(Minghui.org) در جوانی، با مشکلاتی در دندانهایم مواجه شدم که باعث پوسیدگی یکی از دندانهایم شد. حدود بیستوچند سال پیش، به من گفته شد که آن پوسیدگی عمیقتر شده و به لثهام رسیده است، بنابراین دندانپزشک برای محافظت از لثه، حفره داخل دندانم را پر کرد. آن پُرکردگی در سال ۲۰۱۹ بیرون افتاد، بنابراین به دندانپزشک مراجعه کردم و دوباره آن را پر کردم.
در اوت۲۰۲۵، یک شب با درد شدید همان دندان پوسیدهام از خواب بیدار شدم. با خودم فکر کردم: چرا ناگهان دنداندرد شدیدی گرفتهام؟ آیا درحال پرداخت یک بدهی کارمایی هستم؟ یا اینکه آن شکلی از آزار و شکنجه توسط نیروهای پنهان و اهریمنی است؟
اکنون ۶۵ساله هستم و سالهاست فالون دافا را تمرین میکنم. به درون نگاه کردم تا هرگونه کاستیام را بیابم، اما در آن زمان، چیزی پیدا نکردم. به یاد آوردم که استاد به ما میگویند هر آنچه در زندگی با آن روبهرو میشویم، چه خوب و چه بد، فرصتی برای پیشرفت در تزکیه است.
شروع به گوشدادن به پادکستهای تبادل تجربه تزکیه سایر تمرینکنندگان در وبسایت مینگهویی کردم که آنها را در تلفن همراهم ذخیره کرده بودم. بعداً خوابم برد و درست بهموقع برای فرستادن افکار درست در ساعت ۶ صبح بیدار شدم. اما فرستادن افکار درست در ساعت ۱۲ نیمهشب و همچنین انجام تمرینات در ساعت ۳ صبح را از دست داده بودم.
در طول روز، دندان پوسیده کمی کرختی داشت، اما درد نداشت. سعی کردم علت دنداندردم را پیدا کنم و به همسرم گفتم: «کارت بیمه درمانی من پیش توست و با آن، به نام من انواع داروها را میخری. این تقلب است و کار درستی نیست. من تمرینکننده دافا هستم و نمیتوانم برخلاف اصول حقیقت، نیکخواهی، بردباری عمل کنم. باید کارتی را که به نام من صادر شده است به من بدهی.»
همسرم با عصبانیت گفت: «تو بعداز اخراج غیرقانونیات توسط حزب کمونیست چین بهخاطر باورت به دافا، شغلت را از دست دادی و من هم بیمه درمانی و هم حقبیمه تأمین اجتماعیات را پرداخت کردهام. همه اینها پول من است.»
گفتم: «اینها به نام من خریداری شدهاند، پس متعلق به من هستند. باید کارت را به من بدهی.» و برایش توضیح دادم که چرا باید به این صورت عمل کنیم. درنهایت او با اکراه کارت را بهسویم پرت کرد.
آن شب، تازه به خواب رفته بودم که دوباره دنداندرد مرا بیدار کرد. به اتاق دیگری رفتم و با تلفن همراهم شروع به گوشدادن به پادکستهای وبسایت مینگهویی کردم. خوابم برد، اما زنگ ساعت مرا برای انجام تمرینات دافا در ساعت ۳ صبح بیدار کرد. بلند شدم و تمرینات را انجام دادم، اما فرستادن افکار درست در ساعت ۱۲ نیمهشب را از دست داده بودم.
صبح روز بعد، همسرم از من خواست با او نزد دندانپزشک بروم. موافقت کردم، زیرا میخواستم بدانم آیا دوباره مشکلی در پُرکردگی ایجاد شده است یا نه. دندانپزشک گفت که هیچ مشکلی در پرکردگی وجود ندارد و درد ناشی از عصب در لثه است. او گفت لازم است پرشدگی دندان پوسیده را خارج کنند، آن را تمیز کنند، با دارو عصب را از بین ببرند و پس از تثبیت وضعیت، دوباره حفره را پر کنند. از دندانپزشک تشکر کردم و همراه همسرم به خانه بازگشتم.
عصر همان روز، نزد یکی از همتمرینکنندگان رفتم تا درباره موضوع دنداندردم صحبت کنم. به او گفتم که در زمینه تزکیه گفتار و سایر وابستگیهای مختلفم در زندگی روزمره، به درون نگاه کردهام، اما به نظر نمیرسد هیچکدام علت دنداندرد باشد. درباره علت بازگشت مکرر دنداندردم کمی سردرگم بودم.
او گفت: «استاد در جوآن فالون برای ما توضیح دادهاند که جدا از کارمای عظیمی که استاد برای ما متحمل شدهاند و سهمی که بسیاری دیگر در نتیجه تزکیه ما متحمل شدهاند، بخش باقیمانده به قسمتهای متعدد تقسیم میشود و در سطوح مختلف تزکیه ما قرار میگیرد تا برای ارتقای شینشینگ ما، تبدیل کارمایمان و افزایش گونگمان مورد استفاده قرار گیرد. این میتواند علت دنداندرد تو باشد.»
به تبادل تجربه ادامه دادیم و فکر کردیم چون دنداندرد با فعالیتهایم در زمینه روشنگری حقیقت برای اعتباربخشی به فا و انجام سه کار مداخله میکند، باید این مداخله را با افکار درست از بین ببریم.
آن همتمرینکننده همچنین اشاره کرد که اگر علت دنداندرد مربوط به تسویه یک بدهی کارمایی باشد، میتوانیم آن را با ارائه راهحلهای نیکخواهانه حلوفصل کنیم. اما احساس میکردم دلیلش چنین چیزی نیست.
همچنین تبادل تجربه کردیم که استاد بارها به ما گفتهاند که در مواجهه با هر مسئلهای، به درون نگاه کنیم. بسیار تلاش کردم تا هر رخنه پنهانی را که ممکن بود هنوز داشته باشم بیرون بکشم.
به یاد آوردم سالها پیش که برای مشاوره نزد دندانپزشک رفتم، همسرم برای نخستین بار کارت بیمه درمانی را به من نشان داد و گفت پولی هست که میتوانم توسط این کارت از آن استفاده کنم. همچنین به یاد آوردم زمانی که همسرم میخواست برایم بیمه تهیه کند، من فقط با بیمه پایه بازنشستگی سالمندی موافقت کردم. او آن زمان با من موافقت کرد، اما درواقع بیمه درمانی را نیز برایم گرفت.
پس از اینکه دندان پوسیدهام را ترمیم کردم، فکر کردم: کارت بیمه درمانی بیش از ۱۰هزار یوان اعتبار دارد که میتوانم از آن استفاده کنم. این بار برای صرفهجویی در هزینه، از مواد پرکننده ساخت چین استفاده کرده بودم. فکر کردم اگر دوباره نیاز به ترمیم داشته باشم، برای نتیجه بهتر از مواد دندانپزشکی وارداتی استفاده خواهم کرد. سپس به خودم یادآوری کردم: من تمرینکننده دافا هستم و دیگر مشکل دندان نخواهم داشت. امیدوارم دندان پوسیدهام به یک دندان سالم تبدیل شوند.
اما دندان پوسیده چند بار دیگر نیز بیحس و کرخت شد و زمانی که وضعیت بد میشد، نگران میشدم و فکر میکردم اگر لثهام عفونی شود، قطعاً دفعه بعد از مواد دندانپزشکی وارداتی استفاده خواهم کرد.
چنین فکری خود یک شکاف در تزکیهام بود، من مانند فردی عادی نگران بودم و همچنان به چگونگی درمان دندانم وابسته بودم. این امر به شیطان فرصتی داد تا با من مداخله کند.
درحالیکه در سطحی ژرفتر تبادل تجربه میکردیم، به درک مشترکی رسیدیم: باید از تعالیم استاد پیروی کنیم و دیگر دنداندردم را بهعنوان یک بیماری تلقی نکنیم، زیرا استاد از همان ابتدا، تمام کارمای بیماری ما را برطرف کردهاند. دنداندرد من ناشی از بهاصطلاح عفونت و پوسیدگی ناشی از ویروس یا باکتری نیست، زیرا چنین چیزهایی نمیتوانند وارد بدنم شوند که با ماده با انرژی بالا پر شده است.
دنداندرد من ناشی از کارماست و این روند دردناک صرفاً پاکسازی کارمای باقیمانده من است. اما زمانی که در اعتباربخشی به فا و انجام سه کار ما اختلال ایجاد میکند، آزار و شکنجه توسط نفوذ اهریمنی است و باید آن را کاملاً انکار کنیم و آزار و شکنجه را از بین ببریم، درحالیکه همزمان به درون نگاه میکنیم تا خود را اصلاح کنیم.
هردو فکر کردیم کاری که انجام دادم کار درستی بود، اینکه کارت بیمه درمانیام را از همسرم پس گرفتم تا او نتواند با کارتی که به نام من صادر شده است دارو بخرد. کاری که انجام دادم مطابق اصول فا بود و آن شکاف را در تزکیهام بست.
من و آن همتمرینکننده احساس کردیم تبادل تجربه جامع ما بسیار خوب بود، بهویژه اکنون که تزکیه در دوران اصلاح فا، به پایان نزدیک میشود و معیارها برای تمرینکنندگان دافا اکنون بالاتر و سختگیرانهتر شده است. حتی یک فکر نادرست میتواند به روزنه و شکافی در تزکیه ما منجر شود که شیطان میتواند از آن، برای توجیه آزار و شکنجه استفاده کند.
پساز گفتوگویمان، آن شب خواب بسیار خوبی داشتم و فرستادن افکار درست در ساعت ۱۲ نیمهشب یا انجام تمرینات در ساعت ۳ صبح را از دست ندادم. همهچیز به حالت عادی بازگشت. همسرم واقعاً شگفتزده شد که دنداندردم فقط در عرض دو روز و بدون هیچ درمانی از بین رفت.
از زمانی که شروع به نوشتن این تبادل تجربه کردهام پنج شش روز گذشته است. واقعاً شگفتانگیز است که وقتی به درون نگاه کردم، کاستیهایم را یافتم و خودم را اصلاح کردم دنداندرد شدیدم کاملاً ناپدید شد. همه ما میدانیم که استاد نیکخواه وقتی دیدند شینشینگم ارتقا یافته است، کارمایم را متحمل شدند و آن را برطرف کردند. متشکرم استاد!
آنچه در بالا آمد صرفاً درک شخصی من است. لطفاً هر مورد نامناسبی را در این تبادل تجربه گوشزد کنید.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.