(Minghui.org) من فالون دافا را تمرین می‌کنم و ساکن شهری کوچک هستم. وقتی مسیر تزکیه‌ام در طول این سال‌ها را به یاد می‌آورم، می‌بینم که هر قدم با نیک‌خواهی و محافظت عظیم استاد عجین شده است. هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند قدردانی‌ام را توصیف کند. فقط می‌توانم خودم را به‌خوبی تزکیه کنم، سه کار را با پشتکار انجام دهم و با احساس مسئولیت بیشتر، تعداد بیشتری از مردم را نجات دهم تا زحمات استاد را جبران کنم. می‌خواهم تجربه تزکیه و درک‌هایی را که هنگام خرید آپارتمان به دست آوردم، به اشتراک بگذارم.

من و تمرین‌کننده‌ای به نام آنی در طبقات مختلف یک ساختمان زندگی می‌کردیم. شوهر آنی نیز تمرین‌کننده است. در گذشته، فا را عمیقاً مطالعه نمی‌کردم و درکی سطحی از آن داشتم. آنی در تزکیه‌ام خیلی به من کمک کرد.

مکانی که اجاره کرده بودم، تنگ و کوچک بود. فرزندانم می‌خواستند یک آپارتمان مناسب برایم بخرند و اتفاقاً خانواده‌ای در همان نزدیکی، قصد فروش آپارتمانشان را داشتند. اگرچه مذاکرات زیادی داشتیم، اما به توافقی نرسیدیم. دلیلش چه بود؟ به درونم نگاه کردم و فهمیدم که به‌دلیل توانایی مالی محدودم است. نمی‌خواستم پول زیادی برای آپارتمان خرج کنم. متوجه شدم که وابستگی‌ام به منفعت هنوز بسیار قوی است، زیرا همیشه می‌خواستم یک آپارتمان خوب را ارزان بخرم.

در ابتدا، گاراژی را در یک مجتمع مسکونی پیدا کردم که آن را پسندیدم. به‌زیبایی بازسازی شده بود، اما چند نفر از اقوامم گفتند که مهم نیست یک گاراژ چقدر خوب بازسازی شده باشد، هرگز نمی‌تواند با یک آپارتمان رقابت کند. ازآنجاکه شوهر مسنم در راه رفتن و بالا رفتن از پله‌ها مشکل دارد، مجبور بودیم یک آپارتمان در طبقه پایین انتخاب کنیم. تصمیم گرفتم اگر آپارتمانی در طبقه دوم باشد، آن را نخرم، که جستجوی مرا حتی دشوارتر کرد.

با وجود بازدید از مکان‌های زیاد نتوانستم آپارتمان مناسبی پیدا کنم. روزی برادرزاده‌ام به من گفت که آپارتمانی در طبقه دومِ نزدیک محل زندگی‌اش، برای فروش گذاشته شده است و از من خواست که نگاهی به آن بیندازم. وقتی رفتم و آن را دیدم، فوراً از آن خوشم آمد. قیمتش بالا نبود و دکوراسیون زیبایی داشت. به‌سرعت با صاحبخانه به توافق رسیدم، قراردادی امضا کردم و ۵۰۰۰ یوان به‌عنوان ودیعه به او دادم. در قرارداد به‌وضوح ذکر شده بود که اگر هریک از طرفین قرارداد را نقض کند، باید ۵۰۰۰ یوان به‌عنوان غرامت به طرف مقابل بپردازد.

اما وقتی به خانه رسیدم، یعنی کمتر از پنج ساعت بعد از امضای قرارداد، صاحبخانه پشیمان شد و با من تماس گرفت و گفت که دیگر آپارتمان را نمی‌فروشد. خیلی عصبانی بودم و فکر کردم: «چطور می‌تواند چنین کاری کند؟ چه کسی چنین کاری می‌کند و درست پس از امضای قرارداد، آن را نقض می‌کند؟ این‌طور نمی‌شود، نمی‌توانم بگذارم کار به همین‌جا ختم شود؛ باید از او بخواهم که به من غرامت بدهد! طبق قرارداد، او باید ۵۰۰۰ یوان به من غرامت بدهد.»

اما سپس تغییری در طرز فکرم ایجاد شد: من تمرین‌کننده دافا هستم، چگونه می‌توانم تحت تأثیر چنین افکاری قرار بگیرم؟ فهمیدم که این یک آزمون واقعی است، اما این منفعت درست جلو من است و آن قلبم را تحت تأثیر قرار داد. آنی وابستگی‌ام به احساسات را دید و گفت: «تو تمرین‌کننده دافا هستی، بنابراین باید مسائل را براساس فا بسنجی. آن‌ها را با حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری ارزیابی کن. نمی‌توانی مثل یک فرد عادی با طرف مقابل دعوا کنی، وگرنه به یک فرد عادی تبدیل خواهی شد.»

این اصل را از نظر ذهنی درک می‌کردم، اما رها کردن این وابستگی واقعاً سخت بود. فکر می‌کردم: «پیدا کردن آپارتمانی که دوست داشته باشم برایم آسان نبود، و در قرارداد به‌وضوح ذکر شده که برای نقض آن، باید غرامت پرداخت شود. حالا این طرف مقابل است که از تصمیم خود پشیمان شده است، بنابراین درخواست غرامت من نباید اِشکالی داشته باشد. حتی اگر از استدلال مردم عادی پیروی کنم، اِشکالی ندارد. علاوه‌بر این، ۵۰۰۰ یوان مبلغ کمی نیست!»

این وابستگی به نفع شخصی باعث شد ضربان قلبم خیلی بالا برود، و من مدام این وابستگی را رد می‌کردم. سپس فکر کردم: «من فردی عادی نیستم. تزکیه‌کننده هستم، بنابراین باید از وابستگی به نفع شخصی خلاص شوم.» بااین‌حال، این وابستگی مدام ظاهر می‌شد و من مدام آن را سرکوب می‌کردم. به این فکر کردم که چه کاری باید انجام دهم، و به مطالعه فا ادامه دادم تا افکار درستم را تقویت کنم.

با مطالعه مداوم فا و پیشرفت براساس فا، متوجه شدم که آنچه تزکیه‌کنندگان باید از آن خلاص شوند، شهرت، سود و احساسات است؛ تصادفی نیست که چنین اتفاقی برایم رخ داد است.

اگر روی منفعت شخصی متمرکز شوم، ممکن است به ورطه سقوط بیفتم و وابستگی‌های بیشتری مانند شکایت، نفرت، دعوا با دیگران و غیره داشته باشم. اگر آن را سرکوب نکنم، عناصر شیطانی از این وابستگی استفاده و آن را تقویت می‌کنند و باعث می‌شوند از مسیر تزکیه‌ام دور شوم. یک تزکیه‌کننده باید براساس فا به مشکلات نگاه کند. صرف‌نظر از اینکه مسئله‌ای خوب باشد یا بد، باید با افکار درست به آن نگاه کنم. آیا این فرصتی برای من نیست که شین‌شینگ خود را بهبود بخشم؟ آن فرصتی است تا از وابستگی به نفع شخصی خلاص شوم. آیا این چیز خوبی نیست؟ چگونه می‌توانم از این فرصت صرف‌نظر کنم؟ وقتی اصل را فهمیدم، ناگهان خیلی احساس آرامش کردم.

سپس به منزل صاحبخانه رفتم و گفتم: «فقط ودیعه‌ام را به من برگردانید. من به غرامتی که در قرارداد ذکر شده است نیازی ندارم. من فالون دافا را تمرین می‌کنم و استادمان به ما گفتند که از اصول حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری پیروی کنیم و انسان‌های بهتری شویم. باید خودم را جای دیگران بگذارم و ببینم آیا رفتارم قابل‌قبول است یا به ضرر دیگران است. معتقدم که شما حتماً دلایل خودتان را برای نفروختن آپارتمان دارید. شما را سرزنش نمی‌کنم و درک‌تان می‌کنم.» فروشنده از شنیدن این حرف خوشحال شد. سپس حقیقت را برایش روشن کردم. این حزب شیطانی است که ما را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد و او حرفم را درک و با دافا موافقت کرد و از حزب کمونیست چین (ح.‌ک.‌چ) و سازمان‌های وابسته به آن خارج شد.

خرید آپارتمان برایم روندی کاملاً دشوار بود، زیرا آپارتمانی در طبقه همکف، بازسازی‌شده و آماده سکونت می‌خواستم. ازآنجاکه نمی‌خواستم وقت زیادی را برای این کار تلف کنم، به‌طور موقت آن را کنار گذاشتم. اما کمتر از شش ماه بعد، آنی به‌طور غیرمنتظره‌ای به من گفت که همسایه‌اش عجله دارد آپارتمانش را بفروشد. به‌محض اینکه آپارتمان را دیدم، از آن خوشم آمد و حتی از آپارتمان قبلی که دیده بودم هم بهتر بود. نه‌تنها به‌خوبی بازسازی شده بود، بلکه فضای نشیمن بزرگ و قیمت مناسبی داشت. همچنین نزدیک آپارتمان آنی بود و رفتن به جلسات مطالعه گروهی فا را برایم راحت می‌کرد.

هرگز انتظار نداشتم که بتوانم چنین آپارتمان ایده‌آلی پیدا کنم. این نظم و ترتیب معجزه‌آسای استاد است. متشکرم، استاد! فهمیدم که وقتی در دافا تزکیه می‌کنیم، واقعاً نعمت دریافت می‌کنیم. تا زمانی که از وابستگی‌هایمان رها شویم و سه کار را به‌خوبی انجام دهیم، استاد قطعاً بهترین‌ها را برای ما نظم و ترتیب می‌دهند!

ازطریق این تجربه خرید آپارتمان، شین‌شینگم بسیار بهبود یافت. معتقدم که چون توانستم وابستگی‌ام را کشف کنم، این ماجرا چنین پایان خوبی داشت. درواقع ازطریق تزکیه‌ام در دافا و پایبندی به اصول حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری برای اصلاح به‌موقع خودم، این وابستگی را تشخیص دادم. علاوه‌بر این، یاد گرفتم که به‌عنوان یک تزکیه‌کننده نمی‌توانم در مواجهه با یک اختلاف، فقط به این نگاه کنم که چه کسی درست می‌گوید و چه کسی اشتباه می‌کند. نکته مهم توجه به این مسئله است که قلبم چگونه تحت تأثیر قرار گرفته است و به‌موقع خودم را اصلاح کنم تا باملاحظه باشم. وقتی شین‌شینگم واقعاً ارتقا یابد، گونگم نیز از آن پیروی خواهد کرد!

متشکرم، استاد!

هم‌تمرین‌کنندگان، برای کمک‌تان متشکرم!