(Minghui.org) بستگان تمرین‌کنندگان دافا شاهد تغییرات مثبت در وضعیت سلامتی جسمی و روانی آن دسته از اعضای خانواده خود بوده‌اند که فالون دافا را تمرین می‌کنند. به‌رغم تبلیغات حزب کمونیست چین (ح.ک.چ)، آن‌ها از این تمرین حمایت می‌کنند، و به خاطر این انتخابشان احساس می‌کنند از برکت و موهبت برخوردار شده‌اند. در ادامه، برخی از ماجرا‌ها و تجربیات آن‌ها آورده شده است.

بهبودی پس از یک تصادف شدید رانندگی

قبل از اینکه همسرم تمرین فالون دافا را شروع کند، دچار بیماری قلبی و بی‌خوابی بود. مدت کوتاهی پس از شروع تمرین، تمام بیماری‌هایش و خصوصیات اخلاقی‌اش بهبود یافت. او دیگر عصبانی نمی‌شود و ما زندگی شاد و هماهنگی داریم.

من از تمرین او حمایت و اغلب عبارت خوش‌یمن «فالون دافا خوب است و حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را تکرار کرده‌ام. من نیز از تمرین فالون دافا بهره برده‌ام.

در اکتبر۲۰۲۴، با دوچرخه در خیابان می‌رفتم که ناگهان با خودرویی که وارد تقاطع شد برخورد کردم. از دوچرخه پرت شدم و بیش از ده متر از محل برخورد روی زمین افتادم. من راننده را می‌شناختم که اصرار داشت مرا به بیمارستان ببرد. اما احساس ‌کردم مشکلی ندارم و به او گفتم که به خانه می‌روم و فردا به پزشک مراجعه می‌کنم.

روز بعد به پزشک استئوپات (درمان با استفاده از رویکرد جامع) مراجعه کردم. پزشک پس از معاینه به من گفت که شانه‌ام دررفته و چند دنده‌ام شکسته است. پس از تنظیم و تثبیت استخوان‌ها، به من اجازه داد که به خانه بروم و استراحت کنم.

ظرف دو هفته بهبود یافتم. همه از بهبودی سریع من ۷۷ساله پس از چنین تصادف شدیدی تعجب کردند. من واقعاً معتقدم که استاد لی هنگجی، بنیان‌گذار فالون دافا، از من محافظت کردند و مرا نجات دادند. من همیشه یک یادبود فالون دافا در جیبم دارم و اغلب عبارت‌های خوش‌یمن را تکرار می‌کنم. من از ح.ک.چ و سازمان‌های مرتبط با آن کناره‌گیری و شروع به خواندن کتاب‌ها و مطالب اطلاع‌رسانی دافا کرده‌ام.

برخورداری از برکت و موهبت درنتیجه دفاع و حمایت از دافا

پدر و مادرم در تعطیلات سال نو چینی به یک گردهمایی خانوادگی رفتند. یکی از عمو‌هایم می‌دانست که مادرم فالون دافا را تمرین می‌کند. او فریب تبلیغات ح.ک.چ را خورده بود و حرف‌هایی توهین‌آمیز درمورد دافا و استاد لی گفت.

پدرم به حرف‌های عمو پاسخ داد: «همسرم نزدیک به ۲۷ سال است که فالون دافا را تمرین می‌کند. او بسیار سالم است و از زمانی که تمرین را شروع کرده، هیچ‌وقت بیمار نشده است. ما در یک مزرعه زندگی می‌کنیم که همسرم مسئول مراقبت روزانه از تمام حیوانات است که کاری بسیار سخت و طاقت‌فرسا است. بدون بدنی سالم، انجام این کار غیرممکن است! تمرین فالون دافا خوب است.» پس از شنیدن این صحبت‌ها، بستگان حاضر در جمع دیگر از گفتن حرف‌های توهین‌آمیز نسبت به دافا دست کشیدند.

پدرم حتی به مادرم کمک کرد تا بستگان و دوستان را متقاعد کند که از ح.ک.چ کناره‌گیری کنند.

قبل از این اتفاق، پدر مدتی سرفه می‌کرد و داروها کمکی نکردند. اما روز بعد از این دورهمی، او به‌طرز عجیبی گفت: «دیگر سرفه نمی‌کنم!» در قلبم می‌دانستم که پدرم به‌خاطر دفاع از دافا پاداش دریافت کرده است! استاد مهربان از پدرم محافظت کردند! استاد لی از شما سپاسگزارم!

ماجرا‌های شگفت‌انگیز از خانواده‌ام

درد پاهای دخترعمو‌یم از بین رفت

دخترعمویم، جیانگ، بیش از ۸۰ سال دارد و به‌تنهایی زندگی می‌کند. فرزندانش هر چند روز یک‌بار برای او غذا و اقلام مورد نیازش را می‌برند. اخیراً دخترعمو دچار پادرد شد و نمی‌توانست ثابت و پایدار راه برود. او بیش از ده روز در بیمارستان بستری شد ولی هیچ بهبودی نداشت. من نگران شدم و با او تماس گرفتم. او با خوشحالی گفت: «حالم بهتر شده است؛ من "فالون دافا خوب است" را تکرار کردم و پاهام دوباره به وضعیت طبیعی برگشت!»

پس از اینکه جیانگ چند روزی در بستر بود، ناگهان به یاد آورد که من به او گفتم که عبارات «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را تکرار کند و حالش خوب می‌شود. او همچنین مطالب دافا را که به او داده بودم پیدا کرد و دوباره شروع به خواندن آن‌ها کرد. از آن زمان، جیانگ شبانه‌روز عبارت‌های خوش‌یمن را تکرار کرده و درد پاهایش از بین رفته است. او دوباره به راحتی می‌تواند راه برود!

«استاد لی از من مراقبت کردند! بیمارستان نتوانست به من کمک کند، اما وقتی از صمیم قلبم عبارت‌های خوش‌یمن را تکرار کردم، بهبودی یافتم! استاد از شما سپاسگزارم!»

بهبودی شوهرم از سکته مغزی

شوهرم از من در تمرین فالون دافا حمایت و اغلب در فعالیت‌های مربوط به دافا به من کمک می‌کند. او از سال گذشته در بلع غذا مشکل داشت. آزمایشات در بیمارستان نشان داد که معده‌اش سالم است، اما نشانه‌هایی از سکته مغزی داشت. این مشکل بر توانایی راه رفتن یا تکلم او تأثیر نداشت؛ تنها در بلع غذا مشکل داشت. او وزن زیادی از دست داده و گاهی گیج می‌شد. فرزندانم دوباره او را به بیمارستان بردند. این‌بار پزشک گفت که او نیاز به جراحی دارد، اما تخت خالی در دسترس نبود و باید منتظر می‌ماند. من پیشنهاد دادم که او صمیمانه عبارات «فالون دافا خوب است و حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را تکرار کند و به مجموعه سخنرانی‌های استاد لی گوش دهد. او موافقت کرد.

چند روز بعد، فرزندانم پدرشان را نزد پزشک دیگری بردند. یک معاینه کامل عصبی و قلبی انجام شد. پزشک یافته‌های آنژیوگرافی را با فرزندانم مرور کرد. به نظر می‌رسید که رگ خونی مسدود شده بسیار نازک بود. اما در کنار آن، رگ خونی دیگری بزرگ‌تر شده بود و این رگ جدید وظیفه رگ مسدود شده را به عهده گرفته بود (فرآیند بیولوژیکی به نام رگزایی) و به‌خوبی عمل می‌کرد. شوهرم توانست برای جراحیِ حذف لخته منتظر بماند. به او گفته شد که مشکل بلع غذا به‌خاطر اضطراب و افسردگی بوده است و دارو می‌تواند کمک کند.

وقتی فرزندانم این موضوع را به من گفتند، اشک در چشمانم حلقه زد: این معجزه بود! شوهرم در ۷۰ سالگی رگ خونی جدیدی پیدا کرده بود، چه شگفت‌انگیز! وقتی شوهرم از بیمارستان مرخص شد، با احترام و قدردانی فراوان در مقابل تصویر استاد زانو زد و از ایشان برای نجات جانش تشکر کرد. استاد مشکلات او را حل کردند. استاد سپاسگزارم! قدردانی ما فراتر از حدی است که با کلمات بیان شود.