(Minghui.org) تمرین فالون دافا را در ۱۹سالگی و در کلاس دوازدهم شروع کردم. بعد از خواندن کتاب جوآن فالون، احساس کردم که تمام عمرم منتظر این لحظه بوده‌ام. مدام به خودم می‌گفتم: «می‌خواهم تزکیه کنم!»

استاد حتماً خواسته قلبی‌ام را دیدند، زیرا بعد از اینکه خواندن جوآن فالون را تمام کردم، درک روشنی از بسیاری از مسائل زندگی داشتم و آن‌ها را رها کردم. چیزهایی که سایر جوانان به آن‌ها علاقه داشتند، برای من جذابیتی نداشت، هرچند به‌دلیل نزدیکی آغاز دانشگاه، امیدهای فراوانی در پیش رو داشتم.

با رؤیاهایی که سرم را پر کرده بود و با شور و شوق زیاد وارد دانشگاه شدم. جذب انجمن‌ها و ورزش‌های مختلف ‌شدم و از آن‌ها خیلی لذت می‌بردم. اما پس از آموزش نظامی، خبر بدی دریافت کردم. به هپاتیت نوع «بِ» مبتلا و مجبور شدم از دانشگاه مرخصی بگیرم. مطمئنم بسیاری از تمرین‌کنندگانی که کارمای بیماری مشابهی داشته‌اند، بهتر از من عمل کرده‌اند، اما من تازه شروع به مطالعه فا و تزکیه کرده بودم. با فکر کردن به گذشته، از نظم و ترتیب پرزحمت و دقیق استاد سپاسگزارم. به‌عنوان یک مرد جوان که تازه سفر تزکیه‌ام را آغاز کرده بودم، وسوسه‌های دنیوی ممکن بود به‌راحتی مرا کنترل کند و در لذت‌طلبی غرق شوم.

اکثر تمرین‌کنندگان پس از شروع تزکیه، سلامتی خود را بازیافته‌اند، اما من پس از ورود به دافا «بیمار» شدم. اما رهاکردن دانشگاه فرصتی برای مطالعه فا با تمرین‌کنندگان در جلسات مطالعه گروه محلی‌ام به من داد و پایه خوبی برای تزکیه‌ام بنا نهاد.

این «بیماری» مزمن کبد درواقع من، مردی جوان با انبوهی از وابستگی‌ها، را مجبور کرد که از نوشیدن، سیگار کشیدن، بیدارماندن تا دیروقت و انجام کارهای دیگری که جوانان انجام می‌دهند، دست بکشد. مطمئناً این موضوع ازخودراضی‌بودن مرا کاهش داد. حتی امروز، باوجود سختی‌های مختلف ازجمله زندان، هنوز هم بسیار رقابت‌جو هستم و برای پیشرفت تلاش می‌کنم، اگرچه بسیاری از وابستگی‌هایم را رها کرده‌ام و به‌دنبال شهرت، ثروت یا زنان نخواهم رفت.

به‌لطف نجات نیک‌خواهانه استاد، من از یک جوان خام ۱۹ساله‌ به خودِ فعلی‌ام تبدیل شده‌ام و به‌جای اینکه مانند مردم عادی از مد پیروی کنم و به‌دنبال منافع شخصی بروم، بسیاری از وابستگی‌هایم را رها کرده‌ام.

با وجود نرخ درمان بسیار پایینِ هپاتیت نوع «بِ»، آزمایشم در سال ۲۰۱۷، تقریباً ۱۰ سال پس از اولین تشخیص، منفی بود. در آن زمان، وابستگی‌ام به «بیماری» را از دست داده و حتی ترس از مرگ را نیز رها کرده بودم. متوجه شده بودم که هر اتفاقی که می‌افتد، ازجمله «بیماری» و بهبودی، بخشی از روند آبدیده‌شدن توسط دافاست.

وقتی نخستین بار آموزه‌های استاد درباره شهوت را در جوآن فالون خواندم، از مثال «مرد جوانی در دهه ۳۰ زندگی‌اش» شگفت‌زده شدم، فکر می‌کردم مردی در دهه ۳۰ زندگی‌اش باید میانسال در نظر گرفته شود. اکنون من در دهه ۴۰ زندگی‌ام هستم، اما خجالت می‌کشم بگویم که هنوز به اندازه آن مرد جوان در جوآن فالون با پشتکار تزکیه نمی‌کنم. هنوز وابستگی‌های زیادی دارم که باید از آن‌ها خلاص شوم.

هم‌تمرین‌کنندگان، بیایید از فرصت باقیمانده استفاده کنیم و با همان پشتکاری که در ابتدا شروع کردیم، سخت‌کوشانه تزکیه کنیم!

مقالاتی که در آن‌ها تزکیه‌کنندگان درک خود را به اشتراک می‌گذارند، معمولاً براساس وضعیت تزکیه یک فرد، ادراکش را در زمانی مشخص منعکس می‌کنند، و با هدف امکان ارتقای متقابل ارائه می‌شوند.