(Minghui.org) در نوجوانی، اغلب با خودم فکر میکردم: «چرا در آن زمان که عیسی درحال گسترش آموزههایش و نجات مردم بود، من نبودم؟ میخواهم به خدا ایمان داشته باشم و انسان خوبی باشم.»
وقتی ۱۵ساله بودم، دچار مشکلات معده شدم. طی ۲۵ سال بعد، داروهای بیشمار طب چینی و غربی و درمانهای طب سوزنی را امتحان کردم و حتی نزد درمانگران محلی رفتم، اما هیچیک کمکی نکرد. پس از آنکه فرزندم را به دنیا آوردم، به روماتیسم مبتلا شدم. همیشه احساس سرما میکردم؛ سرمایی عمیق که گویی تا استخوانهایم نفوذ میکرد. حتی در تابستان نیز مجبور بودم با پتوی برقی بخوابم.
گلویم پر از تاولهای کوچک بود و همیشه احساس تشنگی میکردم. معدهام نفخ داشت و پزشکان نمیتوانستند علت مشکل را تشخیص دهند. مشکلات قلبی هم داشتم. شبها بهسختی میتوانستم بخوابم. دیگر نمیخواستم به زندگی ادامه دهم. حتی به شوهرم گفتم: «بعد از اینکه من مُردم، باید با شخص دیگری ازدواج کنی.» شوهرم گریهکنان گفت: «تو خیلی مهربانی. حتماً خوب میشوی.»
یکی از همکارانم به من گفت: «باید فالون دافا را تمرین کنی. امروز یک تمرینکننده در خانهاش، فایلهای صوتی سخنرانیهای استاد لی را برای عموم پخش میکند.» مردد بودم، چون مدام سرفه میکردم و نگران بودم دیگران از حضورم ناراحت شوند. اما بعد به یاد آوردم که همکارم گفته بود فالون دافا فای حقیقی بوداست. پذیرفتم که بروم.
بهمحض اینکه وارد اتاق شدم، فضایی از آرامش و هماهنگی را احساس کردم. وقتی شنیدم استاد درباره شاکیامونی صحبت میکنند، قلبم عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفت و فکر کردم: «این واقعاً فای بوداست. کسی که این آموزهها را ارائه میکند، حتماً یک بوداست!» بعداً پاکسازی بدنم توسط استاد را تجربه کردم. وقتی به خانه برگشتم، شروع به سرفه کردم و مقدار زیادی خلط سیاه دفع کردم، اما اصلاً احساس ناراحتی نداشتم. تقریباً بهاندازه یک کاسه خلط دفع شد و پس از آن، دیگر هرگز سرفه نکردم.
چند روز پس از آنکه گوشدادن به مجموعه سخنرانیهای ۹روزه را تمام کردم، مشکلات معده، روماتیسم، مشکلات قلبی و مشکلات گلویم همگی ناپدید شدند. نهتنها سلامتیام بهتر شد، بلکه خلقوخویم نیز تغییر کرد. شادتر شدم و میتوانستم انواع کارها را انجام دهم. انگار زندگی تازهای به من داده شده بود! پس از آنکه خواهرم و شوهرش تغییرات شگفتانگیز مرا دیدند، آنها نیز تمرین فالون دافا را آغاز کردند.
شوهر خواهرم از بدو تولد سوراخی در گردنش داشت که دائماً از آن چرک بیرون میآمد. او همچنین معدهدرد داشت و مجبور بود رژیم غذاییاش را محدود کند و تقریباً چیزی جز نودل و سوپ نمیخورد. پس از آنکه تمرین را آغاز کرد، همه بیماریهایش ناپدید شد.
دختر کوچکم از کودکی لکنت زبان داشت. پس از آنکه من مطالعه فا و انجام تمرینها را آغاز کردم، لکنت او از بین رفت.
یک روز نوه بزرگم سرما خورد و دچار سرفه شدیدی شد. وقتی سرفهاش شروع میشد، دیگر متوقف نمیشد و صورتش کاملاً سرخ میشد. خیلی نگران بودم. ازآنجاکه دامادم تزکیه نمیکند، میخواست به کودک دارو بدهد. به دخترم گفتم: «بگذار خودِ بچه انتخاب کند که میخواهد دارو بخورد یا میخواهد به فا گوش دهد. او یک تمرینکننده خردسال است.»
نوهام قاطعانه پاسخ داد: «میخواهم به فا گوش بدهم!» دخترم شروع کرد برایش جوآن فالون را خواند. بعد از آنکه دو صفحه خواند، سرفهاش قطع شد و خوابش برد. در تمام طول شب اصلاً سرفه نکرد. از آن زمان به بعد، پدرش دیگر با دافا مخالفت نکرد.
اکنون بیش از ۱۰ سال گذشته است و نوهام ۱۸ سال دارد. چند روز پیش، تب او به ۳۸ درجه رسید. میگفت سرش گیج میرود، گلویش بهشدت درد میکند و چند بار بالا آورده است. قرار بود روز بعد برای معاینه جسمی مدرسه برود و نگران بودیم تبش روی نتایج آزمایش تأثیر بگذارد. از او خواستم به فایلهای صوتی سخنرانیهای استاد گوش دهد، عبارت «فالون دافا خوب است» را تکرار کند و برای یافتن وابستگیهایش به درون نگاه کند.
پس از مدتی، بهشدت عرق کرد. من و دخترم رختخوابش را عوض کردیم و او خوابش برد. تا روز بعد، تبش از بین رفته و حالش خیلی بهتر شده بود. برای معاینه جسمی به مدرسه رفت و نتایجش طبیعی بود.
خانواده ما تجربههای معجزهآسای زیادی داشته است. استاد، از نجات نیکخواهانهتان سپاسگزارم! در ایمانم به استاد و فا استوارتر خواهم شد و با پشتکار تزکیه خواهم کرد.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.