(Minghui.org) تمرینکنندگان فالون دافا در ونکوور، در ۱۶اوت۲۰۲۶، کنفرانس تبادل تجربهای را در برنابی برگزار کردند. 13 تمرینکننده درباره چگونگی بررسی خود برای ازبین بردن وابستگیهایشان صحبت کردند. آنها سخت تلاش میکنند خود را ارتقا دهند و آزار و شکنجه جاری را بهطور مؤثرتر افشا کنند.

تمرینکنندگان فالون دافا در ونکوور، در ۱۶اوت۲۰۲۶، کنفرانس تبادل تجربهای را در برنابی برگزار کردند. (Minghui.org)

تمرینکنندگان درباره مسیر تزکیهشان صحبت کردند. (Minghui.org)
نیکخواهی یعنی رفتار با دیگران با قلبی صادق
جاستین از کودکی، همراه والدینش فالون دافا را تمرین کرده است. او در ونکوور بزرگ شد، شهری که مهاجران چینی بسیاری در آن زندگی میکنند. در دوره راهنمایی، با دانشآموزان چینی زیادی آشنا شد و سعی کرد فالون دافا و هنرهای نمایشی شن یون را به آنها معرفی کند. دانشآموزان چینی که تحت تأثیر دروغهای حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) شستشوی مغزی شده بودند، اغلب او را مسخره و طرد میکردند و به فالون دافا و استاد لی افترا میزدند، که برایش تجربهای دردناک بود.
پس از اینکه آرام شد و درباره خودش تأمل کرد، متوجه شد وقتی درباره فالون دافا و آزار و شکنجه جاری با دیگران صحبت میکرد، پرخاشگر و سرشار از رنجش بود. دریافت وقتی واژگانی که به کار میبُرد تدافعی و پرخاشگرانه بود، نمیتوانست کسی را متقاعد کند و لازم بود آرام و خونسرد باشد تا بتواند منظورش را به دیگران منتقل کند.
در دبیرستان، علاقه جاستین به موسیقی باعث شد به گروه کُر مدرسه بپیوندد و در آنجا با دوستان زیادی آشنا شد که علاقه مشترکی با او داشتند. درباره شن یون با آنها صحبت کرد و در این روند، بسیاری از عقاید و تصورات بشریاش را از بین برد. همچنین فهمید وقتی مردم پس از صحبت با او تصمیم میگیرند شن یون را ببینند، دلیلش این نیست که او سخنور خوبی بوده است، بلکه به این دلیل است که آنها رابطهای تقدیری برای دیدن این نمایش دارند و مدتها در انتظار آن لحظه بودهاند.
وقتی جاستین دو نفر از دوستانش را برای دیدن شن یون دعوت کرد، با مخالفت آنها روبهرو شد. به درون نگاه کرد و متوجه شد بهجای اینکه خودش را جای دوستانش بگذارد و ملاحظه آنها را بکند، میخواست «مأموریتی را به انجام برساند» و ثابت کند که حق با اوست. با اصلاح طرز فکرش، اوضاع تغییر مثبتی کرد؛ هر دو دوستش برای دیدن نمایش رفتند. پس از نمایش، وقتی دانشآموزان دیگر بهدلیل صحبت جاستین درباره شن یون و فالون دافا از او انتقاد میکردند، یکی از این دو شروع به دفاع از جاستین کرد. این دوست پیشتر، با وجود رابطه خوبشان، همیشه از کمک به جاستین خودداری میکرد. این موضوع به جاستین نشان داد که انتخابهای واقعی در زندگی، بر پایه تعارف یا دوستی ظاهری نیستند. همچنین به او یادآوری کرد که نیکخواهی یعنی با قلبی صادق با دیگران رفتار کند، نه اینکه ثابت کند در روشنگری حقیقت عملکرد خوبی داشته است.
پیروی از اصول فالون دافا پس از بیکارشدن
آقای هوانگ، اهل ویتنام، مهندس است. وی درآمد خوبی داشت، اما وقتی شرکت سیاست تجاری خود را تعدیل کرد، شغلش را از دست داد. دهها رزومه فرستاد، اما نتوانست شغل جدیدی پیدا کند. همسرش تمرین او در فالون دافا را مقصر بیکاریاش میدانست. بحران مالی نهتنها خانوادهاش را تحت فشار قرار داد، بلکه مانع از آن شد که بتواند بهطور مؤثر درباره آزار و شکنجه در چین اطلاعرسانی کند.
این ضربه سنگین باعث شد به درون نگاه کند و متوجه شد که هیچ تلاشی نمیکرد که فرد خوبی باشد و همچنین برای بهبود عملکرد شغلیاش و بهبود زبان انگلیسی یا مهارتهای حرفهایاش، که در کار به آنها نیاز داشت، تلاش نکرده بود.
در مواجهه با فشار مالی و انتقادهای همسرش، گاهی بر سر او فریاد میزد. بعد از آن، احساس بسیار بدی داشت که نتوانسته بود نیکخواهی داشته باشد و آرامشش را حفظ کند. همچنین از اینکه نتوانسته بود خودش را جای همسرش بگذارد و درعوض برخوردی ستیزهجویانه در پیش گرفته بود، پشیمان بود.
او همیشه باور داشت که تمرینکنندهبودن به او امکان میدهد زندگی آبرومندانه و مناسبی در جامعه داشته باشد. این اتفاق باعث شد دوباره دراینباره فکر کند و دریابد که در وهله اول، دلیل تمرینکنندهشدنش این بود که میخواست زندگی خوبی داشته باشد، نه اینکه به خود حقیقیاش بازگردد.
او سخت تلاش کرد خصوصیات اخلاقیاش را ارتقا دهد و وابستگیهایش را از بین ببرد. در رزومهاش صادق بود و برای افزایش شانس استخدام، مدرک تحصیلی بالاتر یا نامرتبط خود را از رزومه حذف نکرد، حتی با اینکه آن مدرک جزو شرایط احراز شغل نبود.
پس از رشد و بهبود شخصیت و اصلاح رفتارش، او و همسرش شغلهایی پیدا کردند که توانستند مخارج خانواده را تأمین کنند. او باور داشت هر اتفاقی که رخ داده، برای رسیدن به بهترین نتیجه بوده است.
پیامدها و نتایج خوب حاصل افکار و اعمال درست
رِیز که ایرانی است، مجموعهای از اتفاقات را شرح داد که در یک روز برایش رخ داد و اینکه چگونه توانست بهعنوان یک تمرینکننده آنها را اداره کند. آن روز بهدلیل آسیبدیدگی کمرش در خانه مانده بود. صبح با خود فکر کرد که آیا باید در جلسه آنلاین مطالعه فا شرکت کند یا به جلسهای با افراد غیرتمرینکننده برود تا بتواند با افراد جدیدی آشنا شود و فالون دافا را به آنها معرفی کند.
او پیوسته آموزهای را به یاد میآورد که در آن استاد آموزش دادهاند تمرینکنندگان همیشه باید ابتدا دیگران را در نظر بگیرند. متوجه شد میخواهد در خانه بماند، چون بهدنبال راحتی بود. تصمیم گرفت به آن جلسه برود، با فردی صحبت کرد و توانست فالون دافا را به او معرفی کند.
پس از بازگشت به خانه، همه بهدلایل مختلف از او عصبانی بودند. وقتی رفتار همسرش او را ناراحت کرد، سعی کرد ویژگیهای مثبت او را ببیند و برای یافتن وابستگیهای خودش، به درون نگاه کرد. درنهایت متوجه شد ناراحتیاش نه بهدلیل رفتار همسرش، بلکه به این دلیل بود که احترامی را که فکر میکرد سزاوارش است دریافت نکرده بود. بهجای اینکه دیگران را براساس انتظارات خودش اصلاح کند، ذهنیتش را تغییر داد. فضای متشنج خانه از بین رفت و همه آرام و خوشحال شدند.
وقتی بعداً اعضای خانوادهاش بدون او به یک دورهمی رفتند، مانند گذشته شکایت نکرد، بلکه از زاویه دیگری به موضوع نگاه کرد. از آن زمان استفاده کرد تا به سایر تمرینکنندگان بپیوندد، تمرینها را در یک مکان عمومی انجام دهد و حقیقت را برای رهگذران روشن کند.
آن روز رِیز درک عمیقتری پیدا کرد که تزکیهاش از روشنگری حقیقت جداییناپذیر است. مشکلاتی که با آنها روبهرو شده بود، نظم و ترتیبهایی برای ارتقای شینشینگ او بودند.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.