(Minghui.org) در سال ۲۰۲۲ به‌شدت بیمار بودم و در دوران نقاهت پس از عمل جراحی، با فالون دافا آشنا شدم. دافا به من کمک کرد تا بهبود یابم و ذهنم را ارتقا دهم و می‌خواهم تجربیاتم را با شما به اشتراک بگذارم.

در حوالی سال نو چینی ۲۰۲۲، احساس ناخوشی داشتم. پزشک گفت که تومور عصب نخاعی دارم و لازم است تحت عمل جراحی قرار گیرم. اگر عمل ناموفق می‌بود، ممکن بود آسیب عصبی رخ دهد، اما به تعویق انداختن آن گزینه مناسبی نبود.

فرزندانم مرا برای عمل، به بیمارستان همراهی کردند. عمل جراحی موفقیت‌آمیز بود، اما پاها و کمرم بی‌حس ماندند. هشت روز در رختخواب بودم و نکته قابل‌توجه این بود که محل برش جراحی دردناک نبود. سایر بیماران در بخش می‌گفتند که پس از عمل جراحی، دچار درد شدیدی بوده‌اند‌ و به مراقبت بیشتری نیاز داشته‌اند.

نمی‌دانستم که چرا پس از چنین جراحی بزرگی، درد کمی را تجربه کرده‌ام. بعد از اینکه شروع به تمرین فالون دافا کردم، متوجه شدم که استاد از قبل مراقبم بودند.

بیش از یک ماه در بیمارستان بستری بودم و روش‌های مختلف توانبخشی را برای بهبود عصب امتحان کردم، اما هیچ‌کدام کمکی نکرد. فرزندانم شاغل بودند، بنابراین در خانه ماندم. برادرم و همسرش مرا به خانه‌شان بردند. هردو تمرین‌کننده فالون دافا هستند و از من به‌خوبی مراقبت می‌کردند. آن‌ها حدود ۷۰ سال دارند و از سلامتی کاملی برخوردارند. فرزندانشان در شهر دیگری کار می‌کنند و نگران آن‌ها نیستند.

دو هفته پیشِ آن‌ها ماندم. انرژی خانه‌شان خوب بود و جای زخم به‌خوبی بهبود یافت. بااین‌حال داروها جواب نداد و کمر و پاهایم هنوز بی‌حس بودند. نمی‌توانستم بدون کمک از حالت چمباتمه بلند شوم و پاهایم احساس ضعف می‌کردند. فکر می‌کردم شاید آن از عوارض جانبی جراحی است.

همسر برادرم با دیدن وضعیتم، کتابش، جوآن فالون، را به من قرض داد. او می‌دانست که برای یادگیری فا لازم است فرد رابطه کارمایی داشته باشد. تمایلی به خواندن آن نداشتم، اما حوصله‌ام سر رفته بود، بنابراین فکر کردم که امتحانش کنم.

محتوای کتاب چیزی نبود که حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) ادعا می‌کرد، و متوجه شدم که ح.ک.چ ازطریق پخش برنامه‌های تلویزیونی و رسانه‌هایش، این تمرین را بدنام کرده است. جذب کتاب شدم و صفحات را یکی پس از دیگری ورق می‌زدم تا اینکه خواندنش را تمام کردم. پیام این کتاب فوق‌العاده بود و مردم را به خوب و مهربان بودن تشویق می‌کرد. گمراه شده بودم و قبلاً درک کاملاً اشتباهی درباره آن داشتم.

قبل از اینکه بتوانم بار دوم مطالعه جوآن فالون را تمام کنم، در راه خانه بودم. کمر و پاهایم پس از بازگشت به خانه، هنوز بی‌حس بودند و فکر می‌کردم باید کاری برای رفع انسداد انرژی انجام شود. شاید وقت آن رسیده بود که تمرینات دافا را یاد بگیرم.

برادرم نسخه‌ دیگری از کتاب‌های دافا نداشت که به من قرض بدهد و گفت که تمرینات را از همسرش یاد بگیرم. همسرش به‌ندرت خانه بود، اما وقتی به خانه می‌آمد، هفته‌نامه مینگهویی و هنگ یین را برایم می‌آورد. هیجان‌زده می‌شدم و آن‌ها را می‌خواندم. او بعداً یک نسخه از جوآن فالون را برایم آورد و پنج تمرین دافا را به من آموخت.

هر روز تمرینات را انجام می‌دادم و فا را مطالعه می‌کردم. قبل از اینکه متوجه شوم، بی‌حسی از بین رفت، پاهایم قوی‌تر شدند و ناحیه زخم دیگر درد نداشت. هیچ دارویی مصرف نکردم و التهاب تخمدان و مجرای ادرار نیز از بین رفت.

دوباره کار می‌کنم و می‌توانم بدون احساس خستگی، کارهای طاقت‌فرسا و سخت را انجام دهم. قدرت دافا را تجربه کرده‌ام و این احساس سلامتی فوق‌العاده است. متشکرم، استاد! متشکرم، دافا!

خیلی پشیمانم که درک اشتباهی از فالون دافا داشتم و قبلاً جوآن فالون را نخوانده بودم. همسر برادرم قبل از سال ۱۹۹۹ تمرین دافا را آغاز کرد، بنابراین من فرصتی برای یادگیری آن داشتم. اما درعوض، دروغ‌هایی را که ح‌.ک.‌چ ازطریق رسانه‌هایش منتشر می‌کرد، باور کردم. تا زمانی که جوآن فالون را نخوانده بودم، معنای عمیق این کتاب را درک نمی‌کردم.

صمیمانه امیدوارم کسانی که هنوز فریب خورده‌اند بتوانند درباره دافا اطلاعات کسب کنند، کتاب‌های دافا را بخوانند و زیبایی‌ها و شگفتی‌های این تمرین را کشف کنند. این تجربه شخصی من است و امیدوارم مردم این فرصت بی‌نظیر را از دست ندهند.