(Minghui.org) کلمات نمیتواند احساس شادیای را که 20 سال پیش هنگام شروع فالون دافا داشتم، توصیف کند. تجربهام در تزکیه، به من کمک کرد تا عظمت و ارزشمندبودن آن را درک کنم.
حتی ترس از حزب کمونیست چین، نمیتواند ایمان استوار تمرینکنندگان فا را متزلزل کند.
میخواهم برخی از تجربیات تزکیه خانوادهام را در اینجا به اشتراک بگذارم.
شروع تزکیه
خالهام یک روز در سال1998 به دیدن ما آمد. او بسیار خوشحال بود و گفت بیماریهای شوهرش کاملاً بهبود یافته و به او برکت داده شده است.
تا آنجا که یادم میآمد، او مجبور بود داروهای زیادی مصرف کند و به آنها وابسته بود. تعجب کردم که چه نوع قرص فوقالعادهای توانسته است او را دوباره سالم کند!
خالهام گفت كه شوهرش تمرین فالون دافا را شروع كرده است. این اولین باری بود که درباره این تمرین فوقالعاده میشنیدم. اولین برداشتم این بود که این تمرین عالی است و میخواستم که دافا را یاد بگیرم.
بعداً شنیدم که یکی از همکارانم تمرینکننده فالون دافا است. او فالون دافا را به من معرفی کرد و کمک کرد تا کتاب جوآن فالون را تهیه کنم. بعد از خواندن چندین سخنرانی، فهمیدم که این کتاب به مردم میآموزد که ذهن خود را پرورش داده و کارهای خوب انجام دهند.
با این حال، احساس کردم که نمیتوانم به آن استاندارد برسم و از شکست ترسیدم. بنابراین کتاب را کنار گذاشتم.
والدینم بعداً شروع به تمرین فالون دافا کردند و ابتدا پدرم شروع کرد.
مادرم پس از دیدن تغییرات در او، با فکر درمان بیماری شدید قلبیاش، خواست که آن را امتحان کند. مادرم هروقت احساساتی میشد، ازهوش میرفت.
او داروهای زیادی مصرف کرده بود، اما آنها فقط بهصورت درمان موقت عمل میکردند. بعد از این که چند روز فالون دافا را تمرین کرد، تمام بدنش سرشار ازانرژی شد و بیماری قلبیاش ناپدید شد. مادرم هرگز انتظار چنین نتیجهای را نداشت.
من با چشمان خودم شاهد این معجزه بودم. شگفتزده شدم. بنابراین احساس کردم که شاید زمانش رسیده است که تزکیه کنم. بنابراین تمرین فالون دافا را بهطور واقعی در بهار سال1999 شروع کردم.
در آن زمان همه افراد در تمرینات گروهی شرکت و فا را با هم مطالعه میکردند. من واقعاً از آن محیط صلحآمیز لذت میبردم.
بااینحال، این آرامش زیاد طول نکشید چرا که حزب کمونیست چین (حکچ) آزار و شکنجه علیه فالون دافا را شروع کرد.
تبلیغات انجام شده مرا گیج کرد. مردد شدم و مطمئن نبودم چه چیزی درست و چه چیزی غلط است. اما موفق شدم آرامشم را حفظ کنم و شروع به تفکر کردم. به این نتیجه رسیدم که فالون دافا درست است و هیچ چیز غلطی در پیروی از حقیقت، نیکخواهی، بردباری وجود ندارد.
همتمرینکنندگان اطرافم، مانند آنچه که در تبلیغات ضد دافا به تصویر کشیده میشد، نبودند. حقه خودسوزی میدان تیانآنمن بسیاری از مردم را فریب داد. تجزیه و تحلیل حرکت آهسته فیلم ویدئویی این حادثه، ثابت کرده است که آن درست نیست. با اطمینان میتوانم بگویم که حکچ اهریمن است.
فالون دافا نهتنها بدن، بلکه روحمان را نیز پاک میکند. این، سرزمینی پاک و با ارزش در جامعه امروزی است!
مزایای من
پسر عمویم برآمدگی بزرگی روی پوستش داشت. وقتی آن بزرگتر و بزرگتر شد دکتر مجبور شد آن را عمل کند.
چند سال پیش، من نیز یک برآمدگی در چشمم داشتم. ابتدا در قسمت بالای پلکم بود، اما بعد بهتدریج به سمت پایین حرکت کرد و سپس ناپدید شد. این موضوع واقعاً من را متعجب و غافلگیر کرد!
یکبار چنان عجله داشتم که به برخی قرار ملاقاتها بروم که هنگام دویدن برای جواب دادن به تلفن، مچ پایم صدمه دید. استخوان مچ پایم صدای عجیب و غریبی داد، اما به خودم گفتم که حالم خوب است. «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را تکرار کردم.
وقتی آن شب به خانه برگشتم فهمیدم قوزک پایم متورم شده است و نشستن درحالت لوتوسِ کامل کار سختی بود. بنابراین در موقعیت نیمه لوتوس مدیتیشن انجام میدادم و فا را مطالعه میکردم. چند روز بعد مچ پایم بهبود پیدا کرد و دوباره توانستم درحالت لوتوس کامل بنشینم.
مردم ممکن است از یائسگی خیلی رنج ببرند. برخی از خانمها برای کاهش علائم، مکمل و ویتامین مصرف میکنند درحالیکه برخی دیگر ممکن است به مراکز تناسب اندام بروند. یائسگی من بسیار راحت بود و هیچ علامتی نداشتم. برخی از همکلاسیهایم که سالها مرا ندیده بودند، گفتند که تغییر زیادی نکردهام و حتی بهتر از گذشته بهنظر میرسم!
دخترم در آزمون ورودی عالی عمل کرد
هنگامی که تزکیه را شروع کردم، دخترم چهار ساله بود. او دستهایش را کاملاً میشست و به من میگفت «مادر، دلم برای استاد تنگ شده است.» سپس کتابها را با دقت باز کرده و به عکس استاد نگاه میکرد. دخترم از گرما میدرخشید.
اگرچه دخترم تزکیه نمیکرد، اما زیبایی دافا را عمیقاً در قلبش میفهمید. او اغلب عبارات «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را تکرار میکرد. او قلب مهربانی دارد، از کمک به دیگران لذت میبرد و هرگز با کسی نمیجنگد.
وقتی آزمون ورودی دبیرستان نزدیک شد، دخترم بسیار مضطرب و نگران شد که ممکن است نمره خوبی کسب نکند.
یکی از هم تمرینکنندگان خیلی به او اهمیت میداد و به من پیشنهاد کرد که از او بخواهم کتابهای دافا را بخواند. سپس او هر شب بعد از اتمام تکالیفش، در وضعیت لوتوس کامل مینشست و یک سخنرانی از جوآن فالون را میخواند.
او شبِ قبل از امتحان کتاب را تمام کرد. در روز امتحان هوا خیلی گرم بود و دخترم ترسید که در صورت استفاده از وسیله نقلیه دچار سرگیجه شود، بنابراین میخواست که پیاده به مدرسه برود. پای پیاده حدود 30 دقیقه راه بود اما او گفت نه گرمش شده و نه احساس خستگی کرده است.
او بسیار آرام بهنظر میرسید. بعد از اینکه وارد اتاق امتحان شد، تکرار کرد: «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است.» این به پاک کردن ذهنش کمک کرد. او در امتحان خیلی خوب عمل کرد و در دبیرستان برتر استان ما پذیرفته شد.
دخترم یک فرد سالم و پرهیزکار است. او همچنین به تعدادی از همکلاسیهایش کمک کرده تا از حکچ و سازمانهای وابسته به آن خارج شوند.
دخترم اکنون از دانشگاه فارغ التحصیل شده است و شغل رضایتبخشی در رشته خودش پیدا کرده است. او میداند چگونه یک فرد خوب باشد زیرا فالون دافا را آموخته است و از حقیقت، نیکخواهی، بردباری که استاندارد یک فرد خوب بودن است، پیروی میکند.
شوهرم تزکیه را شروع میکند
شوهرم فردی درونگرا است و قلبی مهربان دارد. از هنگامی که تزکیه را شروع کردم، از من خیلی پشتیبانی میکرد. وقتی که حکچ تبلیغات علیه فالون دافا را انجام میداد، همسرم هرگز به آنها گوش نکرد یا آن تبلیغات را تماشا نکرد و به من هم اجازه نداد به آنها گوش کنم. او حس قویای از عدالتخواهی دارد!
گاهی اوقات، هنگامی که همتمرینکنندگان در شرایط سختی بودند و یا برای تهیه بروشورهای روشنگری حقیقت، در مضیغه مالی بودند، شوهرم بسیارسخاوتمندانه تمام تلاش خود را میکرد تا کمک کند. واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد.
چند سال پیش او اغلب در بدنش احساس خارش میکرد و بر روی کمرش برجستگیهای قرمز رنگی ایجاد شد. دارو مصرف کرد اما کمکی نکرد. آنقدر خارش داشت که نمیتوانست خوب بخوابد.
این سختی باعث شد که او شروع به خواندن کتاب جوآن فالون کند. آموزههای ژرف کتاب، او را متقاعد کرد که به جای اینکه فقط انسان خوبی باشد، خودش را تزکیه کند.
متعاقباً، خارش و برآمدگیهای قرمز رنگ از بین رفت. اختلال خواب ناشی از شغلش نیز از بین رفت. هیچ دارویی نمیتوانست چنین اثری داشته باشد!
موقعیت کاری فعلی شوهرم نیز برکتی اعطاء شده از سوی دافا است. او قبلاً درموقعیتی قرار داشت که مجبور بود تا دیروقت سرکار بماند. بهدلیل خواب ناکافی به بیماری اختلال خواب مبتلا شد و خوب انجام دادن شغلش برایش سخت شد.
بعداً یک موقعیت شغلی فنی دیگری ایجاد شد و مدیر این کار را به او پیشنهاد کرد که ایدهآل بود. از آن زمان تاکنون، همه چیز در کارش خیلی راحت و بهخوبی پیش رفته است.
او برای شهرت و منافع شخصیاش نمیجنگد و هر آنچه را که شایستهاش است بهدست میآورد. در واقع، احترام او به دافا چنین نعمتهایی را برایش به ارمغان آورده است.
خواهرم توسط دافا محافظت شد
خواهر کوچکترم از کودکی از بیماری رنج میبرد. او ده سال پیش به یک بیماری پوستی مبتلا شد و حتی پس از دو ماه درمان بهبود نیافت.
او به نور بسیار حساس شده بود، نمیتوانست با صدای بلند صحبت کند و احساس میکرد تمایلی به خوردن ندارد. هنگامی که به دیدنش رفتم، او را تشویق کردم که عبارات «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را تکرارکند.
درحال صحبت کردن بودم که او ناگهان ایستاد، دوراتاق قدم زد و گفت: «اوه، همانطور که درحال صحبت بودی، ناگهان نورهایی را دیدم و ذهنم بسیار روشنتر شد.»
همه اعضای خانواده ما از تغییرات غیرمنتظره او متحیر شدند. خواهرم چنان تحت تأثیر قدرت باشکوه دافا قرار گرفت که خودش تمرین فالون دافا را شروع کرد.
شش سال پیش، در راه بازگشت از مدرسه فرزندش، با اتوبوسی تصادف کرد. او مرتباً جملات «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را را تکرار میکرد.
راننده اتوبوس خواهرم را به بیمارستان برد و معلوم شد که او کاملاً خوب است! او به راننده گفت كه توسط فالون دافا محافظت شده است. راننده شگفتزده شد و صمیمانه تشکر کرد.
کپیرایت ©️ ۲۰۲۳ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.
مجموعه قدرت الهی فالون دافا