(Minghui.org) من ۵۹سالهام و در سال ۲۰۰۴ فا را کسب کردم. همیشه بهصورت رودررو حقیقت را برای مردم روشن کردهام .اکنون اصلاح فا به پایانش نزدیک میشود، اما هنوز افراد بسیار زیادی باید نجات یابند .همتمرینکنندگان اغلب میگویند که برای نجات مردم با نیروهای شیطانی مسابقه میدهیم! بسیاری از تمرینکنندگانی که در خط مقدم فعالیت میکنند، با پشتکار برای نجات مردم در تلاش هستند و به عهدهای مقدس خود وفا میکنند.
دیروز فهرستی از اسامی افرادی را که از حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) خارج شده بودند، به همتمرینکنندهای دادم که به اینترنت دسترسی داشت و میتوانست اسامی آنها را در وبسایت مینگهویی ثبت کند .او گفت: «طبق گفته تمرینکنندگانی که رودررو حقیقت را برای مردم روشن میکنند، در طی دو سال گذشته، تعداد افرادی که از ح.ک.چ خارج میشوند، کاهش یافته است.»
تمرینکننده دیگری گفت که تعداد افراد دارای رابطه تقدیری روزبهروز کمتر میشود .کسانی که قرار بوده از ح.ک.چ خارج شوند، قبلاً خارج شدهاند و کسانی که نمیتوان نجاتشان داد، هرقدر هم تلاش کنیم، از حزب خارج نخواهند شد.
تمرینکنندهای که به اینترنت دسترسی داشت، با نگرانی از من خواست مقالهای برای تبادل تجربه در مینگهویی بنویسم و توضیح دهم که چگونه میتوانیم به افراد بیشتری کمک کنیم از ح.ک.چ خارج شوند تا همتمرینکنندگان تشویق شوند خودشان را ارتقا و افراد بیشتری را نجات دهند .وقت تنگ است! او همچنین گفت شاید استاد به او اشارهای رساندهاند تا از من بخواهد این مقاله را بنویسم.
وقتی این حرف را شنیدم، احساس کردم حتماً استاد مرا تشویق میکنند که این مقاله را بنویسم .آرزویم این است که تجربیاتم را درباره تغییر عقاید و تصورات بشری و نجات تعداد بیشتری از مردم به اشتراک بگذارم .به آن همتمرینکننده قول دادم مقاله را ظرف سه روز تمام کنم.
تغییر عقاید و تصورات بشری
مدتی من هم همین فکر را داشتم: کسانی که باید نجات مییافتند، قبلاً از ح.ک.چ خارج شدهاند و کسانی که نمیتوان نجاتشان داد، هرچه بگوییم از حزب خارج نخواهند شد و تعداد افراد دارای رابطه تقدیری روزبهروز کمتر میشود .این طرز فکر باعث تنبلی و افکار منفی در من شد و درنتیجه، تعداد افرادی که میتوانستم متقاعدشان کنم از حزب خارج شوند، کاهش یافت.
تا اینکه در زمستان سال ۲۰۲۳، هر شب سخنرانیهای استاد را مطالعه کردم.
استاد بیان کردند:
«بدون توجه به آن، اینکه آنها بتوانند نجات یابند بستگی به این دارد که افکار خوب داشته باشند. بدون توجه به اینکه سرزمین اصلی چین چگونه آلوده شده است، در زیر سطح، لایهای شبیه [ورقۀ] فیلم وجود دارد که چیزها را جدا میکند و وقتی برداشته شود، آنگاه زیر آن شخص آشکار میشود، بهطوری که اخلاقیات و خصوصیات، شبیه مردم آنجا در دهه شصت است. در آینده آن چیز را برمیدارم و حذف میکنم.» («آموزش فا در کنفرانس فای سانفرانسیسکو ۲۰۱۴»، آموزش فا در کنفرانس، جلد سیزدهم)
از اینکه دوباره این بخش را خواندم خوشحال شدم و فکر کردم نجات این افراد باید آسان باشد.
احساس کردم استاد از آن زمان، آن مانع را برداشتهاند و مردم مشتاقانه منتظر نجات هستند .مسیر تزکیه ما را استاد نظم و ترتیب دادهاند و فقط باید به سخنان ایشان گوش دهیم .تنها وظیفه تمرینکنندگان دافا نجات مردم است و ما در این دنیای بشری، کار دیگری نداریم که انجام دهیم. استاد در مسیر تزکیه ما، آزار و شکنجه را نظم و ترتیب ندادهاند، بنابراین باید چنین نظم و ترتیباتی را بهطور کامل نفی کنیم، ازجمله خودِ وجود نیروهای کهن را.
از آن زمان، با کمک ما افراد بیشتری از ح.ک.چ خارج شدهاند.
فرستادن افکار درست
هر روز صبح، پیش از ترک خانه، افکار درست میفرستیم: «قرار است به بازار برویم تا حقیقت را برای مردم روشن کنیم .استاد، لطفاً از ما محافظت کنید و ترتیبی دهید که افراد دارای رابطه تقدیری برای شنیدن حقیقت نزد ما بیایند .کسانی که قصد آسیبرساندن به ما را دارند، اجازه ندارند به ما نزدیک شوند.»
به این درک رسیدیم که هر تمرینکننده دافا قدرت الهی دارد، بنابراین در طول مسیر نیز به فرستادن افکار درست ادامه میدهیم .پس از رسیدن به مقصد، این فکر را میفرستم: «ای موجودات ذیشعور، شما میلیونها سال منتظر بودهاید تا نجات یابید .این فرصت را از دست ندهید .من طبق قولی که دادم آمدهام. خوب باشید و بیایید حقیقت را بشنوید!» در آن لحظات، چشمانم سرشار از نیکخواهی است و مردم دونفردونفر برای شنیدن حقیقت نزد ما میآیند، انگار از قبل قرار گذاشتهاند .یاد گرفتم که حقیقت را سریع برای مردم روشن کنم .همه آنها حقیقت را درک میکنند و درصد افرادی که از ح.ک.چ خارج میشوند، بسیار بالاست.
یک بار به ایستگاه اتوبوس شلوغی رفتم و فکری فرستادم تا افراد دارای رابطه تقدیری در آنجا بمانند و دیگران بروند .طولی نکشید که کسانی که مانده بودند، حقیقت را شنیدند و از ح.ک.چ خارج شدند .واقعاً شگفتانگیز بود.
نگاه به درون و ارتقای شینشینگ
وقتی تعداد افرادی که از ح.ک.چ خارج میشوند افزایش مییابد، ممکن است بهآسانی وابستگیهایی مانند شوروشوق بیشازحد، رضایت از خود، شهرتطلبی، تکبر و اینکه همیشه خودمان را محق بدانیم، در ما شکل بگیرد .هر بار که این وابستگیها آشکار میشوند، خوشحال میشوم، زیرا استاد ما را آگاه میکنند تا بتوانیم ارتقا یابیم.
یک بار در بازار، با چند نفر صحبت کردیم، اما هیچیک موافقت نکردند از ح.ک.چ خارج شوند و نشان یادبود دافا را نیز نپذیرفتند. بلافاصله هشیار شدم .آیا کار اشتباهی کرده بودم؟ بهسرعت خودم را اصلاح کردم و افکار درست فرستادم و از استاد خواستم به من قدرت و توان ببخشند.
همچنین با افرادی روبهرو شدم که موافقت میکردند از ح.ک.چ خارج شوند، اما وقتی نامی برایشان انتخاب میکردم، نظرشان عوض میشد .وقتی به درون نگاه کردم، متوجه شدم که به شهرت وابستگی دارم .یک بار نام بیش از صد نفر را که از ح.ک.چ خارج شده بودند، جمعآوری کردیم، اما تمرینکنندهای که اسامی را در وبسایت ثبت میکرد، یکی از نامها را گم کرد .پس از درخواست کمک از استاد، آن را پیدا کردیم .نام گمشده «خوشحالی» بود .ازطریق این اتفاق، وابستگیمان به شوروشوق بیشازحد را پیدا کردیم.
روزی از اطراف درپوش توالتِ دستشوییام، آب سرریز شد و تمام کف زمین را فراگرفت .وقتی متوجه شدم که استاد به وابستگیام به رضایت از خود اشاره کردهاند، جریان آب بلافاصله قطع و مشکل خودبهخود برطرف شد .معجزهآسا بود .از استاد بابت مراقبت و راهنماییشان سپاسگزارم.
دو ماه پیش، همراه تمرینکنندهای به نام ون، سوار بر یک سهچرخه از بازار برمیگشتیم که با وسیله نقلیه دیگری تصادف کردیم. سهچرخه واژگون شد و هردو به زمین افتادیم .بلافاصله فریاد زدم: «استاد، نجاتم دهید!» آسیبی ندیدم و میدانستم که استاد از من محافظت کردهاند .مچ دست راست ون شکست و به بیمارستان رفت. به درون نگاه کردم و به دو موضوع پی بردم .نخست اینکه ون میتوانست ازطریق این اتفاق ارتقا یابد و دوم اینکه من به او وابسته شده بودم. اگر ون نمیتوانست همراهم بیاید، نمیدانستم باید چهکار کنم .پس از کمی فکرکردن، تصمیم گرفتم بهتنهایی برای روشنگری حقیقت بیرون بروم .چون استاد همراهم بودند، دلیلی برای ترسیدن نداشتم. بهلطف استاد و تحت نیکخواهی ایشان، برای روشنگری حقیقت به مکانهای بیشتری رفتم و به افراد بیشتری کمک کردم از ح.ک.چ خارج شوند .بهتدریج به روشنگری حقیقت بهتنهایی عادت کردم .ون پس از یک ماه و نیم برگشت .مچ دستش بهبود یافته و در تزکیه نیز پیشرفت کرده بود. روز بعد، همراه من برای روشنگری حقیقت بیرون آمد .فقط طی دو ساعت، ۵۸ نفر از ح.ک.چ خارج شدند که شش نفر از آنها با کمک ون بود .او واقعاً رشد و پیشرفت زیادی کرده بود.
دو هفته پیش، به یک بازار بزرگ روستایی نسبتاً دور رفتیم .پس از اینکه به بیش از ۵۰ نفر کمک کردیم از ح.ک.چ خارج شوند، زن سالمندی که حقیقت را درک کرده بود، پیش من آمد و گفت: «بهتر است زود از اینجا بروید .پلیس اینجاست .عجله کنید و بروید.» بلافاصله آنجا را ترک کردیم .میدانستم که استاد به ما کمک میکنند. دو روز بعد، به بازار روستایی دیگری رفتیم .تازه به بیش از 12 نفر کمک کرده بودیم از ح.ک.چ خارج شوند که یک مأمور پلیس مرد و یک مأمور زن از بازار بزرگ بیرون آمدند و به ما نزدیک شدند. نشانهای یادبود دافا را از دستم قاپیدند و گفتند که آنجا را ترک کنیم. بعداً تمرینکننده دیگری به من گفت: «بهلطف استاد، سالم برگشتی .بسیاری از تمرینکنندگانی که بیرون میروند تا حقیقت را روشن کنند، دستگیر شدهاند .شاید افکارت درست بوده است. مأموران پلیس هم انسانهایی هستند که باید نجات یابند .آنها نباید تو را دستگیر کنند!»
پس از این اتفاق، به درون نگاه کردم و وابستگیام به شوروشوق بیشازحد را یافتم؛ وابستگیای که نیروهای شیطانی از آن سوءاستفاده کرده بودند .امیدوارم دیگر هرگز با آن مأموران روبهرو نشوم تا مرتکب اعمالی نشوند که برایشان کارما ایجاد کند!
در مسیر تزکیه، ارتقای خودمان همیشه در اولویت است .همزمان با نجات مردم، خودمان را نیز تزکیه میکنیم، بهسرعت با دافا همگون میشویم، شینشینگمان را بهسرعت ارتقا میدهیم و تا پایان اصلاح فا، مسیر تزکیهای را که استاد برایمان ترتیب دادهاند طی میکنیم و همراه استاد به خانه حقیقیمان بازمیگردیم.
لطفاً اگر چیزی در نوشتهام با فا مطابقت ندارد، آن را گوشزد کنید .امیدوارم همتمرینکنندگان تصوراتشان را تغییر دهند و هرچه سریعتر افراد بیشتری را نجات دهند.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.