(Minghui.org) من تمرین فالون دافا را در سال ۱۹۹۸ شروع کردم. در طول بیش از بیست سال تزکیه‌ام، تجربیات زیادی داشته‌ام که در آن‌ها، تحت حمایت استاد، توانسته‌ام از خطر اجتناب کنم و در موقعیت‌های خطرناک سالم مانده‌ام. می‌خواهم چند مورد از این تجربیات را با شما به اشتراک بگذارم.

پس از سقوط هیچ آسیبی ندیدم

من جوشکار هستم و با همکارم روی سازه‌های فولادی کار می‌کنم. یک بار درحال نصب ورق‌های فولادی موج‌دار روی دیوار بودیم و من بالای یک نردبان بامبو ۱۵فوتی (4.5متری) بودم. هنگام کار، ناگهان نردبان شکست. ازآنجا‌که پنل فولادی بسیار پهن بود، چیزی برای گرفتن نداشتم و از بالای نردبان پرت شدم. درحالی‌که بدنم پله‌های نردبان را یکی‌یکی در مسیر افتادنم می‌شکست، صدای ترک‌خوردن ‌می‌شنیدم. محکم روی زمین کوبیده شدم. وحشت‌زده بودم و همه بدنم درد می‌کرد، اما وقتی بلند شدم و دست‌ها و پاهایم را بررسی کردم، متوجه شدم که کاملاً سالم هستم. می‌دانستم استاد از من محافظت کرده‌اند.

پس از سقوط لوله‌ای فلزی روی بدنم آسیب ندیدم

روزی هم مشغول کار روی سازه فولادی دیگری بودم. من پایین کار می‌کردم و یک سرکارگر، پایه‌های لوله آهنی را که بیش از چهار متر بالاتر از من بود، باز می‌کرد. او متوجه نشد که کسی پایین است و با شدت ضربه زد و باعث شد یک لوله آهنی 3.5متری با قطر 5 سانتی‌متر سقوط کند و مستقیم به شانه راستم برخورد کند. با آن ضربه، احساس کردم ستاره‌ها دور سرم می‌چرخند و احساس سرگیجه کردم. در آن لحظه، فکری از ذهنم گذشت: من تمرین‌کننده فالون دافا هستم؛ حالم خوب است. در سکوت تکرار کردم: «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است.»

چند نفر از همکارانم از این حادثه جا خوردند و فوراً آمدند تا بپرسند که آیا آسیب دیده‌ام یا نه. چند بار دست راستم را حرکت دادم و گفتم خوبم! دکمه‌های پیراهنم را باز کردم تا شانه راستم را بررسی کنم؛ فقط یک جای قرمز مستطیلی‌شکل با کمی خون دیدم، اما خونریزی نداشتم. واقعاً خوب بودم و چند روز بعد آن نیز ناپدید شد.

حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، هنوز کمی می‌ترسم. آن لوله آهنی بلند به‌سمت سرم افتاد. اگر به‌خاطر محافظت استاد نبود و آن به پشت سرم برخورد می‌کرد، عواقب آن تصورناپذیر می‌بود. اگر در آن زمان چنین افکار درست قوی‌ای نداشتم: «من تزکیه‌کننده دافا هستم، هیچ اتفاقی برایم نخواهد افتاد»، نتیجه ممکن بود وحشتناک باشد.

سازه‌ای که نصب کردم در مقابل بادهای شدید مقاوم ماند

من تمام تلاشم را می‌کنم تا در محل کارم نیز طبق استانداردهای فالون دافا عمل کنم. بسیاری از افراد شروع به نصب سقف فولادی رنگی کرده‌اند و رقابت بین کارگران برای انجام کار شدید است و باعث شده قیمت‌ها بسیار پایین بیاید. به همین دلیل، بسیاری از مردم هنگام ساخت سایبان‌های فولادی رنگی برای دیگران، از زیر کار در می‌روند.

یک بار درحال ساخت یک سایبان فولادی رنگی در طبقه دوم خانه‌ای در یک روستا بودم. برای صرفه‌جویی در هزینه، صاحبخانه از ما خواست که فقط سه دیوار با پنل‌های فولادی بسازیم. اما می‌دانستم که این نوع طراحی باعث می‌شود سطح بزرگی در برابر باد قرار بگیرد و فشار باد به سازه زیاد شود، به‌طوری که باد می‌تواند آن را راحت‌تر تکان دهد یا از جا بکند. برای اطمینان از ایمنی صاحبخانه، پیشنهاد دادم که اگر او بر این طرح اصرار دارد، یک فاصله هشت‌اینچی (20سانتی‌متری) در دیوار جلویی باقی بگذاریم. صاحبخانه موافقت کرد. ما پروژه را با استفاده از بهترین مصالح و کیفیت بالای ساخت به پایان رساندیم. صاحبخانه بسیار راضی بود.

چند ماه بعد، صاحبخانه با من تماس گرفت و گفت که شب گذشته باد شدیدی وزیده و سازه‌های الحاقی فولادیِ موج‌دار بسیاری از خانه‌های منطقه‌شان از جا کنده شده است. برای برخی حتی کل سقف‌شان به‌طور کامل از جا کنده‌ شده است. اما خانه‌ او تحت تأثیر قرار نگرفت و گفت که کارمان را خوب انجام داده‌ایم. او همچنین گفت که می‌خواهد سقف خانه دیگرش را تعویض کند و از ما خواست که این کار را انجام دهیم. بعداً ما برای بسیاری از خانه‌های دیگر در آن منطقه نیز کار کردیم و همه آن‌ها کار ما را تحسین کردند و گفتند که هیچ‌یک از سقف‌هایی که نصب کرده‌ایم توسط باد از جا کنده نشده‌اند. همه این‌ها نتیجه تلاش من، به‌عنوان تزکیه‌کننده دافاست که سعی می‌کنم در هر کجا که هستم خوب باشم. همیشه دیگران را در نظر می‌گیرم و از آموزه‌های استاد پیروی می‌کنم.

استاد! به‌خاطر آموزه‌ها و محافظت نیک‌خواهانه‌تان سپاسگزارم! فقط با تزکیه کوشا می‌توانم تمام زحماتی را که استاد برایم کشیده‌اند جبران کنم.