(Minghui.org) درود استاد! درود هم‌تمرین‌کنندگان!

در این لحظات پایانی پیش از اتمام اصلاح فا، احساس اضطراب می‌کنم، زیرا تمرین‌کنندگان در سراسر چین همچنان دستگیر و به‌طور غیرقانونی به زندان محکوم می‌شوند و همچنین مورد آزار و اذیت مالی قرار می‌گیرند. برخی از تمرین‌کنندگان نیز براثر کارمای بیماری درگذشته‌اند.

وقتی به مسیر تزکیه‌ام نگاه می‌کنم، مشکلاتی را می‌بینم که برخی تمرین‌کنندگان در ناحیه محل زندگی‌ام نیز همان‌ها را داشتند. مایلم درباره برخی از درک‌هایم درخصوص اصلاح فا با شما صحبت کنم تا بتوانیم با هم پیشرفت کنیم و مرحله پایانی مسیر تزکیه‌مان را به‌خوبی طی کنیم. اگر هر چیزی برخلاف فا بیان کردم، لطفاً به آن اشاره کنید.

تمرین‌کنندگان فالون دافا اینجا هستند تا به استاد در نجات مردم کمک کنند، نه اینکه متحمل آزار و شکنجه شوند

من تمرین فالون دافا را پیش از سال ۱۹۹۹ آغاز کردم [توضیح ویراستار: آزار و شکنجه فالون دافا در ژوئیه۱۹۹۹ آغاز شد]. در طول مسیر تزکیه‌ام، همواره ایمانی تزلزل‌ناپذیر به استاد و دافا داشته‌ام. وقتی آزار و شکنجه آغاز شد، چندین بار به پکن رفتم تا دادخواهی کنم. بارها دستگیر و بازداشت شدم، به مراکز شست‌وشوی مغزی فرستاده شدم، به اردوگاه کار اجباری محکوم شدم و به‌دلیل امتناع از رها کردن ایمانم، از شغل دولتی‌ام اخراج شدم. این تجربیات باعث بیداری‌ام نشد و دراین‌باره که چه چیزی در تزکیه‌ام اشتباه بوده است تأمل نکردم. متوجه نبودم که آزار و شکنجه‌ای که از سر گذراندم تأثیر منفی عمیقی بر دافا و بر نجات مردم داشته است.

مدتی افکارم این بود که: استاد والاترین و درستکارترین موجود هستند. دافا بهترین و مقدس‌ترین است. باید از استاد پیروی و تا پایان به‌طور راسخ تزکیه کنم. از استاد سپاسگزار بودم، اما درکم از دافا سطحی باقی مانده بود. رفتارم مانند یک تزکیه‌کننده دافا نبود، بلکه بیشتر شبیه قهرمانی در جامعه عادی بودم.

آخرین‌ بار در سال ۲۰۰۷ دستگیر و به مرکز شست‌وشوی مغزی فرستاده شدم. پس از نزدیک به ۲۰ روز بازداشت آزاد شدم. آن روز یکی از اعضای خانواده‌ام با لحنی جدی به من گفت: «تو همه‌جا می‌روی و به مردم می‌گویی که فالون دافا مردم را نجات می‌دهد و اینکه آن چقدر خوب است؛ اما خودت نمی‌توانی خودت را نجات دهی. پلیس به‌راحتی تو را دستگیر می‌کند. زندان جایی است که مجرمان در آنجا حبس می‌شوند، جایی برای افراد بد. آیا افراد خوب را به زندان می‌اندازند؟ ما واقعاً نمی‌توانیم از رفتار تو باور کنیم که فالون دافا خوب است. برای خودت مهم نیست چند بار دستگیر شوی، اما خانواده ما دیگر طاقت ندارد. واقعاً باید درباره خودت تأمل کنی. نباید اجازه دهی دوباره دستگیر شوی.»

حرف‌هایش همچون پتکی بر سرم فرود آمد: «درست است، دیگران با مشاهده آنچه برایم رخ داده، چگونه می‌توانند باور کنند که فالون دافا خوب است؟ چه کسی مایل است که به زندان بیفتد؟» در همان لحظه دریافتم: من به دافا اعتبار نمی‌بخشم؛ برعکس، اعتبار دافا را خدشه‌دار کرده‌ام و تا حدی تأثیر منفی بر نجات موجودات ذی‌شعور گذاشته‌ام. این قابل‌قبول نیست! فهمیدم که استاد دارند از زبان آن عضو خانواده‌ام، اشاره‌ای به من می‌رسانند.

درباره مسیر تزکیه‌ام تأمل کردم. با کمک استاد، بسیاری از کاستی‌هایم را دیدم: فا را با ذهنی آرام مطالعه نمی‌کردم؛ درگیر رسیدگی سطحی به امور بودم و تمرکزم بر عیوب دیگران بود. به‌طور راسخ تزکیه نمی‌کردم؛ خودم را از اساس تغییر نمی‌دادم. همه این‌ها بهانه‌هایی بودند که نیروهای کهن از آن‌ها برای آزار و شکنجه‌ام استفاده می‌کردند.

متوجه علت اصلی این مشکلات در تزکیه‌ام شدم: درک روشنی از تزکیه اصلاح فا نداشتم. معنای حقیقی عنوان «تمرین‌کننده فالون دافا» را درک نمی‌کردم. مطمئن نبودم چه کسی هستم. نتوانسته بودم جایگاه خود را به‌درستی مشخص و مبنای درستی برای انجام کارهایم تعیین کنم. رابطه میان تمرین‌کنندگان و موجودات ذی‌شعور و تفاوت میان تزکیه شخصی و تزکیه فا را درک نکرده بودم. نتوانسته بودم مفهوم عمیق‌تر تزکیه اصلاح فا را دریابم. برای مدتی طولانی، در تزکیه شخصی گرفتار مانده بودم و خود را قربانی آزار و شکنجه می‌دانستم. فکر می‌کنم این یکی از دلایل اصلی‌ای است که چرا بسیاری از تمرین‌کنندگان بارها مورد آزار و شکنجه قرار می‌گیرند.

بعدها با مطالعه جدی و نظام‌مند فا، به درکی از اصلاح فا دست یافتم. دریافتم که: استاد از اعصار پیش، کسانی را که قرار بود تمرین‌کننده باشند، برگزیده‌اند. آن‌ها موجوداتی ویژه در جهان هستند و پادشاهانی از کیهان‌های سطح‌بالای گوناگون هستند که نماینده بی‌شمار موجود ذی‌شعور از آسمان‌های مختلف هستند. تمرین‌کنندگان فالون دافا به زمین آمده‌اند تا جذب فا در کیهان جدید شوند و مأموریت مقدس یاری‌رساندن به استاد در اصلاح فا و نجات موجودات ذی‌شعور را بر عهده بگیرند. آن‌ها از سطوح بالا می‌آیند، کیفیت‌های مادرزادی عالی و مسئولیت‌های عظیمی بر دوش دارند؛ ازاین‌رو در سطوح بسیار بالایی به کمال خواهند رسید. ما برای صدهاهزار سال بازپیدا شده‌ایم و استاد را دنبال کرده‌ایم تا فرهنگ‌های الهی گوناگونی را بنیان نهیم، به‌طوری که امروز دافا بتواند آموزش داده شود. هدف ما دستیابی به کمال ازطریق تزکیه شخصی نیست، بلکه ازطریق نجات موجودات ذی‌شعور است؛ مأموریتی که در تاریخ بر عهده ما گذاشته شده است.

از فا می‌دانم که: پیش از ۲۰ژوئیه۱۹۹۹، ما در مرحله تزکیه شخصی بودیم. هر آنچه با آن روبه‌رو می‌شدیم برای ارتقای فردی ما بود. استاد تزکیه‌کنندگان حقیقی را تا جایگاه‌ والای‌شان در مبدأ اصلی‌شان ارتقا دادند. در تزکیه اصلاح فا، استاد همه توانایی‌ها و خرد لازم برای اعتباربخشی به فا و نجات موجودات ذی‌شعور را به ما عطا کردند. پس از آغاز آزار و شکنجه، ما وارد تزکیه اصلاح فا شدیم. مطالعه فا و خوب تزکیه کردن خودمان، فرستادن افکار درست برای ازبین‌بردن شیطان، و روشنگری حقیقت، این‌ها سه کاری هستند که استاد از ما خواسته‌اند انجام‌شان دهیم. مسئله اساسی، اعتباربخشی به فا و کمک به استاد در نجات مردم است. هر چیزی که مغایر با این باشد توسط استاد نظم و ترتیب داده نشده است و باید آن را کاملاً انکار کنیم.

استاد درحال اصلاح جهان و فایی هستند که از مسیر درست منحرف شده‌اند. این شامل خدایانی نیز می‌شود که برای ارائه نجات به زمین آمدند. خدایان، دیگر توسط انسان‌ها مورد آزار و شکنجه قرار نخواهند گرفت و رخدادهایی مانند به‌صلیب‌کشیده‌شدن عیسی دیگر اجازه وقوع نخواهند داشت. ما به‌عنوان تمرین‌کنندگانی که به استاد در اصلاح فا یاری می‌رسانیم، باید آنچه را که استاد می‌خواهند به انجام برسانیم. ما شخصیت‌های اصلی این نمایش تاریخی هستیم و رابطه ما با موجودات ذی‌شعور این است که ما نجات‌دهندگان آن‌ها هستیم و آن‌ها نجات‌یافتگان، نه اینکه موجودات ذی‌شعور عاملان آزار و شکنجه باشند و تمرین‌کنندگان دافا قربانیان. تمرین‌کنندگان فالون دافا به این دنیا آمده‌اند تا مردم را نجات دهند، نه برای آنکه متحمل آزار و شکنجه شوند. تنها زمانی‌ که مردم به دافا و تمرین‌کنندگان احترام بگذارند، می‌توانند به‌وسیله دافا نجات یابند و وارد کیهان جدید شوند.

درهم شکستن توطئه برای آزار و شکنجه‌ من

با ارتقای درکم از فا، افکار درستم نیز قوی‌تر شد. آسیب‌ها و ترس‌های ناشی از تجربیات آزار و شکنجه‌ام در گذشته نیز به‌تدریج از میان رفت. توانستم هنگام وقوع ناگهانی رویدادها فا را به‌یاد آورم؛ با افکار درست مداخله را از میان بردارم و از نابودشدن مردم به‌دست نیروهای کهن جلوگیری کنم.

چند سال پیش، تمرین‌کننده‌ای که او را به‌خوبی می‌شناختم، چند روز پس از آنکه مقالاتش درباره چگونگی آزار و شکنجه‌اش، در وب‌سایت مینگهویی منتشر شد، دستگیر شد. او هنگام بازجویی و شکنجه، نام مرا نیز فاش کرد.

در آن زمان، از این موضوع خبر نداشتم، اما روز بعد حس عجیبی داشتم. وقتی بیرون بودم، ناگهان هوا به‌طور غیرعادی تغییر کرد. این را نشانه‌ای دانستم دال بر اینکه اتفاق بدی در شُرف وقوع است. خودآگاه اصلی‌ام بسیار روشن بود. بلافاصله فکری نیرومند فرستادم: «من تمرین‌کننده فالون دافای دوره اصلاح فا هستم و توسط استاد برگزیده شده‌ام. من اینجا هستم تا به استاد در نجات مردم کمک کنم، نه برای آنکه مورد آزار و شکنجه شیطان قرار گیرم! فقط استاد هستند که سرنوشت مرا تعیین می‌کنند. اجازه نخواهم داد نیروهای کهن مرا با قربانی‌کردن موجودات ذی‌شعور بیازمایند. تمامی نقشه‌های شیطانی برای جلوگیری از نجات مردم را کاملاً ازبین می‌برم و نابود می‌کنم.» چشم آسمانی‌ من بسته است، اما حس کردم این فکر چنان نیرومند است که می‌تواند کوه‌ها را جابه‌جا کند! این همان قدرت دافا است. می‌دانستم استاد در کنارم هستند، از من محافظت می‌کنند و هیچ آسیبی به من نخواهد رسید. تمرین‌کنندگانی که از ماجرا باخبر شده بودند، برای کمک به من، افکار درست فرستادند و هیچ اتفاقی برایم نیفتاد.

در آن زمان، آزار و شکنجه شدید بود. مراکز تولید مطالب روشنگری حقیقت و تمرین‌کنندگانی که می‌توانستند از فایروال اینترنتی ح.ک.چ عبور کنند، هدف‌های اصلی آزار و شکنجه بودند. در آن هنگام، هیچ تصور و مفهومی از آزار و شکنجه نداشتم. فقط فای استاد را به‌ یاد داشتم:

«عقاید و تصورات منحرفشان باعث شده است که فکر کنند شکنجه و آزار خدایان در تاریخ، کاری برحق بوده است. وقایعی نظیر به صلیب کشیده شدن عیسی روالی برای موجودات سطح بالایی شده است که برای نجات مردم به پایین می‏آیند. چگونه این می‏تواند قابل‌قبول باشد؟ این خودش منحط است! یک خدا به پایین می‏آید تا مردم را نجات دهد، اما انسان‏ها او را به صلیب می‏کشند-- مردم چه گناه عظیمی مرتکب شده‏اند! هنوز هم امروز برای آن در حال پرداخت هستند.» («آموزش فا در کنفرانس فای دریاچه‌های بزرگ در آمریکای شمالی»، راهنمایی سفر)

درکم این است که استاد، فایی را که اجازه می‌داد خدایانی که برای نجات مردم به پایین آمده‌اند مورد آزار و شکنجه قرار گیرند، از پیش اصلاح کرده‌اند. تمرین‌کنندگان موجوداتی هستند که به‌وسیله دافا از نو آفریده شده‌اند و همراه استاد درحال نجات مردم‌اند، بنابراین موجودات منفی اجازه ندارند انسان‌ها را برای آزار و شکنجه ما تحت کنترل خود درآورند. این امر بدین منظور است که موجودات مرتکب گناه نشوند.

روزی یکی از تمرین‌کنندگان ناحیه ما که مسئول پروژه‌ای مهم بود، دستگیر شد. پلیس محلی این موضوع را یک «پرونده بزرگ» تلقی کرد. ادارات پلیس در چند شهر با هم همکاری کردند و رؤسای نهادهای سطح‌بالا نیز در آن مشارکت داشتند. دراثر فشار عظیم، آن تمرین‌کننده نام چند تمرین‌کننده دیگر را فاش کرد که من نیز یکی از آن‌ها بودم. اوضاع در آن زمان بسیار متشنج بود. به‌گفته افراد آگاه، رئیس اداره پلیس دستور داد که همه تمرین‌کنندگانی که نام‌شان در فهرست است، هرچه زودتر دستگیر شوند.

وقتی تازه این خبر را شنیده بودم، اندکی متزلزل شدم، اما به‌سرعت آرام گرفتم: این نظم و ترتیب استاد نیست و من کاملاً آن را نفی می‌کنم! استاد و دافا مسئول تمرین‌کنندگان هستند. هیچ موجودی شایستگی این را ندارد که با ما مداخله کند یا به‌اصطلاح «آزمایش‌هایی» ترتیب دهد. همچنین افکار درست نیرومندی فرستادم تا تمامی تلاش‌ها برای آزار و شکنجه تمرین‌کنندگان و نابودی موجودات ذی‌شعور را کاملاً از بین ببرم. درباره این وضعیت بر پایه فا با سایر تمرین‌کنندگان گفتگو کردیم و اندکی بعد به درک مشترکی دست یافتیم.

همه دست‌به‌کار شدند و مکرراً افکار درست فرستادند. ازطریق این رویداد، درک‌مان از اصول فا ارتقا یافت. بعدها، با حفاظت استاد، همه ما که نام‌مان در فهرست بود در امان ماندیم و توطئه شیطان کاملاً بی‌نتیجه ماند. از صمیم قلب، قدردان استاد بزرگوارمان هستم!

چندین رویداد دیگر نیز رخ داد که در ظاهر خطرناک به‌نظر می‌رسیدند، اما با راهنمایی اصول فا، هیچ آسیبی به من نرسید. در «تاریخ‌های حساس» ح.ک.چ، دستگیری‌های گسترده‌ای انجام می‌شد، اما من دچار اضطراب نشدم و تحت تأثیر قرار نگرفتم؛ ایمان قوی‌ام را حفظ کردم. استاد درحال اصلاح فا هستند و فقط آنچه استاد می‌گویند به حساب می‌آید! هر آنچه بر روی این زمین وجود دارد برای اصلاح فا آمده است و باید هرچیزی را که مورد تأیید استاد نیست از میان برداریم! جهان بشری صحنه‌ای است برای دافا و مریدان دافا تا مردم را نجات دهند، نه زمین ‌بازی برای اهریمن تا شرارت کند.

انکار آزار و شکنجه مالی

بسیاری از تمرین‌کنندگان علاوه‌بر تحمل آزار و شکنجه جسمی و روانی، در طول همه این سال‌های آزار و شکنجه، از نظر مالی نیز به‌شدت مورد آزار و شکنجه قرار گرفته‌اند. برخی پس از محکومیت به زندان، از کار خود اخراج و برخی مجبور به پرداخت جریمه‌های سنگین شدند. تعدادی از تمرین‌کنندگان، به‌دلیل آزار و شکنجه ورشکسته شدند. برخی دیگر برای اجتناب از دستگیری ناچار شدند خانه خود را ترک کنند. آن‌ها درآمدی ثابت نداشتند و زندگی سختی را می‌گذراندند. خانواده برخی تمرین‌کنندگانی ‌که تلاش می‌کردند از دستگیری اجتناب کنند نیز مورد اخاذی قرار گرفتند و این امر مشکلات مالی برای خانواده پدید آورد. یکی از دلایل اصلی این نوع آزار و شکنجه آن است که درک ما تمرین‌کنندگان از فا ‌روشن نیست و نیروهای کهن از این مسئله سوءاستفاده کرده‌اند.

در روزهای آغازین آزار و شکنجه، به‌دلیل آنکه از رهاکردن تمرین امتناع کردم، از محل کارم اخراج شدم. منبع درآمدم را از دست دادم و زندگی دشوار شد. درک اشتباهی داشتم و فکر می‌کردم این وضعیت برای ازبین‌بردن وابستگی‌ام به منافع شخصی پیش آمده است. متوجه نبودم که این درواقع آزار و شکنجه مالی از سوی نیروهای کهن است و درعوض، آن را تصدیق ‌کردم. به امور از دیدگاه تزکیه شخصی نگاه می‌کردم. بعداً دریافتم که هر آنچه در کیهان وجود دارد، توسط استاد آفریده شده است و درنتیجه هر آنچه ما به آن نیاز داریم و استفاده می‌کنیم از دافا سرچشمه می‌گیرد. ما باید از منابع به‌درستی استفاده کنیم تا مردم را نجات دهیم. استاد به ما آموخته‌اند که در مسیر تزکیه‌مان تا حد امکان با جامعه عادی بشر همسو شویم. تزکیه دافا همانند تزکیه راهبان که باید بی‌پول باشند نیست. استاد امیدوارند که مریدان‌شان از نظر مالی مرفه باشند تا بتوانند سه کاری را که برعهده دارند به‌خوبی انجام دهند.

ما درحال انجام مقدس‌ترین و باشکوه‌ترین کار در جهان هستیم. نباید تحت تأثیر هیچ‌چیز در جهان بشری قرار بگیریم، اما اعمال‌مان نیز بر اینکه آیا می‌توانیم به‌طور مؤثر مردم را نجات دهیم یا نه، تأثیر می‌گذارد. استاد پیشاپیش برکات کسانی را که تمرین‌کنندگان را مورد آزار و شکنجه قرار می‌دهند، سلب کرده‌اند. آن مقام‌های ناچیزی که به‌اتهام فساد و درواقع به‌سبب آزار و شکنجه دافا و تمرین‌کنندگان بازداشت شدند، دیگر هیچ برکتی ندارند.

وقتی این موضوع را درک کردم، وضعیت مالی‌مان به‌طرز چشمگیری بهبود یافت. من و شوهرم موفق شدیم برای دریافت مزایای بازنشستگی اقدام کنیم. درآمدی ثابت یافتیم و پسرمان نیز شغلی با حقوق خوب پیدا کرد. سه سال پیش توانستیم خانه جدیدی بخریم که واقعاً معجزه بود. من به‌دنبال این چیزها نبودم؛ این‌ها تجلی شگفتی دافا در دنیای بشری است. تمرین دافا برکت است و این چیزی است که استاد به ما عطا کرده‌اند.

تغییر در وضعیت خانواده‌مان، دیدگاه کسانی را که مرا می‌شناسند متحول کرد. کسانی که پیش‌تر ما را مسخره و به دیده تحقیر به ما نگاه می‌کردند، آن‌هایی که می‌گفتند تمرین‌کنندگان فالون دافا ساده‌لوح و فقیرند، اکنون به من احترام می‌گذارند و مرا تحسین می‌کنند. وقتی بار دیگر درباره فواید تمرین دافا به آن‌ها گفتم، به‌راحتی آن را پذیرفتند.

نجات موجودات ذی‌شعور با نیک‌خواهی

به‌تازگی از برخی تمرین‌کنندگان شنیدم که می‌گویند تزکیه بیش از حد دشوار است، و اینکه آن‌ها نمی‌دانند چگونه در تزکیه پیشرفت کنند و وابستگی‌هایی پایان‌ناپذیری وجود دارند که ظاهراً هرگز از بین نمی‌روند. برخی از تمرین‌کنندگان دلسرد می‌شوند؛ برخی دیگر پس از آنکه مدتی طولانی در گذر از آزمون‌ها ناکام می‌مانند، تمرین را رها می‌کنند. تعدادی نیز براثر کارمای بیماری درگذشتند که این امر بر توانایی ما در روشنگری حقیقت و نجات مردم تأثیر منفی گذاشته است. به‌نظر من، درخصوص این تمرین‌کنندگانی که در وضعیت تزکیه نادرستی هستند، علت اصلی این است که اکثر آن‌ها در حالت تزکیه شخصی باقی مانده‌اند. خود را با اصول سطح‌بالای فا هدایت نکرده‌اند و درنتیجه نتوانسته‌اند در تزکیه پیشرفت کنند.

استاد فای کیهان جدید را به ما آموخته‌اند. از همان آغاز، استاد ما را به سطوح بسیار بالا ارتقا دادند. ما باید اصول بنیادی تزکیه اصلاح فا را به‌خوبی درک کنیم: باید بدانیم که چه کسی هستیم؛ اینکه هدف ما نجات مردم و ازبین‌بردن سرشت خودخواه‌مان است. هر کاری که انجام می‌دهیم باید برای نجات مردم باشد. باید هر آنچه را که با آن روبه‌رو می‌شویم با معیارهای حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری بسنجیم و هر چیزی که برخلاف معیارهای حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری باشد، باید رد شود.

بیشتر مردم جهان امروز درواقع موجودات الهی هستند. آن‌ها پادشاهانی از سطوح بالا هستند که نماینده بی‌شمار موجود از جهان خود می‌باشند. آن‌ها شجاعت بازپیدا شدن به‌عنوان انسان را داشتند، با این امید که فا را کسب کنند و نجات یابند. اما هنگامی ‌که در دنیای بشری گمراه می‌شوند، سرشت حقیقی‌شان مدفون می‌شود. استاد از ما خواسته‌اند که آن‌ها را بیدار کنیم و به بازگشت به خانه‌شان در کیهان جدید رهنمون شویم. نباید از رفتار ظاهری‌شان آزرده شویم؛ بلکه باید به جوهر حقیقی وجودشان بنگریم. آن‌ها خویشاوندان استاد هستند، موجودات سطح‌بالا، که فقط در جهان بشری، نقش‌های متفاوتی را ایفا می‌کنند.

وقتی در قلب‌مان نیک‌خواهی داریم، می‌بینیم که موجودات رنج می‌کشند و روشنگری حقیقت‌مان مؤثر خواهد بود. نیک‌خواهی نیرویی قدرتمند است؛ آن نه‌تنها عناصری را که مانع نجات موجودات ذی‌شعور می‌شوند ازبین می‌برد، بلکه عقاید و تصورات بشری منحرف و وابستگی‌های گوناگون خودمان را نیز متلاشی می‌کند. داشتن نیک‌خواهی مؤثرتر از آن است که صرفاً وابستگی‌هایمان را شناسایی و سعی کنیم آن‌ها را از بین ببریم.

یک شب کسی درِ خانه‌ام را کوبید. در را باز کردم و دیدم دو مأمور پلیس بیرون ایستاده‌اند. یکی از آن‌ها پرسید: «ما را به داخل دعوت نمی‌کنی؟» گفتم: «وقتی اینجا آمده‌اید، چگونه می‌توانم دعوت‌تان نکنم؟ بفرمایید داخل.» آن‌ها وارد شدند. پس از چند جمله، پلیس جوان‌تر دوربینی بیرون آورد تا عکس بگیرد. مانعش شدم و گفتم که اجازه نمی‌دهم کار غیرقانونی انجام دهند، زیرا این برای خودشان بد است. درک کردم که چون به خانه‌ام آمده‌اند، با دافا رابطه‌ای ازپیش‌تعیین‌شده دارند و باید حقیقت را برایشان بگویم و آن‌ها را نجات دهم. مأموران پلیس نیز موجوداتی هستند که باید نجات یابند.

وقتی درباره دافا با آن‌ها صحبت کردم، با آرامش گوش دادند. مأمور مسن‌تر اندکی خجالت‌زده به‌نظر می‌رسید و گفت: «دیگر به خانه شما نخواهیم آمد. از اینکه ما را به داخل دعوت کردید سپاسگزاریم.»

یکی از همکلاسی‌هایم در دبیرستان، در بخشداری کار می‌کند. چند بار او را در بازار دیدم. وقتی درباره دافا صحبت کردم، بی‌ادبانه حرفم را قطع کرد و پس از چند تلاش نتوانستم حقیقت را برایش روشن کنم. یکی از تمرین‌کنندگان مرا درحال صحبت با او دید. پس از آنکه همکلاسی‌ام رفت، آن تمرین‌کننده به من گفت مراقب باشم، زیرا پیش‌تر حقیقت را برای او توضیح داده بود، اما او بسیار لج‌باز بود و حتی تهدید کرده بود که به پلیس زنگ می‌زند. پس از شنیدن این حرف‌ها، هیچ فکر منفی‌ای درباره همکلاسی‌ام به ذهنم نیامد. تنها احساس دلسوزی و تأسف داشتم. می‌دانستم رفتار او از وجود حقیقی‌اش سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه ناشی از عقاید و تصورات بشری منحرف و کارما است. باید کاری می‌کردم که حقیقت را درک کند و نجات یابد؛ نمی‌توانستم از او دست بکشم.

بعدها دوباره همان همکلاسی را در بازار دیدم. ابتدا افکار درست فرستادم تا تمام موجودات و عناصری را که مانع آگاه‌شدن او از حقیقت می‌شدند، از بین ببرم. این‌ بار رفتار او تغییر کرد. مطالبی را که به او دادم پذیرفت و از من خواست مراقب ایمنی خودم باشم. نتوانستم جلو اشک‌هایم را بگیرم. خیلی خوشحال بودم که نجات یافته است. بیش از هر زمان دیگری، از نیک‌خواهی استاد بی‌نهایت سپاسگزار بودم.

تمرین‌کنندگان فالون دافا موجوداتی هستند که استاد برای یاری در اصلاح فا برگزیده‌اند. آن‌ها از کیهان‌های دور به زمین آمده‌اند. من این رابطه مقدسِ ازپیش‌تعیین‌شده با تمرین‌کنندگان را گرامی می‌دارم. هرچند تمرین‌کنندگان رفتارهای متفاوتی دارند، اما من فقط سرشت حقیقی آن‌ها را می‌بینم. به تمرین‌کنندگان احترام می‌گذارم؛ ما باید به یکدیگر کمک کنیم و به اهریمن هیچ بهانه‌ای ندهیم تا بین‌مان شکاف ایجاد کنند و ما را مورد آزار و شکنجه‌ قرار دهند. با خویشاوندانم نیز به همین شیوه رفتار می‌کنم. فقط سرشت حقیقی آن‌ها را می‌بینم، زیرا آن‌ها نیز موجوداتی از سطوح بالا هستند. آن‌ها به زمین آمده‌اند با این امید که به‌وسیله دافا نجات یابند.

وقتی به مسیری که پیموده‌ام نگاه می‌کنم، می‌دانم این دافای استاد بود که مرا به آنچه امروز هستم تبدیل کرد و زندگی‌ای نو به من بخشید. دافا مرا از موجودی خودخواه و سرشار از کارما به مرید دافایی تبدیل کرد که به‌طور خستگی‌ناپذیری برای دیگران تلاش می‌کند و موجودات ذی‌شعور را نجات می‌دهد. استاد سپاسگزارم!

کلام آخر

اصلاح فا بی‌سابقه است. موجودات الهی هر چقدر هم سطح‌شان بالا باشد، هرگز درباره اصلاح فا نشنیده‌اند. استاد ما را برگزیدند تا تمرین‌کننده فالون دافا شویم. امروز توانسته‌ایم مأموریت مقدس یاری‌رساندن به استاد در اصلاح فا را به انجام رسانیم. این بزرگ‌ترین افتخار درواقع بی‌سابقه و به‌طور قیاس‌ناپریزی مقدس است. تمام خدایان به ما غبطه می‌خورند.

استاد با بردباری عظیم، زمان پایان را تمدید کرده‌اند تا بتوانیم بار دیگر به موجودات الهی باشکوهی تبدیل شویم. مسیری که می‌پیماییم الگویی برای آینده خواهد بود.

بیایید در این مدت کوتاه و گران‌بهایی که برای‌مان باقی مانده، جایگاه خود را در دوره اصلاح فا به‌درستی مشخص کنیم. بیایید نقش خود را در نجات مردم به‌خوبی ایفا کنیم و بگذاریم جنبه الهی‌مان هرچه سریع‌تر آشکار شود! استاد را از نزدیک در مسیر اصلاح فا دنبال خواهم کرد، هر آنچه که نادرست است، ازجمله خودم، را اصلاح خواهم کرد و مرحله پایانی مسیر تزکیه‌ام را به‌خوبی خواهم پیمود.

استاد سپاسگزارم!