس‌هایی را بیاموزند، چراکه آن‌ها درک روشنی از اصول فا درباره بیماری نداشتند. به این تمرین‌کنندگان نشان داده شد کجا گیر کرده و نقاط‌ ضعف‌شان کجاست. اگر به آن پی نمی‌بردند و آگاه نمی‌شدند، این به دوری باطل تبدیل می‌شد.

درحقیقت، فا هماهنگ‌ است. این تمرین‌کنندگان به‌درستی فا را درک نکردند، برای خود مانع‌ ایجاد کردند و باعث تضادهای درونی شدند.

استاد بیان کردند:

«برخی از افراد که قبلاً بیماری داشتند به‌محض این‌که تزکیه‌ دافا را شروع کردند بهبود یافتند و واقعاً معالجه شدند. اما نیروهای کهن برای این‌که وابستگی‌های شما را بردارند و آزمایش کنند که آیا الزامات را دارا هستید یا خیر، باعث شدند که هر جایی که نقطه‌ اصلی بیماری پیشین‌تان بود درد داشته باشد، یا بیماری دوباره برگردد، به‌طوری که علائم دقیقاً مشابه باشند،‌ همگی برای این‌که ببینند آیا شما به دافا ایمان دارید. وقتی این اتفاق بیفتد چگونه قرار است خود را اداره کنید؟ بشری یا خدایی-- تفاوت فقط در یک فکر نهفته است. اگر آن‌چه بروز کند یک فکر‌ِ درست باشد، و شما این حالت را بگیرید که تمامی این‌ها دروغین هستند، که این نیروهای کهن هستند که مداخله می‌کنند، و به‌ خودتان یادآوری کنید که چه مدت است که دافا را تزکیه‌ کرده‌اید و این‌که چنین چیزی ممکن نیست، اگر این فکر واقعاً از درون بیاید، بلافاصله مشکل ناپدید می‌شود. اما این صرفاً چیزی نیست که شما بگویید و بعد قادر باشید به آن برسید. آن نوع فکر‌ِ‌ درست‌ِ استوار از درون شما می‌آید و این چیزی سطحی یا این‌که فقط به زبان بگویید نیست.» (آموزش فا ارائه شده در کنفرانس فای نیویورک 2010)

بسیاری از بیماری‌های تمرین‌کنندگان، توهمی است که نیروهای کهن برای آزمایش آن‌ها بوجود آورده‌اند. بعضی تمرین‌کنندگان در آزمون شکست می‌خورند، آن‌ها با آن توهم مانند یک بیماری رفتار کرده و رنج می‌کشند. همان‌طور که در قسمت اول ذکر کردم، تمرین‌کننده الف به‌درستی آگاه و روشن‌بین نشده بود و آزمون بیماری که توسط نیروهای کهن به او تحمیل شد بود را پذیرفت.

وضعیت دیگری نیز وجود دارد. بعضی تمرین‌کنندگان این جسم فیزیکی‌شان را کل هستی وجودشان درنظر می‌گیرند.

استاد بیان کردند: «و آن‌ها تصویر خود را داشته و در بدن شما وجود دارند و هر سلول و هر یک از اعضای‌تان تصویر و پیام‌های شما را با خود دارند. بدین ترتیب بی‌نهایت پیچیده است.» (جوآن فالون) استاد همچنین ذکر کردند: «تمام بدن‌های داخل سه قلمرو «بدن‌های بشری» نامیده می‌شوند.» (آموزش فا در کنفرانس فا برای دستیاران در چانگچون)

درک من از این سخن استاد این‌گونه است: یک سلول در هر سطحی، خود یک بدن است و به‌عنوان یک سلول یا ذره در این بُعد نشان داده می‌شود. شاید، بدن‌ها در بسیاری از بُعدهای درون سه‌قلمرو تا فراتر از فای دنیای سه‌گانه تزکیه کرده‌اند که متناظر با بسیاری از سلول‌ها در جسم فیزیکی شما هستند. آن‌ها دیگر کارمای بیماری ندارند. اما، سلول‌هایی که به‌خوبی تزکیه نکرده‌اند، هنوز کارمای بیماری دارند، پس قسمت‌هایی از بدن‌تان بیماری خواهند داشت. بدن تزکیه شده یک فرد که شامل بدن‌ها در سطوح بالای فراتر از فای دنیای سه‌گانه است به یکدیگر متصل شده تا یک بدن واحد را تشکیل دهند.

پس از درک اصول فا درباره کارمای بیماری و اینکه دیگر به سطوح تزکیه وابستگی نداشته باشیم، باید همانند زمانی که برای اولین بار فا را به‌دست آوردیم با جدیت و پشتکار تزکیه کنیم. نیروهای کهن، دیگر بهانه‌ای برای آزار و اذیت ما ندارند و نفی این آزار و اذیت برای ما آسان‌تر خواهد بود.

تزکیه اصلاح فا و کارمای بیماری

استاد بیان کردند:

«جز برای شاگردان جدیدتر، از ۲۰ ژوئیه ۱۹۹۹ به بعد، استاد هیچ آزمایش تزکیه‌‏ شخصی برای شما درست نکرده است، و علتش این است که در مجموع تزکیه‌‏ شخصی شما از هر نظر تغییر کرده، به طوری که در جهت نجات موجودات ذی‌‏شعور و اعتباربخشی به دافا است.» (آموزش فا طی جشن فانوس سال 2003 در کنفرانس فای غرب ایالات متحده)

هر تمرین‌کننده‌ای معنی حقیقی این سخنان را می‌داند. تمرین‌کنندگان باتجربه و قدیمی که تزکیه‌شان را از قبل از 20 ژوئیه 1999 شروع کردند، اکنون آزمون‌های شخصی شین‌شینگ یا کارمای بیماری را تجربه می‌کنند، چون حالا توسط نیروهای کهن مورد مداخله قرار می‌گیرند. این تمرین‌کنندگان قدیمی توسط استاد به موقعیت‌شان هل داده شده‌اند و تمام سختی‌های تزکیه شخصی‌شان را قبلاً گذرانده‌اند. نیروهای کهن مداخله اضافی را بر آنها تحمیل کردند، زیرا شین‌شینگ این تمرین‌کنندگان در سطحِ موردِ نیازشان نبود و درک‌شان از اصول فا محدود بود. استاد از این مداخله به‌عنوان فرصتی برای آن‌ها استفاده کردند تا بتوانند بیشتر خودشان را بهبود ببخشند.

دیده‌ایم که بیماری‌های بسیاری از تمرین‌کنندگان قدیمی حدود ده سال پیش کاملاً برداشته شد، اما هنوز آن‌ها کاملاً به فا یا استاد باور ندارند. عقاید بشری آنها درباره بیماری هنوز حذف نگشته و بیماری را پذیرفته‌اند. آنها نگران بودند، شک داشتند. مراقب تغذیه‌شان، رژیم‌شان و استراحت‌شان بودند. آن‌ها در جستجوی راه‌های دیگر بودند و به آن شیوه‌ها متکی بودند. خشمگین بودند، لاپوشانی می‌کردند و حتی به‌دنبال راه‌حل جایگزین بودند.

ذهن‌شان پاک نبود و از چنین فکرهایی پر بود. بیماری‌هایشان ادامه پیدا می‌کرد و نیروهای کهن به شکنجه دادن آن‌ها توسط کارمای بیماری ادامه می‌دادند. به این نکته روشن‌بین شدم که استاد از آزمایش‌های نیروهای کهن استفاده کردند تا تزکیه تمرین‌کنندگان را بهبود ببخشند. استاد نمی‌خواهند ببیند که آزمون‌ها برای مدتی طولانی ادامه پیدا کنند. استاد می‌خواهند تمرین‌کنندگان این نظم و ترتیب‌ها را کاملاً نفی کرده و سریعاً آزمون‌ها را پشت سر بگذارند.

مثال‌های زیادی مانند این در وب‌سایت مینگهویی منتشر شده است. تمرین‌کنندگان توانستند آزمون‌های کارمای بیماری را توسط نفی کامل نیروهای کهن گذرانده و به درون نگاه کنند. آزمون‌ها را به سرعت پشت سر می‌گذارند. معجزه‌های آن‌ها به فا اعتبار بخشیده و مردم اطراف خود را نجات می‌دهند. اگر ذهنیت آن‌ها پر از بیماری بود نمی‌توانستند این‌کار را انجام دهند.

قاطعانه در برابر عقاید بشری بایستیم

در بخش مقالات تبادل تجربه وب‌سایت مینگهویی، چند مقاله با موضوع کارمای بیماریِ تمرین‌کنندگانی که دستگیر شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند. فکر اولیه این افراد با هم متفاوت بود. تمرین‌کننده‌ای فکر کرد: «من خوب خواهم شد و چیزی نمی‌تواند مرا تحت تأثیر قرار دهد.» این تمرین کننده حقیقت دافا را به مردم اطرافش گفت و در مدت کوتاهی آزاد و به خانه فرستاده شد.

تمرین‌کننده دیگری با خود فکر کرد: «من شکست خورده‌ام.» او به مرکز شستشوی مغزی فرستاده شد و ضمانت‌نامه‌ای نوشت تا آزادی خود را تأمین کند. تمرین‌کننده دیگری با خود گفت: «چه‌کار می‌توانند با من کنند؟ پانزده روز حبس بیشترین چیزی است که نصیبم خواهد شد.» آن تمرین‌کننده ترسی نداشت و پانزده روز بعد آزاد شد.

بسیاری از تمرین‌کنندگان شاید بتوانند این ماجراها را به آموزه‌های استاد در کتاب جوآن فالون درباره خانم مسنی که با ماشینی تصادف کرد ربط دهند. استاد گفتند: ««ما می‌گوییم که‌ یک پیامد خوب‌ یا بد از یک فکرِ آنی می‌آید. تفاوت در یک فکر، به نتایج‌ مختلفی‌ منجر می‌شود.» (جوآن فالون)

چرا بعضی از ما بعد از مدت مدیدی مطالعه فا هنوز نتوانستیم به معنای حقیقی آن روشن‌بین شویم؟ معتقدم دلیل آن این است: بعضی تمرین‌کنندگان فا را به‌طور سطحی مطالعه می‌کنند و ذهن‌شان روی فا متمرکز نیست. بعضی فا را طوری می‌خوانند انگار در حال ذکر متون مقدس بودا هستند و برای مدت طولانی روح اصلی آن‌ها درک بهتری از فا نداشته است. آن‌ها در زندگی‌ روزانه‌شان به درون نگاه نمی‌کنند یا کارها را مطابق با فا انجام نمی‌دهند. درک آن‌ها به‌طور سرسختانه‌ای در یک سطح باقی می‌ماند. وقتی سایرین این نکته را به آن‌ها گوشزد می‌کنند، آن را رد می‌کنند. آن‌ها نمی‌توانند از شر وابستگی‌های‌شان رها شوند. این وابستگی‌ها شکاف‌هایی را برای سوء استفاده نیروهای کهن باقی می‌گذارد.

(ادامه دارد.)