(Minghui.org) علت اینکه شروع به تزکیه فالون دافا کردم این بود که بیمار بودم. مدت کوتاهی پس از شروع تمرینات، بسیاری از بیماریهایم کاملاً ناپدید شد. بدنم از بیماری رها شد و احساس سبکی میکردم. با خودم فکر کردم که همه باید از چنین تمرین فوقالعادهای آگاه باشند و همه باید بدانند که «فالون دافا خوب است و حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است.»
مدت کوتاهی پس از شروع تمرین، تقریباً هر روز برای روشنگری حقیقت بهصورت رو در رو بیرون میرفتم. اکثر مردم پذیرای من بودند. با قدرتبخشی از جانب استاد، تقریباً هر روز توانستم به بیش از دوازده نفر کمک کنم تا از حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) و سازمانهای وابسته به آن خارج شوند. در طول این سالها، به حدود دههزار نفر کمک کردهام تا از حزب کمونیست چین خارج شوند.
یک روز، واقعاً حس بیرون رفتن نداشتم چون عادت ماهانه بودم و نمیخواستم از خانه بیرون بروم. فرزند سهسالهام به من گفت: «به این فکری که امروز بیرون نروی. خیلیها منتظرند که آنها را نجات دهی، اما فقط میخواهی تنبلی کنی!» فوراً بلند شدم و بیرون رفتم. از آن به بعد، دیگر جرئت نکردم سستی کنم. ازآنجاکه استاد به من قدرت خاصی میدادند، اکثر مردم پس از اینکه حقایق را برایشان توضیح میدادم، از ح.ک.چ خارج میشدند.
«اقبالم تغییر کرده است»
روزی پس از اینکه سوار موتورسیکلتی شدم، درباره دافا به راننده گفتم. او آهی کشید و گفت که بدشانس و ناراضی است و دلیلش را به من گفت. سپس گفت که از اعضای حزب در روستا است. به او توصیه کردم از ح.ک.چ خارج شود: «اگر از شر پلیدی خلاص شوی، خوبیها متعاقب آن میآیند. ترک ح.ک.چ برایت امنیت و آرامش به ارمغان میآورد.» او موافقت کرد و از من خواست که کمکش کنم تا از آن کنارهگیری کند. حقیقت درباره خودسوزی ساختگی در تیانآنمن را برایش توضیح دادم و او را تشویق کردم که به پسرانش نیز کمک کند تا کنارهگیری کنند. او بهراحتی موافقت کرد.
چند ماه بعد، وقتی داشتم قدم میزدم، موتورسیکلتی کنارم توقف کرد و موتورسوار گفت: «متشکرم! اقبالم تغییر کرده است.» بهراستی که درک حقایق، موهبتهایی را به همراه دارد.
بار دیگر، زن مسنی که از حقایق مطلع شده بود، با من تماس گرفت. او از من خواست که پسرش را که بیش از ۴۰ سال داشت، متقاعد کنم که ازدواج کند. با پسرش درباره دافا صحبت کردم و او از حزب کمونیست چین خارج شد. همچنین او را تشویق کردم که عبارات «فالون دافا خوب است، حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را مرتباً تکرار کند. او موافقت کرد.
سه ماه نگذشت که دوباره به هم برخوردیم و مادرش مرا به دوستدختر پسرش معرفی کرد. خانم جوان را نیز تشویق کردم که از حزب کمونیست چین خارج شود. آن خانم شش ماه بعد دوباره از من تشکر کرد، زیرا پسرش ازدواج کرده بود. گفتم: «نیازی نیست از من تشکر کنی. از استاد لی، بنیانگذار فالون دافا، تشکر کن.» او لبخندی سرشار از شادی زد.
بهبودی عملکرد تحصیلی
هنگام تدریس خصوصی برای یک دانشآموز کلاس سوم، دو ساعت با پدرش درباره دافا و آزار و شکنجه صحبت کردم. پسر نیز گوش داد و از پیشگامان جوان خارج شد. نمرات کودک بسیار پایین بود. با وجود کلاسهای خصوصی گرانقیمت، در زبان چینی و ریاضی، فقط ۳۴ نمره را کسب کرده بود.
این پسر یک بار پس از اینکه مادرش از پیشگامان جوان خارج شد، به من کمک کرد تا خودسوزی ساختگی در تیانآنمن را برایش توضیح دهم. بعد از سه چهار شب تدریس خصوصی به او، در امتحان ریاضی نمره ۶۸ گرفت. معلمش مشکوک شد که شاید تقلب کرده باشد و دفعه بعد خودش از او امتحان گرفت که این بار نمره ۷۰ گرفت. خانوادهاش شگفتزده شدند.
مورد دیگر، دختری کلاسششمی با نمرات ریاضی پایین بود. مادرش او را نادیده میگرفت و برادرش را که از نظر تحصیلی موفق بود، به او ترجیح میداد. درحالیکه حقیقت را برای دختر روشن میکردم از او خواستم مسائل ریاضی را که نمیفهمد بنویسد و سپس به او کمک کردم تا از پیشگامان جوان خارج شود. همچنین یک کتابچه روشنگری حقیقت به او دادم که آن را خواند.
بار دوم که برای تدریس پیش او رفتم، درحالیکه نمودارهایی را برای دوازده مسئله ریاضی دشوار رسم میکردم، از او خواستم هنگ یین جلد ششم را بخواند. وقتی خواندنش تمام شد، بهسرعت نمودارها را مرور کرد و گفت که همه آنها را فهمیده است. به او گفتم: «عالیست! دافا میتواند به تو کمک کند. عبارات "فالون دافا خوب است، حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است" را مدام تکرار کن.» او موافقت کرد.
در پایان ترم، در ریاضی نمره ۹۸ گرفت و در تمام دروسش، رتبه اول را کسب کرد. مادربزرگش برای تشکر با من تماس گرفت و گفت که تمام خانواده بسیار خوشحال هستند و مادرش بالاخره به او نیز افتخار میکند. میدانستم که این کار من نیست، بلکه نیکخواهی و تشویق استاد برای نجات مردم است.
دانشآموز دیگری از کلاس دوم تا پنجم، در درس ریاضی از صد نمره زیر ده گرفته بود. به او گفتم که هر روز جوآن فالون را دو ساعت با دیگران و دو ساعتِ دیگر بهتنهایی بخواند. یک ماه بعد، در امتحان ریاضی میانترم نمره ۹۲ گرفت و در کلاسش دوم شد. چه کسی میتوانست چنین معجزهای را باور کند؟ دافا واقعاً خرد و هوش میبخشد.
مردم فکر میکردند من بسیار توانمند هستم، اما درواقع همه اینها کار استاد بود. وقتی استاد میبینند که مریدان قلب کمک به دیگران را دارند، به آنها این افتخار بزرگ را میبخشند.
موجودات ذیشعور مشتاق نجات هستند
در عصرهای تابستان، بسیاری از مردم بیرون میروند. یک بار جمعیتی را در یک سوپرمارکت دیدم که بادامزمینیهای تخفیفدار میخریدند و فکر کردم فرصت خوبی است که درباره دافا به آنها بگویم، بنابراین بهسمت آنها رفتم. کسی که از قبل حقایق را میدانست، به من سلام کرد و گفت که «دو عبارت فرخنده» که به او آموخته بودم فوقالعاده هستند و او اغلب آنها را تکرار میکند. اطرافیان را نیز تشویق کردم که آنها را تکرار کنند. بعد از اینکه حقیقت را برایشان روشن کردم، چهار نفر از ح.ک.چ خارج شدند.
داشتم آماده میشدم که بروم که متوجه شدم فروشنده بادامزمینی به من پول اضافه داده است. فهمیدم که این آزمونی برای خصوصیات اخلاقی من است. هیچچیز برای یک تمرینکننده تصادفی نیست. بنابراین به روشنگری حقیقت ادامه دادم و به شش نفر دیگر کمک کردم تا از ح.ک.چ خارج شوند. پس از ارتقای شخصیتم، استاد ترتیبی دادند تا افراد زیادی نجات یابند. وقتی حتی کمی پیشرفت میکنیم، استاد درعوض چیزهای زیادی به ما میدهند.
در اول ژانویه۲۰۲۵، صبح زود با یکی از همتمرینکنندگان برای روشنگری حقیقت بیرون رفتم. درحالیکه او افکار درست میفرستاد، من عمدتاً صحبت میکردم. در کمتر از دو ساعت، ده نفر از ح.ک.چ خارج شدند، برخی حتی خودشان بهسمتم آمدند.
بعد از انجام این کار برای بیش از ده سال، متوجه شدهام که بسیاری از کودکان خردسال میتوانند چیزهایی را ببینند که مردم عادی نمیتوانند. برخی به من لبخند میزدند، برخی به من میچسبیدند و برخی اصرار داشتند که آنها را در آغوش بگیرم. میدانستم که این روش آنها برای درخواست از من، بهمنظور روشنگری حقیقت برای خانوادهشان است. بهمحض اینکه اعضای خانوادهشان از ح.ک.چ خارج میشدند، بچهها بهسرعت علاقه خود را به من از دست میدادند.
مردم مشتاق نجات یافتن هستند
همچنین به همراه یک تمرینکننده مسن به نام چن، برای توزیع مطالب اطلاعرسانی درباره دافا به شهرها و روستاهای دورافتاده سفر کردم. در اولین روزی که آنجا بودیم، جادهها بهدلیل باران گلآلود بودند. چن چابک بود و سریع کار میکرد، درحالیکه من پس از فقط چند قدم نزدیک بود زمین بخورم. او به من گفت که کنار بایستم و درحالیکه او مطالب را تحویل میداد، افکار درست بفرستم. اما فکر کردم: «این درست نیست. استاد در جوآن فالون گفتند: "از لحظه شروع در سطحی بالا تزکیه خواهید کرد." (سخنرانی اول) چرا هنوز میترسم و به دیگران متکی هستم؟ من میتوانم این کار را انجام دهم! استاد مراقبم هستند!» با این فکر، بدنم احساس سبکی کرد و وقتی راه میرفتم، احساس میکردم پاهایم حتی زمین را لمس نمیکنند.
روز بعد، مطالب بیشتری نسبت به بقیه حمل کردم. فقط میخواستم اطلاعات را در اسرع وقت به روستائیان برسانم. درواقع وقتی کسی در اطراف نبود، پاهایم زمین را لمس نمیکرد. روستاها بسیار پراکنده بودند و جادههای کوهستانی، نهرها و رودخانههایی کوچک در بین آنها وجود داشت. فرصت و تعداد تمرینکنندگان کم بود. اگر سریع کار نمیکردیم، دسترسی به همه آنها امکانپذیر نبود. با این فکر، واقعاً وقتی کسی آنجا نبود، پرواز میکردم. بنابراین توزیع مطالب را در مدت کوتاهی تمام میکردم.
درمجموع، ما مطالب را نُه بار و هر بار چند روز متوالی توزیع کردیم و حدود ۱۱ شهر را پوشش دادیم و حتی از دو استان عبور کردیم. هر روز به بسیاری از مردم کمک میکردیم تا از ح.ک.چ خارج شوند. روستائیان از مطالب استقبال میکردند و میگفتند: «در چنین دوران سختی، هنوز افرادی هستند که چنین چیزهای خوبی به ما میدهند!» وقتی منابع محدود بود، از آنها میخواستیم که مطالب را با سایرین به اشتراک بگذارند.
درحالیکه بیش از یک دهه است که حقیقت را روشن میکنم، بهندرت احساس سرما یا گرما کردهام. به یاد دارم که تابستان ۲۰۱۷ بهطور خاصی گرم بود. یک شب، هنگام خواب با فرزندم، پرسیدم: «عزیزم، احساس نمیکنی که تابستان امسال واقعاً گرم نیست؟» فرزندم با چشمانی متعجب به من نگاه کرد و گفت: «حق با توست. انگار کولر روشن است.» پاسخ دادم: «حتی از کولر هم بهتر است.» تمام آن تابستان و چند تابستان بعد از آن، زیر پتو میخوابیدیم.
ما هرگز هنگام بیرون رفتن برای روشنگری حقیقت در روزهای گرم، از چتر استفاده نمیکردیم. حتی زیر آفتاب سوزان، هرگز احساس گرما نمیکردیم. مثل این بود که در سایه درختان ایستاده باشیم. احساس تشنگی نمیکردیم و نیازی به نوشیدن آب نداشتیم. بیش از ده سال است که اینطور بوده است. از نیکخواهی و حمایت استاد بینهایت سپاسگزارم.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.