(Minghui.org) من فالون دافا را تمرین میکنم و در دهه ۹۰ زندگیام هستم. در سفر تزکیهام که در سال ۱۹۹۶ شروعش کردم، بهدلیل کارمای عظیم و کیفیت پایین روشنبینیام، دچار لغزشهایی شدهام. قبل از بازنشستگی، پزشک ارشد زنان و زایمان بودم و بیش از ۵۰ سال سابقه خدمت دارم. میخواهم برخی از تجربیاتم را به اشتراک بگذارم که قدرت افکار درست را نشان میدهند.
روشنگری حقیقت با افکار درست برای پلیس
پنج مأمور پلیس در صبح روز اول سال نو چینی در سال ۲۰۰۱، به خانهام هجوم آوردند. آنها حکم بازرسی نشان دادند و برای یافتن هرگونه کتاب و مطلب مرتبط با فالون دافا، خانهام را بهطور کامل جستجو کردند. مرا به یک ایستگاه پلیس بردند و درباره اینکه چه کسی مقالات جدید استاد را به من داده است، بازجویی کردند. حدود نُه مأمور پلیس بهنوبت بیش از ۱۰ ساعت در اتاقهای مختلف، مرا تحت بازجویی قرار دادند.
با افکار درست و قوی، حقیقت را برایشان روشن کردم. ایدهها مدام به ذهنم خطور میکردند. از زوایای مختلف، ازجمله قوانین آسمانی و فواید فالون دافا برای سلامتی، بهشیوایی با آنها صحبت کردم. گرچه یک روز کامل از غذا و آب محروم بودم، اما احساس گرسنگی، تشنگی یا خستگی نمیکردم. وقتی رئیس اداره پلیس و رئیس دفتر حضور داشتند، با جدیت به آنها اشاره کردم که چرا سیاست فعلی علیه تمرینکنندگان فالون دافا غیرقانونی است. هر دو آنها با اکراه استدلالم را پذیرفتند. بعداً فهمیدم که آنها پس از صحبتهایمان در آن روز، سعی کرده بودند از من در برابر آزار و اذیت بیشتر محافظت کنند.
طی بیش از ۱۰ ساعت نتوانستند اطلاعات موردنیازشان را از من به دست آورند. رئیس پلیس شهر ما و یک مقام دیگر حدود ساعت 1 بامداد شخصاً آمدند. رئیس پلیس گفت: «همه ما آمدهایم تا شب سال نو چینی را با تو بگذرانیم.» جواب دادم: «حتماً شوخی میکنید! چه کسی از جشن گرفتن سال نو چینی با یک فرد بازداشتشده لذت میبرد؟ متأسفم که نمیتوانید تعطیلات را با خانوادهتان بگذرانید. چرا مرا به بازداشتگاه نمیفرستید تا بتوانید به خانه برگردید و روز سال نو را با خانوادهتان بگذرانید؟»
رئیس پلیس حتماً متوجه شده بود که من هرگز هیچگونه اطلاعاتی را که میخواهند به آنها نمیگویم، بنابراین مرا برای سال نو آزاد کرد.
در طول تعطیلات فکر کردم: «فالون دافا برای هر کسی، هر ملتی و هر جامعهای مفید است. من مرتکب هیچ کار اشتباهی نشدهام. باید حقیقت را کاملتر و با جزئیات بیشتری برایشان روشن کنم تا دیگر در آزار و شکنجه مشارکت نکنند و شانسی برای نجات داشته باشند.»
بعد از سال نو چینی، دوباره مرا به اداره پلیس بردند. این بار صادقانه و با جزئیات به آنها گفتم که چرا فالون دافا را تمرین میکنم، چگونه فالون دافا به من آموخته است که خودم را بهبود ببخشم، چرا بروشور پخش میکنم و همچنین برنامهام بهمنظور دادخواهی برای بیگناهی فالون دافا را توضیح دادم. درنهایت آزاد شدم. آزار و اذیت از سوی نیروهای کهن با شکست مواجه شد.
درخواست خروج از ح.ک.چ
روزی در تابستان ۲۰۲۱، مقامات محل کار سابقم به پسرم گفتند که کمیته حزب استان دستور دارد که از هر تمرینکننده فالون گونگ بخواهد اظهاریه تعهدی بنویسد مبنی بر اینکه دیگر دافا را تمرین نمیکند و افرادی که از نوشتن آن امتناع کنند، از حزب اخراج و مستمریشان قطع میشود. پسرم آمد تا این پیام را به من برساند. گفتم: «نگران نباش. اگر از تو دراینباره پرسیدند، فقط به آنها بگو که نمیتوانی مادر پیرت را کنترل کنی. به آنها بگو مستقیماً با من تماس بگیرند.»
چند روز بعد، یکی از مدیران محل کار سابقم با من تماس گرفت. به او گفتم: «خودم مسئول کاری هستم که انجام میدهم. من فردی روشنفکر هستم و به هیچ قیم قانونیای نیاز ندارم. پسرم را مورد بازخواست قرار ندهید.» از من پرسید که آیا تعهدنامهای ارائه میدهم یا نه. پاسخ دادم: «باشد، اما یک درخواست دارم. میخواهم ابتدا گزارشی به همه مدیران محل کارم بدهم.» او موافقت کرد.
یک هفته بعد، دوباره تماس گرفتند. به آنها گفتم که نوشتن گزارشم را تمام کردهام و میتوانند جلسهای ترتیب دهند. بعدازظهر گرمی بود. 12 مدیر از محل کار سابقم در اتاق کنفرانس جمع شده بودند. به من گفته شد که گزارشم را شروع کنم.
با این جمله شروع کردم که هدف گزارشم کمک به آنها برای آگاهی از حقیقت، تشخیص درست از نادرست و تضمین آیندهای روشن برای خودشان است. درباره این صحبت کردم که چگونه آزادی عقیده مردم در قانون اساسی تصریح شده است، چگونه کارمندان دولت صرفنظر از دستوراتی که دریافت کردهاند، مسئول رفتار خودشان خواهند بود، و نیز درباره مجازات کسانی که در طول تاریخ افرادِ باایمان را مورد آزار و اذیت قرار دادهاند.
نامه روشنگری حقیقتم را برایشان خواندم و به آنها گفتم که چرا فالون دافا را تمرین میکنم، چگونه اصول فالون دافا قلمرو ذهنیام را ارتقا داده است، در محل کار به چه دستاوردهایی رسیدهام و چگونه بیماریهای مزمنم پس از تمرین فالون دافا ناپدید شدهاند. اگر خودم را تزکیه نکرده بودم، مدتها پیش مرده بودم، اما حالا در ۹۰سالگی، سالم و پرانرژی هستم. خانوادهام نیز از مزایای فالون دافا بهرهمند شدهاند. همچنین ابراز امیدواری کردم که افراد بیشتری در جهان، از مزایای فالون دافا بهرهمند شوند.
چند هفته بعد به من گفتند که «اظهاریه تعهد»م از سوی مقامات بالاتر تأیید نخواهد شد. از آنها پرسیدم که حالا باید چهکار کنم. یکی از مدیران با لبخند گفت: «بهجای آن میتوانی درخواست خروج از حزب را بنویسی.» گرچه ازطریق وبسایت اپک تایمز از حزب خارج شده بودم، اما برای اینکه مدارک اداری آنها تکمیل شود درخواستی نوشتم. از آن زمان، محل کار سابقم دیگر برایم مشکلی ایجاد نکرده است.
با مرور فراز و نشیبهای سفر تزکیهام در طول ۳۰ سال گذشته، متوجه میشوم که استاد همیشه در هر قدم، مرا راهنمایی و از من محافظت کردهاند. باید از آموزههای استاد پیروی کنم تا فا را بهخوبی مطالعه کنم، خودم را با پشتکار تزکیه کنم، مأموریتم را انجام دهم و به اصل واقعیام بازگردم.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.