(Minghui.org) می‌خواهم ماجرایی را به اشتراک بگذارم که نشان می‌دهد فالون دافا چقدر شگفت‌انگیز است. مدت کوتاهی پس از شروع تمرین فالون دافا در مارس۱۹۹۷، این تمرین را به همکارم شیه معرفی کردم و او نیز شروع به تمرین کرد.

اما پس از شروع آزار و شکنجه فالون دافا، به‌دلیل تبلیغات منفی و تهدیدهای شدید مقامات دولتی، شیه این تمرین را کنار گذاشت. من حاضر نشدم اعتقادم را رها کنم و به سایر تمرین‌کنندگانی پیوستم که به‌منظور دادخواهی برای دافا، به اداره استیناف دولت مراجعه کردند.

برخی از کارکنان محل کارم، برای نظارت بر من گماشته شدند و شیه یکی از آن‌ها بود. هر زمان که چیزی درباره فالون دافا می‌گفتم، او از گوش‌دادن خودداری می‌کرد. اطلاعاتی درباره فالون دافا در صندوق پستی او قرار دادم، به این امید که او را به حقیقت درباره آزار و شکنجه آگاه کنم. سپس برای یک شرکت دیگر شروع به کار کردم و نقل‌مکان کردم.

احساس می‌کردم سمت آگاه شیه غمگین است و احساس ناامیدی می‌کند. درواقع این همان چیزی است که وقتی تمرین دافا را از سر گرفت، به من گفت.

در ژوئن۲۰۰۵ تشخیص داده شد که شیه به سرطان رحم مبتلاست. او پس از انجام عمل جراحی، تحت شیمی‌درمانی قرار گرفت که آسیب زیادی به بدنش وارد کرد. چهره‌اش از شکل افتاد، نمی‌توانست غذا را ببلعد، مدام بالا می‌آورد و وزن زیادی از دست داد. آنقدر ضعیف بود که به‌سختی می‌توانست راه برود.

یک روز صبح، شیه با من تماس گرفت و با صدای بسیار ضعیفی گفت: «من در شرف مرگ هستم. به من سر می‌زنی؟» بلافاصله به‌سمت خانه‌اش رفتم. او در توالت بود و نمی‌توانست از روی زمین بلند شود. به او کمک کردم تا بلند شود و گفتم که اکنون فقط دافا می‌تواند به او کمک کند. او موافقت کرد و گفت که می‌خواهد دوباره تمرین کند.

هر روز بعد از کار، به خانه‌اش می‌رفتم و فا را با او مطالعه می‌کردم. افکار درستش کم‌کم پدیدار شد.

خواهران و برادرانش به دیدنش آمدند و سعی کردند او را متقاعد کنند که تحت دوره دیگری از شیمی‌درمانی قرار بگیرد. او به آن‌ها گفت که شیمی‌درمانی آسیب زیادی به او وارد کرده است و دیگر این کار را نخواهد کرد. گفت که تصمیم گرفته فالون دافا را تمرین کند و از آن‌ها خواست که به او اجازه دهند درباره سرنوشتش تصمیم بگیرد. خواهر و برادرهایش اصرار نکردند و با ما خداحافظی کردند. ازطریق پشتکار در مطالعه فا و انجام تمرینات، وضعیت سلامتی‌اش بهبود یافت، طرز فکرش تغییر کرد و انرژی‌اش بازگشت.

پس از آن، شیه حتی با وجود داشتن سه خواهر و برادر دیگر، شروع به مراقبت از مادرش کرد که سال‌ها در بستر بیماری بود. خانواده و دوستانش تحت تأثیر مهربانی و سلامتی او قرار گرفتند. همه آن‌ها متوجه شدند که دافا به او سلامتی بخشید و شخصیت او را ارتقا داد.

شیه ۱۹ سال پیش تمرین فالون دافا را از سر گرفت. او شبیه کسی نیست که حدود ۷۰ سال دارد. وی پرانرژی و بسیار سالم است.

نیک‌خواهی بیکران استاد لی افراد زیادی، ازجمله همکارم شیه را نجات داد. امیدوارم مردم «فالون دافا خوب است، حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است» را به خاطر بسپارند و آینده‌ای روشن داشته باشند.