(Minghui.org) اخیراً به چند مقاله در وبسایت مینگهویی برخوردم که شرح میدادند چگونه حقوق بازنشستگی برخی از تمرینکنندگان بهدلیل تمرین فالون دافا کاهش یافته یا حتی قطع شده است. از برخی از تمرینکنندگان شکایت شده، خانههایشان توقیف شده و اعضای خانواده مجبور به پرداخت جریمه شدهاند.
این وضعیت عمیقاً ناعادلانه است. ما صرفاً بهدلیل حفظ ایمان خود و پیروی از اصول حقیقت، نیکخواهی و بردباری، متحمل آزار و شکنجه شدهایم. با وجود ضررهای فراوان، هرگز هیچ غرامتی دریافت نکردهایم. درعوض، همچنان با مصائب بیشتری روبرو هستیم که بر ما و خانوادههایمان تأثیری منفی میگذارد.
ما بهعنوان تمرینکننده، نباید صرفاً منفعلانه این بیعدالتیها را بپذیریم. بهعنوان مریدان فالون دافا، مأموریت ما اعتباربخشی به دافا و کمک به استاد در اصلاح فاست. آیا ما واقعاً مسئولیتهایمان را به انجام رساندهایم و آیا این همان چیزی است که استاد لی (بنیانگذار فالون دافا) دوست دارند برای مریدانشان ببینند؟ اگر نه، چگونه میتوانیم مؤثرتر باشیم؟
انگیزه
ما در تاریکترین دورانِ آزار و شکنجه، فقط بهخاطر ایمانمان، شستشوی مغزی، بازداشت در اردوگاههای کار اجباری و زندانها، آزار و اذیت روانی، شکنجه، اخاذی و ازدست دادن شغلمان را متحمل شدیم. با وجود این سختیها، استقامت نشان دادیم و بر سختیها غلبه کردیم. اکنون، همانطور که با ازدست دادن یا کاهش حقوق بازنشستگی خود روبرو میشویم، برخی از تمرینکنندگان پیشنهاد میدهند که تحت تأثیر قرار نگیریم، زیرا بسیاری از تمرینکنندگان سختیهای مشابهی را پشت سر گذاشتهاند.
برخی از تمرینکنندگانی که شکنجههای شدیدی را در اردوگاههای کار اجباری و زندانها متحمل شدهاند، در چنین محیط سختی، ترس را در خود پرورش دادهاند که قابلدرک است. با وابستگی به راحتی، ممکن است بخواهند مدتی سرعت خود را کم کنند و از یک زمان «آرام» لذت ببرند، با این باور که هنوز سه کار را انجام میدهند.
من معتقدم که این کافی نیست. استاد بیان کردند: «برای تزکیهکنندگان در سطوح مختلف، فا دارای الزامات متفاوتی است.» («کوتاهی نداشتن»، نکات اصلی برای پیشرفت بیشتر) برداشت من این است که تمرین تزکیه مانند قایقرانی در خلاف جهت جریان است، اگر پیشرفت نکنیم، عقب خواهیم ماند.
تحت فشار شدید، برخی از تمرینکنندگان، بیانیههایی مبنی بر انکار باورشان نوشتند. پس از آنکه بعداً ازطریق «اعلامیههای رسمی» در وبسایت مینگهویی، اظهاراتشان را باطل کردند، برخی عجله کردند تا عقبماندگی خود را جبران و بهخوبی عمل کنند، درحالیکه برخی دیگر زندگی عادی خود را آغاز کردند. برخی از تمرینکنندگانی که مجبور شدند برای جلوگیری از آزار و شکنجه و دستگیری از خانه دور بمانند، ازطریق قانونی با آزار و اذیت مقابله نکردند، زیرا فکر میکردند که هنوز میتوانند سه کار را به این روش انجام دهند. اما ممکن است متوجه نباشند که انجام کارها به این روش میتواند باعث شود اطرافیانشان درباره تمرینکنندگان دافا دچار سوءتفاهم شوند و حتی از پذیرش حقایق مربوط به دافا خودداری کنند. وقتی پولی توقیف میشود یا حقوق بازنشستگی کسر میشود، برخی از تمرینکنندگان برای بازپسگیری آنچه بهحق متعلق به آنهاست، هیچ تلاشی نمیکنند. درعوض، بهراحتی تسلیمِ زندگی مقتصدانه میشوند.
استاد بیان کردند:
«شما نمیتوانید همیشه به من متكی باشید كه شما را به سطحی بالاتر پرورش دهم درحالی كه خودتان حركت نمیكنید. فقط بعد از اینكه فا بهطور صریح بیان شد حركتی میكنید. اگر بهطور شفاف آموزش داده نشود، حركت نمیكنید یا به عقب حركت میكنید. نمیتوانم چنین رفتاری را بهعنوان عمل تزكیه قبول كنم.» («کشفکردن ریشهها»، نکات اصلی برای پیشرفت بیشتر)
ما بهعنوان تمرینکننده میدانیم که آزار و شکنجه به ما تحمیل شده است و آن را تصدیق نمیکنیم. بنابراین باید بهطور فعال برای مقابله با آزار و شکنجه قدم برداریم و در صورت لزوم، به ابزارهای قانونی متوسل شویم، نه اینکه منفعلانه اجازه دهیم خودمان کنترل شویم.
درواقع اصلاح فا نیازمند تلاشهای ملموس مریدان دافاست. بهجای تکیه بر چهرههای سیاسی در جامعه عادی، باید بر روشنگری حقیقت برای مردم و فرستادن افکار درست برای ازبینبردن عناصر شیطانی تمرکز کنیم.
استاد بیان کردند: «... پس روی چه كسی حساب میكنید؟ همه موجودات امیدشان را به شما بستهاند!» («آموزش فا در کنفرانس در سال ۲۰۰۲ در فیلادلفیا، ایالات متحده آمریکا»، آموزش فا در کنفرانس، جلد دوم)
چند نمونه
در سال ۲۰۰۶، وقتی تمرینکنندهای دستگیر و به اردوگاه کار اجباری فرستاده شد، تمرینکنندگان محلی برای نجات او با هم همکاری کردند. در ورودی اردوگاه کار اجباری، دختر کوچکش فریاد زد: «مامان، لطفاً با من به خانه بیا! دلم برایت تنگ شده. میخواهم مادرم برگردد!» یکی از تمرینکنندگان، این صحنه احساسی را با دوربین تلفن همراهش ثبت کرد. تمرینکنندگان محلی نیز در نزدیکی یک کارخانه جمع شدند تا افکار درست بفرستند. مقامات اردوگاه کار اجباری نگران شدند و حتی روز بعد، همه کسانی را که از ورودی اردوگاه عبور میکردند، کنترل کردند.
در سال ۲۰۰۷، پس از دستگیری دو تمرینکننده، تمرینکننده دیگری از شهری دیگر سعی کرد با استفاده از تلفن عمومی با بخش امنیت داخلی تماس بگیرد، اما نتوانست. سپس، صدایی از جایی نامعلوم او را واداشت که قبل از شماره یک صفر اضافه کند. او این کار را کرد و تماس برقرار شد. او در قلبش، از استاد برای کمکشان تشکر کرد.
در همین حین، تمرینکننده دیگری نیز با مدیر بخش و همسرش تماس گرفت تا با آنها درباره آزار و شکنجه صحبت کند. نکته قابلتوجه این است که سه روز بعد، این دو تمرینکننده آزاد شدند. یک تمرینکننده حدوداً 80ساله نیز با ارسال مطالب دافا به مقامات، به این تلاشهای نجات کمک کرد. او توضیح داد: «من میتوانم بر مسدودسازی اینترنتی غلبه و هر روز از وبسایت مینگهویی بازدید کنم. هر زمان که آزار و اذیت تمرینکنندگان رخ میدهد، ما اطلاعات را به آنجا ارسال خواهیم کرد.»
اینها فقط چند نمونه هستند. هر زمان که تمرینکنندگان بهدلیل ایمانشان بازداشت میشوند، خسارات زیادی برای خودشان و خانوادههایشان به همراه دارد. همچنین باید دائماً با آزار و شکنجه مقابله کنیم. بازپسگیری اموال توقیفشده و پولی که از حقوق بازنشستگی ما کسر شده است، حق قانونی ماست. انجام این کار همچنین به مردم کمک میکند حقایق دافا را درک کنند و این بخشی از تلاشهای ما برای اعتباربخشی به دافاست.
مقالاتی که در آنها تزکیهکنندگان درک خود را به اشتراک میگذارند، معمولاً براساس وضعیت تزکیه یک فرد، ادراکش را در زمانی مشخص منعکس میکنند، و با هدف امکان ارتقای متقابل ارائه میشوند.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.