(Minghui.org) پس از آغاز تمرین فالون دافا، پرانرژی شدم و از بیماریها رهایی یافتم. با حمایت نیکخواهانه استاد، با افراد مهربان زیادی آشنا شدم و میخواهم برخی از این تجربیات را به اشتراک بگذارم.
مردم در طول یک انفجار در امان ماندند
یک روز درحالیکه در بازار، با مردم درباره فالون دافا صحبت میکردم، مرد مسنی بهسمتم آمد و گفت: «لطفاً چند نشان یادبود دیگر به من بده.»
پرسیدم: «چرا به اینهمه نشان نیاز دارید؟»
او پاسخ داد: «برای دوستان و اقوامم، تا آنها نیز بتوانند در امان بمانند.»
او ماجرای شگفتانگیزی را برایم تعریف کرد: «یک کارگاه کوچک ترقهسازی در یک روستا، بهدلیل بیاحتیاطی یک کارگر منفجر شد. بسیاری از مردم ازجمله خانوادهای چهارنفره در این انفجار کشته شدند. دوستم در کنار کارگاه زندگی میکرد، اما در امان ماند، همه به این دلیل که خانوادهاش نشانهایی را داشتند که تو به آنها داده بودی.»
او را تشویق کردم که از حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) خارج شود و او بلافاصله موافقت کرد. همچنین به او گفتم که تکرار خالصانه عبارات «فالون دافا خوب است، حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» میتواند به او کمک کند تا در هنگام بلایا در امان بماند. او از من تشکر و با خوشحالی آنجا را ترک کرد.
«حالا همهچیز را درک میکنم. لطفاً به من کمک کنید از حزب خارج شوم»
درحالیکه با مردی میانسال در بازار، درباره خروج از حزب کمونیست چین صحبت میکردم، فریاد زد: «من عضو حزب هستم. مطلقاً ترکش نمیکنم!» حتی تلفنش را بیرون آورد و قصد داشت مرا به پلیس گزارش دهد. آرام ماندم. تنها آرزویم نجات او بود. افکار درستی قوی فرستادم تا موجودات شیطانی پشت سرش را که مانع نجات او میشدند، از بین ببرم. او آرام شد و گفت: «به نظر میرسد فرد مهربانی هستی. گزارشت نمیکنم.»
بار دیگر در بازار، به او برخوردم و گفتم: «تقدیر این است که دوباره همدیگر را ببینیم. این کتابِ نُه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست است. لطفاً آن را بخوان و تصمیم بگیر که آیا میخواهی از حزب کمونیست چین خارج شوی یا خیر.»
شش ماه بعد، برای سومین بار او را در بازار دیدم. درحالیکه مطالب روشنگری حقیقت را توزیع میکردم، مرا تماشا میکرد. بهسمتش رفتم و گفتم: «تو رابطهای با دافا داری. خیلی خوشاقبال هستی! واقعاً باید از حزب کمونیست چین خارج شوی.» او با احساسات فراوان پاسخ داد: «حالا همهچیز را درک میکنم. لطفاً به من کمک کن تا از حزب کمونیست چین خارج شوم.» او دو کتابچه دیگر خواست و با خوشحالی آنجا را ترک کرد.
با بانوی مسنی آشنا شدم که به من گفت: «مدتها پیش از حزب کنارهگیری کردم. عبارات "فالون دافا خوب است، حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است" را مدام تکرار میکنم. قبلاً دچار عوارض سکته مغزی شده بودم و باید از عصا استفاده میکردم، اما حالا آن را دور انداختهام!»
فرد دیگری گفت: «ما واقعاً از تمرینکنندگان فالون دافا سپاسگزاریم. بسیاری از مردم روستای ما، از حزب کمونیست چین کنارهگیری کردهاند. آنها در طول همهگیری کووید در امان بودند.»
در پاسخ گفتم: «باید از استاد لی هنگجی تشکر کنید! ایشان از ما خواستند که با مردم صحبت و به آنها در درک حقیقت کمک کنیم.»
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.