(Minghui.org) من یک تمرین‌کننده قدیمی هستم و از سال ۱۹۹۶ تمرین فالون دافا را آغاز کردم. در طول سه دهه گذشته، همواره تحت حفاظت استاد گرامی بوده‌ام و آزمون‌ها و سختی‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. در مسیر تزکیه، با راهنمایی فا پیش رفته‌ام و به‌تدریج پیشرفت کرده‌ام.

قلبم بسیار آرام است و مسیر پیش رو برایم روشن است. معنای زندگی، مفهوم انسان خوب بودن، و چگونگی زیستن بر پایه اصول فا یعنی حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری را درک می‌کنم. فارغ از هر آنچه در این زندگی از دست داده یا به دست نیاورده باشم، تا زمانی که در دافا تزکیه کرده‌ام، حضورم بر زمین بیهوده نبوده است.

از طریق مطالعه مداوم فا و تزکیه کوشای خود، به این درک رسیده‌ام که تزکیه در دافا امری ملموس، واقعی و دست‌یافتنی است؛ همانند بالا رفتن از نردبانی، پله‌به‌پله. استاد پیوسته بدن‌های تزکیه‌کنندگان را پالایش می‌کنند و در همین حال، روح آنان به‌طور مداوم ارتقا می‌یابد.

برخی از تجربه‌های شگفت‌انگیزی را که در جریان تمرین فالون دافا شاهد آن‌ها بوده‌ام، به اشتراک می‌گذارم.

پاکسازی بدن

وقتی برای نخستین بار شروع به آموختن این تمرین کردم، نمی‌دانستم چگونه باید اصول آن را درک کنم و هیچ‌یک از حقایق عمیق را هم نمی‌توانستم بفهمم. حتی به این فکر نکرده بودم که آیا بیماری‌هایم درمان می‌شوند یا نه. فقط از خواندن کتاب جوآن فالون لذت می‌بردم و می‌دانستم که دافا یا قانون بزرگ ارزشمند است. از طریق مطالعه فهمیدم که باید پیوسته خودم را بر پایه حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری تغییر بدهم و انسان خوبی شوم. انجام تمرین‌های مدیتیشن را هم دوست داشتم.

اندکی پس از شروع تمرین، دچار علائم سرماخوردگی شدم و بینی‌ام کاملاً گرفته بود. با این فکر که «باید تمرین کنم»، شروع به مدیتیشن کردم. تنها پس از چند دقیقه، یکی از سوراخ‌های بینی‌ام ناگهان با صدای «پاپ» باز شد. کاملاً شگفت‌زده شدم و با خودم گفتم: «واو، واقعاً اثر دارد!» از آن روز تا امروز که نزدیک به سی سال گذشته، دیگر نیازی به مصرف هیچ دارویی نداشته‌ام. هر وقت احساس ناخوشی می‌کنم، آموزه‌ها را مطالعه می‌کنم و تمرین‌ها را انجام می‌دهم و خیلی زود بهبود پیدا می‌کنم.

چند ماه پس از به‌دست‌آوردن فا، خانواده‌ام گفتند: «ببین، دیگر پاهایش را موقع راه‌رفتن به بیرون نمی‌چرخاند.» خودم اصلاً متوجه نشده بودم تا وقتی که آن‌ها اشاره کردند و واقعاً خوشحال شدم. علاوه بر این، دیگر هنگام سفر با وسایل نقلیه دچار تهوع حرکتی نمی‌شوم. این موضوع واقعاً بار بزرگی را از روی ذهنم برداشته است؛ دیگر هیچ اضطرابی بابت سفر با ماشین ندارم. حالا می‌توانم هر جا که می‌خواهم بروم.

از دوران کودکی با مشکل آزاردهنده دیگری دست‌به‌گریبان بودم: لکنت زبان. این موضوع مرا درون‌گرا کرده بود و همیشه سعی می‌کردم تا جایی که می‌توانم از صحبت‌کردن پرهیز کنم. نمراتم به اندازه‌ای خوب بود که وارد یک دانشگاه طراز اول شوم و پس از فارغ‌التحصیلی نیز شغل مناسبی پیدا کردم. یک‌بار را به یاد دارم که هنگام گزارش‌دادن در محل کار به مدیرم، ناگهان وسط جمله خشکم زد و نتوانستم ادامه بدهم. موقعیت بسیار غیرعادی و ناخوشایندی بود.

پس از آغاز آزار و سرکوب فالون دافا در سال ۱۹۹۹، تمرین‌کنندگان شروع به روشنگری حقیقت برای مردم کردند. در یکی از این موارد، برای صحبت با یک فرد سالخورده درباره فالون گونگ رفتم و ناگهان متوجه شدم که گفتارم بهتر شده است. این موضوع مرا به‌شدت شگفت‌زده کرد؛ چون هرگز تصور نمی‌کردم مشکل لکنت زبانم بتواند بهبود پیدا کند. از آن زمان به بعد، توانسته‌ام روان‌تر صحبت کنم. اکنون وقتی برای روشنگری حقیقت بیرون می‌روم، مردم اغلب می‌گویند که شبیه یک معلم صحبت می‌کنم و آگاه و مطلع به نظر می‌رسم.تمرین فالون دافا به من این توانایی را داده است که به‌طور عادی راه بروم و صحبت کنم و همه جنبه‌های وضعیت ناسالمم را اصلاح کنم. فالون دافا یک علم برتر است. من عمیقاً سپاسگزار نیکخواهی استاد هستم؛ زیرا چنین موهبت‌های الهی‌ای نصیبم شده است.

تشویق استاد

با عمیق‌ترشدن مطالعه فا، هر چه بیشتر به ارزش بی‌کران دافا پی می‌بردم. اغلب فا را می‌خواندم و از بر می‌کردم؛ معمولاً با پاهای ضربدر در حالت نشستن لوتوس کامل، و گاهی ساعت‌ها ادامه می‌دادم. از فا برای سنجش هر اندیشه، هر تصور و هر عمل خود استفاده می‌کردم. با ادامه ریشه‌کن‌کردن خودخواهی، گنجایش قلبم پیوسته گسترده‌تر می‌شد.

یک‌بار هنگام ازبرخواندن فا، وارد حالتی شدم که گویی صدای استاد را می‌شنیدم. همان‌طور که به خواندن ادامه می‌دادم، بدن قانون استاد بالای سرم و در سمت راست من ظاهر شد؛ دقیقاً مانند تصویر استاد در پرتره‌اش. آن لحظه فکر کردم شاید زاییده خیال من باشد؛ اما احساسی بسیار واقعی داشت. ذهنم کاملاً خالی بود و به هیچ چیز فکر نمی‌کردم.

احساس می‌کردم بدن قانون استاد سراسر از نیکخواهی ساخته شده است؛ نه صرفاً یک توصیف، بلکه احساسی ملموس از خودِ نیکخواهی که پیوسته این جوهر را ساطع می‌کرد. آن‌جا بود که واقعاً فهمیدم نیکخواهی چیست و احساسی که برانگیخت، وصف‌ناپذیر است. فقط می‌خواستم گریه کنم؛ نیکخواهی‌ای بود که می‌توانست هر چیزی را ذوب کند. این حالت برای مدتی طولانی ادامه داشت. هر زمان که آن لحظه گران‌بها را به یاد می‌آورم، قلبم عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

روشنگری حقیقت

هرگاه با جوانان روبه‌رو می‌شوم، فرصت را غنیمت می‌شمارم تا درباره فالون دافا با آن‌ها صحبت کنم. معمولاً روی نکات اصلی تمرکز می‌کنم؛ چون زمان اغلب محدود است.

نخست توضیح می‌دهم که حزب کمونیست چین چگونه دافا و تمرین‌کنندگان آن را مورد آزار و شکنجه قرار داده است. با ارتکاب این جنایت‌ها، بدهی کارمایی عظیمی انباشته کرده که به مجازات الهی خواهد انجامید.

دوم توضیح می‌دهم که حزب کمونیست چین با انجام شرارت‌های فراوان، از طریق حزب، لیگ جوانان و پیشاهنگان جوان، کل ملت را در طرح‌های خود گرفتار کرده است. هر کسی که به این سازمان‌ها کشیده شود، آلوده می‌شود و برکت‌های خود را کاهش می‌دهد.

سوم می‌گویم هنگامی که آسمان حزب کمونیست چین و سازمان‌های وابسته به آن را از میان برمی‌دارد، تنها کسانی که از حزب، لیگ جوانان و پیشاهنگان جوان کناره‌گیری کرده باشند، در امان خواهند ماند.

در این روزگار پرآشوبِ بلا و آزمون، خرد باستانی می‌آموزد که موجودات خدایی از افراد خوب محافظت می‌کنند. کسانی که مهربانی را در خود دارند، از برکت و فضیلت برخوردارند و می‌توانند از خطر دور بمانند و از دل مصیبت‌ها به سلامت عبور کنند.

دیدار ما اتفاقی نیست. من این‌جا هستم تا به آن‌ها کمک کنم از حزب کمونیست چین و سازمان‌های وابسته به آن کناره‌گیری کنند. انسان‌های نیک‌دل از بخت نیک بهره‌مند می‌شوند، آینده‌ای روشن دارند و می‌توانند برای فرزندانشان فضیلت اندوخته کنند.

سپس فالون دافا را معرفی می‌کنم، به آثار شگفت‌انگیز درمانی آن اشاره می‌کنم و چالش‌هایی را که به‌دلیل سرکوب با آن روبه‌رو است توضیح می‌دهم. همچنین می‌گویم فالون دافا به بیش از صد کشور در سراسر جهان گسترش یافته است که مایه افتخار مردم چین است. در این روزگار پرآشوب، گسترش گسترده چنین روشی تصادفی نیست؛ آمده است تا در این بحران به همه کمک کند. همیشه به یاد داشته باشید: «فالون دافا خوب است؛ حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری خوب است.»

برای کمک به آرام‌شدن مردم و برقراری ارتباط عاطفی با آن‌ها، از رویکردی گفت‌وگومحور استفاده می‌کنم که معمولاً خوب جواب می‌دهد. حتی کسانی که هنوز از عضویت در آن سه سازمان کناره‌گیری نکرده‌اند نیز حقایق بسیاری را شنیده‌اند.

هنوز وابستگی‌های بشری زیادی دارم که باید آن‌ها را از میان بردارم؛ اما مصمم هستم با پشتکار بیشتری پیش بروم، سه کار را به انجام برسانم و در این زمان پایانی و محدودِ اصلاح فا، به استاد کمک کنم تا هر چه بیشتر موجودات نجات یابند.