(Minghui.org) من روستایی هستم و در سال ۱۹۹۶ تمرین فالون دافا را آغاز کردم. این مقاله را مینویسم تا تجربیات تزکیهام را با همتمرینکنندگان در میان بگذارم و بتوانیم با هم رشد و پیشرفت کنیم. درکم از فا محدود است و تحصیلات چندانی هم ندارم، بنابراین لطفاً اگر مطلبی با فا مطابقت ندارد، آن را به من گوشزد کنید.
بهدلیل خودداری از رها کردن باورم، به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدم. پس از آزادی در سال ۲۰۰۹ متوجه شدم علت زندانی شدنم این بود که فا را بهخوبی مطالعه نکرده بودم و نمیدانستم چگونه به درون نگاه کنم. بهاشتباه انجام کارهای مربوط به دافا را تزکیه واقعی میپنداشتم.
با مطالعه روزافزون فا یاد گرفتم به درون نگاه و واقعاً خودم را تزکیه کنم و این، پایهای محکم برای تزکیهام بنا نهاد. از آن زمان، همواره اطمینان حاصل کردهام که هر روز با ذهنی پاک، دستکم یک سخنرانی از جوآن فالون را مطالعه کنم. هرگاه فرصت داشته باشم، فا را ازبر میکنم و سخنرانیهایی را که استاد در مکانهای مختلف ارائه کردهاند مطالعه میکنم.
ازطریق فا خودم را ارتقا دادم و دریافتم برای تمرینکنندگان دافا مهم است که در دوره اصلاح فا، موجودات ذیشعور را نجات دهند. به همین دلیل، محل کوچکی برای تهیه مطالب در خانهام راهاندازی کردم. علاوهبر تهیه مطالب روشنگری حقیقت موردنیاز خودم، مطاب بیشتری نیز تهیه میکنم تا سایر تمرینکنندگان توزیعشان کنند. درعینحال هنگام فرستادن افکار درست میتوانم تمرکزم را حفظ کنم و افکار درستم را قوی نگه دارم.
روشنگری حقیقت میتواند مردم را نجات دهد
شرایط خانوادگیام نسبتاً مساعد است. با اعضای جوانتر خانوادهام زندگی میکنم و همه آنها در طول روز، سر کار هستند و من در خانه تنها میمانم. بنابراین آزادی عمل دارم که مطالب را تهیه کنم یا بیرون بروم و مردم را با دافا آشنا و از آزار و شکنجه آگاه کنم.
یک بار به روستای دیگری رفتم و چند زن میانسال را دیدم که کنار هم نشسته بودند، صحبت میکردند و با دختربچه بامزهای سرگرم بودند. از زیبایی و رفتار خوب آن کودک تعریف کردم و همه آنها مؤدبانه پاسخ دادند.
اما بهمحض اینکه شروع به صحبت درباره دافا کردم، یکی از زنان که مسنتر بود با تندی گفت: «تو فالون دافا را تمرین میکنی؟ به پلیس زنگ میزنم تا دستگیرت کنند. چطور جرئت میکنی!» زنان دیگر نیز حرفش را تأیید کردند و با تکرار تبلیغات ح.ک.چ، سخنان تند و ناخوشایندی گفتند. کمی مضطرب شدم، اما بدون اینکه با آنها جروبحث کنم، آرام همانجا ایستادم. میدانستم این زنان فریب تبلیغات ح.ک.چ را خوردهاند و باید حقیقت را برایشان روشن کنم.
لبخند زدم و با آرامش گفتم: «لطفاً عصبانی نشوید. اگر نمیخواهید گوش دهید، میتوانم بروم. نیازی نیست به کسی زنگ بزنید. اگر مرا گزارش کنید، کاری زیانبار انجام میدهید که نهفقط به خودتان، بلکه به خانواده و نسلهای آیندهتان نیز آسیب میرساند. تمرینکنندگان فالون دافا افراد خوبی هستند که براساس حقیقت، نیکخواهی، بردباری زندگی میکنند. من با وجود خطر دستگیری و کتک خوردن، اینهمه راه را آمدهام تا به شما بگویم چگونه میتوانید از بلا در امان بمانید و ایمن باشید. مگر این برایتان خوشاقبالی به همراه نمیآورد؟ قبول ندارید که دارم کار خوبی انجام میدهم؟»
همه ساکت شدند، انگار اصلاً ناراحت و عصبانی نشده بودند. حتی یکی از آنها، چارپایه کوچکی آورد تا رویش بنشینم و از من خواست درباره دافا بیشتر برایشان بگویم. ابتدا توضیح دادم که فالون دافا روش تزکیهای ژرف و ارزشمند است که به مردم میآموزد انسانهای خوبی باشند و درعینحال سلامتیشان را نیز بهبود میبخشد. سپس توضیح دادم که خودسوزی در میدان تیانآنمن به دست ح.ک.چ صحنهسازی شده بود، و اینکه در گوئیژو سنگی با حروف مخفی وجود دارد که رویش عبارت «حزب کمونیست چین نابود خواهد شد» بهطور طبیعی حک شده است و درنهایت نیز توضیح دادم که چرا برای در امان ماندن باید از ح.ک.چ کنارهگیری کرد. یک ساعت کامل برایشان صحبت کردم.
همه با دقت گوش دادند و احتمالاً متوجه شدند که تلاشهای ما تمرینکنندگان واقعاً با هدف نجات آنها و کمک به در امان ماندنشان است. دو نفر از آنها گفتند که به پیشگامان جوان پیوسته بودند و موافقت کردند از آن کنارهگیری کنند.
بارها با موقعیتهای مشابهی روبهرو شده بودم. اما در گذشته، اگر مردم نمیخواستند به حقایق درباره دافا گوش دهند، بهجای اینکه خودخواهیام را کنار بگذارم و بیشتر تلاش کنم حقیقت را برایشان روشن کنم، صرفاً بهدنبال افرادی دیگر با رابطه تقدیری میگشتم تا با آنها صحبت کنم. بعداً متوجه شدم که ابتدا باید دروغهای ح.ک.چ را افشا و سپس حقیقت را برای مردم روشن کنم. فقط در این صورت است که موجودات ذیشعور میتوانند حقیقت را درک کنند، دست به انتخابی درست بزنند و توسط دافا نجات یابند.
ماهیت معجزهآسای دافا
در سال ۲۰۰۲، زمانی که من و شوهرم هنوز به ۶۰سالگی نرسیده بودیم، یک روز او با سهچرخه باری، مقداری خاک حمل میکرد و من با دوچرخه، جلوتر از او حرکت میکردم و همزمان فرمان سهچرخه را گرفته بودم تا به او کمک کنم. خیابانها شلوغ و جاده باریک بود، بهطوری که وقتی دو خودرو از روبهرو میآمدند بهسختی میتوانستند از کنار هم عبور کنند.
وقتی از کنار بازار حیوانات خانگی میگذشتیم، در سمت راست، ردیفی از کامیونهای حامل سگ پارک شده بود و فاصله ما با آنها فقط حدود ۳۰ سانتیمتر بود. درست وقتی از کنار آخرین کامیون گذشتم، اتوبوسی از روبهرو نزدیک میشد. در همان حال، تراکتوری که از پشت سرمان میآمد، سعی داشت از سمت چپ از ما سبقت بگیرد. وقتی راننده تراکتور اتوبوس را دید، متوجه شد که مستقیم بهسمت آن میرود و دیگر نمیتواند بهموقع توقف کند. درست هنگامی که به کنار سهچرخه ما رسید، ناگهان به راست پیچید و مستقیماً با ما برخورد کرد.
شوهرم بیش از ۹ متر به هوا پرتاب شد و به زمین افتاد. چرخ جلو سهچرخه درهم پیچید و کاملاً از شکل افتاد و سهچرخه واژگون شد و به دوچرخه من کوبیده شد. من به زیر تراکتوری که پارک شده بود پرتاب شدم. شوهرم بهسرعت از جا بلند شد و خاک لباسش را تکاند؛ هیچ آسیبی ندیده بود. من نیز از زیر تراکتور بیرون خزیدم و کاملاً سالم بودم.
راننده تراکتوری که با ما برخورد کرده بود، مردی جوان حدوداً سیوچندساله بود. او بهشدت ترسیده بود و مدتی طولانی، مبهوت و شوکه، روی تراکتور نشست و بعد پایین پرید. گفت: «آقا، خانم، لطفاً سوار تراکتور شوید تا شما را به بیمارستان ببرم.»
به او گفتم: «ما فالون دافا را تمرین میکنیم. چون استاد لی از ما محافظت میکنند، حالمان خوب خواهد بود. تو برو.»
خیلی تلاش کرد ما را راضی کند که به بیمارستان برویم، اما موفق نشد. سپس اصرار کرد شماره تلفنش را به ما بدهد که آن را هم نپذیرفتیم. سرانجام به شوهرم گفت: «امروز با تمرینکنندگان واقعی فالون دافا روبهرو شدم! شما واقعاً انسانهای بزرگی هستید. در جامعه امروز، اشخاصی مثل شما خیلی کم هستند.»
ما شرایط او را درک میکردیم. اگر تراکتور با ما برخورد نکرده بود، با آن اتوبوس بزرگ تصادف میکرد و راننده به دردسر بزرگی میافتاد. او از سر ناچاری، چنین تصمیمی گرفته بود. گرچه آگاهانه تصمیم گرفته بود با ما برخورد کند، اما ما بهعنوان تمرینکننده دافا میتوانستیم شرایطش را درک کنیم.
وقتی بعداً به آن اتفاق فکر کردم، از اینکه بدون هیچ آسیبی از زیر تراکتور بیرون آمدیم، شگفتزده شدم. فقط حدود ۳۰ سانتیمتر با آن تراکتور فاصله داشتم و سوار دوچرخه هم بودم. راستش را بخواهید، با وزن حدود ۷۰ کیلوگرم، حتی اگر عمداً میخواستم زیر تراکتور بخزم، کار آسانی نبود. واقعاً معجزه بود! استاد، سپاسگزارم که جانم را نجات دادید!
در سال ۲۰۱۷، در ۷۳سالگی، بار دیگر دچار سانحه رانندگی شدم. خودرویی با من برخورد کرد و بیهوش روی زمین افتادم. در بیمارستان مشخص شد که پنج دندهام شکسته است. اما با ایمان راسخم به استاد و دافا و اراده قوی، فقط در عرض یک هفته کاملاً بهبود یافتم. استاد بهجای من، بدهیام بابت یک زندگی را پرداختند و زندگی تازهای به من بخشیدند. این اتفاق بازتاب زیادی در منطقه داشت و ماهیت معجزهآسای دافا را نشان داد. ماجرای این حادثه قبلاً در وبسایت مینگهویی منتشر شده است، بنابراین در اینجا تکرارش نمیکنم.
اکنون که بیش از ۸۰ سال دارم، احساس میکنم هرچه سالهای بیشتری میگذرد، جوانتر و پرانرژیتر میشوم. قلبم را تزکیه میکنم، به درون نگاه میکنم و سه کار را انجام میدهم. یک بار همتمرینکنندهای برای روشنگری حقیقت بیرون رفته بود. وقتی برگشت، گفت که با مرد سالمندی روبهرو شد که با تحسین به او گفت: «آیا بانوی سالمندی را که تقریباً همسن من است میشناسید؟ میبینید چه سرحال و بانشاط است. اصلاً به نظر نمیرسد ۸۰ سال داشته باشد.» آن تمرینکننده فهمیده بود که آن مرد درباره من صحبت میکند و ماجرا را برایم تعریف کرد. درواقع تمرینکنندگانی که با جدیت در دافا تزکیه میکنند، اغلب چنین معجزاتی را تجربه میکنند. همه اینها موهبتهای ویژهای هستند که استاد و دافا به ما عطا کردهاند. واقعاً خوشاقبالیم که استاد از ما محافظت میکنند.
هر بار این رویدادهای معجزهآسا و تأثیرگذار را به یاد میآورم، از صمیم قلب، سرشار از قدردانی عمیق و احترام به استاد میشوم! تنها با تزکیه سختکوشانه، پیروی از آموزههای استاد، کمک به استاد در دوره اصلاح فا، نجات تعداد بیشتری از موجودات ذیشعور و دستیابی به استاندارد جهان جدید ازطریق ازخودگذشتگی و همواره مقدم دانستن دیگران بر خود میتوانم شایسته لطف بیکران استاد باشم.
استاد، بهخاطر زحمات طاقتفرسایتان و نجات رحمتآمیز مریدانتان سپاسگزارم. استاد، بهخاطر نیکخواهی بیکرانتان نسبت به همه موجودات ذیشعور سپاسگزارم!
مقالاتی که در آنها تزکیهکنندگان درک خود را به اشتراک میگذارند، معمولاً براساس وضعیت تزکیه یک فرد، ادراکش را در زمانی مشخص منعکس میکنند، و با هدف امکان ارتقای متقابل ارائه میشوند.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.