(Minghui.org) تمرین‌کنندگان فالون گونگ در ۲۷‌ژوئن‌۲۰۲۶، تجمعی را در میدان ویتوریو برگزار کردند و سپس غروب همان روز در پارک ویلا بورگزه، برای اطلاع‌رسانی درباره آزار و شکنجه فالون گونگ از سوی حزب کمونیست چین (ح.ک.چ)، مراسم شمع‌افروزی برگزار نمودند.

سیلویا، باستان‌شناس ایتالیایی، به دعوت یکی از دوستانش، همراه همسرش در این رویدادها شرکت کرد. او با یکی از تمرین‌کنندگان، درباره این روش معنوی گفت‌وگوی مفصلی داشت و به‌ویژه به کتاب اصلی فالون دافا، جوآن فالون، علاقه‌مند شد و گفت که قصد دارد آن را مطالعه کند.

او گفت: «برایم سؤال است که چرا این‌ تعداد از مردم این کتاب را می‌خوانند؟ آن‌ها به‌دنبال چه چیزی هستند و چرا این کتاب؟»

سیلویا با شنیدن درباره آزار و شکنجه این روش معنوی و ارزش‌های مثبت آن توسط ح.ک.چ شوکه شد.

او گفت: «به‌نظر من این کاملاً پوچ و بی‌معناست. چرا باید این افراد صلح‌طلب را مورد آزار و شکنجه قرار دهند؟»

«این همان چیزی است که همیشه به‌دنبالش بودم»

ماریا پیا اهل شهر تورین، ایتالیا (Minghui.org)

۹‌ سال پیش، یکی از دوستان ماریا پیا اهل شهر تورین نسخه‌ای از جوآن فالون را به او داد. پس از مطالعه آن احساس کرد که سرانجام به آرامش رسیده است. او گفت: «از زمانی که ۱۳‌ سال داشتم، صدایی در قلبم مدام به من می‌گفت که باید کاری را انجام دهم. این صدا سرانجام پس از آشنایی من با فالون دافا آرام گرفت.»

او افزود: «فالون دافا همان چیزی است که همیشه به‌دنبالش بودم. این همان مسیر زندگی است که همیشه آرزو داشتم آن را دنبال کنم.»

پائولو اهل ساردنی، ایتالیا (Minghui.org)

پائولو اهل ساردنی ازطریق یکی از دوستان دوران کودکی خود، با فالون دافا آشنا شد. دوستش نسخه پی‌دی‌اف کتاب جوآن فالون را برای او فرستاد. او کتاب را چاپ و به‌صورت یک جزوه صحافی کرد و کل آن را خواند. او گفت: «از آن زمان تاکنون، همواره جوآن فالون را مطالعه کرده‌ام.»

«پاسخ همه پرسش‌هایم را یافتم»

رافائله، مشاور فناوری اطلاعات (Minghui.org)

رافائله که مشاور فناوری اطلاعات است، از دوران جوانی، علاقه فراوانی به مطالعه کتاب‌های معنوی، ازجمله بودیسم و تائوئیسم، داشت و امیدوار بود پاسخ پرسش‌هایش درباره زندگی را پیدا کند.

او گفت: «واقعاً می‌خواستم درکی عمیق از معنویت داشته باشم، نه صرفاً فرهنگ کلیسا. همیشه نوعی پیوند با فرهنگ شرق را در قلبم احساس می‌کردم.»

روزی در سال ‌۲۰۱۲، شخصی فالون گونگ را به او معرفی کرد. او گفت: «ازآنجاکه پیش‌تر روش‌های دیگری را تمرین کرده بودم، نسبت به انرژی حساسیت نسبتاً زیادی داشتم. بنابراین وقتی تمرین‌های فالون گونگ را آغاز کردم، می‌توانستم انرژی نیرومندی را احساس کنم.»

رافائله آن موقع ۲۲‌ساله بود. او می‌خواست اطلاعات بیشتری درباره فالون دافا به دست آورد و جست‌وجو در اینترنت را آغاز کرد. او گفت: «پس از تحقیقات فراوان فهمیدم که این یک روش عالی تزکیه است و کتابی نیز دارد. این کتاب منحصربه‌فرد است. پس از خواندن آن متوجه شدم که پاسخ همه پرسش‌هایم را یافته‌ام، پرسش‌هایی که در هیچ کتاب دیگری، پاسخی برای آن‌ها پیدا نکرده بودم. احساس کردم باید به خواندن آن ادامه دهم. هرچه بیشتر آن را می‌خواندم، پاسخ‌های بیشتری آشکار می‌شد. به همین دلیل به مطالعه آن ادامه دادم.»

او گفت که جوآن فالون به او کمک کرد منشأ رنج، روابط کارمایی و اهمیت ارتقای خصوصیات اخلاقی را درک کند. در ابتدا، کتاب‌های رایگان را به‌صورت آنلاین مطالعه ‌کرد و تمرین‌ها را به‌تنهایی یاد گرفت. بعدها تصمیم گرفت همراه سایر تمرین‌کنندگان تمرین کند. او گفت: «بعداً فهمیدم تمرین‌کنندگان محلی، روزهای یکشنبه محل تمرین گروهی دارند. خودم را معرفی کردم و سپس همراه آن‌ها تمرین‌ها را انجام دادم.»

رافائله مدت کوتاهی پس از آغاز تمرین‌ها متوجه شد درد کمرش که براثر ساعت‌های طولانی کار با رایانه ایجاد شده بود از بین رفته است. سردردهای شدید زمستانی او نیز برطرف شد. علاوه‌براین، احساس آرامش و آسودگی بیشتری داشت. او گفت: «مهم‌تر از همه، معنای زندگی را درک کردم. اکنون زندگی‌ام هدف دارد و مأموریتی بر عهده دارم. می‌توانم پیوسته خودم را ارتقا دهم.»

«نمی‌توانیم این موضوع را نادیده بگیرم»

رافائله با ادامه تمرین فالون دافا، درباره آزار و شکنجه فالون گونگ از سوی ح.ک.چ نیز آگاه شد.

او گفت: «اولین بار که درباره آن شنیدم، شوکه شدم.» او تصور می‌کرد با گسترش تعامل چین با جهان، چنین جنایات حقوق بشری‌ای دیگر رخ ندهد. انتظار نداشت این آزار و شکنجه همچنان با چنین شدت و بی‌رحمی ادامه داشته باشد.

رافائله برای درک حقیقت پشت این آزار و شکنجه، مطالعه درباره کمونیسم و تاریخ ح.ک.چ را آغاز کرد. او گفت فالون دافا درباره کامل کردن و ارتقای خود براساس اصول حقیقت، نیکخواهی، بردباری است و تمرین‌کنندگان هیچ دخالتی در سیاست ندارند.

او معتقد است چون ح.ک.چ تحمل این ارزش‌ها را ندارد، سال‌ها درباره فالون گونگ دروغ‌پراکنی و آن را بدنام کرده و حتی کتاب‌های فالون گونگ را سوزانده و نابود کرده است تا مردم نتوانند با این روش معنوی آشنا شوند.

او گفت: «ح.ک.چ حقوق بشر را زیر پا می‌گذارد. ما نباید فجایع حقوق بشری تاریخ را فراموش کنیم، زیرا تنها در این صورت می‌توان از تکرار آن‌ها جلوگیری کرد. اما چنین آزار و شکنجه‌ای هنوز در چین ادامه دارد. ما نمی‌توانیم چشمان خود را بر این موضوع ببندیم.»

او معتقد است که افشا کردن و متوقف ساختن این آزار و شکنجه، مسئولیت همه کسانی است که به حقوق بشر اهمیت می‌دهند، نه فقط تمرین‌کنندگان فالون گونگ.

او گفت: «من تمرین‌کننده هستم و می‌دانم که در آن سوی جهان، افراد بسیاری فقط به‌دلیل پایبندی به ایمان خود در رنج هستند. نمی‌توانم فقط اینجا بایستم و هیچ کاری نکنم. باید تمام تلاشم را برای کمک به آن‌ها انجام دهم. این مسئولیت من است.»«امروز واقعاً روزی فوق‌العاده و پربار بود»

نیکولتا گریچیویچ، معلم زبان انگلیسی (Minghui.org)

نیکولتا گریچیویچ، معلم زبان انگلیسی، نیز به دعوت یکی از دوستانش، در تجمع میدان ویتوریو شرکت کرد. او پیش از این، هیچ آشنایی‌ای با فالون گونگ نداشت.

او پس از مطالعه تابلوهای معرفی و گوش دادن به سخنرانی مقام‌های دولتی و تمرین‌کنندگان، درباره آزار و شکنجه در چین، ازجمله برداشت اجباری اعضای بدن با حمایت دولت، آگاهی پیدا کرد.

وی گفت: «باورکردنی نیست! این کاملاً برخلاف سرشت انسان است.» او همچنین دادخواست پایان دادن به این آزار و شکنجه را امضا کرد. او گفت: «فقط می‌خواهم هر کاری از دستم برمی‌آید برای حمایت از شما و حمایت از حقوق بشر انجام دهم. فکر می‌کنم این حداقل کاری است که هر انسانی باید انجام دهد.»

نیکولتا (با پیراهن آبی و شلوار مشکی) در پارک ویلا بورگزه، تمرین‌های فالون گونگ را یاد می‌گیرد. (Minghui.org)

عصر همان روز، نیکولتا تمرین‌های فالون گونگ را در پارک ویلا بورگزه یاد گرفت. او گفت: «همه این‌ها برای من کاملاً تازه است و احساس فوق‌العاده‌ای دارم. بسیار آرام و آسوده هستم. این واقعاً تجربه‌ای شگفت‌انگیز است.»

او این رویداد را بسیار مهم دانست، زیرا افراد زیادی از آزار و شکنجه اطلاعی ندارند. او گفت: «اگر امروز به اینجا نمی‌آمدم، اصلاً از این مسائل باخبر نمی‌شدم. باید افراد بیشتری درباره این موضوع آگاه شوند.»

او پیش از ترک محل، با احساسی عمیق گفت: «امروز واقعاً روزی فوق‌العاده و پربار بود. فضای اینجا بسیار آرام، صلح‌آمیز و صمیمی است. مردم بسیار مهربان هستند و تأثیری عمیق بر من گذاشتند.»