(Minghui.org) همزمان با نزدیک‌شدن بیست‌وهفتمین روز جهانی فالون دافا، من، یک تمرین‌کننده مغولی فالون دافا، مایلم مسیر خانواده‌مان برای تزکیه در فالون دافا را با همه شما به اشتراک بگذارم.

یکی پس از دیگری، قدم‌گذاشتن در مسیر تزکیه دافا

خانواده ما در یک منطقه‌ دورافتاده دامداری زندگی می‌کند و تمرین‌کنندگان فالون دافای بسیار اندکی در نزدیکی ما هستند. خوشبختانه، به‌واسطه رحمت بی‌کران استاد، بیش از ده نفر از اعضای خانواده‌مان، این سعادت را یافته‌اند که تمرین فالون دافا را آغاز کنند. فردی که طولانی‌ترین مدت را تمرین کرده، 16 سال است که تزکیه می‌کند و جدیدترین تمرین‌کننده در خانواده‌مان، کمتر از یک سال است که وارد این مسیر شده است. بیش از 10 کودک در خانواده ما، حقایق مربوط به فالون دافا را درک می‌کنند و برخی از آن‌ها مطالعه فا را نیز آغاز کرده‌اند.

به‌ لطف و برکت استاد، ما همچنین خبر خوش فالون دافا را به گوش هم‌میهنان مغولی‌مان که در این سرزمین حاصلخیز زندگی می‌کنند رسانده‌ایم.

برکت و نجات از سوی دافا

آزار و شکنجه فالون دافا توسط حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) اکنون ۲۷ سال است که ادامه دارد. چه چیزی باعث شده خانواده ما در ایمان خود استوار بماند و حتی الهام‌بخش بستگان بیشتری شوند تا تمرین دافا را آغاز کنند؟ لطفاً اجازه دهید ماجرای‌مان را با شما در میان بگذاریم.

یکی از سالمندان خانواده ما

یکی از سالمندان خانواده‌مان، تمرین‌کننده دافاییست که حدود 90 سال دارد و بیش از 10 سال پیش تمرین فا را آغاز کرد. وی پیش از آغاز تمرین، دچار فتق دیسک کمر، بیماری کلیوی و مشکلات شدید معده بود که باعث می‌شد هر دفعه به اندازه چند کاسه‌ بزرگ خون بالا بیاورد. کیسه صفرای او همچنین تحت عمل جراحی برداشته شد. اما پس از آغاز تمرین فا، همه بیماری‌هایش بدون هیچ اثری ناپدید شدند.

اگرچه نمی‌توانست حروف چینی را بخواند، اما قادر به خواندن خط مغولی بود. به‌محض اینکه به آموزه‌های فا دسترسی پیدا کرد، با احترام فراوان شروع به خواندن آن‌ها کرد. باوجود سن بالایش، هر روز با پشتکار به فا گوش می‌داد و صبح زود تمرینات را انجام می‌داد؛ او عمیقاً به فا متعهد بود.

نوه آن سالمند

نوه آن سالمند، شاگرد نوجوان دافا بود. ده سال پیش، پس از جدایی از دوست‌پسرش، دچار ضربه روحی شدیدی شد. گرچه هنوز نوجوان بود، بی‌حال و ازنظر جسمی ضعیف شده بود و تا اوایل دهه 20 زندگی‌اش به‌شدت لاغر و نحیف بود. خانواده‌اش او را به بیمارستانی در شهر بردند و در آنجا پزشکان نوع وخیمی از سرطان خون را برایش تشخیص دادند. او به معابد می‌رفت تا عود روشن و بودا را عبادت کند و داروهای بسیاری مصرف می‌کرد، اما هیچ‌کدام مؤثر واقع نمی‌شدند.

من حقایق مربوط به فالون دافا را برایش توضیح دادم و با هم شاهد بودیم که عمویش، که دافا را تمرین می‌کرد، از سرطان پیشرفته بهبود یافت. او تمایل پیدا کرد در مسیر تزکیه دافا قدم بگذارد. پس از کسب فا، هم ازنظر جسمی و هم ازنظر روحی تحول عمیقی را تجربه کرد.

اکنون او ایمانی استوار به فالون دافا دارد، هر روز آموزه‌ها را مطالعه می‌کند و حقیقتاً ماهیت فوق‌العاده فالون دافا و همچنین احساس شگفت‌انگیزِ رهایی از بیماری و سرشاربودن از نشاط را تجربه کرده است. او اکنون خانواده خود را تشکیل داده و مادر چند فرزند است.

وی ازطریق مطالعه مداوم فا، به‌تدریج خلق‌وخوی لجباز و تندش تغییر کرد. در مواجهه با موقعیت‌های دشوار، مانند گریه و قشقرق کودکانش، مطابق با اصول حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری، شخصیتش را تزکیه ‌کرد، آرامش خود را حفظ و از سرزنش یا کتک‌زدن فرزندانش خودداری ‌کرد؛ درنتیجه هماهنگی را در خانواده تقویت ‌کرد.

او و فرزندانش هر روز با پشتکار فا را مطالعه می‌کنند. وقتی این کودکان را می‌بینیم که به‌طرزی دوست‌داشتنی چهارزانو نشسته‌اند، درحالی‌که لبخندی سرشار از محبت بر چهره مادرشان نقش بسته است، تمام اعضای خانواده‌مان از نجات‌شان توسط استاد عمیقاً سپاسگزار می‌شوند.

شوهرش پیش از ازدواج می‌دانست که او دافا را تمرین می‌کند و از تزکیه‌اش خیلی حمایت می‌کرد. حالا گاهی به او یادآوری می‌کند: «حتماً با پشتکار کتاب‌ها را بخوان و فا را مطالعه کن!» و «هر اتفاقی بیفتد، همیشه در کنار تو خواهم بود و از تمرین دافایت حمایت خواهم کرد.» گرچه خودش تزکیه نمی‌کند، اما قلب پاک و صادقانه‌اش نسبت به دافا، برکات بسیاری برایش به‌همراه آورده و اکنون کسب‌وکارش رونق گرفته است.

مادرم

مادرم اکنون حدود 70 سال دارد و بیش از 10 سال است که در دافا تزکیه می‌کند. تحول جسمی و روحی حاصل از تمرین او، چیزی جز معجزه نبوده است. او پیش از کسب فا، به بیماری‌های گوناگونی مبتلا و همواره به دارو وابسته بود.

اندکی پس از آغاز تمرین، استاد بدنش را پاکسازی کردند. مادرم از همان زمان، وارد مسیر تزکیه دافا شد. بستگان و دوستانش شاهد تغییرات عمیق او ازطریق تمرین دافا بودند و از این تحول شگفت‌زده شدند و تحسینش کردند.

در بیش از 10 سالی که مادرم دافا را تمرین می‌کند، وضعیت سلامتی‌اش خوب بوده و چهره‌اش شاداب‌تر شده است. مردم اغلب در خیابان جلو وی را می‌گیرند و می‌پرسند: «هنوز کار می‌کنی؟» او لبخند می‌زند و پاسخ می‌دهد: «من کارمند نیستم؛ در منطقه‌ای روستایی بزرگ شدم که از راه پرورش گاو و اسب امرارمعاش می‌کردیم و بعداً به شهر نقل‌مکان کردیم. حالا 70 سال دارم.» آن‌ها همیشه با تعجب می‌گویند: «واقعاً؟ اصلاً شبیه دامدارها نیستی!»

من خیلی ساده به خانواده و دوستانم می‌گویم: «دلیلش این است که مادرم فالون دافا را تمرین می‌کند. این فا حقیقی است؛ آن‌طور که در تلویزیون می‌گویند نیست. آن‌ها شایعاتی هستند که حزب کمونیست برای بدنام‌کردن دافا منتشر کرده است. ما مردم عادی نباید آن‌ها را باور کنیم؛ نباید فریب بخوریم! مگر ما مغول‌ها همه به خدایان و بوداها ایمان نداریم؟ دقیقاً همین نشان می‌دهد که مردم ما سرشت بودایی دارند. فالون دافا فقط یک تمرین عالی برای درمان و تندرستی نیست؛ به‌طور دقیق، این قانون بزرگ کیهان است! جوهر دافا گسترده و عمیق است، اما می‌توان آن را در سه واژه خلاصه کرد: حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری.» آن‌ها همگی به نشانه موافقت سر تکان می‌دهند.

مادرم که فقط تا کلاس دوم ابتدایی درس خوانده، حتی نمی‌توانست تفاوت حروف صدادار الفبای مغولی را از هم تشخیص دهد، اما پس از مطالعه فالون دافا، به‌شکلی شگفت‌انگیز یاد گرفت حروف چینی را تشخیص دهد. وقتی تازه تمرین فالون دافا را آغاز کرده بود، حتی نمی‌توانست یک کلمه از نسخه مغولی کتاب جوآن فالون را بخواند. هر روز از فرزندانش درباره تک‌تک حروف می‌پرسید، سپس هجاهای مغولی‌ای را که می‌شناخت در دفترش یادداشت می‌کرد. پس از اینکه خواندن نسخه مغولی را فراگرفت، به سراغ نسخه چینی جوآن فالون رفت.

مادرم پس از تلاشی باورنکردنی سرانجام توانست نسخه چینی جوآن فالون را بدون دشواری بخواند. اگرچه تلفظش کاملاً معیار نیست، اما می‌تواند ۹۸ درصد از حروف را تشخیص دهد، پس از پایان خواندن، معنای آن را درک کند و حتی هنگام مطالعه گروهی فا، اشتباهات هم‌تمرین‌کنندگان را اصلاح کند.

تا امروز، مادرم جوآن فالون را به دفعات بی‌شمار خوانده و هر روز یک سخنرانی را مطالعه می‌کند. اگر فا را مطالعه نکرده بود، چنین چیزی کاملاً ناممکن بود. تا زمانی‌ که فرد بتواند با ایمانی استوار و تعهدی واقعی تزکیه کند، شگفتی‌های دافا را خواهد دید.

خواهر بزرگم

خواهر بزرگم چند سال است که دافا را تمرین می‌کند؛ اما تنها طی دو سال اخیر، واقعاً مطالعه آموزه‌ها را با صداقت قلبی آغاز کرده و قلبش را تزکیه کرده است.

از زمانی ‌که مطالعه صادقانه فا را آغاز کرد، فشار خون بالا و بسیاری از علائم دیگرش ناپدید شدند. چشمگیرترین تغییر، در شخصیتش بود. پیش‌تر، مشاجره میان او و شوهرش اتفاقی عادی بود و هر دو را ازنظر جسمی و روانی فرسوده می‌کرد.

او ازطریق تمرین فالون دافا و نگاه به درون برای بررسی رفتار خود، عصبانیت‌ها و رفتار سلطه‌جویانه گذشته‌اش را تشخیص داد. سرشار از پشیمانی عمیق، تصمیم گرفت از آن زمان به بعد، با مهربانی با اعضای خانواده‌اش رفتار کند. درنتیجه، اختلافات میان او و شوهرش تقریباً از میان رفته و زندگی خانوادگی‌شان هماهنگ شده است.

شوهرش با مشاهده تغییرات مثبت او که از مطالعه فا حاصل شده، حامی سرسخت تمرین دافای وی شده است؛ موضعی که درعوض، برکات و موهبت‌های بسیاری برایش به‌همراه آورده است. آن‌ها در زمان‌های دشوار مالی، با افرادی خوش‌قلب روبه‌رو شدند که به آن‌ها کمک کردند؛ حالا شوهرش شغلی رضایت‌بخش دارد و وضعیت مالی‌شان رو به بهبود است.

خواهر دومم

خواهر دومم فردی با خلق‌وخویی بسیار تند بود و کسی جرئت درافتادن با او را نداشت. وی پس از آغاز تمرین دافا، تحول عمیقی را تجربه کرد. از زمان شروع تمرین، تغییرات چشمگیری در او رخ داد و اکنون مطابق آموزه‌های فالون دافا زندگی می‌کند. بیماری‌های جسمی‌اش بدون هیچ اثری ناپدید شدند؛ او پیش‌تر درگیر سردردهای مداوم و بی‌خوابی بود. اکنون از سلامت خوبی برخوردار است و روحیه‌ای شاد دارد.

شوهرش نیز همزمان با او تمرین دافا را آغاز کرد. پیش از آن، اغلب مشروب می‌نوشید و درگیر دعوا می‌شد. اما پس از کسب دافا، زندگی‌اش را کاملاً تغییر داد و عادت‌های بد گذشته‌اش از میان رفتند. اکنون مردی درستکار و خوش‌قلب است که با پشتکار برای تأمین زندگی خانواده‌اش کار می‌کند و با بستگان و دوستانش با صبر و محبت رفتار می‌کند. حالا همه به او اعتماد دارند؛ این فا بود که او را نجات داد.

مادرشوهر خواهرم امسال ۸۰ساله شد. گرچه بی‌سواد است، اما مشاهده تغییرات پسرش باعث شد احترام و قدردانی عمیقی نسبت به دافا و استاد، در قلبش پدید آید. پس از اینکه پسرش نسخه مغولی جوآن فالون را برایش خواند، متوجه شد: «تزکیه خصوصیات اخلاقی مهم‌ترین چیز است.» او که برای ده‌ها سال «داروخانه متحرک» بود، دریافت که پس از گوش‌دادن به فا، تمام علائم بیماری‌اش به‌طرزی شگفت‌انگیز ناپدید شدند.

برادرم

برادرم از اوایل سال ۲۰۰۳، درباره دافا شنیده بود. او با کمک برادرزن و خواهرزنش، با فالون دافا آشنا شد و این بخت را پیدا کرد که کتاب ارزشمند جوآن فالون را بخواند. گرچه در آن زمان تمرین را ادامه نداد، اما در قلبش می‌دانست که فالون دافا واقعاً خوب است. هفت سال بعد، در سال ۲۰۱۰، در مسیر تزکیه قدم گذاشت تا به خویشتن حقیقی‌اش بازگردد.

روزی در ژوئن۲۰۲۰، همسرش ناگهان اعتراف کرد: «لطفاً عصبانی نشو؛ باید چیزی را به تو بگویم. بدهی بسیار بزرگی روی کارت اعتباری بالا آورده‌ام و حالا نمی‌توانم آن را پس بدهم. می‌خواهم به زندگی‌ام پایان دهم؛ دیگر نمی‌توانم ادامه دهم.» او کاملاً غافلگیر و عمیقاً شوکه شد. نخستین فکری که به ذهنش رسید این بود: «من تمرین‌کننده هستم.» بنابراین توانست آرامش خود را حفظ کند و مانند گذشته خشمگین نشود.

از همسرش پرسید: «دقیقاً چقدر بدهی داری؟» همسرش پس از لحظه‌ای مکث، پاسخ داد: «چهارصدهزار.» چهارصدهزار؛ در منطقه دامداری ما، این مبلغ اصلاً کم نیست! در همان لحظه، وقتی لباس‌های برند و گران‌قیمت همسرش و ولخرجی‌های همیشگی او در زندگی روزمره را به یاد آورد، موج عظیمی از احساسات در درونش برخاست.

اما با به‌یادآوردن اینکه تمرین‌کننده دافاست، خشم و رنجش درونی‌اش را فرو نشاند و آرامش خود را حفظ کرد. تصمیم گرفت با بردباری، با همسرش رفتار کند و بار این بدهی را همراه او به دوش بکشد.

در طول 10 روز، ابتدا با ۲۶۰هزار یوان پس‌انداز خانواده، بخشی از بدهی را پرداخت کرد و سپس برای بازپرداخت ۱۴۰هزار یوان باقی‌مانده، درخواست اقساط داد. در طول بیش از پنج سال بعد، برای تأمین هزینه‌های زندگی و بازپرداخت بدهی‌ها، انواع کارهای یدی انجام داد؛ حمل و تحویل خوراک دام، بریدن و بسته‌بندی علوفه، رانندگی با وسایل نقلیه سنگین و کارهای دیگر. تقریباً هرگز از دیگران پول قرض نگرفت و موفق شد تمام بدهی‌های همسرش را بپردازد.

او گفت: «اگر فالون دافا را تمرین نمی‌کردم، منافع دیگران را درنظر نمی‌گرفتم و زندگی مشترک‌مان مدت‌ها پیش پایان یافته بود. از هم می‌پاشیدم و نمی‌توانستم طی پنج سال، آن بدهی سنگین را تسویه کنم. بدون اینکه برای دیگران سختی مالی ایجاد کنم، راهی برای ادامه زندگی خودم و همسرم پیدا کردم.»

نسل دوم

خواهرزاده بزرگ مادرم، که از کودکی با صداقت و جدیت عبارات «فالون دافا خوب است» و «حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است» را تکرار می‌کرد، پاداشی پربرکت دریافت کرده است. او در سراسر منطقه، به مهربانی و سخت‌کوشی معروف بود؛ وی شریک زندگی فوق‌العاده‌ای پیدا کرد، تشکیل خانواده داد و اکنون صاحب نوزادی پرجنب‌وجوش و دوست‌داشتنی است.

خواهرم مثل دختر خوب خانواده با خانواده شوهرش رفتار می‌کند نه عروس و با دقت از مادرشوهرش که دچار فلج نسبی است مراقبت می‌کند. در هر وعده غذایی، منتظر می‌ماند تا پدر و مادر شوهرش بنشینند و پیش از آن‌ها، حتی لقمه‌ای نمی‌خورد. همچنین پیش از سرو غذا، برای خنک‌کردن غذای مادرشوهرش وقت می‌گذارد؛ رفتارهایی سرشار از محبت که باعث شده به‌عنوان عروسی محترم و به‌عنوان فرزندی خلف شناخته شود.

خواهرزاده کوچک‌تر مادرم از مادرش شنیده بود که وقتی هنوز در رحم بوده، فا را به‌دست آورده است؛ زیرا هر روز به فا، ترانه‌های دافا و موسیقی آن گوش می‌داد و به همین دلیل از کودکی، بسیار باهوش بوده است. در تمام دوران کودکی، از سلامت بسیار خوبی برخوردار بوده است. طی همه‌گیری کووید۱۹، تنها دانش‌آموز در کل مدرسه‌اش بود که به ویروس مبتلا نشد. معلمان و همکلاسی‌هایش اغلب می‌گویند او «نمونه کامل سلامتی» است.

او هر روز نهایت تلاشش را می‌کند تا کتاب‌های دافا را بخواند و گاهی حتی هنگ یین را ازبر می‌خواند. او اغلب به داستان‌های فرهنگ سنتی گوش می‌دهد یا آن‌ها را تماشا می‌کند؛ چیزی که بیش از همه دوست دارد هنرهای نمایشی شن یون است. او واقعاً احساس می‌کند خوش‌اقبال است که چنین کودکی خوش‌بخت و پربرکت است.

نسل سوم

اولین نوه مادرم که پسر است حقایق مربوط به فالون دافا را می‌داند و قادر است درست را از نادرست تشخیص دهد؛ او از تأثیرات فاسدکننده جامعه مدرن مصون مانده است. برای والدینش، فرزند بسیار خلفی است و نسبت به دیگران نهایت ادب را دارد. گرچه عملکرد تحصیلی‌اش برجسته نبود، اما پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، موفق شد در یک سازمان دولتی در شهر شغلی به‌دست آورد و با پشتکار کار می‌کند.

دومین نوه مادرم که پسر است اکنون در دبیرستان تحصیل می‌کند. وی پس از گوش‌دادن به سخنرانی‌های استاد گفت که متوجه تغییرات چشمگیری هم در سلامت جسمی‌اش و هم در عملکرد تحصیلی‌اش شده است. هرگاه سرما می‌خورد یا تب شدیدی می‌کند، گوش‌دادن به سخنرانی‌های استاد فوراً به او آرامش و بهبود می‌بخشد؛ عادت‌های پیشینش مانند دروغ‌گفتن، تنبلی و انجام بیش‌ازحد بازی‌های ویدئویی بسیار کاهش یافته‌اند. اکنون پیشرفت چشمگیری در درس‌هایش داشته است. همچنین مرتب این عبارات را تکرار می‌کند: «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است.» علاوه‌بر این، فضیلت احترام به سالمندان و محبت به خردسالان را نیز داراست.

سومین نوه مادرم که پسر است از کودکی می‌دانسته که فالون دافا خوب است؛ باورش به اینکه «دافا راستین است» به‌طرزی چشمگیر خالص است. از کودکی پرجنب‌وجوش و دوست‌داشتنی بوده و همواره خوبی فطری‌اش را حفظ کرده است. افزون‌بر این، با صداقت عمیق سخن می‌گوید، هرگز دروغ نمی‌گوید و با صداقت و درستکاری رفتار می‌کند و حاضر نیست برخلاف وجدانش عمل کند. گرچه اکنون در دبیرستان درس می‌خواند، از تأثیرات منفی رایج در جامعه مصون مانده است. ساده‌زیست است و هرگز پولی را که والدینش با زحمت به‌دست آورده‌اند هدر نمی‌دهد. شخصیت بافضیلتش احترام و تحسین اطرافیان را برایش به‌همراه آورده است.

کوچک‌ترین نوه مادرم که پسر است از داستان‌های معجزه‌آسای نجات‌یافتن مادربزرگ، پدر و عمه‌اش توسط فالون دافا به‌خوبی آگاه است. وقتی درباره آزار و شکنجه شنید، با خشم گفت: «کمونیست‌ها چقدر اهریمنی هستند!» او اکنون دانش‌آموز دبستان است؛ باهوش و دوست‌داشتنی است و در درس‌هایش عملکرد درخشانی دارد. گاهی فیلم‌ها یا ویدئوهای کوتاه فالون دافا را تماشا می‌کند؛ به‌ویژه تماشای روزی موجودات الهی بودیم را بسیار دوست دارد؛ و گاهی آرام می‌نشیند تا به آموزه‌ها گوش دهد یا مدیتیشن کند.

داستان من

من کوچک‌ترین دختر خانواده‌ام هستم. پیش از آغاز تمرین فالون دافا، به بیماری‌های گوناگونی مبتلا بودم و کیسه صفرایم را برداشته بودند. اما پس از آغاز تمرین، تمام بیماری‌های جسمی‌ام به‌تدریج و به‌طرزی نامحسوس از بین رفتند و جای خود را به سلامتی نیرومند دادند.

من دچار دو تصادف رانندگی شدم؛ اما با این ذهنیت که تمرین‌کننده دافا هستم؛ باید مهربانی را رعایت ‌کنم، درخواست غرامت نامعقول نکنم و همواره رفاه دیگران را درنظر بگیرم؛ از هر دو حادثه کاملاً سالم بیرون آمدم. بسیاری از بستگان خانواده شوهرم قدرت معجزه‌آسای دافا را با چشمان خود دیدند و درپی آن، هم شوهرم و هم مادرشوهرم در مسیر تزکیه دافا گام گذاشتند.

شوهرم هشت سال است که فالون دافا را تمرین می‌کند و تغییرات چشمگیری ازنظر جسمی و روحی در او پدید آمده است. پیش‌تر به بیماری‌های مختلف، به‌ویژه آرتریت شدید، مبتلا بود. هر نوع آنفلوانزای فصلی را می‌گرفت و گاهی باید چند روز دارو مصرف می‌کرد تا اندکی بهبود یابد. از زمان آغاز تمرین فالون دافا، وضعیت جسمی‌اش به‌طرز محسوسی بهتر شده و دیگر بیمار نمی‌شود.

او ازطریق تزکیه دافا آموخت که با پیروی از اصول حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری، انسان خوبی باشد. اغلب می‌گفت: «این تزکیه دافا بود که عادت‌های بد مرا تغییر داد؛ خودخواهی، تمایل به ناسزاگویی و استفاده از الفاظ زشت، وابستگی شدید به منافع شخصی، خلق‌وخوی تند و امیال شهوانی شدیدم را. اگر در دافا تزکیه نمی‌کردم، زندگی‌ام واقعاً فلاکت‌بار می‌شد. می‌دانم که نیک‌خواهی و توانایی‌ام در بردباری، هنوز اصلاً کافی نیست. بزرگ‌ترین آرزویم این است که پیوسته با پشتکار تزکیه کنم و هر لحظه را گرامی بدارم.»

چند ماه پیش، مادرشوهرم نیز تمرین فالون دافا را آغاز کرد. او گفت: «درواقع 10 سال پیش برای نخستین ‌بار با فالون دافا آشنا شدم، اما نمی‌دانم زمانش مناسب نبود یا چون بیش‌ازحد از حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) می‌ترسیدم، این فرصت را قدر ندانستم؛ برای 10 سال کامل آن را از دست دادم. حالا که این اقبال را یافته‌ام که این روش تزکیه را تمرین کنم، قصد دارم تا آخرین لحظه، به‌طور استوار به این مسیر ادامه دهم!»

سخنان صمیمانه مادرم

«در طول 70 سال گذشته، تمام طیف احساسات بشری را تجربه کرده‌ام. اکنون که به گذشته نگاه می‌کنم، درمی‌یابم زندگی چیزی جز یک صحنه‌ نمایش نیست؛ شهرت، ثروت، عشق و نفرت همگی توهم‌ هستند. بازگشت به سرشت حقیقی، تنها مقصد واقعی است.

از صمیم قلب می‌خواهم به دیگران بگویم: آیا می‌توانید لحظه‌ای از این شتاب پرهیاهوی زندگی دست بکشید و به سخنان صمیمانه یک مرید دافا گوش دهید؟ اکنون در نقطه‌ای سرنوشت‌ساز از تاریخ بشر قرار داریم؛ زمان آن فرارسیده است که همه باید میان خیر و شر، درست و نادرست، و سیاه و سفید تمایز قائل شوند.

در میانسالی، زمانی شنیدم که یک بودای زنده بسیار مشهور؛ لامایی از میان مردم مغول ما؛ در ژوئیه۱۹۹۹، در آن دوره‌ای که به فالون دافا افترا زده و بدنام‌ می‌‌شد، برای جامعه گسترده دامداران راهنمایی‌هایی ارائه کرد. پیام او در اصل این بود: «فالون گونگ یک راه تزکیه راستین است! در باورکردن این آشفتگی‌های تحریف‌شده‌ای که امروز می‌بینید (اشاره به جنایات هولناک حزب کمونیست چین در بدنام‌کردن فالون دافا) شتاب نکنید، زیرا حقیقت این موضوع، دیر یا زود آشکار خواهد شد!

ازآنجاکه دوران انقلاب فرهنگی را پشت‌سر گذاشته‌ام، ماهیت واقعی روح اهریمنی کمونیسم؛ سرشت «دروغ، شرارت و مبارزه» آن؛ را به‌خوبی درک می‌کنم. بنابراین از شما خواهش می‌کنم این درخواست صمیمانه یک مادر مغولی را بپذیرید.

شما باید تمام پیوندهای خود را با حزب کمونیست قطع و از ایستادن در کنار آن خودداری کنید؛ در غیر این‌ صورت، در پاکسازی بزرگ بشریت که در پیش است، گرفتار خواهید شد. از شما تمنا می‌کنم بگذارید وجدانتان شما را به‌سوی نیکی هدایت کند و همیشه به یاد داشته باشید: "فالون دافا خوب است. حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است." امیدوارم که در این مقطع سرنوشت‌ساز تاریخ، مورد برکت موجودات الهی قرار گیرید و آینده‌ای سرشار از زیبایی بی‌مانند نصیبتان شود!»

(مقاله منتخب ارسالی برای بزرگداشت روز جهانی فالون دافای ۲۰۲۶ در وب‌سایت مینگهویی)