(Minghui.org) حدود دو سال، با تشویق هم‌تمرین‌کنندگان، در پروژه‌ای شرکت کردم که مقالات تمرین‌کنندگان برای کنفرانس فا را جمع‌آوری، سازماندهی و ویرایش می‌کرد. در اینجا می‌خواهم برخی از تجربیات و درک‌هایم را که در طول این روند به دست آوردم، با شما به اشتراک بگذارم.

هنگام جمع‌آوری و سازماندهی مقالات تبادل تجربه تزکیه هم‌تمرین‌کنندگان، معیارم را مسئولیت‌پذیری در قبال فا قرار دادم. معمولاً حضوری با تمرین‌کنندگان صحبت می‌کردم تا بتوانیم مقاله‌ای تهیه کنیم که تا حد امکان، با وضعیت واقعی مطابقت داشته باشد. سعی می‌کردم ازطریق سنجش درک تمرین‌کنندگان با فا ببینم که آیا درک آن‌ها براساس فا است یا خیر، و همچنین تأیید می‌کردم که آیا آن‌ها فای استاد را به‌درستی نقل کرده‌اند یا خیر. هیچ چیزی نباید با فا در تضاد باشد.

استانداردهای فرهنگ سنتی از سطح اخلاقی مردم امروز فراتر می‌رود. بنابراین خودم را ملزم کردم که مطالب بیشتری مربوط به فرهنگ سنتی و مقالات مربوط به فروپاشی فرهنگ حزب کمونیست چین (ح.‌ک.‌چ) را بخوانم و گوش دهم. سعی کردم با این نوع محتوا آشنا شوم تا بتوانم از وجود عناصر فرهنگ ح.‌ک.‌چ در مقالات تبادل تجربه اجتناب کنم و به فرهنگ سنتی نزدیک‌تر باشم.

هیچ تمرین‌کننده‌ای نباید نادیده گرفته شود

آنپینگ مقاله تبادل تجربه‌اش را نسبتاً در اواخر سال گذشته ارسال کرد. ازآنجاکه تمرین‌کننده‌ای که مقاله او را دریافت کرده بود در تایپ مهارت نداشت و در طول بررسی مقاله، برخی از بخش‌های مقاله نیز با استانداردهای تزکیه شین‌شینگ برای یک تمرین‌کننده مغایرت داشت، تمرین‌کننده‌ای که مقاله را دریافت کرده بود، سرانجام تصمیم گرفت مقاله را به آنپینگ برگرداند.

به‌طور اتفاقی از این موضوع مطلع شدم و آن را با سایر تمرین‌کنندگان در میان گذاشتم. گفتم: «مهم نیست مشکل مقاله چیست؛ آنپینگ با اشتیاق در کنفرانس فا شرکت کرد. ما باید از نجات نیک‌خواهانه استاد سپاسگزار باشیم و او را دلسرد نکنیم. هر کسی می‌تواند پیشنهادات خوبی درباره چگونگی بهبود تبادل تجربه او ارائه دهد. پس از آن، می‌توانیم با او تبادل‌نظر کنیم و نسخه اصلاح‌شده را برایش بخوانیم. او درک خواهد کرد.»

برخی از تمرین‌کنندگان، پیشنهادهایی دادند، درحالی‌که برخی دیگر در تایپ مقاله کمک کردند. کار به‌سرعت انجام شد و اتفاقاً آنپینگ همزمان با اتمام کار ما رسید. مقاله‌ ویرایش‌شده را برایش خواندیم و او کاملاً با آن موافق بود. آنپینگ با رضایت گفت: «بسیار عالی. این همان چیزی است که می‌خواستم بنویسم. متشکرم!» سپس مقاله را برای تمرین‌کننده مسئولِ ارسال مقالات فرستادیم و این تمرین‌کننده آن را به‌موقع ارسال کرد.

امسال، مقاله تبادل تجربه تزکیه آنپینگ نیازی به ویرایش ما نداشت و محتوا با فا مطابقت داشت. آنپینگ قادر است هر روز با روشنگری حقیقت برای بسیاری از مردم، آن‌ها را به ترک ح‌.ک.‌چ و سازمان‌های وابسته به آن ترغیب کند. وضعیت تزکیه سخت‌کوشانه او بر شوهرش نیز تأثیر گذاشت. شوهرش با بیرون رفتن او برای روشنگری حقیقت مخالفت می‌کرد، اما حالا می‌پرسد: «امروز بیرون می‌روی؟ شنیده‌ام که می‌توانی خیلی خوب صحبت کنی.»

استاد به من خرد می‌دهند

من اشتیاق هم‌تمرین‌کنندگان برای نوشتن مقالات تبادل تجربه تزکیه را درک می‌کنم. آن‌ها در طول سال‌ها، از فا بهره زیادی برده‌اند، بنابراین از استاد به‌خاطر رحمت بی‌کرانشان بسیار سپاسگزارند. آن‌ها هیچ راهی برای جبران لطف استاد ندارند و فقط می‌توانند از مقالات تبادل تجربه تزکیه خود برای ابراز قدردانی عمیقشان استفاده کنند. بنابراین، مهم نیست که چقدر زمان کم باشد، مقاله چقدر بی‌دقت نوشته شده باشد، یا چند بخش با فا مطابقت نداشته باشد، تمام تلاشم را می‌کنم تا نقاط قوت تمرین‌کنندگان را پیدا کنم. با نیت حفظ هرچه بیشتر هدف اصلی این تمرین‌کنندگان، سعی می‌کنم مقالات را با خودشان بررسی کنم تا قبل از مرتب‌کردن محتوا در مقاله نهایی، با آن‌ها به توافق برسم.

وقتی درخصوص بخش‌هایی از مقاله مطمئن نیستم، یا اگر واقعاً نمی‌فهمم که آن تمرین‌کننده سعی دارد چه چیزی را بیان کند، خودم را آرام و به درون نگاه می‌کنم تا ببینم نویسنده سعی دارد چه تجربه یا درسی را با سایر تزکیه‌کنندگان به اشتراک بگذارد. همچنین به هدف تمرین‌کننده در انتخاب موضوع فکر می‌کنم و از خودم می‌پرسم که آیا افکار و سطح درک خودم را اضافه کرده‌ام؟ آیا سعی کرده‌ام آن را تا حد امکان، به حقیقت نزدیک نگه دارم؟ وقتی نمی‌توانم راه‌حلی پیدا کنم، از استاد درخواست می‌کنم که به من قدرت بدهند تا به نتیجه‌ای مطابق با نظم و ترتیبات استاد برسم. از استاد خواهش می‌کنم که به من خرد و دانش بدهند تا بتوانم مقالات را به‌خوبی ویرایش کنم. وقتی بالاخره مقالات را برای آن تمرین‌کنندگان می‌خواندم، آن‌ها با خوشحالی می‌گفتند: «دقیقاً همین فکر را در ذهنم داشتم، اما نمی‌دانستم چگونه آن را بیان کنم. آنچه نوشته‌ای واقعاً با افکار من هماهنگ است.» درواقع، همه این‌ها از قدرت استاد ناشی شده است.

یک بار به‌دلیل نزدیک شدن به مهلت زمان ارسال، تمام شب را بدون خواب تایپ کردم. صبح می‌خواستم قبل از ارسالش، آن را برای آخرین بار برای تمرین‌کنندۀ نویسنده مقاله بخوانم، اما هر روز صبح باید در جلسات صبحگاهی محل کار شرکت می‌کردم. اگر در جلسه شرکت نمی‌کردم، برنامه‌های آن روز به تأخیر می‌افتاد و جریمه هم می‌شدم. بعد از فکرکردن، تصمیم گرفتم که فا اولویت اصلی باشد و اینکه باید قبل از رفتن به محل کار، هر کاری را که برای مقاله لازم است انجام دهم. کمی بعد، یکی از همکارانم به من گفت: «واقعاً خوش‌شانسی، جلسه صبح امروز لغو شد، بنابراین جریمه نمی‌شوی.» در گذشته، جلسات صبح هرگز لغو نشده بود.

یک بار بیشتر نزد تمرین‌کننده‌ای ماندم تا بتوانم بیشتر به تجربیاتش گوش دهم و موضوعات بهتری انتخاب کنیم، اما وقتی کارمان تمام شد، قرار بود اتوبوسی که مرا به خانه می‌برد، ده دقیقه بعد حرکت کند. از نظر تئوری، نمی‌توانستم سوار اتوبوس شوم. همانطور که می‌دویدم، از استاد خواهش کردم که به من فرصت دهند از بُعد دیگری عبور کنم. درنهایت، نه‌تنها موفق شدم به اتوبوس برسم، بلکه اتوبوس قبل از حرکت، حتی مدتی منتظر ماند. اتوبوس آن روز دیرتر حرکت کرد.

مشارکت مهم است

استاد بیان کردند:

«برای مریدان لازم است آنچه را که در تزکیه‌شان تجربه کرده‌ و یاد ‌گرفته‌اند با یکدیگر درمیان بگذارند. تا وقتی ‌‌که هیچ نیت خود‌نمایی نداشته باشند، مشکلی در کمک کردن آنان به یکدیگر، که موجب پیشرفت آن‌ها با همدیگر می‌شود نیست.» («کنفرانس فا»، نکات اصلی برای پیشرفت بیشتر)

در ابتدا، برخی از تمرین‌کنندگانی که با من روی مقالات کار می‌کردند می‌پرسیدند: «ما مقالات زیادی نوشته‌ایم، چرا هیچ‌یک از آن‌ها منتشر نشده‌اند؟ آیا به این دلیل است که مهارت‌های نوشتاری ما باید بهبود یابد؟» فکر کردم که احتمالاً تزکیه‌‌ام به اندازه کافی خوب نبوده و همچنین فرهنگ ح‌.ک‌.چ در من وجود دارد که باعث می‌شود با فا همسو نباشم. باید خودم را به‌خوبی تزکیه کنم. اما، اگرچه مقالات منتشر نشده بودند، اما حاوی مطالبی بودند که تمرین‌کنندگان می‌خواستند به استاد بگویند. استاد می‌دانند. در طول این روند، ما قابلیت‌های فوق‌طبیعی و عظیم دافا را به یاد آوردیم و بار دیگر تجربه‌شان کردیم که ما را تشویق کرد در تزکیه خود کوشا باشیم. سازماندهی مقالات نیز نوعی تزکیه و پیشرفت است. همه کسانی که در این کار مشارکت داشتند با هم پیشرفت کردند و به نتایج اهمیتی نمی‌دادند.

بعداً دیدیم که مقالات به‌تدریج منتشر می‌شوند. این برای من و تمرین‌کنندگانی که در این پروژه شرکت کرده بودند، دلگرمی بسیار بزرگی بود. ما می‌دانستیم که تمرین‌کنندگان به‌عنوان بدنی واحد، روند اصلاح فا را دنبال کرده‌اند. اگر از همان ابتدا، پشتکار و اعتماد وجود نداشت، در مرحله بعدی نیز دلگرمی‌ای وجود نمی‌داشت.

برای روز جهانی فالون دافای امسال، به چند گروه کوچک تقسیم شدیم و کنفرانس‌های تبادل تجربه تزکیه در مقیاس کوچک را در چند مکان برگزار کردیم. مقالات خود را، صرف‌نظر از اینکه منتشر شده بودند یا نه، ‌خواندیم، زیرا مقالات نشان‌دهنده قلمروها و سطوح فعلی ما و قدردانی ما از استاد بودند. این مقالات همچنین به عظمت فا اعتبار می‌بخشند.

امیدوارم همه تمرین‌کنندگان بتوانند از نقاط قوت خود استفاده کنند، با یکدیگر به‌خوبی همکاری کنند تا مقالات خوبی ارائه دهند و براساس فا با هم پیشرفت کنند.

مقالاتی که در آن‌ها تزکیه‌کنندگان درک خود را به اشتراک می‌گذارند، معمولاً براساس وضعیت تزکیه‌شان، ادراک یک فرد را در زمانی مشخص منعکس می‌کنند، و با هدف امکان ارتقای متقابل ارائه می‌شوند.