(Minghui.org)
درود، استاد ارجمند! درود، همتمرینکنندگان!
در سال ۲۰۰۴ خوشاقبال بودم که تزکیه در فالون دافا را آغاز کردم و اندکی بعد کارگاه مینگهویی را راهاندازی کردم. در سال ۲۰۰۸، مسئولیت هماهنگی مسابقه آوازخوانی اِنتیدی در تایوان را برعهده گرفتم و گروه را برای شرکت در مرحله نهایی مسابقات در شهر نیویورک همراهی کردم. در دهه گذشته، هماهنگکننده تمرینکنندگان فالون دافا در شهر چیایی بودهام. تصور میکردم که انجام سختکوشانه کارهای هماهنگی، همان تزکیه من است.
استاد به ما گفتهاند:
«سفر تزکیه چیزی نیست جز روند دائمی رهاکردن وابستگیهای بشری.» (سخنرانی اول، جوآن فالون)
وقتی کارم را با تزکیه یکی میدانستم، نمیتوانستم وابستگیهایم را از بین ببرم و درنهایت وابستگیهای جدیدی را نیز در خودم رشد میدادم.
مادرشوهرم که با من زندگی میکرد در سال ۲۰۲۲، دچار بیماریای جدی شد. در وضعیت سلامتی خودم نیز مشکلاتی به وجود آمد. احساس میکردم وضعیت تزکیهام بسیار بد است. سرانجام از مسئولیت هماهنگی کنارهگیری کردم، زیرا احساس میکردم دیگر شایستگی انجام این مسئولیت را ندارم.
قصد داشتم برای شرکت در جلسهای درباره تبلیغ اجراهای شن یون، به شهری دیگر بروم، اما حدود یک ساعت پیش از زمان حرکت، ناگهان احساس سرگیجه و تعریق کردم. با عجله به توالت رفتم و دچار استفراغ و اسهال شدیدی شدم که متوقف نمیشد. نزدیک بود هشیاریام را از دست بدهم. در ذهنم از استاد درخواست کردم که نجاتم دهند. بهتدریج حالم بهتر شد، اما همچنان احساس ضعف میکردم. بااینحال، دوش گرفتم، لباسهایم را عوض کردم و راهی جلسه شدم.
در جلسه، بهشدت پیشنهاد کردم که تعداد اجراها را افزایش دهیم. با تلاش سخت همتمرینکنندگان محلی و همکاری هماهنگ تمرینکنندگان شهرهای دیگر، بلیت همه اجراها به فروش رفت و صندلیهای بیشتری نیز به ظرفیت اضافه شد. از این تجربه آموختم که هر چیزی که ظاهراً عادی به نظر میرسد، ازجمله سخنان ما و جلساتی که در آنها شرکت میکنیم، از پیش نظم و ترتیب داده شده است و هیچ چیزی تصادفی نیست. اگر از نظم و ترتیبات نیروهای کهن پیروی کنیم، از نظم و ترتیبات استاد منحرف خواهیم شد.
ازبرکردن فا به من کمک میکند خود حقیقیام را پیدا کنم
تمرینکنندگان در چیایی، گروه مطالعه ویژهای تشکیل دادند تا با هم فا را ازبر کنند. این کاری بود که بیش از هر چیز دیگری مشتاقانه منتظرش بودم. هر بار پس از ازبرکردن گروهی فا، احساس میکردم سرشار از انرژی شدهام.
مهمتر از همه، درک عمیقتری از فا به دست آوردم. متوجه شدم وقتی سطح تزکیه فرد تنزل میکند، بهآسانی ممکن است افکاری منفی درباره خودش و دیگران پیدا کند. اما روند ازبرکردن فا، روند پاکسازی مکرر وابستگیهای پنهان است. این کار به من فهماند که آن وابستگیها خود حقیقی من نیستند، بلکه خود حقیقیام را پوشاندهاند. ازبرکردن فا کمک کرد سرشت حقیقیام را پیدا و افکار درستم را تقویت کنم. پس از اینکه درکم از اصول فا، تا سطح معینی ارتقا یافت، متوجه شدم هنگام خواندن دوباره کلمات، معانی دیگری نیز در آنها نهفته است. درواقع، تکتک کلمات کتاب جوآن فالون آسمانی هستند.
نگرانی درباره تنزل سطح، خود وابستگی دیگری است
میدانم که تزکیه موضوعی جدی است و هنوز وابستگیهای زیادی دارم؛ ازجمله وابستگی به خودنمایی، شهوت، حسادت، راحتطلبی، ازخودراضیبودن و شهرت و اعتبار. باید این وابستگیها را جدی بگیرم و از بین ببرم. به همین دلیل، وقتی همتمرینکنندگان نخستین بار از من خواستند مقالهای درباره تجربههای تزکیهام بنویسم، تمایلی به این کار نداشتم. فکر میکردم چون در تزکیه عملکرد خوبی نداشتهام، تجربههایم نمیتوانند کمکی به دیگران کنند. همچنین نگران بودم که اگر مورد تحسین قرار بگیرم یا وابستگی به خودنمایی در من ایجاد شود، سطح تزکیهام تنزل کند.
با تأمل و نگاه به درون، متوجه شدم که نباید برای محافظت از خودم از نوشتن تجربهام طفره بروم، بلکه باید با ذهنی پاک و نوعدوستانه بنویسم.
سرانجام تصمیم گرفتم آن را امتحان کنم. روند نوشتن، خود روندی از تزکیه بود. نوشتم که چگونه همتمرینکنندگان منطقه ما برای تبلیغ موفقیتآمیز شن یون با یکدیگر همکاری کردند و چگونه با نگاه به درون، وابستگیام به شهرت و اعتبار را از بین بردم. پس از اینکه یکی از همتمرینکنندگان نوشتهام را خواند و نظرش را بیان کرد، تشویق شدم. از نظم و ترتیبات هوشمندانه استاد سپاسگزارم!
هشدار دادن به خودم درباره احساس برتری
بهدلیل موقعیت شغلیام و اینکه بیش از ۱۰ سال هماهنگکننده منطقه بودم، به اصلاح دیگران و کمک به آنها برای بهترشدن عادت کرده بودم. ناخودآگاه احساس برتری میکردم. پس از اینکه در تزکیه دچار لغزش شدم، ازبرکردن فا به من کمک کرد بفهمم تنها کاری که باید انجام دهم این است که به دیگران یادآوری کنم و برایشان آرزوی خیر داشته باشم، زیرا استاد از تکتک شاگردان مراقبت میکنند. ازآنجاکه هرکسی عهد و پیمانهای متفاوتی دارد و باید کارهای متفاوتی انجام دهد و استاد برای تزکیه هر مرید نظم و ترتیبات دقیقی در نظر گرفتهاند، تنها کاری که من باید انجام دهم، بهبود شینشینگ خودم است. اگر همه بتوانیم با همین دیدگاه به تزکیه نگاه کنیم، محیطمان بهتر خواهد شد و کار پروژههایمان نیز پیشرفت خواهد کرد.
مشاهداتم این موضوع را تأیید میکند. وقتی شینشینگ یکی از همتمرینکنندگان بهبود یافت، پروژهها و مسئولیتهای جدیدی به او واگذار شد. هر مرحله درست مانند ترتیبی منظم پیش رفت.
علاوهبر این، هرگونه تعارض میان تمرینکنندگان و هر سخن ناخوشایندی که خطاب به من گفته میشد، درنهایت به اتفاقات خوبی تبدیل میشد. آنها فرصتهای بزرگی بودند تا به درونم نگاه و پیشرفت کنم.
برای مثال، پس از بیش از ۱۰ سال هماهنگی کار تبلیغ شن یون، تصورات و عقایدی در من شکل گرفته بود. همیشه فکر میکردم همتمرینکنندگان باید به این یا آن موضوع توجه کنند یا کارها را به این یا آن شکل انجام دهند. در حقیقت، پس از کنارهگیری از مسئولیت هماهنگی، باید نقش یک همکار و پشتیبان را ایفا میکردم.
سال ۲۰۲۶ چالش جدیدی به همراه داشت. این نخستین بار بود که قرار بود پنج اجرای شن یون در چیایی برگزار شود. از تعارضهای گذشته میان برخی از اعضای اصلی گروه تبلیغات آگاه بودم؛ بنابراین با تکتک آنها جداگانه صحبت کردم. وقتی ذهنیت رقابتجویی یکی از همتمرینکنندگان را به او گوشزد کردم، او گفت: «چرا به همتمرینکنندگان اعتماد نمیکنی؟» این حرف ضربه بزرگی به ذهنم وارد کرد! احساس کردم سخنانش مرا از خواب غفلت بیدار کرد. معلوم شد که مشکل از خودم بود. بیاعتمادی من باعث شده بود او ذهنیت رقابتجویی پیدا کند. ناگهان احساس کردم بار سنگینی از دوشم برداشته شده است. پس از اصلاح تصوراتم، کارهایی که در ادامه انجام دادیم به نتیجهای فراتر از انتظار رسید.
استاد به ما گفتهاند:
«سطح گونگ فرد به بلندی سطح شینشینگ اوست.» (سخنرانی سوم، جوآن فالون)
پس از اینکه شینشینگ خود را بهبود بخشیدیم، استاد آرزویمان را برآورده کردند. بلیتهای هر پنج اجرای چیایی بدون هیچ مشکلی به فروش رفت.
روشنگری حقیقت برای افراد برجسته و صاحبمنصب
هماهنگکننده اصلی پروژهمان امیدوار بود که بتوانیم برای افراد برجسته و صاحبمنصب، بیشتر به روشنگری حقیقت بپردازیم و از من خواست که اگر میتوانم هماهنگی این گروه را برعهده بگیرم. در ابتدا نپذیرفتم، زیرا نگران بودم اگر مسئولیتهای زیادی را بر دوش بگیرم، دوباره دچار لغزش شوم. اما بعداً از خودم پرسیدم: «هیچچیزی تصادفی نیست. آیا استاد درحال ترتیبدادن این هستند که مسئولیتهای بیشتری برعهده بگیرم؟ همتمرینکنندگان در پروژههای مختلف با تمام توان تلاش میکنند، اما همچنان ارتباط میان پروژهها کافی نیست و منابع پراکندهاند. اگر بتوانم بخشی از کار هماهنگی را انجام دهم، میتوانم نیروهایمان را گرد هم بیاورم و کل بدن واحدمان را نیرومندتر کنم.» بنابراین پذیرفتم این مسئولیت را برعهده بگیرم.
با تلاش هماهنگ همتمرینکنندگان، دعوت از افراد برجسته و صاحبمنصب برای شرکت در فعالیتهایمان بهخوبی پیش رفت. به دیدار قانونگذاران و فرماندار شهرستانمان رفتیم. فرماندار حمایت زیادی از فالون دافا و شن یون نشان داد و امسال تقدیرنامهای برای گروه هنرهای نمایشی شن یون صادر کرد.
یکی از نمایندگان مجلس به تمرینکنندهای که به دیدارش رفته بود گفت که پس از پذیرفتن مصاحبه رسانهای ما در اوایل همان سال، تهدید به بمبگذاری دریافت کرده و گروه بزرگی از مأموران پلیس خانهاش را برای یافتن بمب بازرسی کرده بودند. این نماینده دلسرد نشد. نهتنها دعوت ما را پذیرفت و در فعالیتهایمان شرکت کرد، بلکه با مصاحبه دیگری نیز موافقت کرد. از حمایت شجاعانه این نماینده خوشحال بودم و بابت تلاشهای پیگیرانه همتمرینکنندگان در روشنگری حقیقت سپاسگزار بودم.
هماهنگی فعالیتهای روشنگری حقیقت
امسال برنامهریزی کردیم که جشن روز جهانی فالون دافا را بهشکل یک نمایشگاه و جشنواره در چیایی برگزار کنیم. در جشنهای سالهای گذشته، عمدتاً تمرینکنندگان شرکت میکردند. امیدوار بودیم امسال افراد بیشتری که تمرینکننده نیستند نیز در آن مشارکت کنند. اجاره فضای برگزاری جشنواره گران بود، اما فکر میکردم ارزشش را دارد. حتی برایم مهم نبود که هزینه اجاره را شخصاً بپردازم. سرانجام یکی از همتمرینکنندگان کسبوکاری را پیدا کرد که هزینه اجاره را تقبل کرد.
بسیاری از مردم بهخاطر برگزاری چنین جشن معناداری از ما تشکر کردند. به ما گفتند تعداد شرکتکنندگان رکورد تعداد حاضران در فضای اجارهشده را شکسته است. انتظار داشتیم ۱۵۰۰ نفر در جشنمان شرکت کنند، اما تعداد واقعی بسیار بیشتر بود. بیش از نیمی از شرکتکنندگان تمرینکننده نبودند. مقامهای دولتی سخنرانیهایی در تحسین فالون دافا ایراد کردند. نمایندگان نیز فعالیتهای ما را به دیگران توصیه و مردم را تشویق کردند که درباره فالون دافا بیشتر بدانند. این برنامه بهدلیل تلاش مشترک همه تمرینکنندگان موفقیت بزرگی بود.
استاد به ما گفتهاند:
«بنابراین، درخصوص مریدان دافا در هر منطقهای، شما اساساً امید موجودات آن منطقه برای نجات یافتن هستید - درواقع، تنها امیدشان.» (آموزشها در کنفرانس بینالمللی نیویورک در سال ۲۰۰۴)
وقتی تمرینکنندگان فالون دافا حس عدالتخواهی را در مردم بیدار میکنند، آنها فرصت مییابند انتخابهای خوبی برای خودشان داشته باشند، زیرا همه مردم برای فا آمدهاند.
تزکیه شخصیام از کار هماهنگیام بسیار بهره برده است. کوشایی و افکار درست همتمرینکنندگان به من انگیزه داده است که پیشرفت کنم. وقتی کارها را با مبنای نوعدوستی آغاز میکنیم، استاد پایه و اساس همه کارهایی را که انجام میدهیم فراهم میکنند.
ما بهعنوان مریدان فالون دافا باید مسیر تزکیه خود را بهخوبی بپیماییم، به درون نگاه کنیم و سه کار را بهخوبی انجام دهیم.
مطالب بالا درک شخصی من است. لطفاً اگر مورد نامناسبی وجود دارد، به من تذکر دهید.
سپاسگزارم، استاد!سپاسگزارم، همتمرینکنندگان!
(ارائهشده در کنفرانس تبادل تجربه تزکیه فالون دافا در تایوان در سال ۲۰۲۶)
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.