(Minghui.org) پانزده سال پیش، زمانی که همسرم ۴۵‌ساله بود، به بیماری نادری مبتلا شد که صورتش را تحت تأثیر قرار داد. این بیماری با یک برآمدگی قهوه‌ای مایل به سبز به اندازه نخودفرنگی شروع شد که به‌سرعت تکثیر و گسترش یافت.

در عرض یک سال، تمام صورتش، ازجمله بینی‌، با لایه ضخیمی از ماده‌ای قهوه‌ای‌رنگ پوشیده شد که او را تقریباً غیرقابل‌تشخیص کرد و فقط چشمانش قابل‌مشاهده بود. هنوز می‌توانست غذا بخورد، اما صورت متورمش وحشتناک بود. همچنین دچار یبوست شدید شد و فقط هفته‌ای یک بار مدفوع می‌کرد. به‌دلیل شرایطش نمی‌توانست در طول روز بیرون برود و فقط بعد از ساعت ۹ شب که افراد کمتری اطراف خانه بودند، بیرون می‌رفت.

همسرم به کلینیک پوست مراجعه کرد، اما آن‌ها نتوانستند مشکل را تشخیص دهند. داروهای طب چینی و غربی بی‌شماری را امتحان کرد، اما هیچ‌کدام مؤثر نبودند. همچنین بسیاری از درمان‌های محلی و سنتی را امتحان کرد و حتی در معابد دعا کرد، اما هیچ کدام مؤثر نبودند. سپس از بیمارستان هواشی در مرکز استان درخواست کمک کردیم. متخصصان و استادان چند بار درباره پرونده‌اش مشورت کردند، اما درنهایت تمام دارایی خود را خرج کردیم. سرانجام متخصصان و استادان گفتند: «ما قبلاً هرگز این بیماری را ندیده‌ایم و نمی‌توانیم آن را درمان کنیم. به خانه برو و هرچه می‌خواهد برایش بخر.»

منظورشان این بود که درمان بیشتر دیگر هیچ فایده‌ای ندارد؛ فقط باید منتظر مرگ باشد. قلبم شکسته بود و غمی عظیم مرا فرا گرفته بود. وقتی زندگی به این نقطه رسیده بود، چه امیدی می‌توانست وجود داشته باشد؟ خلق‌وخوی او بدتر و سریع عصبانی می‌شد، اما در اعماق وجودش، هنوز هم می‌خواست زندگی کند. مصمم بودم در صورت لزوم خانه‌مان را بفروشم تا مراقبت‌های لازم را برایش فراهم کنم.

همانطور که با این وضعیت که پای مرگ و زندگی در میان بود روبرو بودیم، ناگهان آنچه را که تمرین‌کنندگان فالون گونگ با ما در میان گذاشته بودند به یاد آوردم، اینکه تمرین فالون دافا می‌تواند بیماری‌های لاعلاج را درمان کند و بسیاری از مبتلایان به بیماری‌های لاعلاج بهبود یافته‌اند. همچنین مطالب روشنگری حقیقت را خوانده بودم و احساس می‌کردم ارزش امتحان کردن را دارد. بنابراین کتاب جوآن فالون را برای همسرم قرض گرفتم و او در عرض سه روز، آن را به‌طور کامل خواند.

حدود ساعت ۳ صبح، همسرم برای رفتن به توالت بلند شد. وقتی در آینه نگاه کرد، متوجه شد که ورم صورتش از بین رفته است. او که از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجید، مرا بیدار کرد و فریاد زد: «ببین، ورم صورتم از بین رفته! این باورنکردنی است! فقط خواندن یک کتاب می‌تواند بیماری را درمان کند!»

همسرم شروع به تمرین فالون دافا کرد و خیلی زود، لایه قهوه‌ای‌رنگ روی صورتش خودبه‌خود شروع به کنده شدن کرد. بعد از حدود دو یا سه ماه، برآمدگی‌های صورتش کاهش یافت و رنگ آن کم‌رنگ شد. در عرض شش ماه، پوستش کاملاً به حالت عادی بازگشت. همزمان، یبوستش نیز از بین رفت. او بارها گفت: «استاد، متشکرم که جان من و خانواده‌مان را نجات دادید! این واقعاً یک معجزه الهی است!»

از آن به بعد، بدخلقی همسرم دیگر از بین رفت. چهره‌اش اغلب سرشار از شادی بود و سلامتی‌اش به‌طور پیوسته بهبود می‌یافت. او گفت: «من به آموزه‌های استاد گوش می‌دهم و تلاش می‌کنم فرد خوبی با ویژگی‌های اخلاقی والا باشم. وقتی اختلافی پیش می‌آید، ابتدا به‌دنبال کاستی‌های خودم می‌گردم. تلاش می‌کنم صادق و مهربان باشم و بردباری را تمرین کنم. با والدین، خواهر و برادرها و همسایگانم خوب هستم.»

من و همسرم به‌عنوان نگهبان در ورودی در محله‌مان کار می‌کنیم. حقوق متوسطی داریم، اما شغل سختی نیست. همسرم اغلب لبخند می‌زند، درحالی‌که برای ساکنان مسن مواد غذایی و اقلام موردنیازشان را حمل می‌کند و به ساکنین در جابه‌جایی مبلمان و لوازم خانگی کمک می‌کند؛ همه این کارها بدون دریافت حتی یک ریال.

وقتی در مجتمع پول پیدا می‌کنیم، آن را روی تابلوی اعلانات می‌نویسیم تا صاحبش بتواند آن را مطالبه کند. وقتی تلفن همراهی را در بیرون پیدا می‌کنیم، با مالکش تماس می‌گیریم تا آن را پس بدهیم. ساکنان اغلب تلویزیون‌های قدیمی، ماشین لباسشویی، یخچال، مبلمان، لباس و موارد دیگر خود را به ما می‌دهند. اما هرچه از فروش این اقلام به دست می‌آوریم، همسرم آن را به‌طور کامل به صاحبانشان برمی‌گرداند. آن‌ها همیشه می‌گویند: «شما دو نفر خیلی مهربان هستید! کارهای خوب پاداش خواهند داشت!» همه ساکنان به ما احترام می‌گذارند.

اما سال گذشته، همسرم به‌دلیل تمرین فالون دافا دستگیر و خانه ما غارت شد. او در ماه سپتامبر، به سه سال و دو ماه حبس در اردوگاه کار اجباری محکوم شد و جریمه سنگین ۲۰هزاریوانی برای خانواده ما تعیین شد.

سیستم قضایی حزب کمونیست چین با افراد خوب مانند مجرمان رفتار می‌کند، پرونده‌های دروغین می‌سازد، عملی که با عدالت الهی مغایرت دارد! وقتی در آینده فالون دافا تبرئه شود، تمام کسانی که در آزار و اذیت تمرین‌کنندگان دست داشته‌اند، به پای میز عدالت کشانده می‌شوند و مجبورند پاسخگو باشند.