(Minghui.org) در طول بیش از ۲۰ سال گذشته، در بحبوحه آزار و شکنجه وحشیانه دافا بهدست حزب کمونیست چین (ح.ک.چ)، تمرینکنندگان فالون دافا با پیروی از آموزههای استاد لی، سه کار را انجام دادهاند. آنها حقیقت را روشن و وجدان مردم را بیدار میکنند. روز به روز و سال به سال، نجات نیکخواهانه استاد و لطف عظیم دافا، برکات را در همهجا گسترش داده و به پاکسازی این دنیای آشفته کمک کرده است. اصول حقیقت، نیکخواهی و بردباری، قلب مردم را روشن کرده و پرورش داده و آنها را بهسوی نیکی سوق داده است.
در تلاشهایم برای روشنگری حقیقت در طول سالهای متمادی، شاهد نمونههای زیادی از قدرت بیکران دافا بودهام که پس از آگاهی مردم از حقیقت، برایشان برکت، طول عمر و امنیت بهارمغان آورده است. مایلم دو مورد از آنها را بهاشتراک بگذارم.
زنی که زمانی نحیف بود، سالم و شاد شد
چند سال پیش به زنی نحیف با چشمانی بیفروغ و چهرهای کدر و متمایل به خاکستری برخوردم. با او احساس همدردی کردم و از او پرسیدم که آیا بیمار است. وی گفت: «من قبلاً تو را دیدهام. چطور اینقدر زیبا شدهای؟»
به او گفتم که فالون دافا را تمرین میکنم و این روش برای ازبین بردن بیماری و تقویت سلامتی مؤثر است. همچنین به او گفتم که این روش به مردم میآموزد براساس اصول حقیقت، نیکخواهی، بردباری رفتار کنند و وقتی کسی آنها را کتک میزند، تلافی نکنند و توهین را با توهین پاسخ ندهند. تمرینکنندگان فالون دافا وقتی با مشکلات روبرو میشوند به درون خود نگاه میکنند و کاستیهایشان را مییابند، بیشتر به فکر دیگران هستند و قلبشان را تزکیه میکنند تا انسانهای خوبی شوند. نتیجه این است که از بیماری رهایی مییابند و ذهن و جسمشان روشن میشود.
بهنظر میرسید که از شنیدن صحبتهایم خوشحال شده است. او درباره بسیاری از بدبختیهایش برایم گفت. به او گفتم که دافا آمده است تا مردم را نجات دهد و اگر کسی بتواند تصدیق کند که دافا خوب است و حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است و رقابت یا مبارزه نکند، رنجش به دل نگیرد و در مواجهه با مشکلات، سختی را بهعنوان شادی در نظر بگیرد، آنگاه وسعت نظر پیدا میکند و پذیراتر میشود، ذهنیت مثبتی خواهد داشت و از وضعیت سلامتی بهتری برخوردار خواهد شد.
درباره حقیقت آزار و شکنجه فالون دافا و اهمیت خروج از ح.ک.چ و سازمانهای وابسته به آن، به او گفتم: «وقتی در مدرسه بودیم و ملزم به پیوستن به پیشگامان جوان ح.ک.چ بودیم، باید به پرچم قرمز خونین سوگند یاد میکردیم و قسم میخوردیم که جان خود را برای آن فدا کنیم. ح.ک.چ معادل چین نیست. این یک روح شیطانی خارجی است که باعث میشود مردم وجود موجودات الهی را انکار کنند، به عواقب کارمایی اعتقاد نداشته باشند و از معیارهای اخلاقی دست بکشند.»
«فرهنگ ۵۰۰۰ساله چین که الهامگرفته از الوهیت است، بر فضیلت، انجام اعمال نیک، پیروی از وجدان و درک قانون کارمایی علت و معلول تأکید دارد. بهدلیل چرخه بازپیدایی، هرکاری که در این زندگی انجام میدهیم، چه خوب و چه بد، در زندگی بعدی پاداش یا مجازات متناسب با آن را دریافت خواهیم کرد. گذشتگان میگفتند: "موجودات الهی در ارتفاع یکمتری بالای سر انسان وجود دارند. وقتی فکری در قلب انسان پدیدار میشود، آسمان و زمین همهچیز را خواهند دانست." کسانی که مهربانی را در قلب خود نگهمیدارند، از برکت و موهبت برخوردار میشوند.»
او با دقت گوش داد و موافقت کرد که از حزب کمونیست چین خارج شود. مقداری مطلب روشنگری حقیقت به او دادم و از او خواستم که عبارات «فالون دافا خوب است، حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را صادقانه تکرار کند. به او گفتم که این میتواند سرنوشت فرد را تغییر دهد، بلایا را از بین ببرد و موهبتهایی را بههمراه داشته باشد.
مدتی بعد میخواستم حقیقت را برای زنی که با دوچرخه بهسمتم میآمد روشن کنم، بنابراین او را صدا زدم. بعد از اینکه ایستاد و چهرهاش را دیدم، فهمیدم که آشنا بهنظر میرسد، اما نمیتوانستم بهیاد بیاورم کجا همدیگر را دیده بودیم. گفتم: «میتوانم چند مطلب برای مطالعه به شما بدهم؟»
او پاسخ داد: «مطمئناً! من اغلب این مطالب را میخوانم. آنها واقعاً خوب هستند.» آنچه را به او دادم گرفت، آنها را با دقت جابجا کرد، سپس با دوچرخهاش در میان جمعیت ناپدید شد. تازه در آن زمان متوجه شدم که او همان زن نحیف با چشمانی بیفروغ بود! او را نشناختم، زیرا خیلی بهتر بهنظر میرسید. چشمانش درخشان، چهرهاش آرام و کاملاً متفاوت بهنظر میرسید. او پس از درک حقیقت درمورد دافا، واقعاً سلامتی و شادی را بهدست آورده بود.
«فالون دافا واقعاً شگفتانگیز است!»
یک روز در راه برگشت به خانه، زنی را دیدم که جلو من روی یک سهچرخه بهسختی رکاب میزد. از خودم پرسیدم که چرا اینقدر آهسته میرود. سریع به او رسیدم و دیدم که حدوداً ۴۰ساله است، اما چهرهاش خسته و گرفته بود. از حالت چهره پردردش میتوانستم بگویم که پر از کینه و رنجش بود. از او پرسیدم: «چه مشکلی داری که اینقدر ناراحتی؟»
او سهچرخه را متوقف کرد و زد زیر گریه و گفت که دیگر نمیخواهد زنده بماند، چون شوهرش با او بدرفتاری میکرد و زندگیاش خیلی سخت بود. نیکخواهی در وجودم جوشید و به خودم قبل از شروع تمرین فکر کردم: «مگر من هم مثل او نبودم؟» من خیلی خوشاقبال بودم که با استاد و دافا آشنا شدم.
او را دلداری دادم و از تجربیات خودم برایش گفتم. با استفاده از خردی که دافا به من داده بود، به او گفتم که فلاکتهای این زندگی ناشی از کارهای بدیست که در زندگیهای قبلی انجام دادهایم و کارما ایجاد کردهایم. در چرخه بیپایان بازپیدایی، کارما باید جبران شود. اگر بتوانیم با پیروی از اصول حقیقت، نیکخواهی و بردباری، افراد خوبی باشیم، آنگاه اختلافات حل میشوند. با بردباری و ملاحظه دیگران، کارما ازبین میرود و میتوان از بدبختیها جلوگیری کرد. بنابراین باید مهربان بود. مهربانی منبع خوشاقبالی است.
او آرامتر شد و آسودهتر بهنظر میرسید، بنابراین درباره دافا و ترک حزب کمونیست چین و سازمانهای وابسته به آن به او گفتم. او گوش داد و موافقت کرد که خارج شود. همچنین به او گفتم که چگونه تکرار خالصانه عبارات «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» میتواند خطر را به ایمنی تبدیل کند و سلامتی و آرامش را به ارمغان بیاورد. او بسیار خوشحال بهنظر میرسید و بهسرعت از آنجا دور شد.
بعداً او را دیدم که در بازار سبزیجات میفروخت. از دیدنم بسیار خوشحال شد. گفتم: «حتماً پرورش این سبزیجات خیلی سخت است.»
در پاسخ گفت: «اصلاً سخت نیست، چون زندگی خیلی بهتر شده است. شوهرم خیلی تغییر کرده، خانواده ما هماهنگ است، روحیهام خیلی بهتر شده است و انرژی لازم برای انجام کارها را دارم. فالون دافا واقعاً فوقالعاده است! خیلی ممنونم!»
گفتم: «از من تشکر نکن، از استاد دافا تشکر کن. ایشان هستند که مردم را نجات میدهند.»
او پاسخ داد: «متشکرم، استاد دافا!» استاد بخش زیادی از کارمای او را بهدوش کشیده بودند.
از لطف عظیم استاد بسیار سپاسگزارم. وقتی مردم فکری مهربان را پرورش میدهند تا حقیقت را درک کنند و با دافا مهربانانه رفتار کنند، استاد گناهان و کارمای آنها را از بین میبرند و برایشان موهبت به ارمغان میآورند. متعاقباً آنها زندگی سالم و شادی خواهند داشت.
استاد بیان کردند:
«در واقع، بسیاری از مردم مقدار زیادی کارمای گناهآمیز دارند. و بنابراین آفریدگار برخی از رنجهای آنها را برایشان تحمل کرده است تا بتوانند نجات یابند. این بزرگترین شکل نیکخواهی و بزرگترین شکل عشق برای این موجودات است.» (چرا این جهان قلمرویی از سردرگمی است)
هر وقت با افرادی روبرو میشوم که درک میکنند دافا خوب است، صمیمانه برایشان خوشحالم. آنها در میان مظاهر خیر و شر، درست و نادرست، درواقع مهربانی و درستکاری را انتخاب کردهاند و قادر خواهند بود از محنت اجتناب کنند.
وقتی با چند نفر روبرو میشوم که از گوش دادن امتناع میکنند، واقعاً برایشان متأسف میشوم. در دریای وسیع بشریت، افرادی که با یک تمرینکننده دافا روبرو میشوند و حقیقت را میشنوند، واقعاً خوشاقبال هستند. امیدوارم مردم این ارتباطات را گرامی بدارند و فرصت حرکت بهسوی آیندهای روشن با هدایت دافا را از دست ندهند.
در برابر استاد، بهخاطر نجات نیکخواهانهشان ادای احترام میکنم. بهخاطر دافا، دیگر در دام مسائل پیشپاافتاده گرفتار نیستم و ظواهر دروغین مرا گمراه نمیکنند. همهچیز را با فا خواهم سنجید، در دافا جذب خواهم شد و به موجودی متعلق به جهان جدید تبدیل خواهم شد.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.