(Minghui.org) در اینجا چند رویداد را بیان میکنم که به خوبیِ فالون دافا اعتبار میبخشد و نشان میدهد که تمرینکنندگان راهنماییهای استاد را دنبال میکنند تا انسانهای خوبی باشند. بسیاری از مردم موافقند که «فالون دافا خوب است، حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است.»
مأمور پلیس: «امکان ندارد او پول شما را دزدیده باشد»
تمرینکنندگان فالون دافا جینفِنگ و هایرونگ تازه در یک مرکز خرید، با زنی درباره دافا و آزار و اذیت آن صحبت کرده بودند و هنگام رفتن دیدند که آن زن با چهرهای عصبانی بهسویشان میآید. او به جینفنگ گفت: «دنبالت میگشتم. ۴۰۰ یوان از پولم گم شده. حتماً تو آن را دزدیدهای.» جینفنگ به او اطمینان داد که چنین کاری نکرده است، اما آن زن با صدای بلند گفت: «حتماً تو بودهای. من فقط با تو صحبت کردم.»
کمکم مردم دور آن زن عصبانی جمع شدند. جینفنگ که دید آن زن بسیار آشفته است، گفت: «چرا ۴۰۰ یوان به شما ندهم تا خسارتتان جبران شود؟» اما وقتی کیفش را نگاه کرد، دید این مقدار پول همراهش نیست. از هایرونگ پرسید که آیا میتواند کمکش کند، اما پولی که روی هم داشتند بازهم کافی نبود. جینفنگ گفت: «اگر اجازه بدهید به خانه میروم و پول را برایتان میآورم.» آن زن نپذیرفت.
در همین هنگام، یک مأمور پلیس که بهطور اتفاقی در آن نزدیکی بود جلو آمد و پرسید که چه اتفاقی افتاده است. آن زن به جینفنگ اشاره کرد و گفت: «۴۰۰ یوان از پولم گم شده. او آن را دزدیده است.» مأمور پلیس کیف جینفنگ را گرفت، داخلش را نگاه کرد و چند بروشور دافا دید. سپس به آن زن و حاضران گفت: «او تمرینکننده فالون دافاست. امکان ندارد او پول شما را دزدیده باشد.»
کسی از جینفنگ پرسید: «اگر پول را ندزدیدهای، چرا میخواستی چیزی را که این زن ادعا میکند گم کرده به او بدهی، و حتی به خانه بروی تا پول بیاوری؟» جینفنگ پاسخ داد که نگرانِ ناراحتی شدید آن زن بوده است.
مأموران پلیس در طول ۲۰ سال برخورد با تمرینکنندگان، از تجربهشان آموختهاند که آنان هیچ کار نادرستی انجام نمیدهند. زنی که پولش را گم کرده بود آرام شد و حاضران گفتند که تمرینکنندگان فالون دافا انسانهای خوبی هستند.
فروشنده سیب: «واقعاً به شما اعتماد دارم که مرا فریب نمیدهید»
یک روز من و تمرینکننده دیگری به بازار صبحگاهی رفتیم. چند نفر دور یک گاری جمع شده بودند و سیبها را کیلویی دو یوان میخریدند. آن تمرینکننده یک کیسه سیب خرید و ۱۰ یوان به فروشنده داد. من هم همین کار را کردم. فروشنده هشت یوان بهعنوان بقیه پول به من داد و سپس برگشت تا به سایر مشتریان رسیدگی کند.
تمرینکننده همراهم به فروشنده گفت که بقیه پولش را نداده است، اما فروشنده اصرار داشت که این تمرینکننده هنوز پولی به او نداده است. آن تمرینکننده گفت: «دادهام! اما شما مشغول گرفتن ۱۰ یوانِ او بودید و فراموش کردید بقیه پول مرا بدهید.» فروشنده همچنان اصرار داشت که او پولی نداده است. به فروشنده اطمینان دادم که واقعاً ۱۰ یوان او را گرفته است، اما فروشنده نپذیرفت و ناراحت شد.
آن تمرینکننده گفت: «من حقیقت، نیکخواهی، بردباری را تزکیه میکنم. به شما دروغ نمیگویم.» حالت چهره فروشنده فوراً عوض شد و گفت: «پس شما تمرینکننده فالون دافا هستید. مشکلی نیست. واقعاً به شما اعتماد دارم که مرا فریب نمیدهید. حتماً بقیه پولتان را ندادهام. متأسفم.»
فروشنده خواست یک کیسه سیب اضافه هم به او بدهد، اما آن تمرینکننده مؤدبانه پیشنهادش را رد کرد. روشن بود که او میدانست تمرینکنندگان انسانهای خوبی هستند، قابلاعتمادند و کسی را فریب نمیدهند یا از دیگران سوءاستفاده نمیکنند.
کارکنان با آگاهی به اینکه من ارزیاب بودم، اضطرابشان کم شد
من مدیر میانی شرکتی هستم که یک سال پیش دستخوش سازماندهی مجدد شد. قرار بود کارکنان دوباره ارزیابی شوند و اگر در ارزیابی قبول نمیشدند، اخراج میشدند. کارکنان نگران قبولی در ارزیابی بودند.
یک روز پیش از ارزیابی، کارکنان نزد مدیر رفتند و پرسیدند که آیا من مسئول ارزیابی خواهم بود یا نه. مدیر تأیید کرد که من ارزیاب هستم و از من خواست با آنها صحبت کنم. به آنها گفتم به سر کارشان برگردند و نگران نباشند. وقتی فهمیدند من ارزیاب هستم، نگرانیشان برطرف شد. گفتند که میدانند من فالون دافا تمرین میکنم، بنابراین قابلاعتمادم و منصفانه عمل خواهم کرد.
رویدادهایی از این دست رایج است و نشان میدهد که مردم فالون دافا را تأیید میکنند. امیدوارم کسانی که هنوز حقیقت را درک نکردهاند، عبارات «فالون دافا خوب است، حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را تکرار کنند و از حزب کمونیست چین و سازمانهای وابسته به آن خارج شوند.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.