(Minghui.org) به‌عنوان صاحب آرایشگاهی کوچک می‌خواهم ماجرا‌های زیر را درباره مشتریانم به اشتراک بگذارم که پس از درک حقایق مربوط به فالون دافا، برکت دریافت کردند.

وقتی با مشتری دائمی‌مان، شیائو ما، صحبت کردم، متوجه شدم که او و همسرش سال‌هاست که ازدواج کرده‌اند، اما صاحب فرزند نشده‌اند. آن‌ها به بیمارستان‌های زیادی مراجعه کردند، اما همه معاینات نتایج‌ یکسانی را نشان داد: آن‌ها نمی‌توانستند بچه‌دار شوند. حتی روش آی‌وی‌اف هم شکست خورد. پزشکان به آن‌ها گفتند که به‌دلیل مشکلات خونی، داشتن فرزند به‌طور طبیعی غیرممکن است، بنابراین آن‌ها فکر کردند که کودکی را به سرپرستی بگیرند.

قبلاً درباره فالون دافا و اینکه چگونه فردی برکت دریافت کرد، برایشان تعریف کرده بودم. عروس دبیر حزب در روستا به‌مدت ۱۴ سال فرزندی نداشت. یک روز علناً گفت که به فالون دافا ظلم می‌شود. فقط به‌خاطر گفتن همان یک جمله، دو ماه بعد باردار شد و پسربچه‌ای‌ سالم به دنیا آورد.

به شیائو ما و همسرش گفتم: «باید امتحانش کنید. اول، از ح.‌ک.‌چ و سازمان‌های وابسته به آن خارج شوید. سپس، هر زمان که وقت داشتید، خالصانه تکرار کنید: "فالون دافا خوب است. حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است." اگر آن را از صمیم قلب تکرار کنید، برایتان برکت و موهبت به ارمغان می‌آورد.» آن‌ها موافقت کردند و از حزب خارج شدند.

آن‌ها دو ماه بعد به آرایشگاهم آمدند. همسر شیائو ما مدام به من نگاه می‌کرد، اما ازآنجاکه مشتریان دیگری آنجا بودند، صحبتی نکردیم. دو ماه دیگر گذشت و آن‌ها برگشتند. این بار متوجه شدم که همسر شیائو ما وزن اضافه کرده و لبخند می‌زند. پرسیدم: «باردار هستی؟» او لبخند زد و سر تکان داد.

پاسخ دادم: «خیلی برایتان خوشحالم! باید از استاد لی به‌خاطر این موهبت تشکر کنید!»

بهبود سطح سلامت و ظاهر چهره

زنی برای کوتاهی مو آمد. رنگ چهره‌اش تیره و زرد بود و چشمان درشتش عمیقاً گود رفته بود. لاغر و نحیف به نظر می‌رسید؛ تقریباً مثل یک اسکلت زنده بود. اگر کسی او را شب می‌دید، ممکن بود بترسد. نتوانستم جلو خودم را بگیرم و از او نپرسم که چرا اینقدر لاغر شده است. آهی کشید و گفت: «می‌دانم. خیلی لاغر هستم. سال‌هاست که به‌دلیل بی‌خوابی شدید خوب نخوابیده‌ام و این خیلی دردناک است. من از شمال شرقی چین آمده‌ام تا به‌طور شبانه‌روزی از فرزند دخترم مراقبت کنم و خیلی خسته‌ام. با اضافه شدن بی‌خوابی، احساس می‌کنم بدنم دیگر نمی‌تواند تحمل کند. دارم به این فکر می‌کنم که برای معاینه و بررسی به بیمارستان بروم.»

گفتم: «این دست سرنوشت است که امروز تو را به آرایشگاهم آورده است. می‌خواهم چیزی به تو بگویم که واقعاً کمکت می‌کند.» سرش را تکان داد. اهمیت ترک ح.‌ک.‌چ برای امنیتش را توضیح دادم. به او گفتم: «موجودات خدایی وجود دارند، اما حزب کمونیست ملحد است. الحاد در تضاد با الهیات است و روزی حزب از بین خواهد رفت. هر کسی که به حزب، لیگ جوانان یا پیشگامان جوان پیوسته است، باید برای تضمین امنیت و آینده‌ای روشن، از آن خارج شود.»

پرسیدم که به کدام سازمان‌ها پیوسته است. او گفت لیگ جوانان و پیشگامان جوان. به او کمک کردم تا با استفاده از نام مستعار کناره‌گیری کند. سپس درباره آزار و اذیت فالون دافا و حقیقت خودسوزی در میدان تیان‌آنمن برایش گفتم و او را تشویق کردم که در هر فرصتی مدام تکرار کند: «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است.»

وقتی چند ماه بعد برگشت، متوجه شدم که وزن اضافه کرده است. گفتم: «وزن اضافه کرده‌ای! عالی به نظر می‌رسی!»

او خندید و پاسخ داد: «بله! قبلاً شبیه اسکلت بودم، اما حالا رنگ چهره‌ام بهتر شده است. بعد از اینکه به من گفتی عبارت "فالون دافا خوب است" را مکرراً بگویم، هر شب قبل از خواب آن را تکرار می‌کردم. به‌راحتی خوابم می‌برد. حالا خوب می‌خوابم و بیشتر غذا می‌خورم. خواندن مکرر عبارت "فالون دافا خوب است" واقعاً مؤثر است!»

واقعاً برایش خوشحال شدم.

بهبودی از سرطان پس از تکرار مداوم عبارت «فالون دافا خوب است»

یک زوج به آرایشگاهم آمدند. چهره مرد رنگ‌پریده و زرد بود. گفتم: «چندان خوب به نظر نمی‌رسی. ناخوشی؟» او سر تکان داد. همسرش به‌آرامی به من گفت که او سرطان دارد.

گفتم: «این دست سرنوشت است که امروز شما را به اینجا آورده است. می‌خواهم چیزی را با شما به اشتراک بگذارم که واقعاً برای سلامتی‌تان مفید است. لطفاً صمیمانه تکرار کنید: "فالون دافا خوب است، حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است." هرچه خالصانه‌تر باور کنید، مؤثرتر خواهد بود.» چند نمونه از ماجرای افرادی را به اشتراک گذاشتم که پس از تکرار این عبارات، از برکت و موهبت برخوردار شدند. همچنین توضیح دادم که فالون دافا به‌ناحق مورد آزار و شکنجه قرار می‌گیرد، خودسوزی در تیان‌آنمن صحنه‌سازی شده بود و اینکه چرا خروج از حزب کمونیست چین برای امنیت فرد مهم است.

آن‌ها متوجه شدند و صمیمانه از من تشکر کردند و گفتند که شروع به تکرار عبارات خواهند کرد.

چند سال بعد، آن مرد برای کوتاهی مو به آرایشگاهم برگشت. به‌محض ورود، پرسید: «مرا می‌شناسی؟»

پاسخ دادم: «بله، شما همان آقایی هستی که حالش خوب نبود! الان خیلی سالم به نظر می‌رسی. آیا وضعیتت بهتر شده است؟»

او با لبخندی گرم و صمیمی پاسخ داد: «بله! از وقتی به ما گفتی که عبارت "فالون دافا خوب است" را به‌طور مداوم تکرار کنیم، هر روز آن را می‌خوانیم. ما مدام این عبارت را تکرار کردیم و رنگ چهره‌ام مدام بهتر شده است. هرگز تصور نمی‌کردم که این‌قدر مؤثر باشد. واقعاً مؤثر است!»