(Minghui.org) درود، استاد گرامی! درود هم‌تمرین‌کنندگان!

من در گروه مارش تیان‌گوئو در ژاپن، ساز یوفونیوم می‌نوازم. تمرین فالون دافا را در چین آغاز کردم و توانسته‌ام صحنه‌هایی را در بُعدهای دیگر ببینم. به‌ندرت درباره‌ آنچه دیده‌ام یا فهمیده‌ام صحبت می‌کنم، اما در ۲۰دسامبر۲۰۲۵، این سعادت را داشتم که همراه با بیش از ۲۰ تمرین‌کننده‌ ژاپنی در راهپیمایی جشنواره بین‌المللی گروه‌های موسیقی چیایی در تایوان شرکت کنم. در طول راهپیمایی، صحنه‌ای بسیار شگفت‌انگیز را دیدم و آن را برای یکی از تمرین‌کنندگان تعریف کردم. او از من خواست که آن را بنویسم تا سایر تمرین‌کنندگان تشویق شوند و در تزکیه خود پیشرفت کنند.

صبح روز راهپیمایی، تمرین‌کنندگان ژاپن با قطار سریع‌السیر از تایپه به چیایی رفتند. سپس با اتوبوس به یک مدرسه ابتدایی رفتیم و همراه با گروه مارش تیان‌گوئو تایوان تمرین کردیم. پس از توضیح هماهنگ‌کننده درباره برنامه آن روز، شیوه راهپیمایی‌مان را تمرین انجام دادیم، خودمان را گرم کردیم، چند قطعه نواختیم و سپس به محل راهپیمایی رفتیم.

پس از رسیدن به محل برگزاری، گروه در صف قرار گرفت، کمی نرمش کردیم و سازها را هماهنگ و کوک کردیم. هنگام هماهنگ کردن سازها، احساس کردم انرژی در بُعدی دیگر به حرکت درآمد. آن در این بُعد به‌صورت یک میدان انرژی مهربان، خالص، آرام و سرشار از نیکخواهی ظاهر می‌شد. احساس کردم این انرژی از وضعیت تزکیه همه سرچشمه می‌گیرد و آن طنین هماهنگ و ترکیب‌شده محصول اجرای هماهنگ ما است.

وقتی راهپیمایی آغاز شد، چهار یا پنج قطعه اول نیز انرژی زیادی به همراه داشت. اما این انرژی پراکنده بود و ذرات آن نسبتاً درشت بودند.

با هماهنگ‌تر شدن تدریجی نت‌هایی که همه می‌نواختند، انرژی در بُعد دیگر قوی‌تر شد و ذرات آن ریزتر و ریزتر شدند. هنگامی که این انرژی به سطح معینی رسید و اندازه ذرات به سطحی بسیار ریز رسید، دریافتم که در سطحی حتی ریزتر، شکل دیگری از انرژی وجود دارد. این چیزی بود که هرگز پیش از آن ندیده بودم و هیچ راهی نداشتم تا درک کنم این انرژی تا چه حد ریز است. این حس فقط برای لحظه‌ای بود و هیچ چیزی نمی‌تواند عظمت و قدرت آن را توصیف کند.

می‌دانستم که این نوع انرژی می‌تواند مداخله‌ها را ذوب کند و هر موجودی را نجات دهد؛ واقعاً هر موجودی. به یاد آوردم که استاد بیان کردند: «اگر یک ذره خاک‌اره در کوره فولاد مذاب بیفتد، در یک چشم‌به‌هم‌زدن ناپدید می‌شود.» (سخنرانی در اولین کنفرانس در آمریکای شمالی). احساسی که داشتم دقیقاً همین بود.

به‌جای اینکه بگویم درحال اجرا بودیم، دقیق‌تر این است که بگویم ما به حاملان انرژی تبدیل شده بودیم. همچنین متوجه شدم میزان انرژی‌ای که می‌توان منتقل کرد، به وضعیت کلی تزکیه همه و میدان هماهنگ و صدای ترکیب‌شده حاصل از اجرای هماهنگ بستگی دارد.

«وضعیت تزکیه» یعنی هرچه ذهن ما پاک‌تر باشد، انرژی بیشتری منتقل می‌شود. وقتی ذهن ما خالص نباشد، این موضوع مانع انتقال انرژی می‌شود.

مهم‌تر از همه، موسیقی و رنگ صوتی(کیفیت صدای ساز) اجرای ما به‌عنوان یک کل بود. من نوازنده حرفه‌ای نیستم، بنابراین نمی‌دانم کدام نوع رنگ صوتی بهترین است. اما دریافتم زمانی که این انرژی ازطریق موسیقی منتقل می‌شود، دارای یک فرکانس هماهنگ است. هرچه اجرای ما به آن فرکانس نزدیک‌تر باشد، انرژی بیشتری منتقل می‌شود. اگر نت‌ها خارج از هماهنگی باشند یا رنگ‌آمیزی صوتی ناموزون وجود داشته باشد(صدای سازها با هم به‌خوبی درنیامیزد)، انتقال انرژی مختل می‌شود.

وقتی این انرژی به بُعد ما می‌رسد، ازطریق موسیقی ما وارد بدن مردم می‌شود. برای موجوداتی که باور دارند دافا خوب است، از بیرونی‌ترین ذرات وجودشان تا ریزترین ذراتی که منشأ زندگی آن‌ها را تشکیل می‌دهد، این انرژی بلافاصله عبور می‌کند و همه‌چیز در آن‌ها فوراً تمیز و پاک می‌شود. این نوعی تزکیه است که از منشأ زندگی آغاز می‌شود. وقتی این انرژی به این بُعد می‌آید، موج تأثیر آن مانند موج انرژی ناشی از انفجار یک بمب اتمی است. و این نوع موج انرژی تنها در چند موج نمی‌آمد؛ بلکه به‌صورت مجموعه‌ای از موج‌ها می‌آمد که هر کدام مدتی ادامه داشتند.

همچنین دریافتم که گرچه همه قطعاتی که اجرا می‌کردیم انرژی زیادی داشتند و در نجات مردم مؤثر بودند، اما این نوع انرژی بسیار ریز فقط در هشت قطعه دافا ظاهر می‌شد.

ازطریق این تجربه، درک بهتری از اهمیت توجه به تزکیه شخصی و بهبود سطح اجرای خود پیدا کردم. در زمینه تزکیه، تنها با تمرکز بر بهبود خود براساس فا می‌توانم هنگام اجرا ذهنی پاک داشته باشم. فقط با پاکسازی بیشتر خودم می‌توانم نقش بیشتری در کمک به استاد برای اصلاح فا و نجات موجودات ذی‌شعور ایفا کنم.

بخش دیگر، توجه به تمرین اصولی تکنیک‌های سازم است. این بسیار مهم است. اگر بخواهیم تأثیر قوی‌تری ایجاد کنیم، باید همکاری کنیم، خوب بنوازیم و موسیقی‌ای خلق کنیم که با فرکانس‌های آن انرژی بسیار ریز هماهنگ باشد. تنها با این کار می‌توانیم آن انرژی بسیار ریز و عظیم را تا حد ممکن منتقل کنیم و تأثیر بیشتری در نجات مردم داشته باشیم. چون بیشتر اعضای گروه ما نوزانده حرفه‌ای نیستند، نمی‌دانیم کدام رنگ صوتی بهترین است. استاد با مهربانی ترتیبی داده‌اند تا یک مربی موسیقی حرفه‌ای به ما آموزش دهد که چگونه سازهایمان را بهتر بنوازیم. باید این محیط را قدر بدانیم و اجرای خود را بهبود دهیم تا بتوانیم نقش بیشتری در کمک به استاد در اصلاح فا و نجات موجودات ذی‌شعور داشته باشیم.

آنچه در بالا بیان شد، چیزی بود که دیدم و تجربه کردم. سطح تزکیه من محدود است، بنابراین اگر جایی نیاز به بهبود دارد، لطفاً راهنمایی کنید.

با تشکر.

هه‌شی