(Minghui.org) وقتی شنیدم که فالون دافا توسط برخی رسانه‌های جهان غرب مورد تهمت و افترا قرار گرفته است، بسیار ناراحت و شوکه شدم. فکر اینکه برخی از مردم در جوامع متمدن، که از حقیقت بی‌اطلاع هستند، توسط تبلیغات حزب کمونیست چین (ح.‌ک.‌چ) گمراه می‌شوند، قلب انسان را به درد می‌آورد. نگران‌کننده است که ح.ک.چ پلید، که افراد بی‌شماری را در چین مورد آزار و اذیت قرار داده است، اکنون ازطریق گزارش‌های مغرضانه‌ رسانه‌ای، چنگال‌های خود را به‌سمت غرب دراز می‌کند.

من تمرین فالون دافا را در سال ۱۹۹۸ شروع کردم و مایلم برخی از تجربیات خودم و اعضای خانواده‌ام را به اشتراک بگذارم تا نشان دهم که فالون دافا چقدر شگفت‌انگیز است.

فالون دافا برای مردم سلامتی به ارمغان می‌آورد

من سه خواهر دارم. شوهر یکی از آن‌ها و پدرم در سال ۱۹۹۸، شروع به تمرین فالون دافا کردند.

پدرم حدوداً 70ساله بود. به‌دلیل درد پایش، هربار فقط می‌توانست چند قدم بردارد و بعد مجبور می‌شد استراحت کند. راه رفتن برایش دشوار بود. پزشکان نمی‌توانستند علت درد را تشخیص دهند. پس از شروع تمرین دافا، بسیار سالم شد و درد پایش کاملاً از بین رفت.

بیشتر افراد مسن از زمین خوردن می‌ترسند. وقتی پدرم نودوچندساله بود، گرچه بارها زمین خورد، اما فقط کبود شد. او در ۹۴سالگی، چنان با آرامش از دنیا رفت که پسرم گفت انگار پدربزرگش فقط به خواب رفته است. همه‌ اهالی روستا می‌دانستند که او مورد برکت و رحمت دافا قرار گرفت.

شوهرخواهر اولم قبل از شروع تمرین، دچار سل و فتق دیسک بود، بنابراین نمی‌توانست کارهای سنگین انجام دهد. پس از شروع تمرین، از الزامات استاد لی پیروی کرد. او دائماً شخصیت خود را بهبود بخشید و هرگز نیازی به رفتن به بیمارستان نداشت. با انجام تمرینات و تزکیه‌ شین‌شینگ خود، سلامتی‌اش بهبود یافت.

خواهرم قبل از شروع تمرین فالون دافا، دچار گاستریت آتروفیک (التهاب همراه با تحلیل‌ مخاط معده) بود. او همیشه اخمو بود، در غذا خوردن مشکل داشت و فقط حدود دو ساعت در شب می‌خوابید. بعد از شروع تمرین، دخترش گفت: «حالا او مثل یک کودک می‌خوابد و به‌محض اینکه دراز می‌کشد، خوابش می‌برد.»

با اینکه او حدوداً 70ساله است، در مزرعه کار می‌کند و کارهای متفرقه هم انجام می‌دهد. او از درخت بالا می‌رود، کاری که سایر کارگران با توجه به سنشان حاضر به انجام آن نیستند، اما او و خواهر دیگرم مشکلی در انجام آن ندارند. کارفرمایان برای استخدام آن‌ها رقابت می‌کنند، زیرا آن دو صادق و سخت‌کوش هستند.

خواهرم پیش از تمرین فالون دافا در معابد به عبادت می‌پرداخت. متأسفانه موجوداتی او را تسخیر کرده بودند و گاهی نمی‌توانست خودش را کنترل کند. وقتی تمرین دافا را آغاز کرد، استاد آن ارواح شیطانی را از بین بردند.

همسرم وضعیت جسمانی خوبی نداشت. در زمستان برای محافظت از زانوهایش، زانوبند و همیشه دمپایی گرم می‌پوشید. او ازطریق تجربیات اعضای خانواده‌اش، معجزه‌ فالون دافا را دید و در سال ۲۰۱۰، شروع به تمرین کرد.

خانم ‌برادر همسرم به‌دلیل سرطان مری تحت عمل جراحی قرار گرفت. او هنگام بازگشت به بخش خود، با صدای بلند عبارات خوش‌یمن را گفت: «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیک‌خواهی، بردباری خوب است!» ازآنجاکه آزار و شکنجه در چین در آن زمان شایع بود، پزشکان، پرستاران و سایر بیماران شگفت‌زده شدند. این مربوط به نُه سال پیش است و او اکنون سالم است.

همسایه‌ خواهرم بیش از یک ماه بود که نمی‌توانست غذا بخورد. او می‌ترسید که مبادا سرطان مری داشته باشد، اما جرئت نمی‌کرد به خانواده‌اش چیزی بگوید، بنابراین از خواهرم راهنمایی خواست. خواهرم پیشنهاد داد که عبارات خوش‌یمن را تکرار کند. او بسیار صادق بود و هر شب یک ساعت این عبارات را تکرار می‌کرد. یک ماه بعد، به خواهرم گفت که حالش خوب است و می‌خواهد دافا را تمرین کند. او این ماجرا را با دیگران به اشتراک گذاشت و به آن‌ها گفت که فالون دافا چقدر فوق‌العاده است.

فالون دافا مهربانی و زیبایی را برای مردم به ارمغان می‌آورد

تمام چراغ‌های راه‌پله‌ها و راهروهای زیرزمین ساختمان ما به یک کنتور متصل بودند. در ابتدا، مسئولیت آن بر عهده‌ شرکت بود، اما پس از ورشکستگی شرکت، ساکنان مجبور شدند این مسئولیت را برعهده بگیرند. ازآنجاکه هیچ‌کس ساختمان را مدیریت نمی‌کرد، کلیدهای حسگر حرکتی در بیشتر طبقات خراب بود، بنابراین چراغ‌ها تمام روز روشن بودند. قرار شد هر خانوار ماهانه ۱۰ یوان برای هزینه برق چراغ‌ها و نگهداری آن‌ها بپردازد. اکثر ساکنان فکر می‌کردند که این مبلغ خیلی زیاد است و از پرداخت آن خودداری کردند. اما بدون برق، درِ ورودی ساختمان قفل نمی‌شد، و این وضعیت هم ناامن و هم بسیار دردسرساز بود.

من و همسرم تمام کلیدها را از زیرزمین تا طبقه‌ بالا با کلیدهای حسگر حرکتی جدید و همچنین لامپ‌ها را با لامپ‌های کم‌مصرف پنج‌واتی جایگزین کردیم و کلید اصلی برق را هم عوض کردیم. پس از پیش‌پرداخت ۵۰ یوان هزینه‌ راه‌اندازی، برق وصل شد. چند مالک پیش ما آمدند و پیشنهاد تقسیم هزینه را دادند، اما ما قبول نکردیم و به آن‌ها گفتیم که این کار را داوطلبانه انجام داده‌ایم. پس از یک سال، برخی از مالکان دور هم جمع شدند و از همه خواستند که سهمشان را بپردازند. اکنون، هر خانوار ۱۰ یوان پرداخت می‌کند که دو سال را پوشش می‌دهد. وقتی کلیدها یا لامپ‌ها از کار می‌افتند، ما آن‌ها را با هزینه‌ خودمان تعویض می‌کنیم.

خواهر دومم هنگام کار در یک باغ میوه، از نردبان بلندی افتاد. کارفرمایش پیشنهاد داد که او را به بیمارستان ببرد، اما او قبول نکرد. وقتی کارفرمایش به ملاقاتش آمد، برایش هدایایی آورد که او از پذیرفتن آن‌ها خودداری کرد. فرد دیگری از روستا که برای همان کارفرما کار می‌کرد، دچار آسیب مشابهی شد و در بیمارستان بستری شد. او بابت چندهزار یوان دستمزدی که در مدت مصدومیت از دست داده بود، درخواست جبران خسارت کرد. امتناع خواهرم از پذیرش هرگونه غرامت، واقعاً کارفرمایش را تحت تأثیر قرار داد. او گفت: «افرادی که فالون دافا را تمرین می‌کنند، به فکر دیگران هستند. آن‌ها با اکثر مردم متفاوتند.»

خواهرم مقداری پول روی زمین دید، آن را برداشت و شمرد که بیش از ۲۰۰۰ یوان بود. او به‌دنبال صاحب پول گشت و او را پیدا کرد. آن مرد بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و به‌منظور تشکر، هدیه‌ای برایش فرستاد، اما خواهرم آن را نپذیرفت. پس از اینکه درباره فالون دافا با او صحبت کرد، آن مرد خواست نسخه‌ای از جوآن فالون را قرض بگیرد.

والدین دانش‌آموزانم سعی می‌کردند با پول و هدیه به من رشوه بدهند، اما من همیشه با مهربانی از پذیرفتن هر آنچه که سعی می‌کردند به من بدهند، خودداری می‌کردم. با وجود فساد گسترده در چین، تمرین‌کنندگان صادق و مهربان هستند.

این روزها استانداردهای اخلاقی مردم بسیار پایین است. اگر بتوانند کار و وظایف خودشان را به انجام برسانند از نظرشان کافی است و به همکارانشان کمک نمی‌کنند. تمرین‌کنندگان خود را ملزم به رعایت الزامات استاد می‌دانند، بنابراین نیک‌خواه هستند و به دیگران کمک می‌کنند.

من هیچ‌وقت به سود و زیان خودم اهمیت نمی‌دادم و مدیریت هم متوجه این موضوع شد. در جلسه‌ای عمومی با حضور همه کارکنان مدرسه، اعلام کردند که من قرار است تدریس کلاسی را برعهده بگیرم که دانش‌آموزان برتر مدرسه برای آزمون ورودی دانشگاه در آن تحصیل می‌کردند.

تدریس چنین کلاسی مسئولیت بزرگی است و من خیلی تحت فشار بودم. هیچ فکری درخصوص حقوق و مزایا نداشتم، اضافه‌کاری می‌کردم و خودم را وقف کمک به دانش‌آموزانم کرده بودم. نمرات آن‌ها در آزمون ورودی دانشگاه قابل‌توجه بود و در گروه من، نسبت به هر گروه دیگری، تعداد بیشتری از دانش‌آموزان در دانشگاه‌های برتر پذیرفته شدند.

یکی از همکارانم، برنامه‌های درسی‌ام را از من خواست و بعد از اینکه آن‌ها را برایش کپی کردم، از من خواست که آن‌ها را براساس دوره‌ کلاسی و تاریخ به شکلی مرتب کنم که بتواند مستقیماً ارائه‌شان کند. ازآنجاکه ما پایه‌ تحصیلی یکسانی را تدریس نمی‌کنیم، مجبور شدم هر کدام را دوباره مرتب کنم. مثل این بود: «من غذا را آماده کرده‌ام و حالا باید آن را در دهانت هم بگذارم.» گرچه کمی ناراحت شدم، اما فکر کردم ازآنجاکه چنین درخواستی کرده است، حتماً دلایل خودش را دارد. آیا ما تمرین‌کنندگان نباید به فکر دیگران باشیم؟ بنابراین ناراحتی‌ام را کنار گذاشتم و بی‌سروصدا این کار را برایش انجام دادم. برخی از همکارانم این کار را ناعادلانه می‌دانستند و از او انتقاد کردند، در پاسخ گفتم: «اخیراً سرش شلوغ بوده است.»

فالون دافا برای مردم آرامش و آینده‌ای روشن به ارمغان می‌آورد

حتی وقتی تمرین‌کنندگان با موقعیت‌هایی روبرو می‌شوند که زندگی‌شان را تهدید می‌کند، با ایمانشان به استاد و دافا می‌توانند بر سختی‌ها غلبه کنند.

دو سال پیش خواهر دومم هنگام پارو کردن برف از پشت‌بام لیز خورد و افتاد. او هوشیاری‌اش را از دست داد و وقتی به هوش آمد، نمی‌توانست تکان بخورد. خواهرزاده‌ام می‌خواست او را به بیمارستان ببرد، اما او قبول نکرد. وی گفت: «من تمرین‌کننده هستم. حالم خوب است.» سه هفته بعد، حالش خوب شد.

یک روز که همسرم را با موتورسیکلتم به خانه‌ خواهرش می‌بردم، چون جاده درحال تعمیر بود، از مسیر مطمئن نبودیم. جاده‌‌ کوهستانیِ شیب‌دار با شن و سنگ‌ریزه پوشیده شده بود. نزدیک قله، زنجیر موتورسیکلتم ناگهان باز شد و کنترل را از دست دادم. موتورسیکلت درحالی‌که هردو سوار آن بودیم، شروع به سر خوردن به‌سمت پایین کرد. درست زمانی که گیج شده بودم، همسرم فریاد زد: «استاد!» موتورسیکلت فوراً متوقف و خطر رفع شد.

حزب کمونیست چین با وجود تمام تلاش‌هایش نمی‌تواند فالون دافا را از بین ببرد. ازآنجاکه جیانگ زمین، رهبر سابق حزب کمونیست چین، از ژوئیه۱۹۹۹ به محبوبیت استاد لی حسادت می‌کرد، جیانگ سعی کرد با بسیج تمام توان کشور، دافا را در چین ریشه‌کن کند. اعمال شیطانی حزب کمونیست چین در کمپین آزار و شکنجه این تمرین، اکنون بسیار زیاد و غیرقابل‌شمارش است. اما زیبایی دافا عمیقاً در روح هر تمرین‌کننده‌ای ریشه دوانده است. به همین دلیل است که در طول بیش از ۲۰ سال گذشته، تمرین‌کنندگان جان خود را برای گسترش حقیقت و زیبایی دافا به خطر انداخته‌اند. آن‌ها همچنین نمونه‌ای از این هستند که چگونه می‌توان از بلایا دور ماند و آینده‌ای روشن را برای خود انتخاب کرد.

طی چند دهه‌ گذشته، تمرین‌کنندگان هرگز تسلیم نشده‌اند. آن‌ها به‌منظور کمک به مردم برای رهایی از بلایا و داشتن آینده‌ای روشن، مطالب اطلاع‌رسانی را به‌صورت رایگان در اختیار مردم قرار داده‌اند، آن‌هم با وجود خطر دستگیری، انتقال به بازداشتگاه‌ها و اردوگاه‌های کار اجباری، شکنجه و حتی برداشت اعضای بدن. تمرین‌کنندگان از چنان قلب نیک‌خواهی برخوردارند که می‌توانند درحالی‌که مورد آزار و شکنجه قرار می‌گیرند، تحمل کنند و حقایق را برای مردم توضیح دهند.

بسیاری از چینی‌ها، اعمال مهربانانه‌ تمرین‌کنندگان را درک نمی‌کنند. عیسی می‌توانست به‌راحتی از شکنجه شدن و درد مصلوب شدن اجتناب کند، پس چرا این کار را نکرد؟ مسیحیان می‌دانند که او گناهان تمام بشریت را به دوش کشید تا آن‌ها نجات یابند. تمرین‌کنندگان فالون دافا اگر فقط بگویند که تمرین نمی‌کنند می‌توانند از شکنجه شدن و برداشت اعضای بدنشان جلوگیری کنند. آنگاه از آزار و اذیت و شکنجه در امان خواهند بود. اما می‌دانند که فالون دافا چقدر خوب است و نگران مردم و آینده‌شان هستند.

ح.‌ک‌.چ از همان تاکتیک‌های آزار و اذیتی که در چین استفاده می‌کند، در غرب نیز استفاده می‌کند. چند نفر را پیدا می‌کند که حاضرند به‌نفعش دروغ بگویند و از رسانه‌های خاصی برای کمک به پخش این اتهامات دروغین استفاده می‌کند.

اگر می‌خواهید از وضعیت واقعی مطلع شوید، لطفاً وب‌سایت مینگهویی را مطالعه کنید. من معتقدم که پس از آگاهی از حقیقت دافا، دیدگاهتان تغییر خواهد کرد.

آنچه فالون دافا برای مردم به ارمغان می‌آورد، نیکخواهی و زیبایی است. افرادی که فالون دافا را تمرین می‌کنند واقعاً می‌دانند که این روش پرمعنا و ژرف است. دافا اصول کیهان را بیان می‌کند. من فقط می‌توانم برایتان بگویم که خودم و خانواده‌ام چگونه از آن بهره‌مند شده‌ایم. امیدوارم کسانی که این مقاله را می‌خوانند، نگرشی مثبت به فالون دافا داشته باشند

مقالاتی که در آن‌ها، تزکیه‌کنندگان درک خود را به اشتراک می‌گذارند، معمولاً براساس وضعیت تزکیه‌ یک فرد، ادراکش را در زمانی مشخص منعکس می‌کند، و با هدف امکان ارتقای متقابل ارائه می‌شوند.