(Minghui.org) در دورهای در تزکیهام دچار رکود شده بودم. وقتی مقالات تبادل تجربه تزکیه تمرینکنندگان را در وبسایت مینگهویی میخواندم، افرادی را که شاد بودند و رشد میکردند تحسین میکردم، زیرا فا را کسب کرده بودند، مرید دافای دوره اصلاح فای استاد شده بودند و سه کار را بهخوبی انجام میدادند.
من هم سه کار را انجام میدادم، اما نسبت به آنها تا حدودی بیتفاوت بهنظر میرسیدم. پس از تجربه اصطکاک ناشی از تضادهای شینشینگی در جامعه مادی و دیدن دروغها، فریبها و کثیفیها در همهجا، اغلب احساس میکردم زندگی سخت و کوتاه است و لبخند بر چهرهام نمیآمد.
استاد بیان کردند:
«این فا قرار نیست تغییر کند و استاد تغییر نکرده است. برخی افراد در تزکیه تغییر کرده و بدتر شدهاند و به خوبی اوایل نیستند. گرچه واقعاً زمان زیادی نبوده است. در گذشته مردم دربارۀ تزکیهکنندگان خاصی صحبت میکردند که رو به دیوار مینشستند و نٌه سال یا کل زندگیشان را مدیتیشن میکردند و در تمام مدت سختیها را تحمل میکردند. در صومعهها، کوهها یا جنگلها تمرین میکردند و از دنیای عادی جدا شده بودند و از میان سالها سختی و زجر میگذشتند—چقدر احساس تنهایی وجود میداشت؟ اما این رویکردی نیست که شما قرار است برگزینید. اما برخی اینکه این طول میکشد را دوست ندارند. در صورتی که در تمام تاریخ هیچکسی هرگز این اندازه کوتاهمدت تزکیه نکرده است. اما این افراد به خودشان اجازه دادهاند که سست شوند و حتی وقتی کمی مداخله میآید، فراموش میکنند که مریدان دافا هستند. برای چه تزکیه میکنید؟ برای شهرتتان؟ از روی رنجش و دلخوری؟ برای وابستگیهایی که در دل دارید؟ برای عزیزانتان؟ برای چیزهایی که به آنها وابسته هستید؟ برای چیزهایی که نمیتوانید رها کنید؟ آیا همۀ اینها دقیقاً چیزهایی نیستند که باید از آنها رها شوید؟» (آموزش فا در کنفرانس فای 2015 کرانه غربی)
چرا نمیتوانستم با قلبی که سابقاً داشتم تزکیه کنم؟ از خودم میپرسیدم آیا میخواهم بهطور نامتناهی به این وضعیت ادامه دهم؟ پس از ازبر کردن فا، متوجه شدم که این حالت ناشی از تحمل منفعلانه سختیها درحین عبور از آزمونها و محنتها در جامعه عادی است.
ازبر کردن بدون اشتباه
اغلب از خودم میپرسیدم: «اگر اصلاح فا به پایان برسد، بزرگترین افسوسم چه خواهد بود؟» این سؤال را از سایر تمرینکنندگان نیز میپرسیدم، و بیشتر آنها پاسخ میدادند: «به اندازه کافی مردم را نجات ندادهاند» یا «بهخوبی تزکیه نکردهاند» یا اینکه زیاد به این موضوع فکر نکردهاند. بزرگترین افسوس من این بود که جوآن فالون را بهطور کامل و روان و بدون هیچ اشتباهی از بر نکرده بودم. اگر میتوانستم فا را مطالعه و از بر کنم بهطوری که بتوانم در هر جایی آن را به خاطر آورم، حتی اگر جوآن فالون را همراه نداشتم، آیا عالی نمیبود؟
پس از اینکه این آرزو در من ظاهر شد، مداخلهها، مقاومتها و وسوسهها یکی پس از دیگری نمایان و به شکل اتلاف وقتم متجلی شدند. بنابراین باید آنچه را که نیاز بود رها کنم، رها میکردم، زیرا از قبل، با تمام وجود درحال ازبر کردن جوآن فالون بودم.
در گذشته، فقط هر پاراگراف را بهسرعت از بر میکردم، گویا درحال انجام کاری روزمره و عادی بودم. فا بهطور عمیق در ذهن و سلولهایم نفوذ نمیکرد. درحین ازبر کردن فا فقط بهدنبال سرعت بودم. بنابراین تا زمانی که میتوانستم آن را بهطور تقریبی از بر کنم، میپنداشتم که کار را انجام دادهام.
این بار که فا را از بر میکردم، الزاماتم بسیار سختگیرانه بود. باید جدی میشدم و با تمام وجودم این کار را انجام میدادم. درحین از برکردن هر پاراگراف، قبل از اینکه بتوانم به پاراگراف بعدی، و بعد از آن به کل فصل، وصل کردن پاراگرافها، بروم، باید آن پاراگراف را دو بار بدون هیچ اشتباهی از بر میخواندم. قبل از اینکه بتوانم به فصل بعدی بروم، باید همهچیز را بدون هیچ اشتباهی از بر میکردم.
وقتی یک فصل را با موفقیت از بر میکردم، ناگهان احساس میکردم میدان بٌعدیام شاد و پر انرژی شده است و زندگیهایی که در خواب عمیقی به سر میبردند بیدار و شاد میشدند. هر زمان که یک پاراگراف را از بر میکردم، اصول فا خود را سطح به سطح نشان میدادند. وقتی با مشکلی مواجه میشدم، بلافاصله میدانستم که باید براساس فا درباره خودم بیندیشم. قبل از خواب و بعد از بیدار شدن، تا زمانی که ذهنم خالی بود، فایی را که از بر کرده بودم، بارها در ذهنم تکرار میکردم.
برای نخستین بار این احساس را داشتم که درواقع، وقتی فردی کاملاً در فا غوطهور باشد، بدون توجه به اینکه چه مشکلاتی ممکن است پیش آید، احساس ترس یا اضطراب نمیکند. در مواجهه با تضادها در دنیای عادی بشری، هیچ نگرانی نخواهد داشت و قلبش استوار و آرام است. پس از مدت کوتاهی که فا را به این طریق از بر کردم، وقتی مسیری را که در تزکیه طی کرده بودم به یاد آوردم، زمانی که دچار لغزش میشدم، کارمای فکری، مداخله شیاطین شهوت و امیال، تضادها و مشاجرات فراموشنشدنی شینشینگی، رنجش، ناراحتی، و تمام مسائل روانی انباشتهشده، همه آن چیزها ناپدید شده بودند. دیگر به محنتهای شینشینگی خاصی آنقدر اهمیت نمیدادم. نکته اصلی این بود که اکنون میتوانستم فا را از بر کنم. از اینکه میتوانستم دوباره هر روز سه کار را انجام دهم خوشحال بودم.
متمایز کردن احساسات و عقلانیت - من واقعی در مقابل من دروغین
در مسیر تزکیه، که در آن انسان درنهایت جاودانه میشود، قطعاً از میان آشفتگیهایی میگذرد، مسائلی که میتواند تحمل کند، مسائلی که نمیتواند تحمل کند و مسائلی که نمیخواهد تحمل کند. در لحظات حساس، عامل تعیینکننده این است که آیا جنبه عقلانی از جنبه احساسی قویتر است یا خیر. وقتی فقط درکی احساسی از موضوع وجود داشته باشد، فرد تمایل دارد مانند فردی عادی صحبت و از نظرات خود برای بحث و قضاوت درباره درست و غلط بودن استفاده کند. اغلب شکایت میکنیم و عصبانی میشویم یا فقط به صدای یک جنبه گوش میدهیم تا به آتش سوخت اضافه کنیم و برای اجرای عدالت بجنگیم.
با این حال وقتی با تزکیه، منطقی رفتار کنیم، هیچچیز نگرانمان نمیکند و میتوانیم در تعامل با مردم آرامش خود را حفظ کنیم. میتوانیم اصول بنیادین خود را حفظ کنیم و سه کار را بهخوبی انجام دهیم، بهگونهای که تحت تأثیر نمایشهای دروغین در دنیای بشری قرار نمیگیریم.
ما همه تمرینکننده دافا هستیم. وقتی با تضادی مواجه میشویم، باید به استاد فکر کنیم و در نظر داشته باشیم که اگر به شاگردانشان صدمه بزنیم استاد چه احساسی خواهند داشت. وقتی با تزکیه خود جدی رفتار کنیم، میتوانیم از بسیاری چیزها، ازجمله مشکلاتی که نباید متحمل شویم، اجتناب کنیم. ما میتوانیم برخی چیزها را جبران کنیم، در حالی که چیزهای دیگر را هرگز نمیتوانیم جبران کنیم. اگر باعث خسارت و ضرر شویم، قلب استاد را به درد میآوریم.
در گذشته، اغلب از منِ کاذب احساسی برای مقابله با تضادها استفاده میکردم. احساس میکردم مورد آزارواذیت قرار میگیرم و سختیها را پشت سر میگذارم، اما به این فکر نمیکردم که چرا این چیزها رخ میدهند. تزکیهکنندگان بهطور تصادفی با چیزی روبرو نمیشوند، بنابراین هر چیزی بهدلیلی رخ میدهد. این فقط یک آزمون است که ببینید آیا میدانید چگونه تزکیه کنید و آیا میخواهید تزکیه کنید. اغلب بین منِ کاذبی که از نظر احساسی مورد حمله قرار میگرفت و خونسردیاش را از دست میداد و منِ واقعی که میخواست تزکیه کند گیر میکردم. اما همچنان به اصول انسانی پایبند بودم و نمیخواستم آن را رها کنم. به همین دلیل بود که احساس میکردم همهچیز بسیار سخت و خستهکننده است، زیرا در توهمات جامعه بشری عادی گم شده بودم.
پس از ازبر کردن فا با جدیت تمام، میتوانم با تزکیه، منطقی رفتار کنم. همه ما اینجا روی زمین هستیم تا خودمان را معتدل کنیم، بنابراین قطعاً انواعواقسام چیزهایی وجود خواهند داشت که ممکن است مورد پسند ما باشند یا نباشند. همه چیزهایی که در اطراف ما اتفاق میافتند و همه موجودات زندهای که به آنها برخورد میکنیم، ازجمله اینکه چگونه با ما رفتار میکنند، چطور ممکن است زیادهروی کنند، چگونه ما را به انجام انواعواقسام اعمال بد متهم میکنند، به آنها اجازه دهیم آنچه را که میخواهند بگویند. اینها همه نمایش عناصر مثبت و منفیای است که هر موجود زندهای در جهان هستی دارد.
اگر تضادهای ناشی از وابستگیهای بشری وجود نداشت، چگونه میتوانستیم تزکیه خود را ارتقا بخشیم؟ اگر آزاد هستیم درباره اینکه آیا حق با دیگران هست یا حق با دیگران نیست فکر کنیم، همچنین بهجای آن، میتوانیم قلبمان را آرام کنیم تا فا را از بر کنیم. افکار، سلولها و تمام بٌعدهای مختلف خود را با فا پر کنیم و کاری را که باید انجام دهیم تا نیازهای فا را برآورده کنیم، انجام دهیم. بنابراین حتی اگر آسمان فرو بریزد، میتوانیم آرام بمانیم و تحت تأثیر قرار نگیریم.
بزرگترین مزیت ازبر کردن فا، این است که میتوانم با مشکلات به شیوهای آرام و طبیعی روبرو شوم. حالت تزکیهام با قلبی است که سابقاً داشتم و در تزکیه اعتمادبهنفسم را نیز بهدست آوردهام. از بر کردن فا به شیوهای استوار واقعاً بسیار خوب است! استاد، بابت نجات نیکخواهانهتان سپاسگزارم!
مطالب فوق تجربیات شخصیام هستند. اگر باید در زمینهای رشد کنم لطفاً به آن اشاره کنید.
دیدگاههای ارائهشده در این مقاله بیانگر نظرات یا درک خود نویسنده است. کلیۀ مطالب منتشرشده در این وبسایت دارای حق انحصاری کپیرایت برای وبسایت مینگهویی است. مینگهویی بهطور منظم و در مناسبتهای خاص، از محتوای آنلاین خود، مجموعه مقالاتی را تهیه خواهد کرد.
کپیرایت ©️ ۲۰۲۳ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.
مجموعه رشد و اصلاح خود