(Minghui.org) ده‌ها سال است که فالون دافا را تمرین می‌کنم و اخیراً هنگام تبادل تجربیات تزکیه با سایر تمرین‌کنندگان، متوجه شدم که همه یک وابستگی‌ بنیادی مشابه دارند که رهاکردنش دشوار است. این وابستگی پیوسته با ما مداخله می‌کند و مانع پیشرفتمان می‌شود: وابستگی به «خود». این وابستگی به شکل‌های گوناگونی، به‌ویژه در روابط میان تمرین‌کنندگان، بروز می‌کند. در موضوعاتی که ظاهراً بی‌اهمیت هستند، سرسختانه به «خود» می‌چسبیم و به‌نحوی از آموزه‌های استاد استفاده می‌کنیم تا آن را مخفی کنیم. مایلم درکم را در این زمینه به اشتراک بگذارم.

خودنمایی

استاد در جوآن فالون درباره مسئله خودنمایی صحبت کرده‌اند. برخی تمرین‌کنندگان می‌گویند هر روز چند سخنرانی از جوآن فالون را می‌خوانند یا چند پاراگراف را ازبر کرده‌اند. برخی دیگر می‌گویند سه ساعت مدیتیشن می‌کنند یا تمرین دوم را دو ساعت انجام می‌دهند. عده‌ای درباره تعداد مطالبی که آن روز توزیع کرده‌اند یا تعداد افرادی که به آن‌ها کمک کرده‌اند از ح.ک.چ خارج شوند صحبت می‌کنند: «من این کار را کردم، من آن کار را کردم» و غیره. برخی تمرین‌کنندگان حتی به خود می‌بالند: «دستگیر شدم، اما با پلیس همکاری نکردم، فریاد زدم: "فالون دافا خوب است." از پوشیدن لباس زندان خودداری کردم» و غیره. تمرین‌کنندگانی نیز هستند که با بیان اطلاعاتی که خودشان مستقیماً از آن آگاه نیستند و از دیگران شنیده‌اند، می‌خواهند نشان دهند که نسبت به دیگران، اطلاعات پشت‌پرده بیشتری دارند، مثلاً می‌گویند که چه کسی مقاله‌ای را نوشته یا چه کسی مطالب روشنگری حقیقت را تهیه می‌کند و غیره.

خودنمایی در تزکیه، مسئله‌ای بسیار جدیست و نیروهای کهن به‌راحتی می‌توانند از این وابستگی سوءاستفاده کنند. مشاهده کرده‌ام که این وابستگی در آزار و شکنجه شدید بسیاری از تمرین‌کنندگان نقش مهمی داشته است. خودم نیز این مشکل را دارم. فکر می‌کردم درک خوبی از اصول فا دارم و سه کار را به‌خوبی انجام می‌دهم. احساس می‌کردم وقتی به بازداشتگاه‌ها، اردوگاه‌های کار اجباری و زندان فرستاده شدم، عملکرد خوبی داشتم. آگاهانه یا ناآگاهانه، در میان تمرین‌کنندگان، توجه دیگران را به خودم جلب می‌کردم. بارها مورد آزار و شکنجه قرار گرفتم و این موضوع ارتباط نزدیکی با وابستگی‌ام به خودنمایی و انجام دادن کارها داشت.

درواقع استاد همه ما را از جهنم بالا کشیده‌اند، پس چه چیزی برای خودنمایی وجود دارد؟ ما صرفاً ذره‌ای از دافا هستیم و هرچه داریم استاد به ما داده‌اند. بدون استاد و دافا، هیچ هستیم. پس چه چیزی برای خودنمایی داریم؟

هنگام یاری استاد در اصلاح فا، وقتی شیطانی را از بین می‌بریم که دافا را تضعیف می‌کند و تمرین‌کنندگان را تحت آزار و شکنجه قرار می‌دهد، باید حسی از برتری و تسلط مطلق داشته باشیم. اما هنگام مواجهه با موجودات ذی‌شعور باید فروتن باشیم و بتوانیم تحقیر را تحمل کنیم، فقط در این صورت می‌توانیم به روشن‌بینی درستِ عاری از خودخواهی و نوع‌دوستی دست یابیم.

تکبر

این مشکل به‌ویژه در میان کسانی محسوس‌تر است که به‌دلیل خوب تزکیه‌کردن مورد تحسین قرار می‌گیرند. این تمرین‌کنندگان اغلب فکر می‌کنند فا را به‌خوبی مطالعه می‌کنند، درک خوبی از فا دارند و کیفیت روشن‌بینی‌شان خوب است و درنتیجه دچار خودبینی می‌شوند. برخی می‌گویند: «دیگر لازم نیست حقیقت را روشن کنم، فقط باید به سایر تمرین‌کنندگان کمک کنم درکشان از فا را ارتقا دهند و آزمون‌ها را پشت سر بگذارند.» برخی تمرین‌کنندگان جلسات مطالعه گروهی فا را سازمان‌دهی می‌کنند، اما هرگز فا را مطالعه نمی‌کنند، حتی ادعا می‌کنند مطالعه فا بی‌فایده است و آنچه اهمیت دارد تبادل درک‌هاست. درنتیجه، کسانی که در چنین جلسات مطالعه فایی شرکت می‌کنند فقط درباره برخی مسائل خاص جر‌وبحث می‌کنند و پیوسته با یکدیگر درگیر می‌شوند که این نیز یک وابستگی‌ بشری است.

استاد بیان کردند:

«خود این عملِ استفاده از تفکر بشری که تأکید داشته باشید حق با چه کسی است و تقصیر چه کسی است، به‌خودی خود اشتباه است. این بدین دلیل است که شما در آن هنگام درحال استفاده از منطق مردم عادی هستید تا خودتان را ارزیابی کنید، و از آن منطق استفاده می‌کنید تا دیگران را تحت فشار بگذارید.» («آموزش فای ارائه‌شده در منهتن»)

همان لحظه‌ای که خودتان را برتر می‌دانید و اصرار دارید که درکتان درست است، از همان زمان در اشتباه هستید.

چسبیدن به عقاید و تصورات بشری

انسان‌ها ذاتاً به اصول بشری‌ای پایبند هستند که طی هزاران سال چنان در وجودشان شکل گرفته‌اند که گویی در استخوان‌هایشان ریشه دارند. استاد در بسیاری از اشعار هنگ یین، به تأثیر منفی «عقاید و تصورات مدرن»، «نظریه تکامل» و «الحاد» بر مردم اشاره کرده‌اند.

به‌ویژه کسانی که با فرهنگ حزب کمونیست شستشوی مغزی شده‌اند، به‌راحتی به افراط کشیده می‌شوند. به‌دلیل شغل، جنسیت، شخصیت و عوامل دیگر، ممکن است سرسختانه به عقاید و تصورات بشری، برداشت‌ها و عادات خود بچسبیم. تمایل داریم مسائل را با استفاده از عقاید و تصورات بشری ببینیم و با آن‌ها برخورد کنیم.

برای مثال، وقتی با تمرین‌کننده‌ای که درحال گذراندن «کارمای بیماری» بود درکمان از تزکیه را در میان می‌گذاشتیم، مادرش از من پرسید که آیا پسرش دچار آتروفی مغزی شده است. پاسخ دادم: «استاد ریشه بیماری را از بدن کسانی که واقعاً تزکیه می‌کنند برداشته‌اند. چه کسی گفته که او آتروفی مغزی دارد؟» مادرش پاسخ داد: «تمرین‌کننده‌ای که پزشک است.»

وقتی با محنت روبه‌رو می‌شویم، باید خودمان را بررسی و وابستگی‌هایمان را رها کنیم. اما برخی تمرین‌کنندگان فا را فراموش می‌کنند و با تفکر بشری، با وضعیت برخورد می‌کنند.

پافشاری بر «خود»

وقتی برخی تمرین‌کنندگان دستگیر می‌شوند، باید از این فرصت برای نگاه به درون و ارتقای خصوصیات اخلاقی‌شان استفاده کنند. اما از روی ترس، کارهایی انجام می‌دهند که یک تمرین‌کننده نباید انجام دهد. برخی در طول زمان‌های حساس، کتاب‌های دافا یا تجهیزاتی را که برای تهیه مطالب استفاده می‌شوند به خانه تمرین‌کنندگان دیگر منتقل می‌کنند. عده‌ای دیگر مطالبی مانند هفته‌نامه مینگهویی را به محل تهیه مطالب یا نزد هماهنگ‌کننده برمی‌گردانند، درنتیجه، وقتی پلیس خانه هماهنگ‌کننده را زیرورو می‌کند، چندین جعبه هفته‌نامه مینگهویی، رایانه، چاپگر یا تجهیزات دیگر در خانه‌اش پیدا می‌شود و این بر محنت آن تمرین‌کننده می‌افزاید. برخی تمرین‌کنندگان با اینکه رایانه دارند، از مراجعه به وب‌سایت مینگهویی می‌ترسند. درعوض، نسخه‌های چاپی تبادل تجربیات تزکیه تمرین‌کنندگان را از کسانی می‌گیرند که آن‌ها را تهیه می‌کنند و غیره. این تمرین‌کنندگان بار اضافی و خطرات امنیتی‌ای را که بر محل‌های تهیه مطالب تحمیل می‌کنند نادیده می‌گیرند.

برخی افراد هنگام بروز تضادها، درباره کاستی‌های خود تأمل نمی‌کنند و درعوض دیگران را سرزنش می‌کنند. این مشکل به‌ویژه زمانی بیشتر محسوس است که همه اعضای خانواده تمرین‌کننده باشند. وقتی با مشکلی مواجه می‌شوند، طرف مقابل را با استانداردهای یک تمرین‌کننده می‌سنجند، اما فراموش می‌کنند که خودشان نیز تمرین‌کننده‌اند و هنگام بروز تضاد باید ابتدا به درون نگاه کنند.

یک بار در یک جلسه تبادل تجربه تزکیه شرکت کردم تا به خانواده‌ای سه‌نفره، شامل پدر، دختر و داماد، کمک کنم برخی تضادهای دیرینه را حل کنند. پدر از داماد شکایت کرد. حرفش را قطع کردم و گفتم: «همه ما تمرین‌کننده هستیم. تضادها بی‌دلیل رخ نمی‌دهند. حتماً وابستگی‌هایی داریم که باید از بین ببریم. اگر به صحبت‌کردن ادامه دهی، عصبانی‌تر می‌شوی. چون می‌خواهی دیگران با تو همدردی کنند، اگر اجازه بدهم ادامه بدهی، آیا کار بدی انجام نمی‌دهم؟» او گفت: «حرفت را می‌فهمم، اما نمی‌توانم انجامش دهم.» به‌عبارت دیگر، نمی‌خواست خودش را تزکیه کند.

پدر شکایت می‌کرد که دامادش به او احترام نمی‌گذارد. هرچه بیشتر صحبت می‌کرد، عصبانی‌تر می‌شد. دختر نیز می‌گفت شوهرش فقط به خودش توجه می‌کند و برای او احترامی قائل نیست.

هرکس فکر می‌کرد ایراد طرف مقابل مسئله‌ای جزئی است که فقط با کمی نگاه به درونِ آن شخص به‌سادگی قابل‌حل است. احساس کردم اگر یکی از آن‌ها می‌توانست با ذهنیت یک تمرین‌کننده با مشکل روبه‌رو شود و خودش به درون نگاه کند، مشکل حل می‌شد. برای مثال، اگر داماد «منیت» را رها می‌کرد، بابت اینکه در گذشته توجه کافی نشان نداده بود عذرخواهی می‌کرد و می‌گفت در آینده مراقب خواهد بود رفتارش را اصلاح کند، شاید تضاد پایان می‌یافت. اما چون هیچ‌کس حاضر نبود به درون نگاه کند، تضادها حل نشدند.

استاد بیان کردند:

«بروید و خودتان را واقعاً تزکیه کنید—وقتی در تضادی می‌‏افتید یا به مشکلی برمی‌‏خورید باید به خودتان نگاه کنید و ببینید که چه چیزی اشتباه است، و از خود بپرسید که چطور باید آن را اداره کنید، از فا برای ارزیابی امور استفاده کنید. آیا نمی‌‏گویید که این تزکیه است؟ خواه در حال تزکیه بوده و قادر باشید که آن را خارج از جهان دنیوی انجام دهید و خواه در اجتماع معمولی، از خود بپرسید، آیا فردی عادی می‌‏تواند موفق شود که آن کار را انجام دهد؟ نمی‌‏تواند. پس، آیا شما کسی نیستید که در حال تزکیه‌‏ خودش است؟ وقتی چیزی که شما را به‌‏هم می‌‏ریزد اتفاق می‌‏افتد، چیزی که عصبانیتان می‌‏کند پیش می‌‏آید، یا نفع شخصی‌‏ای در خطر می‌‏افتد، یا منیّت‌‏تان ضربه می‌‏خورد، آیا قادر هستید که به درون نگاه کنید و خودتان را تزکیه کنید، دنبال کاستی خود بگردید، و حتی وقتی که خود را در چنین وضعی می‌‏یابید و شما مقصر نیستید، آیا قادر هستید که این رویکرد را داشته باشید که، "اوه، درک می‌‏کنم—باید در زمینه‌‏ای خوب عمل نکرده باشم. یا اگر واقعاً کار اشتباهی نکرده‌‏ام، شاید این‌‏طور است که در حال تسویه کارمایی هستم که بدهکارم. قصد دارم که این را خوب اداره کنم و آنچه را که لازم است، تسویه کنم". و همین‌‏طور که پیوسته با چنان چیزهایی روبرو می‌‏شوید، پیوسته خود را باید تزکیه کنید. پس، اگر تزکیه‌‏کننده‌‏ای بتواند امور را به این صورت اداره کند، از اصول حقیقی برای تزکیه‌‏ی خودش استفاده کند، آنگاه آیا چیزهای ناخوشایندی که در دنیای عادی تجربه می‌‏کنید خوب نیستند؟ اگر می‌‏خواهید تزکیه کنید، اگر می‌‏خواهید از سه‌‏قلمرو آزاد شوید، اگر می‌‏خواهید به مکان اصلی‌‏تان برگردید، و موجودات ذی‌‏شعور متعلق به بهشت‌‏تان را نجات دهید، اگر واقعاً می‌‏خواهید به استاد کمک کنید که فا را اصلاح کند، آن‌‏وقت آیا [آن چیزهای ناگوار] در حال تسهیل تمامی اینها برای شما نیستند، در حال قادر کردن شما به اینکه واقعاً خودتان را تزکیه کنید؟ آیا روبرو شدن‌‏تان با چنان چیزهای ناگواری در اصل هموار کردن راه برای شما نیست؟» (مریدان دافا باید فا را مطالعه کنند - آموزش فای ارائه‌شده در کنفرانس فای منطقه‌‏ شهری واشنگتن دی‌‏سی ۲۰۱۱)

وقتی با مشکلی روبه‌رو می‌شویم، نخستین چیزی که باید به یاد بیاوریم آن چیزی است که استاد در فا آموزش داده‌اند، باید فکر کنیم اگر موجودی روشن‌بین با چنین وضعیتی روبه‌رو می‌شد، چگونه با آن برخورد می‌کرد، نه اینکه اجازه دهیم احساسات و عقاید و تصورات بشری یک فرد عادی ما را کنترل کنند.

انجام کارها به روش خود

استاد مسیرهای تزکیه ما را به‌طور نظام‌مندی ترتیب داده‌اند، بنابراین باید از نظم و ترتیب استاد پیروی کنیم، مسیرمان را به‌خوبی طی کنیم و سه کاری را که از ما خواسته‌اند انجام دهیم. برخی تمرین‌کنندگان همچنان کارها را به روش خودشان انجام می‌دهند و هر کاری که خودشان بخواهند می‌کنند.

برخی به آداب و عادات مردم عادی احترام نمی‌گذارند و عده‌ای دیگر در مکان‌های عمومی، به وجهه یک تمرین‌کننده توجه نمی‌کنند، بدون ملاحظه سخن می‌گویند و این رفتارشان تأثیر بدی بر غیرتمرین‌کنندگان می‌گذارد. برخی تمرین‌کنندگان به توصیه سایر تمرین‌کنندگان گوش نمی‌دهند و درنتیجه بارها دستگیر شده و به اردوگاه‌های کار اجباری یا زندان فرستاده شده‌اند.

برخی دیگر از تمرین‌کنندگان، آموزش استاد مبنی بر شرکت‌نکردن در فروش هرمی و موارد مشابه را نادیده می‌گیرند. آن‌ها تمرین‌کنندگان دیگر را به مشارکت در جمع‌آوری کمک مالی، محصولات سرمایه‌گذاری، تبلیغ محصولات در پلتفرم‌های مختلف و موارد مشابه ترغیب می‌کنند. وقتی تمرین‌کنندگان بارها این موضوع را به آن‌ها گوشزد می‌کنند، حاضر نیستند گوش دهند و حتی نداشتن شغل را بهانه می‌کنند و با نقل سخنان دافا جداشده از متن اصلی، بر اعمالشان سرپوش می‌گذارند. آن‌ها درباره خودشان تأمل نمی‌کنند که چرا حتی پس از شروع تزکیه، منبع درآمدی ندارند. برخی تمرین‌کنندگانی که در این امور مشارکت کردند، تحت آزار و شکنجه قرار گرفتند و برخی متحمل زیان‌های مالی هنگفتی شدند. برخی دیگر نیز انرژی‌شان را در طول کشمکش‌های حقوقی تحلیل بردند و برخی حتی زمانی که نیروهای کهن از شکاف‌ها و کاستی‌ها‌یشان سوءاستفاده کردند، جان خود را از دست دادند.

برخی تمرین‌کنندگان، سایر تمرین‌کنندگان را به استفاده از درمان‌های رایگان یا خرید محصولات مرتبط با سلامتی ترغیب می‌کنند. آن‌ها با خودشان مانند مردم عادی رفتار می‌کنند و فراموش می‌کنند که تمرین‌کننده هستند.

برخی بدون ملاحظه کتاب‌های دافا را هرجایی می‌گذارند و باعث می‌شوند آسیب ببینند یا کثیف شوند. بسیاری از تمرین‌کنندگانی که درگذشتند چنین مشکلاتی داشتند. احترام به استاد و فا موضوعی بسیار جدی است.

میل به برتری بر دیگران

دریافتم کسانی که چنین وابستگی شدیدی دارند، اغلب پیش از شروع تزکیه نیز اراده و شخصیت بسیار قوی‌ای داشتند. آن‌ها در میان مردم عادی، افراد برجسته‌ای بودند و در خانه حرف، حرف آن‌ها بود. در تزکیه نیز نسبتاً کوشاتر هستند و سه کار را بهتر انجام می‌دهند. اما، روحیه رقابت‌جویی‌شان آشکار است. این روحیه به‌ویژه وقتی اعضای خانواده نیز تمرین‌کننده باشند، برجسته‌تر می‌شود.

یک دسته از افراد اصرار دارند در هر موقعیتی مشخص کنند چه کسی درست می‌گوید و چه کسی اشتباه، فقط دوست دارند تعریف و تمجید بشنوند و تمایلی به شنیدن انتقاد ندارند. وقتی تمرین‌کنندگان مشکلشان را به آن‌ها گوشزد می‌کنند، به درون نگاه نمی‌کنند تا ببینند آیا آن کاستی‌ها را دارند یا خیر. درعوض جر‌وبحث می‌کنند و دیگران را سرزنش می‌کنند. اصرار دارند در هر اختلافی، خود را محق بدانند.

دسته دیگری از افراد، هنگام مواجهه با پلیس عصبانی می‌شوند. همه مأموران پلیس را شیطانی می‌دانند و در برابر آن‌ها، این مسئله را به نمایش می‌گذارند که چقدر استوار هستند و از شیطان نمی‌ترسند و فریاد می‌زنند: «فالون دافا خوب است.» این اعتباربخشی به دافا نیست، بلکه اعتباربخشیدن به خود است. مأموران پلیس نیز موجوداتی هستند که می‌توانند نجات یابند، بنابراین باید با نیک‌خواهی و عقلانیت با آن‌ها رفتار کنیم. اعمال این تمرین‌کنندگان در ظاهر درست به نظر می‌رسد، اما درواقع به‌دلیل نداشتن نیک‌خواهی، از فا منحرف است. این ممکن است باعث شود مأموران پلیس علیه دافا مرتکب گناه شوند.

روحیه رقابت‌‌طلبی مانعی بزرگ در مسیر پیشرفت در تزکیه است. چرا ازبین‌بردن این وابستگی که از شستشوی مغزی ما با «فلسفه مبارزه» در فرهنگ ح.ک.چ سرچشمه گرفته، این‌قدر دشوار است؟ برای ازبین‌بردن این وابستگی، پیش از هر چیز، علاوه‌بر اینکه باید فا را به‌خوبی و به‌طور مرتب مطالعه کنیم، باید «نُه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست» و «متلاشی‌کردن فرهنگ حزب» را نیز مرتب بخوانیم و تأثیر فرهنگ ح.ک.چ را در خود از بین ببریم. باید این عادت را در خودمان شکل دهیم که هنگام انجام کارها به دیگران فکر کنیم و وقتی تضادی پیش می‌آید، کاستی‌های خودمان را بررسی کنیم.

چسبیدن به شهرت، منفعت و احساسات

این مشکل در بسیاری از تمرین‌کنندگان سالمند وجود دارد. آن‌ها به «کارمای بیماری»، «حقوق بازنشستگی»، نوه‌هایشان و موارد دیگر وابسته‌اند.

تمرین‌کننده‌ای بیش از ده سال است که مسائل مربوط به فرزندان و نوه‌هایش به‌شدت او را پریشان و درگیر کرده است. او هنوز هم مکرراً نزد من از یک موضوع خاص شکایت می‌کند. برخی تمرین‌کنندگان می‌گویند: «وابستگی دیگری پیدا کردم.» پاسخ می‌دهم: «بیش از ده سال پیش هم به من گفتی که این وابستگی را پیدا کرده‌ای، اما چیزی که اکنون یافتی در اصل همان وابستگی است. تزکیه یعنی رهاکردن عقاید و تصورات بشری.»

برخی دیگر نمی‌توانند ببینند که براساس فا کجای کارشان اشتباه است. درعوض، براساس گفته فلان تمرین‌کننده یا مطلبی که در وب‌سایت مینگهویی خوانده‌اند، درباره درست و غلط قضاوت می‌کنند. با گذشت زمان، بیش‌ازحد وابسته می‌شوند و به‌جای فا از افراد پیروی می‌کنند. نمی‌دانند چگونه از فا برای هدایت خود در تزکیه استفاده کنند.

استاد بیان کردند:

«اگر دیگران همه مسائل‌تان را به شما یادآوری کرده باشند، آیا به‌منزله این است که خود شما تزکیه کرده‌اید؟ البته در تزکیه اشاره‌هایی نیز وجود دارند که استاد از زبان برخی افراد می‌رساند، زیرا من تزکیه‌تان را نظم و ترتیب دادم، نه آن افراد.» («ترکه بیدارشوی دیگر»)

برخی تمرین‌کنندگان دائماً نگران این هستند که سایر تمرین‌کنندگان چه وابستگی‌هایی دارند و ممکن است مرتکب چه اشتباهاتی شوند. آن‌ها براساس عقاید و تصورات خودشان، از دیگران توقعاتی دارند. این وابستگی خودشان است، اما تصور می‌کنند در جهت خیر و صلاح آن هم‌تمرین‌کننده عمل می‌کنند و با نیک‌خواهی با او رفتار می‌کنند.

من نگران وضعیت تزکیه دخترم بودم. او تنبل بود و تمایلی به انجام تمرینات یا مطالعه فا نداشت. همسرم بسیار مضطرب و نگران بود. وقتی دید حرف‌های من تأثیری ندارد، از تمرین‌کنندگان خواست به خانه ما بیایند و با دخترمان صحبت کنند. هر بار که تمرین‌کنندگان می‌آمدند، دخترم در اتاقش می‌نشست و حتی در را با صدای بلندی به هم می‌کوبید. این موضوع میان مادر و دختر فاصله ایجاد کرد.

پس از اینکه از زندان به خانه برگشتم، همسرم درباره رفتار دخترمان برایم گفت. به او گفتم: «تو بیش‌ازحد وابسته‌ای. با ذهنیت یک تمرین‌کننده به مسائل نگاه نکرده‌ای، درعوض، با احساسات مادرانه با او رفتار می‌کنی و او را با معیارهای خودت می‌سنجی. در ظاهر به نظر می‌رسد مشکل از دخترمان است، اما این وضعیت ناشی از وابستگی توست. فقط کاستی‌هایش را می‌بینی و نقاط قوتش را نمی‌بینی. دخترمان برای شهرت و منفعت اهمیت زیادی قائل نیست و قلب مهربانی دارد. مانند جوانان امروزی نیست که به خوردوخوراک و لباسشان اهمیت می‌دهند یا فقط به‌دنبال تفریح و مدهای روز هستند. او سه محنت را پشت سر گذاشته است. اگر دافا را تمرین نمی‌کرد، نمی‌توانست از چنین سختی‌هایی عبور کند. به‌اندازه ما وابستگی ندارد. درواقع، دارد به تو کمک می‌کند وابستگی‌ات به احساسات را از بین ببری.»

احتمالاً چون همسرم وابستگی‌اش را رها کرد، دخترم توجه بیشتری به مطالعه فا نشان داد و هر روز تمرینات را انجام داد.

هر چیزی در دنیای بشری می‌تواند به وابستگی تبدیل شود و بیشتر این وابستگی‌ها از احساسات ناشی می‌شوند. اگر چیزی را رها نکنیم و مدام به آن فکر کنیم، وابستگی دیگری شکل می‌گیرد. برای رهاکردن آن، ابتدا باید فا را مطالعه کنیم و مأموریتمان را به یاد داشته باشیم. وقتی واقعاً خصوصیات اخلاقی خود را ارتقا دهیم و به موجودات ذی‌شعور فکر کنیم، آیا چیزی که با آن روبه‌رو می‌شویم می‌تواند ما را آشفته کند؟

سخن پایانی

استاد بیان کردند:

«همچنین می‌خواهم به شما بگویم كه سرشت شما در گذشته واقعاً براساس خودپرستی و خودخواهی بود. از حالا به بعد هر آنچه ‌كه انجام می‌دهید، اول باید دیگران را در نظر بگیرید تا اینكه روش‌بینی درستِ ازخودگذشتگی و نوع‌دوستی را كسب كنید. بنابراین از حالا به بعد هر‌ آنچه ‌كه انجام می‌دهید یا هر آنچه ‌كه می‌گویید، باید دیگران- یا حتی نسل‌های آینده- را همراه با ثبات همیشگی دافا در نظر بگیرید.» («کوتاهی نداشتن در سرشت بودایی»، «نکات اصلی برای پیشرفت بیشتر ۱»)

برای انسان بسیار دشوار است که «منیت و خود را رها کند»، اما ما به‌عنوان تمرین‌کننده باید منیت را کاملاً رها کنیم تا «به روش‌بینی درستِ ازخودگذشتگی و نوع‌دوستی دست یابیم». برای رسیدن به این هدف، بهترین ابزار درواقع مطالعه فا و نگاه به درون هنگام بروز تضادهاست. اگر بتوانیم فا و موجودات ذی‌شعور را به یاد داشته باشیم، خواهیم توانست واقعاً «منیت» را رها کنیم.

مقالاتی که در آن‌ها، تزکیه‌کنندگان درک خود را به اشتراک می‌گذارند، معمولاً براساس وضعیت تزکیه‌ یک فرد، ادراکش را در زمانی مشخص منعکس می‌کند، و با هدف امکان ارتقای متقابل ارائه می‌شوند.