(Minghui.org) من به‌مدت ۳۰ سال فالون دافا را تمرین کرده‌ام و از آن چیزهای زیادی به دست آورده‌ام. استاد لی چیزهای زیادی به من بخشیده‌اند. هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند قدردانی مرا از استاد بیان کند.

بعضی‌ها از من پرسیده‌اند که چه چیزی بیش از همه، مرا خوشحال کرده است. پاسخم این است: «من از خیلی چیزها خوشحالم. خانواده‌ شادی دارم. نوه‌هایم باهوش هستند. زندگی بی‌دغدغه‌ای دارم. اما چیزی که مرا بیش از همه خوشحال می‌کند این است که فالون دافا را تمرین می‌کنم. شاگرد استاد بودن خیلی خوب است.»

به‌لطف راهنمایی، محافظت و نجات‌بخشی استاد، از سلامتی خوبی برخوردارم و در ۳۰ سال گذشته، هیچ دارویی مصرف نکرده‌ام. با اینکه ۷۰ سال دارم، دوباره دوره قاعدگی‌ام را تجربه کرده‌ام. خصوصیات اخلاقی‌ام ارتقا یافته است زیرا فالون دافا را تمرین می‌کنم. هر روز زندگی شادی دارم. هر روز جوآن فالون را می‌خوانم و سعی می‌کنم از وابستگی‌هایم رها شوم. فا را ازبر می‌کنم، هنگام مواجهه با تضادها به درون نگاه می‌کنم و سعی می‌کنم فردی باملاحظه شوم.

رشد شین‌شینگم درحین نوشتن مقالات

حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) آزار و شکنجه فالون دافا را در ۲۰ژوئیه۱۹۹۹ آغاز کرد. رژیم ح.ک.چ سیاستی را برای «ازبین بردن اعتبار [تمرین‌کنندگان فالون دافا]، ورشکستگی مالی و نابودی جسمی آن‌ها» وضع کرد. برای استاد و فالون دافا پرونده‌سازی شد. تمرین‌کنندگان دستگیر می‌شوند، مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند، محکوم می‌شوند و حتی اعضای بدنشان به اجبار برداشته می‌شود.

تمرین‌کنندگان خود را براساس اصول حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری تزکیه می‌کنند. جیانگ زمین، رئیس سابق حزب کمونیست چین، دید که افراد بسیار زیادی فالون دافا را تمرین می‌کنند و حسادت کرد. او از قدرت خود برای آزار و شکنجه میلیون‌ها تمرین‌کننده استفاده کرد و از روی خودخواهی، هر کاری را که می‌خواست انجام داد.

تصمیم گرفتم مقالاتی بنویسم تا دروغ‌های ح.ک.چ را افشا کنم و حقایق مربوط به فالون دافا را به مردم بگویم. طی ۲۶ سال گذشته، گزارش‌هایی خبری درمورد وضعیت تمرین‌کنندگان محلی و مقالاتی درمورد آزار و شکنجه نوشته‌ام. همچنین به سایر تمرین‌کنندگان کمک می‌کنم تا به‌عنوان بخشی از دادخواست علیه جیانگ زمین، شکایات خود را بنویسند.

نوشتن مقالات برای من تجربه‌ای ویژه در تزکیه بوده است. برای اینکه مقالات خوبی برای محافظت از فالون دافا بنویسم، باید ابتدا فا را خوب مطالعه کنم و خودم را به‌خوبی تزکیه کنم. نوشتن مقالات را بخشی از نجات موجودات ذی‌شعور درنظر می‌گیرم. در شرایطی که خودم را به‌خوبی تزکیه کنم، جهت روشنگری حقیقت برای مردم بیرون می‌روم. این رویکرد به من کمک می‌کند تا مقالاتم ملموس‌تر و واقعی‌تر باشند.

از هر فرصتی برای نوشتن، به‌عنوان کمکی برای رشد شین‌شینگم استفاده می‌کنم. یک تمرین‌کننده مسن به‌دلیل تمرین فالون دافا محکوم شد. او می‌خواست درخواست تجدیدنظر بدهد و باید شکایتی می‌نوشت. این تمرین‌کننده به‌دلایل پزشکی با قرار وثیقه آزاد شد. وی از من خواست که در نوشتن شکایت کمکش کنم. زمان و تلاش زیادی را صرف نوشتن شکایتش کردم. احساس می‌کردم شکایت خوبیست و آن را به او تحویل دادم. روز بعد پیش من آمد و خواست که دو نکته را اصلاح کنم. توضیح داد که یکی از ماجراها چگونه باید نوشته شود و ماجرای دیگری نیز چگونه بیان شود. فکر نمی‌کردم نحوه نگارش من مشکلی داشته باشد و از طرف دیگر، این دو مورد موضوع اصلی شکایتش نبودند. اما او اصرار داشت که آن‌ها را بازنویسی کنم. کم‌کم بی‌حوصله شدم. مقاله دیگری در دست داشتم که باید آن را هم می‌نوشتم. اما اگر شکایت‌نامه را برایش تغییر نمی‌دادم، حاضر نبود برود. به درون نگاه کردم تا ببینم چرا این‌گونه رفتار می‌کند. هیچ‌یک از اتفاقاتی که برای یک تمرین‌کننده رخ می‌دهد تصادفی نیست. آیا آن بردباری مرا آزمایش می‌کرد؟ موافقت کردم و آن دو مورد را برایش بازنویسی کردم. او راضی شد و رفت.

در موردی دیگر، یک تمرین‌کننده مسن مقاله تبادل تجربه‌ای برای جشن ۱۳مه، روز جهانی فالون دافا، نوشت و از من خواست که آن را برایش تصحیح کنم. مقاله طولانی بود. آن را تا زمان ناهار، برایش بازبینی کردم. اما او نرفت و همچنان از من خواست که دوباره آن را برایش ویرایش کنم. به او گفتم که قبلاً آن را بازنگری کرده‌ام. او با جدیت گفت: «لطفاً علائم نگارشی را همراه من چک کن.» کمی آزرده‌خاطر شدم. او در شرکتش ویراستار بود. فکر کردم که خودش باید علائم نگارشی را ویرایش کند. من کارهای زیادی برای انجام دادن داشتم. در آن لحظه، فکری از ذهنم گذشت: ناشکیبایی. متوجه شدم که او به من کمک می‌کند تا از ناشکیبایی‌ام خلاص شوم. این تزکیه بود. باید از او تشکر می‌کردم. بنابراین از او خواستم که همراه من ناهار بخورد و سپس همراه او علائم نگارشی را با صبر و حوصله مرور کردم. درنهایت درحالی‌که با رضایت می‌رفت، با لبخند بدرقه‌اش کردم. در طول این روند، بردباری‌ام را بهبود بخشیدم. تزکیه چقدر مقدس است!

خوب انجام دادن همه کارهای دافا

روزی به ملاقات تمرین‌کننده‌ای رفتم که در شهر دیگری زندگی می‌کرد. او یک کیف بزرگ از نوشته‌هایش را به من نشان داد درباره آزار و شکنجه‌ای که تمرین‌کنندگان محلی تجربه کرده بودند. می‌گفت به‌دلیل آزار و شکنجه‌ای که متحمل شده، اکنون نمی‌داند چگونه بنویسد. تعجب کردم. او فارغ‌التحصیل دانشگاه بود و مقالات زیادی نوشته بود. از او خواستم که آزار و شکنجه را تصدیق نکند و گفتم اگر بخواهد بنویسد، استاد به او کمک خواهند کرد. او سرش را به نشانه مخالفت تکان داد و گفت که توانایی نوشتن ندارد.

قلبم به درد آمد. آزار و شکنجه توسط ح.ک.چ، به خانواده، شغل، سلامت روان و جسمش آسیب رسانده بود. این مسئولیت تمرین‌کنندگان دافاست که حقیقت آزار و شکنجه را افشا کنند و موجودات ذی‌شعور را نجات دهند. فقط یک فکر داشتم: این کیف را به خانه ببرم و مقالات را ویرایش یا بازنویسی کنم. او احساس آرامش کرد و ماجرای هر کدام را برایم تعریف کرد.

مدتی را صرف خواندن آن‌ها کردم. برخی مطالب مرتبط دیگر را با ماجراهای محلی او ترکیب کردم و هر ماجرا را بررسی کردم تا از صحت هر مورد آزار و شکنجه اطمینان حاصل کنم. یک ماه وقت گذاشتم و اولین مقاله را نوشتم که مروری بر آزار و شکنجه تمرین‌کنندگان در شهر محل زندگی او بود و نشان می‌داد که چگونه تمرین‌کنندگان با وجود سرکوب، جانشان را برای نجات موجودات ذی‌شعور به خطر می‌اندازند. این نگاه اجمالی، عاملان آزار و شکنجه در آنجا را تا حد زیادی از مشارکت در این جنایات منصرف کرد.

درحالی‌که داشتم این مقاله را می‌نوشتم، به مطالعه فا و انجام پروژه‌های دیگر دافا نیز می‌پرداختم و به کارهای خانه هم رسیدگی می‌کردم. اما اولویت من گردآوری خوب مطالب و نوشتن این گزارش بود. روزها و شب‌های زیادی را صرف آن کردم. اگر پاسخ سؤالاتم را نمی‌یافتم، دلسرد نمی‌شدم. می‌دانستم که این تزکیه است و قبل از اینکه بتوانم خودم را ارتقا دهم، باید به استاندارد آن سطح برسم. اینکه چقدر کار انجام دهم هدف نبود. هدفم بهبود شین‌شینگم بود.

استاد به‌خاطر کاری که باید انجام می‌دادم به من پاداش دادند. وقتی نیمه‌شب مقاله‌ام را به وب‌سایت مینگهویی فرستادم، دیدم که هر کلمه در مقاله، رنگارنگ شده است. حتی در یک کلمه، رنگ‌های مختلفی وجود داشت. کل مقاله با رنگ‌های قرمز، نارنجی، زرد، سبز، فیروزه‌ای، آبی و بنفش پوشیده شده بود و به زیبایی یک نقاشی رنگارنگ بود. می‌دانستم که استاد مرا تشویق می‌کنند. باید با پشتکار تزکیه کنم تا شایسته لطف استاد باشم.

هنگام نوشتن مقالاتم مهارت‌های مختلف کامپیوتری را یاد گرفتم. به‌لطف قدرت‌بخشی استاد و کمک تمرین‌کنندگان، یاد گرفتم که چگونه تصاویر را در مقالات قرار دهم و چگونه صفحات را طرح‌بندی کنم. هر سال یک مقاله با نگاه اجمالی بر آزار و شکنجه در منطقه محلی‌مان می‌نویسم تا عاملان آزار و شکنجه را افشا کنم و اطلاعات واقعی را برای استفاده دیگران فراهم سازم.

اغلب مقالاتی درمورد آزار و شکنجه تمرین‌کنندگان محلی‌مان می‌نویسم و آن‌ها را برای وب‌سایت مینگهویی ارسال می‌کنم. بسیاری از آن‌ها، در وب‌سایت مینگهویی منتشر شده‌اند. همچنین مقالاتی درمورد مقامات ح.ک.چ که توسط ح.ک.چ مجازات شده‌اند می‌نویسم و آن‌ها را برای وب‌سایت مینگهویی ارسال می‌کنم. این مقامات ح.ک.چ به‌خاطر آزار و شکنجه تمرین‌کنندگان مجازات می‌شوند. این موارد زنگ خطری برای عاملان این آزار و شکنجه هستند. مقالات را با نیکخواهی می‌نویسم و درعین‌حال به یاد دارم که دافا وقار و قدرت خود را دارد.

متوجه شدم که هفته‌نامه محلی ما پس از انتشار ده‌ها شماره، دیگر منتشر نمی‌شود. بنابراین مسئولیت آن را بر عهده گرفتم. شروع به یادگیری صفحه‌آرایی، ویرایش، عکاسی کردم و هر آنچه را برای تهیه این هفته‌نامه لازم بود، آموختم. همچنین تلاش کردم وابستگی خود به سایر تمرین‌کنندگان را رها کنم. به‌لطف راهنمایی استاد، حمایت تمرین‌کنندگان و کمک فداکارانه ویراستاران مینگهویی، هفته‌نامه محلی ما صدها شماره منتشر کرده است. برخی از تمرین‌کنندگان می‌گفتند که هفته‌نامه ما به‌خوبی تهیه شده است. برخی می‌گفتند که مقالات این هفته‌نامه، عاملان را به‌موقع افشا می‌کند. برخی از بازخوردها این بود که مردم هر روز دوست دارند هفته‌نامه ما را بخوانند، زیرا مقالات، وضعیت واقعی محلی را افشا می‌کردند و می‌توانستند عاملان را شناسایی کنند. در طول این روند، بسیاری از وابستگی‌ها، مانند ترس، تنبلی و اتکا به سایر تمرین‌کنندگان را رها کردم.

تمرین‌کنندگان در سال ۲۰۱۵، شروع به ثبت شکایات کیفری علیه جیانگ زمین کردند. من نیز شکایتی نوشتم و آن را به بخش حقوقی مربوطه ارسال کردم. همچنین به سایر تمرین‌کنندگان در نوشتن شکایاتشان کمک کردم. بسیاری از تمرین‌کنندگان، به‌دلیل انقلاب فرهنگی تحصیلات خوبی نداشتند. برخی بی‌سواد بودند. به بسیاری از تمرین‌کنندگان در نوشتن شکایاتشان کمک کردم. ازطریق این روند، احساس کردم که در فا بالغ‌تر شده‌ام.

سالی دو بار به سایر تمرین‌کنندگان، در نوشتن مقالات تبادل تجربه‌شان برای فاهویی آنلاین کمک می‌کنم. گاهی باید یک مقاله را اصلاح، ویرایش و تایپ کنم، سپس آن را به وب‌سایت مینگهویی ارسال کنم. برخی از تمرین‌کنندگان، مقالات خود را در آخرین لحظه، حتی عصر روز مهلت ارسال، برای من می‌فرستند. واقعاً سرم شلوغ می‌شود. اما هرگز آن‌ها را رد نکرده‌ام، زیرا این تزکیه است. به درون نگاه می‌کنم تا ببینم آیا وابستگی‌ای ظاهر شده است یا خیر، و اینکه بعد از پایان ویرایش هر مقاله، آیا از دیدگاه فا کاری بوده که انجام نداده باشم. سپس خودم را در فا اصلاح می‌کنم.

ازآنجاکه ما خود را در جامعه عادی تزکیه می‌کنیم، تمرین‌کنندگان هرازگاهی عقاید و وابستگی‌های بشری خود را نشان می‌دهند. برخی از تمرین‌کنندگان، مطابق فا عمل نکردند و باعث ایجاد مشکلاتی در بین تمرین‌کنندگان شدند. چندین مورد از این دست، در شهر ما اتفاق افتاد. ابتدا این موضوع را با تمرین‌کنندگان درگیر به اشتراک گذاشتم. وقتی این وضعیت شامل تمرین‌کنندگان زیادی شد، مقاله‌ای نوشتم و آن را برای وب‌سایت مینگهویی ارسال کردم. این مقاله پس از انتشار، نقش مثبتی ایفا کرد. اکثر تمرین‌کنندگان خود را اصلاح کردند و فقط تعداد کمی از آن‌ها، بر عقاید و باورهای خود پافشاری کردند.

یک بار تمرین‌کننده‌ای از من پرسید که آیا من آن مقاله را نوشته‌ام. گفتم: «صرف‌نظر از اینکه چه کسی آن را نوشته، باید دید که آیا با فا مطابقت دارد یا خیر، و باید آن را با فا سنجید.» آن تمرین‌کننده دیگر حدس نزد که چه کسی آن را نوشته است. می‌خواهم به تمرین‌کنندگان بگویم که وب‌سایت مینگهویی همیشه مسیر درست را تعیین می‌کند. این وب‌سایت درواقع بستری مهم برای افشای حقیقت و نجات موجودات ذی‌شعور است.

سخن پایانی

هر تمرین‌کننده‌ای در دوره اصلاح فا، مأموریت و مسئولیت‌های خودش را دارد. استاد به ما آموختند:

«آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که آیا افکار و انگیزه‌های افراد مطابق معیار هستند، نه اینکه چه کسی در یک سازمان چه مقامی دارد یا اینکه آن جایگاه چقدر مهم است.» (زمان‌های بحرانی قلب فرد را آشکار می‌کند)

بیایید همیشه با پشتکار تزکیه کنیم، به استاد در نجات موجودات ذی‌شعور کمک کنیم و نقش بزرگ‌تری را در مرحله پایانی دوره اصلاح فا ایفا کنیم.

لطفاً هر چیزی را که با فا همسو نیست، گوشزد کنید.

متشکرم، استاد! متشکرم، هم‌تمرین‌کنندگان!

مقالاتی که در آن‌ها تزکیه‌کنندگان درک خود را به اشتراک می‌گذارند، معمولاً براساس وضعیت تزکیه یک فرد، ادراکش را در زمانی مشخص منعکس می‌کنند، و با هدف امکان ارتقای متقابل ارائه می‌شوند.