(Minghui.org) من تمرین فالون دافا را در اواخر دسامبر۱۹۹۷ شروع کردم، قبلاً به بیماریهای زیادی دچار بودم، ازجمله التهاب مزمن و آلرژیک شدید بینی. مجبور بودم دو بار در هفته، آمپول تزریق و سه بار در روز دارو مصرف کنم، اما وضعیت سلامتیام بهبود نمییافت. اگر بوی چیزی در هوا میپیچید، نمیتوانستم جلو عطسههایم را بگیرم و هنگام عطسه شلوارم را خیس میکردم. وقتی بوی سیگار بهمشامم میرسید، نمیتوانستم نفس بکشم. صورت و چشمانم بهطرز غیرقابلتحملی خارش میگرفت. همچنین به میگرن، عوارض پس از ضربه مغزی، کمخونی، فشار خون پایین، آرتروز دوطرفه زانو، ناراحتی مزمن معده، آریتمی قلبی، التهاب مزمن روده و اختلالات زنان مبتلا بودم. درمانهای غربی و چینی، ازجمله طب سوزنی را امتحان کردم. برخی از داروها به معدهام آسیب رساندند و بهطرز چشمگیری لاغر شدم. اما استاد لی سلامتیام را به من باز گرداندند.
در سال ۱۹۹۷، به زادگاهم بازگشتم. پسرعموهایم به من گفتند که فالون دافا معجزهآساست و کتاب جوآن فالون را به من دادند. آنها گفتند که کتاب را بخوانم و برای یادگیری تمرینات به یک محل تمرین بروم. یک بار کتاب را خواندم و متوجه شدم آن کتابیست که به مردم یاد میدهد چگونه افراد خوبی باشند. تحت تأثیر قرار گرفتم و احساس کردم این همان چیزیست که بهدنبالش بودهام. بعد از اینکه چند بار دیگر کتاب را خواندم، متوجه شدم که فالون دافا به مردم یاد میدهد برای رسیدن به سطح موجودات الهی تزکیه کنند. من فقط چهار سال تحصیلات ابتدایی داشتم و نمیتوانستم منظورم را با فصاحت بیان کنم. صرفاً به خانوادهام گفتم که استاد بزرگترین بودا در بالاترین سطح هستند. واقعاً احساس میکردم که خوشاقبالترین فرد جهان هستم و با والاترین و بهترین استاد ملاقات کردهام. تمام روز احساس شادی میکردم.
بعد از یک ماه تمرین، تمام بیماریهایم رفع شد. این را تجربه کردم که رهایی از بیماریها چقدر فوقالعاده است. هیچ کلمهای قادر به بیان قدردانیام از استاد نیست. من برای پدر و مادرم خیلی عزیز بودم، اما آنها نتوانسته بودند درمانی برای بیماریهایم پیدا کنند. استاد از من یک یوآن هم نخواستند، اما به من سلامتی بخشیدند. ۲۷ سال است که فالون دافا را تمرینکردهام و از زمانی که شروع به تمرین کردم به هیچ دارویی نیاز نداشتهام. کمبود وزنم جبران شد. اطرافیانم سلامتی مرا تحسین میکنند. وقتی میفهمند که طی ۲۷ سال گذشته هیچ بیماری نداشتهام، به من تبریک میگویند و برایم خوشحال میشوند.
وقتی تازه تمرین فالون دافا را شروع کرده بودم، تمرینکنندگان به من گفتند که هنگام تماشای سخنرانیهای تصویری استاد خروپف میکردم. حرفشان را باور نکردم. گفتم: «داشتم به سخنرانی استاد گوش میدادم. چرا گفتید که خوابم میبرد؟» روزی با شوهرم برای تماشای سخنرانیهای استاد رفتیم. او در طول سخنرانی چند بار به من ضربهای کوتاه زد. خیلی ناراحت شدم. در راه بازگشت به خانه، از او پرسیدم که چرا به من میزد. او گفت: «خوابیده بودی و خروپف میکردی. مزاحم دیگران میشدی. سعی کردم بیدارت کنم، اما تو همچنان خواب بودی.» آن موقع بود که باور کردم هنگام گوش دادن به سخنرانیهای فا خواب بودهام. اما فا را کسب کردم و مدت کوتاهی پس از شروع تمرین، شگفتی دافا را تجربه کردم.
بعد از تمرین فالون دافا، به فردی با خصوصیات اخلاقی والا تبدیل شدم
وقتی در مدرسه تحصیل میکردم، از نظر درسی بسیار ممتاز بودم، اما پس از ترک مدرسه، علاقهای به خواندن کتاب یا روزنامه یا ورقبازی نداشتم. اما دوست داشتم جوآن فالون را بخوانم و هر روز آن را میخواندم. در زندگی روزمره و در محل کارم، طبق اصول حقیقت، نیکخواهی، بردباری با خودم سختگیر بودهام. قبلاً وسایلی را از محل کارم به خانه میبردم یا لباسهایم را در محل کار میشستم. اما بعد از شروع تمرین فالون دافا، این کارها را کنار گذاشتم. شغلم را جدی میگیرم. من شیفتی کار میکنم. گاهی اوقات کارگران شیفت قبل مقداری از کارشان را انجامنشده باقی میگذارند. از این موضوع عصبانی نمیشوم و بدون شکایت، کار اضافی را انجام میدهم. از آموزههای استاد پیروی میکنم و با همکارانم بحث و رقابت نمیکنم. هر روز احساس رضایت و خشنودی دارم.
قبلاً در ساختمانی زندگی میکردم که جلو آن یک سراشیبی بهطول بیش از ۱۰ متر و یک گذرگاه بهعرض پنج متر بود. هر زمستان، صبح زود بیدار میشدم تا برف آن قسمت را پارو کنم تا افراد مسن و کودکان داخل ساختمان هنگام بیرون رفتن لیز نخورند. در یک سال نو چینی، مردی برای دیدن اقوامش به ساختمان ما آمد. او مرا دید که بهتنهایی برفها را پارو میکنم و با لبخندی بر لب برایم دست تکان داد. سه سال بعد دوباره آمد و دوباره مرا درحال پاروکردن برف دید. هنگام بالارفتن از شیب، انگشتش را به نشانه تأیید بالا گرفت و گفت: «تو واقعاً آدم خوبی هستی!»
بهخاطر پارو کردن برف، پسرم از دستم عصبانی بود. میگفت: «مامان، هیچکس دیگری در این ساختمان، برای برفروبی بیرون نمیرود. در این ساختمان ششطبقه ۵۰ خانوار زندگی میکنند. دیگر اجازه نداری برای پارو کردن برف بیرون بروی.» به او گفتم: «من برف را پارو میکنم. وقتی برای کار بیرون میروی، برایت خوب بوده است، مگر نه؟»
من در طبقه دوم ساختمانمان زندگی میکردم و هشت خانوار با دو توالت عمومی آنجا بود. ساکنان آپارتمانهای اجارهای اغلب با ریختن آب کثیف و غذای مانده در توالتها، آنها را بسیار کثیف میکردند. کف توالتها کثیف بود و هیچ جای تمیزی نداشت. اغلب کف توالتها و راهروهای طبقه دوم را تمیز میکردم. یکی از ساکنان زن ساختمان که در خیابان تخممرغ میفروخت، به مشتریان و همسایههایمان میگفت که من بهترین ساکن این ساختمان هستم و نمیتواند فرد خوب دیگری مثل من پیدا کند.
روزی از فروشندهای در دکهاش، میوه خریدم و او مقداری پول خرد به من پس داد. به او گفتم که پول خرد را اشتباه داده است. او عصبانی شد و پرسید که چرا اشتباه است. به او گفتم که ۲۰ یوان اضافی به من داده است. او بارها و بارها از من تشکر کرد. گفتم: «لطفاً از من تشکر نکن. من تمرینکننده فالون دافا هستم. استادمان به ما یاد میدهند که انسانهای خوبی باشیم. باید از استاد تشکر کنی.» او مدام از من تشکر میکرد. با موارد زیادی از این دست مواجه شدهام و همیشه پول اضافی را به دکهداران پس دادهام. برخی از دکهداران هر وقت مرا میبینند برایم دست تکان میدهند.
در زندگی روزمرهام، اغلب به نیازمندان کمک میکنم. فالون دافا به من میآموزد که باملاحظه باشم و خودم را تزکیه کنم تا به فردی فداکار تبدیل شوم، بنابراین این اصول را بهکار میگیرم.
پرچمها از ویدئوهای سخنرانی حذف شدند
وقتی تازه شروع به خواندن جوآن فالون کرده بودم، گل نیلوفر آبی نیمهباز روی پشت جلد کتاب را دیدم. خیلی زیبا بهنظر میرسید. هر بار که خواندن جوآن فالون را تمام میکردم، به نیلوفر آبی روی پشت جلد نگاه میکردم. پس از اینکه حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) آزار و شکنجه فالون دافا را آغاز کرد، یک روز تمرینکنندهای به من گفت که گل نیلوفر آبی روی جلد پشت کتاب جوآن فالون کاملاً شکوفا شده است. بعد از اینکه به خانه آمدم، کتاب جوآن فالون خود را برداشتم و دیدم که واقعاً گل نیلوفر آبی کاملاً شکوفا شده است. فالون دافا معجزهآساست! حتی گل نیلوفر آبی روی جلد کتاب هم میتواند شکوفا شود!
وقتی استاد سخنرانی میکردند، پرچمهای ح.ک.چ در سالن سخنرانی وجود داشت. وقتی مدتی بعد همان ویدئو را تماشا کردم، متوجه شدم که پرچمهای ح.ک.چ حذف شده بودند. تمرینکنندگان در چین، ویدئوهای سخنرانی استاد را در خانه نگه میداشتند، پس چگونه ممکن است آن پرچمها از فیلمهای ویدئویی برداشته شده باشند؟ برداشت من این است که چون قرار است آسمان ح.ک.چ را از بین ببرد، بدنهای قانون استاد همیشه از تمرینکنندگان محافظت و مراقبت میکنند.
فالون دافا شگفتانگیز و خارقالعاده است. امیدوارم افراد بیشتری با رابطه تقدیری، بتوانند کتابهای فالون دافا را بخوانند و معجزات و شگفتیهای دافا را تجربه کنند و مانند من سالم و با استاندارد اخلاقی بالا شوند. با تمرین فالون دافا هر روز شاد زندگی خواهید کرد و از مزایای فوقالعادهای بهرهمند خواهید شد.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.