(Minghui.org) من ۷۶ سال دارم، اما اگر خودم نگویم، احتمالاً به‌نظر می‌رسد که در دهه ۶۰ زندگی‌ام هستم. شاید بپرسید راز جوان به‌نظر رسیدن من چیست. می‌خواهم ماجرایم را برایتان بگویم.

ژوئیه۱۹۹۷ نقطه عطف زندگی‌ام بود. پیش از آن، همکارانم می‌دانستند که به انواع‌واقسام بیماری‌ها مبتلا هستم. مرتب به درمانگاه محل کارم و همچنین به بیمارستان‌های اطراف مراجعه می‌کردم و برای بازپرداخت هزینه‌های پزشکی درخواست می‌دادم. انواع زیادی از داروها و تزریق‌ها را استفاده می‌کردم و اگر برای ویزیت مراجعه نمی‌کردم، پزشکان نگرانم می‌شدند. آن‌قدر ضعیف بودم که نمی‌توانستم هیچ‌یک از کارهای خانه را انجام دهم. زندگی دشوار بود و حس ناامیدی داشتم.

پس از آنکه تمرین فالون دافا را آغاز کردم، تحول شگفت‌انگیزی را تجربه کردم. بیماری‌هایم ظرف یک ماه پس از یادگیری این تمرین از بین رفتند. وقتی دیگر به درمانگاه نرفتم، پزشک نگران شد و سراغم را گرفت.

وقتی مرا دید، پرسید: «کجا بودی؟» پاسخ دادم: «تمرین فالون دافا را شروع کرده‌ام و بیماری‌هایم برطرف شده‌اند. دیگر نیاز نیست مزاحم شما شوم!»

او شگفت‌زده شد و این موضوع را باورناپذیر می‌دانست. وقتی همکارانم برای ویزیت نزد او می‌رفتند، ماجرای مرا برایشان تعریف می‌کرد و آن‌ها را تشویق می‌کرد که کتاب‌های دافا را از من بگیرند. بیش از ۱۰ نفر از همکارانم، این تمرین را آموختند و به سلامتی دست یافتند.

فالون دافا نه‌تنها بیماری‌های تمرین‌کنندگانش را برطرف می‌کند، بلکه به آن‌ها می‌آموزد چگونه خصوصیات اخلاقی خود را بهبود ببخشند. کسانی که از صمیم قلب تمرین می‌کنند، جوان و سالم می‌شوند و این راز جوان به‌نظر رسیدن من است. دافا گنجینه‌ای است که فواید بی‌کرانی را برای ذهن و جسم فرد به‌همراه دارد. تا زمانی که فرد خالصانه اصول حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری را دنبال کند این تمرین مؤثر خواهد بود.

شوهرم نمونه دیگری از این است که دافا چگونه برای مردم مفید است. او زمین خورد و پایش شکست و پزشک شش پین فلزی در استخوانش کار گذاشت. او بی‌حرکت در پایینِ کَنگ (تخت آجریِ گرم‌شونده) دراز می‌کشید، درحالی‌که مادرشوهر سالمندم در بالای کَنگ می‌خوابید.

در آن زمان، من تمرین فالون دافا را آغاز کرده بودم و سرشار از انرژی بودم. صبور بودم و از کمک به دیگران لذت می‌بردم. چون روزها سر کار می‌رفتم، زیر هر دو آن‌ها پوشک پارچه‌ای می‌گذاشتم. وقتی پوشک‌ها کثیف می‌شد، آن‌ها را از پنجره به بیرون می‌انداختند.

وقتی به خانه برمی‌گشتم، پوشک‌های پارچه‌ای را می‌شستم و در سراسر حیاط آویزان می‌کردم. همسایه‌ها می‌پرسیدند: «آیا خسته نمی‌شوی؟ انگار اصلاً برایت سخت نیست و همیشه خوشحالی. ما نمی‌توانستیم کاری را که تو می‌کنی انجام دهیم.»

شوهرم سیگاریِ قهاری بود و هر دو روز سه پاکت سیگار می‌کشید. همچنین با هر وعده غذا، یک بطری مشروب می‌نوشید. همین نوشیدن الکل باعث زمین خوردن و آسیب‌دیدگی‌اش شد. وقتی تحول مرا پس از یادگیری این تمرین دید، پرسید که آیا می‌تواند جوآن فالون را بخواند. پس از آنکه خواندن کتاب را تمام کرد، چیز شگفت‌انگیزی رخ داد: پاهایش خوب شد.

ما توان مالیِ خارج کردن پین‌ها در بیمارستان را نداشتیم، بنابراین از پزشکی که می‌شناختیم خواستیم به خانه‌مان بیاید. پزشک پس از خارج کردن پین‌ها گفت که بانداژها را باز نکنیم. اما کمتر از ۱۲ ساعت بعد، نزدیک صبح، شوهرم مرا صدا زد: «بیا اینجا. این را ببین!»

پاسخ دادم: «پزشک گفته به بانداژها دست نزنیم و هنوز هم روی آن‌ها خون هست.»

او اصرار کرد که نگاه کنم. با شگفتی تمام دیدم که هر شش سوراخ پیچ در پایش کاملاً بسته شده و پوست کاملاً صاف شده است. هم شگفت‌زده شدیم و هم سرشار از شادی! دافا شگفت‌انگیز است! واقعاً معجزه‌آساست!

پزشک گفته بود پای شوهرم به‌طور کامل خوب نخواهد شد و ممکن است با لنگیدن راه برود. اما او به سلامتی کامل دست یافت. آیا شگفت‌انگیز نیست؟ او همچنین سیگار و الکل را ترک کرد و دیگر هیچ میلی به سیگار یا الکل نداشت.

من شخصاً شگفتی‌های فالون دافا را تجربه کرده‌ام و می‌دانم آن چقدر ارزشمند است. تحصیلات زیادی ندارم و نمی‌توانم همه حروف چینیِ جوآن فالون را بخوانم. اما دافا به من خرد بخشیده و همچنین نیرویی بی‌کران عطا کرده است. اکنون می‌توانم از رایانه استفاده کنم، در اینترنت جست‌وجو کنم و اظهاریه‌های افراد خارج‌شده از حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) را ثبت و ارسال کنم. همچنین در صحبت با مردم درباره فالون دافا و آزار و شکنجه آن بسیار توانمند هستم.

همسایگانم می‌گویند: «تو مسن‌ترین فرد در این اطرافی، اما می‌توانی تمام روز راه بروی و خسته نمی‌شوی. به حالت غبطه می‌خوریم!» چگونه کسی می‌تواند به من غبطه نخورد؟ استاد از تمرین‌کنندگان مراقبت می‌کنند و ما خوش‌بخت‌ترین افراد هستیم!

هر آنچه دارم از موهبت استاد نیک‌خواه و باشکوه‌مان است. دافا هدف واقعی زندگی را به من نشان داد و دیگر احساس سردرگمی نمی‌کنم. امیدوارم افراد بیشتری حقیقت دافا را درک کنند و از برکات آن بهره‌مند شوند!