(Minghui.org) تمرین فالون دافا را در سال ۱۹۹۸ شروع کردم تا بیماری‌هایم شفا یابد و سالم شوم. در آن زمان، وضعیت سلامتی‌ بسیار بدی داشتم. پُرکاری تیروئید، التهاب مویرگ‌های داخلی کلیه و ضعف اعصاب داشتم که باعث ضعف و ناتوانی در من می‌شد. نمی‌توانستم کار کنم یا حتی کارهای خانه‌ را انجام دهم. صورتم پر از کک و مک بود، رنگ پوستم زرد و موهایم خشک بود. اگر موهایم را زیاد می‌شستم، مقدار زیادی از آن می‌ریخت.

کمی بعد از شروع تمرین دافا، تمام بیماری‌هایم از بین رفت. احساس شادی می‌کردم، سریع راه می‌رفتم و حتی دلم می‌خواست موقع راه رفتن جست‌وخیز کنم. می‌توانستم دوچرخه‌ام را از پله‌ها بالا ببرم و احساس خستگی نمی‌کردم. پوستم می‌درخشید و کک و مک‌هایم ناپدید شدند. موهایم که خشک و مایل به زرد بود، ضخیم، براق و تیره شد. فالون دافا به من زندگی جدیدی بخشید و دیدگاهم نسبت به زندگی تغییر کرد.

ازآنجا‌که از نظر جسمی خیلی تغییر کرده بودم و جوان‌تر به نظر می‌رسیدم، مردم اغلب از من تعریف می‌کردند. از این فرصت استفاده می‌کردم تا حقایق را برایشان روشن کنم و به این ترتیب، به زیبایی دافا اعتبار ببخشم.

موهایم یک آرایشگر را تحت تأثیر قرار داد

یک بار برای کوتاه کردن مو به آرایشگاه رفتم و صاحب آرایشگاه، که مرد جوانی بود، مؤدبانه به من سلام کرد. او یک کاور روی من انداخت و یک نوار کاغذی سفید دور گردنم بست تا یقه کاور با پوستم تماس پیدا نکند. متوجه این نکته شدم و او را به‌خاطر ملاحظه‌کاری و رویکرد مشتری‌مدارانه‌اش تحسین کردم. او پاسخ داد: «این وظیفه من است.»

او قیچی‌اش را برداشت و درحالی‌که می‌پرسید دوست دارم چه مدلی موهایم کوتاه شود، پرسید: «موهایت خیلی خوب به نظر می‌رسند، چطور آن‌ها را اینقدر تیره و براق نگه می‌داری؟»

پاسخ دادم: «پوست و مویم همیشه این‌طور نبود. صورتم پر از کک و مک بود، رنگ پوستم تیره بود و موهایم مثل کاه خشک شده و خیلی شکننده بود. هر بار که موهایم را می‌شستم، مقدار زیادی از موهایم می‌ریخت، بنابراین کار خاصی نمی‌کردم.»

او پرسید: «پس چطور موهایت بهبود پیدا کرد؟»

گفتم: «بعد از ۳۰سالگی، به بیماری‌هایی مبتلا شدم و اکنون بیش از ۶۰ سال دارم. گرچه پرکاری تیروئید و التهاب مویرگ‌های داخلی کلیه به اندازه سرطان وخیم نیستند، اما باعث ضعفم می‌شدند و کمردرد و بی‌خوابی داشتم. طب سنتی چینی، طب غربی و درمان‌های سنتی و محلی را امتحان کردم، اما هیچ‌کدام مؤثر نبودند. نمی‌توانستم شغلی داشته باشم و درنهایت در رختخواب افتادم. در سال ۱۹۹۸، تمرین فالون دافا را شروع کردم. در عرض کمی بیش از یک ماه، تمام بیماری‌هایم ناپدید شد. آنقدر سالم شدم که پوستم درخشان و موهایم تیره شد.»

او به من گفت که مردم زادگاهش فالون دافا را تمرین می‌کردند، اما مجبور به رها کردن این تمرین شدند، وگرنه مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتند.

به او گفتم: «دافا با پیروی از اصول حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری به مردم می‌آموزد که خوب باشند. ما نباید طمع‌کار باشیم یا از دیگران سوءاستفاده کنیم. وقتی اختلافاتی پیش می‌آید، به‌دنبال عیب‌های خودمان می‌گردیم، در هر کاری که انجام می‌دهیم اول دیگران را در نظر می‌گیریم، مهربان هستیم و طرز برخورد خوبی داریم. ازآنجا‌که تمرین‌کنندگان افراد خوبی هستند، به اخلاقیات توجه می‌کنیم، به‌جای دیگران متحمل ضرر می‌شویم و به‌خاطر منفعت‌طلبی، به کسی آسیب نمی‌رسانیم. به همین دلیل، وضعیت سلامتی ما خوب است. بیماری‌های پیچیده بسیاری از افراد پس از شروع تمرین فالون دافا برطرف شد. بعداً افراد بیشتری، ازجمله تمام خانواده‌ها، شروع به تمرین کردند. ازطریق ترویج کلامی و از فردی به فرد دیگر، تعداد افرادی که دافا را تمرین می‌کردند از ۱۰۰میلیون نفر فراتر رفت.»

او پرسید: «چرا اکنون به مردم اجازه تمرین داده نمی‌شود؟»

پاسخ دادم: «در آن زمان، تعداد افرادی که دافا را تمرین می‌کردند، از تعداد اعضای حزب کمونیست چین (ح.‌ک.‌چ) بیشتر شد. جیانگ زمین [رهبر سابق ح‌.ک‌.چ] از روی حسادت اصرار بر سرکوب آن داشت. جیانگ و حزب برای بدنام کردن دافا دروغ‌هایی ساختند. به‌عنوان‌مثال، آن‌ها «حقه خودسوزی در میدان تیان‌آن‌من» را سر هم کردند. تلویزیون و روزنامه‌ها همچنان به پخش دروغ و تبلیغات ادامه می‌دهند و مردم جرئت نمی‌کنند از فالون دافا نام ببرند، زیرا می‌ترسند مشکلی برایشان ایجاد شود.»

او گفت: «دافا برای سلامتی مردم مفید است، اما شما نمی‌توانید علیه ح.‌ک.‌چ کاری کنید.»

پاسخ دادم: «آیا تابه‌حال درباره قتل‌عام تیان‌آنمن در ۴ژوئن۱۹۸۹ چیزی شنیده‌ای؟ این‌همه دانشجوی بی‌گناه کشته شدند، اما اخبار تلویزیون ادعا کرد که حتی یک تیر هم شلیک نشده و حتی یک نفر هم کشته نشده است. شب قبلش، کسی که در همان نزدیکی زندگی می‌کرد، برای تماشای اعتراضات بیرون رفت و مورد اصابت گلوله قرار گرفت. ح.‌ک.‌چ با وحشیگری دست به کشتار زد. ح.‌ک.‌چ دروغ گفت و دنیا را فریب داد. چه کسی می‌تواند به چنین حزبی اعتماد کند؟»

«آن‌ها درحال بدنام‌کردن دافا هستند. افراد زیادی مانند من که از تمرین دافا بهره‌مند شده‌اند، برای گفتن حقیقت درمورد دافا و روشنگری حقایق برخاستند، نه برای مخالفت با ح.‌ک.‌چ، بلکه به این دلیل که می‌دانیم روشنگری حقایق برای بازگرداندن اعتبار دافا و استاد لی کاری درست است. انسان باید وجدان داشته باشد و بین خوب و بد تمایز قائل شود!»

آن مرد گفت: «آنچه گفتی منطقی است. انسان باید وجدان داشته باشد.»

در ادامه گفتم: «ما یک رابطه تقدیری داریم. متوجه شدم که تو مهربان و صادق هستی. حزب کمونیست چین غرق در فساد است، افراد خوب را سرکوب می‌کند و درست و غلط را با هم قاطی می‌کند. اگر این روند ادامه یابد، جامعه دچار هرج‌ومرج و قلب مردم فاسد می‌شود. اگر مردم کار درست را انجام ندهند، خدا مداخله خواهد کرد و بشریت با فاجعه روبرو خواهد شد!»

او فریاد زد: «درست است! این روزها فجایع زیادی اتفاق می‌افتد.»

در ادامه گفتم: «بگذار به تو بگویم که چگونه در امان بمانی و از فجایع دوری کنی. باید دو کار انجام دهی. اول، عبارات "فالون دافا خوب است، حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است" را به خاطر بسپار. این می‌تواند به تو کمک کند از خطر دوری کنی و برایت برکت بیاورد. دوم، سوگندی را که هنگام پیوستن به ح.‌ک.‌چ و سازمان‌های جوانان آن خورده‌ای، باطل کن. از صمیم قلب آن را باطل کن تا به‌خاطر جنایات آن مقصر شناخته نشوی.»

او به من گفت که فقط به پیشگامان جوان پیوسته است. به او یک اسم مستعار دادم تا از آن خارج شود و او از من تشکر کرد.

خانمی با دیدن موهای تیره‌ام جا خورد

یک بار به خانمی مسن سلام کردم و گفتم: «خیلی شیک‌پوش هستی. آیا معلم بودی؟» به من گفت که ۸۰ساله است و معلم بازنشسته است.

از من پرسید چند سال دارم. وقتی به او گفتم که ۶۳ساله هستم، گفت: «باورم نمی‌شود. خیلی سالم به نظر می‌رسی و موهایت تیره و براق است. چطور ممکن است؟»

پاسخ دادم: «تو فرد خوبی به نظر می‌رسی. بگذار کاملاً با تو صادق باشم، من فقط با تمرین فالون دافا سالم شدم.» با تعجب به من نگاه کرد و پرسید که آیا واقعاً دافا را تمرین می‌کنم. گفتم: «بله، تمرین می‌کنم! وقتی سی‌وچندساله بودم، بیماری‌های زیادی داشتم. نمی‌توانستم کار کنم و هر کاری که می‌کردم کمکی نمی‌کرد. بعد از اینکه شروع به تمرین فالون دافا کردم، از بیماری‌هایم خلاص شدم. 27 سال گذشته است و در این مدت حتی یک بار هم دارو مصرف نکرده‌ام و به پزشک هم مراجعه نکرده‌ام.»

او به من گفت که یکی از همکارانش، دافا را تمرین می‌کرده است. وقتی به او گفته شد که اجازه تمرین آن را ندارد، از رها کردن آن خودداری کرد و درنهایت اخراج شد. گفتم: «جیانگ زمین مسئول این جریان بود. وقتی دید تعداد افرادی که دافا را تمرین می‌کنند از اعضای حزب کمونیست چین بیشتر است، آنقدر حسادت کرد که برای آزار و اذیت تمرین‌کنندگان آن، دروغ‌هایی سر هم کرد. بسیاری از مردم به زندان انداخته شدند و به‌طرز بی‌رحمانه‌ای شکنجه شدند. برخی حتی درحالی‌که زنده بودند، تحت برداشت اجباری اعضای بدنشان قرار گرفتند.»

«آزار و اذیت دافا توسط حزب کمونیست چین هیچ‌گونه مبنای قانونی ندارد. حزب کمونیست چین از تبلیغات منفی برای تهمت‌زدن و بدنام‌کردن دافا استفاده کرد. هدف آن ازبین بردن فالون دافا و تمرین‌کنندگان آن در عرض سه ماه بود. بیش از 20 سال گذشته است و فالون دافا اکنون در سراسر جهان و در بیش از 100 کشور تمرین می‌شود. آموزۀ اصلی آن، جوآن فالون، به بیش از 50 زبان ترجمه شده است.»

«توجیه حزب کمونیست چین برای سرکوب، براساس دستورات جیانگ زمین و تبلیغات منفی رسانه‌ای بود و غیرقانونی است. اصول دافا، حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری است. این اصول به مردم می‌آموزد که خوب باشند، استانداردهای اخلاقی‌شان را بهبود بخشند، دعوا نکنند، طمع نکنند و از دیگران سوءاستفاده نکنند، در هنگام بروز اختلافات به‌دنبال کاستی‌های خود باشند، در مواجهه با مشکلات، ابتدا دیگران را در نظر بگیرند و آرام و بردبار باشند. علاوه‌بر این، با پنج تمرین، وضعیت جسمی فرد به‌طور مداوم بهبود می‌یابد، بنابراین فرد از بیماری‌ها رهایی می‌یابد. آیا به نظر شما این تمرین خوب نیست؟»

او گفت: «من چیزهایی درمورد دافا شنیده‌ام که مانند آنچه در تلویزیون نشان داده می‌شود، نیست. اما یک فرد عادی مانند من چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ بی‌عدالتی‌های زیادی در جامعه وجود دارد. ما اکنون هردو سالمند هستیم و دیگر نمی‌خواهیم نگران خیلی چیزها باشیم. فقط باید از خودمان مراقبت کنیم.»

گفتم: «فکر می‌کنم مردم باید وجدان داشته باشند و درمورد تفاوت بین خوب و بد روشن باشند. داشتن وجدان و معیارهای اخلاقی، ریشه در فرهنگ سنتی چین ما دارد. این پاندمی دوباره درحال شیوع و این بار با قدرت زیادی درحال وقوع است. فکر می‌کنم آن حزب کمونیست چین را هدف قرار داده است. حزب کمونیست چین با آسمان، زمین، مردم و خدایان می‌جنگد. و فالون دافا را تحت آزار و شکنجه قرار می‌دهد. خدا آن را از بین خواهد برد. تو معلم بودی، بنابراین حتماً به حزب پیوسته‌ای. آیا به حزب پیوسته‌ای؟» او گفت که به آن پیوسته است.

گفتم: «به این موضوع فکر کن. حزب مردم را مجبور می‌کند سوگند بخورند که زندگی‌شان را وقف آن کنند و تا آخر عمر برای آن بجنگند. چقدر وحشتناک! اگر این سوگند را انکار نکنی، تو هم در جنایات ح‌.ک.‌چ شریک خواهی بود. وقتی خدا حزب را نابود کند، به‌عنوان عضوی از آن، تو هم درگیر خواهی شد. مثل این درخت تنومند است (به درخت مرده‌ای در همان نزدیکی اشاره کردم). ریشه‌هایش پوسیده است و روزی تمام آن فرو خواهد ریخت. سپس تمام برگ‌ها و شاخه‌هایش نیز خواهند مرد. ح.‌ک.‌چ مثل کشتی‌ای است که پر از سوراخ و در شرف غرق‌شدن است. توصیه می‌کنم که آن کشتی را رها و از خطر فرار کنی. از حزب خارج شو و سوگندت را لغو کن تا ایمنی‌ات تضمین شود. موافق نیستی؟» او موافقت کرد.

در ادامه گفتم: «فقط با یک اسم مستعار از آن خارج شو. افراد مهربانی مثل تو مورد لطف خدا قرار خواهند گرفت. زندگی‌تان نجات خواهد یافت و ایمنی‌تان تضمین خواهد شد.»

او پاسخ داد: «بله، لطفاً ایمنی‌ام را تضمین کن. متشکرم.»

گفتم: «لطفاً از من تشکر نکن. این استاد لی بودند که به ما نشان دادند چه‌کار کنیم. ازآنجا‌که انسان خوبی هستی، به‌خاطر پیروی از اراده آسمان، بخت و اقبال خوبی خواهی داشت.» آن خانم دوباره از من تشکر کرد و با من دست داد.

دافا نه‌تنها بدنی سالم و ظاهری جوان به من بخشیده، بلکه معنای زندگی را نیز به من نشان داده است. دیگر وقتم را تلف نمی‌کنم. با پایبندی به اصول حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری، خودم را ارتقا می‌دهم تا بتوانم به قلمرویی بالاتر برسم. دافا همچنین به من شجاعت و خرد داده است، بنابراین توانسته‌ام در برابر فشارهایی که ح.‌ک.‌چ بر من وارد کرده است، مقاومت کنم. همچنان به تزکیه ادامه می‌دهم تا انسان خوبی باشم و به استاد کمک کنم تا موجودات ذی‌شعوری که فریب دروغ‌های ح.‌ک.‌چ را خورده‌اند، نجات یابند.

سفر تزکیه‌ام بازتابی از نیک‌خواهی استاد، سخت‌کوشی، محافظت و روشن‌بینی است. در برابر استاد سر تعظیم فرود می‌آورم!