(Minghui.org) امسال خیلی سریع گذشت. اعمالم در طول این سال را مرور کردم: فا را مطالعه کردم، با پشتکار تزکیه کردم و برای نجات موجودات ذیشعور، ازطریق تلفن با مردم تماس گرفتم. دستاوردهایی داشتم و درسهایی هم گرفتم. در طول امسال هر روز در جلسات مطالعه گروهی فا شرکت کردم.
ازطریق مطالعه فشرده فا، خودم را در فا غرق کردم و پیوسته توسط فا پاکسازی شدم. درحینِ تماسهای تلفنی، مدام خودم را تغییر دادم و اصلاح کردم و شینشینگم رشد کرد. همچنین شاهد اثرات خاصی در نجات موجودات ذیشعور بودم.
در اینجا مایلم این مسئله را با همتمرینکنندگان به اشتراک بگذارم که در طول سالی که گذشت چگونه خودم را تزکیه کردم، و چگونه با برقراری تماس تلفنی از طریق پلتفرم نجات، حقایق را برای مردم روشن کردم.
حضور مداوم در مطالعه گروهی فا و خوب مطالعه کردن فا، از نظر کمی و کیفی
در پلتفرم نجات، هر روز دو تا سه فصل از جوآن فالون، کتاب اصلی فالون دافا، را میخواندم و بهمدت دو ساعت جوآن فالون را از بر میخواندم. سخنرانیهای جدید استاد را نیز مطالعه میکردم. این کار را فقط یک روز، یا یک ماه یا برای مدتی انجام نمیدادم، بلکه بهطور مداوم هر روز انجامش میدادم. بنابراین نهتنها تضمین میشد که زمانی را به مطالعه فا اختصاص میدهم، بلکه کمکم میکرد از همه موقعیتهایی اجتناب کنم که بهتنهایی مطالعه کردن در آنها ممکن بود به سست شدنم منجر شود.
در طول روند مطالعه فا متوجه شدم که با مطالعه هر روز فا یا مطالعه مقدار مناسبی از فا، لزوماً فا را کسب نخواهیم کرد. اینگونه نیست. آنچه بسیار مهم است، طرز فکرمان هنگام مطالعه فا است.
استاد بیان کردند:
«اما یک چیز وجود دارد: زمانی که فا را مطالعه میکنید، آن را در حالی که به برخی وابستگیها چسبیدهاید انجام ندهید. مجبورید ذهنتان را آرام کنید و بهطور حقیقی درحال مطالعه فا باشید. با نوعی قصد در ذهن مطالعه نکنید. وقتی فا را مطالعه میکنید، نمیتوانید بگذارید ذهنتان سرگردان شود یا درحین مطالعه فا درباره چیزهای دیگر فکر کند. نمیتوانید چنین کاری کنید، وگرنه هیچچیز یاد نمیگیرید. وقتی فا را مطالعه میکنید تنها فا را مطالعه کنید. هیچ مداخلهای نباید بتواند مطالعه فایتان را تحت تأثیر قرار دهد.» («آموزش و تشریح فا در کنفرانس فا در متروپولیتن نیویورک»)
به این درک رسیدم که براساس الزامات استاد، فرد هنگام مطالعه فا، با طرز فکر احترام خالصانه به استاد و دافا، بدون داشتن هیچ فکر یا وابستگی در طلب بودن، و با متمرکز ماندن، میتواند به نتایج عالی دست یابد. در غیر این صورت، اگر قرار باشد فا را بدون تمرکز و دقت صرفاً مطالعه کند، نتایج آنقدرها عالی نخواهد بود. هدف از مطالعه بیشتر فا و درک واضح اصول فا، این است که آن مرا در تزکیه کردن بهطور استوار و جذب شدن در دافا راهنمایی کند. مهم نیست در مسیر تزکیه خود با چهچیزی مواجه میشویم، خواه موضوعی کوچک باشد یا بزرگ، میتوانیم از فا برای ارزیابیاش استفاده کنیم.
کسب واقعی فا به چه معناست؟ به درک من باید آنچه میگوییم و آنچه انجام میدهیم مطابق با معیار حقیقت، نیکخواهی، بردباری باشد. ما از اصول فا بهعنوان راهنمای خود برای غلبه بر مشکلات و عبور از میان انواعواقسام محنتها و گام برداشتن درست در مسیر تزکیهمان استفاده میکنیم.
پس از اینکه جوآن فالون را مکرراً مطالعه کردم و فا را از بر خواندم، وقتی با تضادهای شینشینگی در محیطهای مختلف مواجه میشدم، فای مرتبط با آن تضاد به ذهنم میآمد. بنابراین میدانستم در هر موقعیتی باید چطور عمل کنم. در بسیاری از موارد، میتوانستم شینشینگم را حفظ کنم و کارها را بهخوبی انجام دهم.
تزکیه مداوم درحین برقراری تماس تلفنی: وقتی شینشینگم رشد کرد، روشنگری حقیقتم مؤثرتر شد
روند تماس گرفتن ازطریق تلفن با مردم نیز نيز روندی از تزكيه خودم است. وقتی شینشینگم رشد میکند، قدرتم برای نجات موجودات ذیشعور بیشتر میشود. در سال 2021، در هر تلاش موردی ویژه در پلتفرم نجات مشارکت کردم. بیش از 20 تلاش از این دست انجام شد و با شماره تلفنها در بیش از 850 بسته تماس گرفتم.
درحین تماسها با مردم ازطریق تلفن، با انواع سناریوها و افرادی با انواعواقسام شخصیتها برخورد میکردم که استقامتم را آبدیده میکردند و اضطراب، ذهنیت رقابتجویی، وابستگی به کسب نتیجه، ذهنیت خودنمایی و سایر وابستگیهایم را از بین میبردند. کمکم نیکخواهیام ظاهر شد. میتوانستم خودم را جای موجودات ذیشعور بگذارم. شینشینگم رشد کرد، وضعیت ذهنیام پایدارتر شد و در تماسهای تلفنیام مؤثرتر عمل کردم.
برخی از موجودات ذیشعور که برای پلیس، دادستانی و سیستم قضایی کار میکردند، پس از آگاهی از حقیقت، موافقت کردند حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) و سازمانهای جوانانش را ترک کنند. آنها واقعاً متوجه شدند که فالون دافا ارزشمند است، و اعلام کردند که دیگر هرگز در آزار و شکنجه مشارکت نخواهند کرد، ازجمله افرادی از تیم مدیریت در سیستم قضایی استان، کمیته امور سیاسی و حقوقی، مدیران اداره 610، رؤسای نهادهای دولتی شهرداری و معاون رئیس پلیس شهرستان. در میان آنها مأموران پلیسی از بازداشتگاه، بخشی از اداره فرعی پلیس منطقه و نیز ایستگاههای پلیس نیز بودند.
برخی پس از آگاهی از حقیقت، از پشت تلفن فریاد میزدند: «فالون دافا خوب است! حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است!» برخی بلافاصله پس از پاسخ دادن به تماس، شروع به ناسزا گفتن میکردند، اما سپس نگرش خود را تغییر میدادند و بهتر میشدند و در سکوت به حقایق گوش میدادند. اکثرشان بعد از پاسخ دادن به تماس، در سکوت گوش میدادند. آنها بهدلیل نگرانی از ضبط شدن تماسها، جرئت نمیکردند چیزی بگویند و موضع خود را برای خروج از ح.ک.چ اعلام کنند. با این حال از حقیقت مطلع میشدند و برخی از مواد بد در ذهنشان را از بین میبردند. بنابراین این راه را باز میگذاشتند که بعداً نجات یابند.
همه آنها افرادی بودند که آزار و شکنجه را در پایهایترین سطح از سیستم قضایی، مستقیماً اجرا و اداره میکردند. اگر واقعاً میتوانستند حقیقت را درک کنند، ماهیت شیطانی ح.ک.چ را ببینند، خود را از درون تغییر دهند و از آزار و شکنجه فالون دافا دست بردارند، خودشان و خانوادهشان میتوانستند نجات یابند. علاوه بر این، آن میتوانست شدت آزار و شکنجه را در حوزه قضایی مرتبط با آنها کاهش دهد. بنابراین، میزان آزار و شکنجه تمرینکنندگان کاهش مییافت، تمرینکنندگان بیشتری میتوانستند برای روشن کردن حقیقت برای مردم و نجات موجودات ذیشعور پیشقدم شوند. آن وقت آیا به هدف خود از تماس با این افراد در بخشهای قضایی دست نمییافتیم؟
تمرینکنندهای گفت که هر موجود ذیشعوری سرشت بودایی خود را دارد. وقتی مهربانی را حس کند وجدانش بیدار میشود. آن وقت خودش میبیند و دست از این جنایات برمیدارد و حتی ممکن است تا آنجا پیش برود که کارهای نادرستی را که مرتکب شده است جبران کند. نجات مردم چیست؟ اینکه فردی توبه کند و دیدگاه مثبتی نسبت به دافا پیدا کند، نجات اوست. واقعاً چنین است... فرد با داشتن نیکخواهی زیاد، میتواند مردم را نجات دهد. ازطریق روشنگری حقیقت، میتواند مردم را نجات دهد. مایلم در اینجا چند نمونه را به اشتراک بگذارم:
یکی از رؤسای سازمان دولتی شهرداری پس از آگاهی از حقیقت، ح.ک.چ را ترک کرد و به مطالعه جوآن فالون و یادگیری تمرینها علاقهمند شد
وقتی با مورد خاصی در یک شهر تماس گرفتم، او یکی از رؤسای سازمان شهرداری بود. این شخص 8 دقیقه به حرفهایم گوش داد. به او گفتم: «دوست من، 22 سال گذشته است. جیانگ زمین، رهبر سابق ح.ک.چ، و دارودستهاش از دستگاه دولتی برای راهاندازی این آزار و شکنجه ظالمانه استفاده کردند و کارکنان حوزههای قضایی را مجبور کردند که در آزار و شکنجه فالون دافا مستقیماً مشارکت کنند. تعداد بیشماری از تمرینکنندگان دستگیر و محکوم شدهاند. هزاران تمرینکننده ازطریق بیش از یکصد روش شکنجه تا سرحد مرگ یا تا سرحد ناتوان شدن، شکنجه شدهاند.
بدترین قساوت شیطانی، تعداد زیاد تمرینکنندگانی است که اعضای بدنشان در حالی که هنوز در قید حیات بودند برداشته و برای کسب سود اقتصادیِ هنگفت فروخته شد. به ح.ک.چ نگاه کنید که چقدر شرور و بیرحم است! درواقع، تمرینکنندگان فالون دافا همگی افراد خوبی هستند که بودا شدن را تزکیه میکنند. آنها اینجا هستند تا مردم را قبل از غربال شدن بزرگ بشر نجات دهند. هدف آنها از روشنگری حقیقت نجات مردم است. آن بدکاران حاضر نیستند به حقیقت گوش دهند و نمیتوانند افراد خوب را از افراد بد تشخیص دهند. علاوه بر این، آنها حتی تا آنجا پیش رفتند که تمرینکنندگان را مورد آزار و شکنجه قرار دادند. آیا نمیگویید که در خطر هستند؟ آنها قطعاً توسط آسمان مجازات خواهند شد.
این پاندمی توسط ح.ک.چ که فالون دافا را تحت آزار و شکنجه قرار میدهد، ایجاد شد. این برای از بین بردن ح.ک.چ خبیث، اعضای ثابتقدم ح.ک.چ، و هر کسی است که در آزار و شکنجه فالون دافا به شیطان کمک کرده است. هر کسی که فریب ح.ک.چ را بخورد و در آزار و شکنجه فالون دافا مشارکت کند، درنهایت به خود آسیب خواهد رساند. پس از نابودی ح.ک.چ، بیگناهی فالون دافا قطعاً آشکار خواهد شد. محاکمه و پاکسازی بزرگ بالاخره فرا خواهد رسید. وقتی آن روز فرابرسد، فرد فرصت نجات را از دست خواهد داد. اگر کسی از مشارکت در آزار و شکنجه دست بردارد، و در عوض شروع به محافظت از تمرینکنندگان کند، ح.ک.چ را ترک و ارتباطاتش با آن را قطع کند، و عبارتهای "فالون دافا خوب است! حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است!" را خالصانه تکرار کند، هنوز فرصتی خواهد داشت.»
سپس گفتم: «شما رئیس شهرداری هستید. لطفاً از قدرت خود برای محافظت از امنیت تمرینکنندگان استفاده کنید. در ضمن، به دیگران بگویید که در آزار و شکنجه فالون دافا مشارکت نکنند و از ارتکاب این جنایات دست بردارند.»
او پس از شنیدن حقیقت، تصمیم گرفت از عضویت خود در ح.ک.چ کنارهگیری کند و دو عبارتی را که گفته بودم فریاد زد. او گفت که کتابهای دافا را خواهد خواند و تمرینها را یاد خواهد گرفت. علاوه بر این، آیدی ویچت که برای روشنگری حقیقت استفاده میکنیم و آدرس وبسایتمان را نیز خواست. نگرش مثبتش نسبت به دافا باعث شد باور کنم که واقعاً حقیقت را درک کرد، وجدانش بیدار شد و دیگر در آزار و شکنجه مشارکت نخواهد کرد.
مأمور پلیسی حقیقت را درک کرد و گفت که دیگر در آزار و شکنجه مشارکت نخواهد کرد
مأمور پلیسی چهار دقیقه به حرفهایم گوش داد. به او گفتم: «در سال جدید، فرد باید افکار مهربانانه را گرامی بدارد، آنگاه در امان خواهد بود. در چین، دههامیلیون تمرینکننده فالون دافا که به "حقیقت، نیکخواهی، بردباری" اعتقاد دارند، 22 سال است که مورد آزار و شکنجه وحشیانه قرار دارند. هزاران نفر دراثر شکنجههای بیرحمانه کشته یا ناتوان و معلول شدند. برخی از آنها در حالی که هنوز زنده بودند تحت برداشت اعضای بدنشان قرار گرفتند. و این فقط نوک کوه یخ است.
ح.ک.چ بیشازحد شرور است. تمرینکنندگان هیچ قانون یا مقرراتی را نقض نکردهاند، و ادارات پلیس سه بار 14 فرقه شیطانی، بدون احتساب فالون دافا، را به مردم اعلام کردهاند. در سال 2011، ممنوعیت کتابهای فالون دافا لغو شد. بنابراین، داشتن کتابها و مطالب فالون دافا کاملاً قانونی است. آزار و شکنجه فالون دافا عواقب جدی دارد و یک جنایت بینالمللی است. لطفاً دیگر از ح.ک.چ برای آزار و شکنجه تمرینکنندگان فالون دافا پیروی نکنید.
سپس به او گفتم که رویداد صحنهسازیشده «خودسوزی» در سال 2001 یک فریب بود. هدفش بدنام کردن فالون دافا و افترا زدن به آن و برانگیختن انزجار مردم عادی نسبت به آن بود. آن پنج نفر در آن رویداد، تمرینکنندگان واقعی نبودند، بلکه بازیگران اجیرشده بودند. فالون دافا کشتن را ممنوع میکند و مطمئناً با خودکشی مخالف است. تمرینکنندگان فالون دافا همگی افراد خوبی هستند که بودا شدن را تزکیه میکنند. حفاظت از آنها، بخت و اقبال خوب را برای فرد به ارمغان خواهد آورد. او گفت: «میدانم. ح.ک.چ را ترک کردهام. آنها را مورد آزار و شکنجه قرار نخواهم داد.»
به این نتیجه رسیدم که سایر تمرینکنندگان قبلاً با او صحبت کردهاند، و او حقیقت را میداند. آدرس یک وبسایت و شماره تلفن برای خروج از ح.ک.چ را به او دادم و او آنها را یادداشت کرد. همچنین از او خواستم که این اطلاعات را به همکاران، بستگان و دوستانش منتقل کند تا از امنیت همه اطمینان حاصل شود و او موافقت کرد. برخوردش مطمئناً مرا تحت تأثیر قرار داد. معتقدم که او دیگر در آزار و شکنجه مشارکت نخواهد کرد. همچنین امیدوارم در طول هر محنتی در آینده در امان بماند و آیندهای روشن داشته باشد.
مأموران پلیس که ابتدا به من میخندید، درنهایت از من تشکر کردند و نشان دادند که حقیقت میتواند قلب مردم را تغییر دهد
وقتی با افراد درگیر در یک پرونده خاص در یک شهر تماس میگرفتم، چند مأمور پلیس چهار بار مخاطب تماسهایم بودند. آنها در حالی که ابتدا حرفهایم را باور نمیکردند و به من میخندیدند، کمکم تغییر کردند و در سکوت به حرفهایم گوش دادند تا حقیقت را درک کنند. درنهایت از حقیقت آگاه شدند و گفتند: «متشکرم!»
به آنها گفتم: «فالون دافا فای بودا است. بوداها فقط افرادی را نجات میدهند که به آنها ایمان دارند. الحاد دروغی است که هدفش نابودی بشر است. انسانها تا از بین رفتن فاصله زیادی ندارند. به پاندمی و همه بلاهایی که این روزها روی میدهد نگاه کنید. این بلا دقیقاً ناشی از آزار و شکنجه فالون دافا بهدست ح.ک.چ است و هدفش ازبین بردن افراد شرور است. تمرینکنندگان جان خود را به خطر میاندازند تا حقیقت را برای مردم روشن کنند و آنها را نجات دهند و از تحت تأثیر قرار گرفتن آنها جلوگیری کنند. ما واقعاً سعی می کنیم به شما کمک کنیم. شانس نجات شما به مرور زمان کمتر و کمتر میشود. لطفاً این فرصت را از دست ندهید.»
از آنها خواستم که این پیام را به مدیر خود منتقل کنند تا بهخاطر امنیت خودش، آزار و شکنجه را کنار بگذارد. همچنین گفتم در حال حاضر فقط تمرینکنندگان فالون دافا حقیقت را به آنها میگویند و سعی میکنند آنها را نجات دهند، در حالی که همه افراد جامعه برای به دست آوردن پول، خود را خسته میکنند. آنها جرئت ارتکاب انواعواقسام گناهان را دارند، بدون اینکه اصلاً نگران سایرین باشند. گفتم: «لطفاً به توصیههای ما گوش دهید و این سه کار را بهخوبی انجام دهید: از آزار و شکنجه تمرینکنندگان دست بردارید، ح.ک.چ را ترک کنید و واقعاً این دو عبارت را باور کنید: در زمان وقوع فاجعه، چیزی برای ازدست دادن نخواهید داشت و امنیتتان تضمین میشود.»
بعد از اینکه از آن طرف خط، کمی بیش از 9 دقیقه به حرفهایم گوش دادند، نگرششان تغییر کرد. این مورد نشان میدهد که حقیقت میتواند نظر مردم را تغییر دهد و نیکخواهی میتواند قلب مردم را باز کند. نگرش مثبت موجودات ذیشعور نسبت به دافا، انتخاب آیندهای روشن برای خودشان است.
نگرشش پس از تماس ششم تغییر کرد؛ فقط با داشتن نیکخواهی بسیار زیاد میتوانیم مردم را نجات دهیم
استاد بیان کردند:
«اگر شما، بهعنوان مریدان دافا، میخواهید که وقتی حقیقت را روشن میکنید روی شخص تغییری ایجاد کنید و میخواهید او را نجات دهید، نباید عناصر منفی در آن شخص را بیدار و برانگیخته کنید. باید شن داشته باشید، و فقط آنگاه میتوانید مشکلاتی را که ممکن است پدیدار شوند حلوفصل کنید و آن شخص را نجات دهید.» («آموزش فا در کنفرانس بینالمللی فای واشنگتن دیسی 2009)
به این درک رسیدم که درحین روشن کردن حقیقت، فقط با داشتن نیکخواهی بسیار زیاد میتوانیم مردم را نجات دهیم.
مأمور پلیسی مخاطب یکی از تماسهایم بود و یک دقیقه و نیم به حرفهایم گوش داد. پس از اینکه درباره پرونده خاصی بهطور خلاصه صحبت کردم، به او گفتم که دستگیری تمرینکنندگان عواقبی جدی در پی خواهد داشت و جنایتی بینالمللی است. از او خواستم به رئیس پلیس بگوید که تمرینکنندگان دستگیرشده را سریعاً به خانه بفرستد و اینکه اگر این تمرینکنندگان را محکوم کند، آنها تا سرحد مرگ شکنجه خواهند شد یا در حالی که هنوز زنده هستند تحت برداشت اعضای بدنشان قرار خواهند گرفت، و او مرتکب گناه بزرگی خواهد شد و باید تاوانش را بپردازد.
او بعد از شنیدن این حرفها شروع به ناسزا گفتن به من کرد و بلافاصله گوشی را گذاشت. دوباره با او تماس گرفتم و تماسم یک دقیقه و 15 ثانیه طول کشید. بهمحض اینکه جواب داد، دوباره ناسزا گفت و سپس تهدیدم کرد. گفتم: «هر کاری که انسان انجام میدهد، آسمان میبیند، لطفاً افراد خوب را از افراد بد تشخیص دهید.» او دوباره تلفن را قطع کرد.
فکر کردم: «چرا اینطور رفتار کرد؟» وقتی به درونم نگاه کردم، متوجه شدم که احتمالاً به این دلیل است که حرفهایم عصبانیاش کرد. یا لحنم مهربان نبود که جنبه منفیاش را تحریک کرد. فکر کردم باید ذهنم را آرام کنم و افکار درست بفرستم تا ابتدا ماده بد در میدان بعدیاش را پاک کنم. پس از فرستادن افکار درست، برای بار سوم با او تماس گرفتم. دوباره جواب داد. با اینکه هنوز به من ناسزا میگفت، آنقدرها هم پرخاشگر نبود.
این وضعیت ادامه داشت تا اینکه دفعه ششمی که با او تماس گرفتم صمیمانه و با لحنی بسیار آرام به او گفتم: «برادرم، نمیدانی که در خطر هستی. واقعاً نگرانت هستم، به همین دلیل بارها و بارها با تو تماس گرفتم. لطفاً از دستم ناراحت نباش، اجازه بده چیز بسیار مهمی را به تو بگویم.» او سپس دست از ناسزا گفتن برداشت و در سکوت به حرفهایم گوش داد تا اینکه حرفم را تمام کردم.
به او گفتم که چگونه قبل از آزار و شکنجه، فالون گونگ در چین بهطور وسیعی منتشر شده بود و چرا جیانگ زمین فالون گونگ را مورد آزار و شکنجه قرار داد. از موضوع رویداد «خودسوزی» صحنهسازیشده، به برداشت اعضای بدن افراد زنده و سپس به موضوع پاندمی کنونی پرداختم. گفتم: «آسمان ح.ک.چ را نابود خواهد کرد. هیچکس نمیتواند جلوی آن را بگیرد. مسئله مهم این است که فرد از ایمنی خود اطمینان حاصل کند. برای این منظور، نباید در آزار و شکنجه مشارکت کرد، بلکه باید از تمرینکنندگان محافظت کرد. به او گفتم که بهسرعت حزب را ترک کند، از ح.ک.چ جدا شود و دو عبارت «حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است و فالون دافا خوب است» را خالصانه تکرار کند.
تا آن زمان، او در سکوت 17 دقیقه و 43 ثانیه به من گوش داده بود. با وجود اینکه چیزی نگفت، میتوانستم تغییرش را احساس کنم که نشان میداد فردی باوجدان است. اخلاص و مهربانیام درنهایت او را تحت تأثیر قرار داد و همین جریان کمکش کرد که فرصت شنیدن حقیقت را از دست ندهد. از این تماس به این نتیجه رسیدم که برای تغییر دیگران، باید خود را تغییر داد. خلوص و افکار مهربانانۀ فرد میتواند مردم را نجات دهد.
هر بار که سخنرانی استاد «بیدار شوید» را میخواندم، این احساس را داشتم که یک زنگ بیدارشو است. زمان تنگ است؛ زمانی که برای نجات موجودات ذیشعور داریم بسیار محدود است. در آخرین مرحله سفرمان باید واقعاً برای پیش رفتن سخت تلاش کنیم، زمان را برای مطالعه بیشتر فا غنیمت بشماریم، خود را بهخوبی تزکیه کنیم و تعداد بیشتری از موجودات ذیشعور را نجات دهیم.
کلیۀ مطالب منتشرشده در این وبسایت دارای حق انحصاری کپیرایت برای وبسایت مینگهویی است. مینگهویی بهطور منظم و در مناسبتهای خاص، از محتوای آنلاین خود، مجموعه مقالاتی را تهیه خواهد کرد.
کپیرایت ©️ ۲۰۲۳ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.
مجموعه روشنگری حقیقت