(Minghui.org) نخستین کار ترجمهام را برای وبسایت مینگهویی در سال 1999 دریافت کردم. زمان زیادی طول کشید تا کلمات را بیابم و مقالهای را به «چینگلیش» بنویسم. با نگاه به 20 سال گذشته، متوجه شدهام چه افتخار بزرگی است که بهعنوان یک تمرینکننده فالون دافا و مترجم برای وبسایت مینگهویی به بلوغ رسیدهام.
بدون شک مینگهویی مهمترین وبسایت برای تمرینکنندگان دافا بوده است. همتمرینکنندگانی که به زبان انگلیسی و سایر زبانها صحبت میکنند، برای کسب تازهترین اطلاعات به وبسایت انگلیسی مینگهویی تکیه میکنند. افراد معمولی برای کسب اطلاعات درباره مینگهویی آن را میخوانند. سازمانهای حقوق بشر و ادارات دولتی به گزارشهای مینگهویی درباره آزار و شکنجه در چین مراجعه میکنند. برای مترجمان انتقال دقیقترین اطلاعات از زبان چینی به انگلیسی، برای انواع مختلفی از خوانندگان و به موقع، بسیار مهم است.
استاد بیان کردند:
«درواقع، حالت تزکیه مریدان دافا هرچه که باشد، برخی خواهند بود که مسیرشان را بهخوبی پیمودهاند و برخی که بهطور ضعیفی آن را پیمودهاند. اما هر موردی که باشد، مینگهویی با گزارشدهی بهموقع خود واقعاً به تأثیری تماماً چشمگیر دست یافته است. این مینگهویی را چیزی برجسته، و شاگردانی که درگیر هستند را خارقالعاده میسازد.» («آموزش فای ارائهشده در کنفرانس فا ویژه دهمین سالگرد تأسیس وبسایت مینگهویی»)
روند آبدیده کردن خودم و زبانم
مدت کوتاهی پس از شروع ترجمه مقالات مینگهویی، متوجه شدم که آن با ترجمه مقالات عادی فرق دارد. هر وظیفهای که برعهده میگرفتم، هر کلمهای که تایپ میکردم و هر فکر پشت انتخاب کلماتم، قدمی در مسیر تزکیهام بود.
محتوای متونی که روی آن کار میکنم، فوقالعاده است. حتی اگر نوشتنشان بیعیب و نقص نباشد، هر گزارش و هر مقاله تبادل تجربه با ایدههای الهامبخشی غنی شده است. مقالات تبادل تجربه اغلب مرا تا حدی تحت تأثیر قرار میدهند که به گریه میافتم. احساس میکنم خوشاقبالم که مترجم این نویسندگان عالی هستم. کلماتی که میگویند برایم گرامی هستند؛ آنها را در دستانم میگیرم و تبدیل به واژههایی میکنم که قابل درک برای افراد بیشتری باشند. سفرهای بزرگ تزکیه شخصی و ارائه نجات به موجودات ذیشعور، حماسههایی هستند که برای نسلهای بعد باقی میمانند. قدرت فالون دافا از طریق زبان سادهشان در آنها میدرخشد.
اگرچه بهعنوان یک مترجم حرفهای آموزش ندیدهام، استاد به ما آموختهاند که اولویت را به سایرین بدهیم و نخست آنها را درنظر داشته باشیم. این اصل فا در روشی که کارمان را انجام میدهیم، متجلی میشود. باید دو روش تفکر چینی و غربی را بهطرزی به هم تبدیل کنم که همزمان هم نویسنده را درک و هم برای خوانندگانم ترجمه کنم.
وقتی به خوانندگان غربی خودم فکر میکنم، بسیار راحتتر است که جملات را روان بنویسم، چیزهای اضافه و زائد را حذف کنم و بهترین کلمات یا عبارات را انتخاب کنم. وقتی خوانندگان را در ذهن خود داشته باشم و از منظر آنها جملات را ترجمه کنم، بهنظر میرسد ترجمههایم بهطور طبیعی خودشان را ویرایش میکنند. استاد اغلب بهترین کلمه را برای استفاده به ذهنم میآورند. گاهی حتی از دانستن یک کلمه خاص شگفتزده میشوم. احتمالاً در گذشته دور به آن کلمه برخورد کردهام، اما استاد در زمانی که نیاز است، کلمه درست را به ذهنم میآورند.
نظموترتیب استاد همیشه کامل و بیعیبونقص است. اغلب ترجمههایی به دستم میرسد که دقیقاً مطابق است با زمینههایی که باید در آنها رشد کنم. این مقالات کمکم میکنند وابستگیهایم را بیابم، گویا به آینه نگاه میکنم. هرگز ترجمه مقالات تبادل تجربه را بهعنوان کار درنظر نمیگیرم، زیرا ترجمه آنها روندی از انعکاس خودم و یادگیری از همتمرینکنندگان است.
من در شهری کوچک زندگی میکنم که تمرینکنندگان کمی آنجا هستند. ما تا زمان مطالعه فای هفتگیمان یکدیگر را نمیبینیم. بهندرت بهصورت رودررو تبادل تجربه میکنیم، زیرا اغلب باید وقت خود را صرف بحث درباره حمایت از نمایشهای شن یون در شهرهای دیگر یا سازماندهی فعالیتهای محلی کنیم، اما از مقالات تبادل تجربه همتمرینکنندگانم در مینگهویی چیزهای خیلی زیادی آموختهام! مطالعه آنها مفید است، اما ترجمه آنها به زبان انگلیسی فرصتی به من میدهد تا درک عمیقتری از فا بهدست آورم. اگر استاد نظموترتیب نداده بودند که مقالات مینگهویی را ترجمه کنم، حدس میزنم که در تزکیهام خیلی عقب میماندم.
میدانم که ترجمه مقالات تبادل تجربه مطمئناً برایم سودمند است، اما اگر در انتخاب مقالات برای ترجمه، نوع خاصی از مقالات را ترجیح دهم، یک وابستگی خواهد بود. برداشتن و انتخاب آنچه دوست دارم روی آن کار کنم، وابستگی به احساسات است. همه گزارشها مهم هستند و نقشهای مختلف خود را در وبسایت مینگهویی ایفاء میکنند.
در یکی از جلسات تیممان هیچ کسی در تیم نمیخواست یک مقاله طولانی و خشک را درباره سیستم مجازات اداری در چین ترجمه کند. آن نزدیک به 20 صفحه و پر از اصطلاحاتی بود که با آنها آشنا نبودم. وقتی رئیس تیم پرسید که چه کسی میتواند روی این مقاله کار کند، مترجمی گفت که نمیتواند، چراکه دچار تب شده است. شخص دیگری گفت که درحال ترجمه مقالاتی است که ازنظر زمانی حساستر هستند و هنوز در ترجمه آنها عقب است. برای چند ثانیه ساکت بودم و بهوضوح هیچ فرد دیگری قصد نداشت برای ترجمۀ آن داوطلب شود. درنهایت سکوت را شکستم و گفتم: «انجامش میدهم.» آن دو کلمه را با صدای بلند نگفتم، اما با اطمینان آنها را بر زبان آوردم. رئیس تیممان گفت: «شخص شجاعی را در تیممان داریم!»
در واقع خودم را شجاع در نظر نمیگرفتم، اما قطعاً نمیخواستم به خودم اجازه دهم هیچگونه وابستگی را به هیچ مقاله خاصی رشد دهم. از آنجا که سایر اعضای تیم گزارشهای ازنظر زمانی حساس را انجام میدادند، احساس میکردم مسئولیت من است که مقالات طولانیتر و با حساسیت کمتر ازنظر زمانی را انجام دهم. انجام این مقاله روزهای زیادی طول کشید و در نهایت تصمیم گرفته شد که منتشر نشود، اما احساس نکردم که زمانم را هدر دادهام.
ترجمه گزارشهای مینگهویی روندی از آبدیده کردن خودم است. این به ویراستار مرتبط است که چه چیزی منتشر شود، اما این مسئولیت مترجمین است که تمام مقالات را ترجمه و رویشان کار کنند، گویا همه آنها منتشر میشوند. هر فرصتی را برای کمک به مینگهویی خالصانه گرامی میدارم.
پسرانم نیز با مینگهویی رشد میکنند
سابقاً تصور میکردم که بزرگ کردن فرزندانم مانع تزکیهام میشود و اگر فرزندی نداشتم، میتوانستم در تزکیهام و در کار پروژهام کارهای بسیار بیشتری انجام دهم. با گذشت زمان، متوجه شدم که این عقیده، بسیار خودخواهانه است. بنیانِ این فکر خودمحوری و از فقدان ایمان بود. در حقیقت استاد نظموترتیبات کاملی برای فرزندانم دادهاند تا در خانواده یک تمرینکننده دافا متولد شوند و بهعنوان تمرینکنندگان کوچک دافا بزرگ شوند. حتی اگرچه زندگی پرمشغلهای داشتم- کار تماموقت و مراقبت از خانوادهام- استاد وقت و زمانی برایم باقی گذاشتند تا فا را مطالعه کنم و به من فرصتهایی دادند تا کارمایم را حلوفصل کنم و با بزرگ کردن فرزندانم خودم را رشد دهم.
هر دو پسرم با مطالعه فا رشد کردند. آنها بهمحض رسیدن به مقطع مدرسه راهنمایی، شروع کردند در بازخوانی ترجمهها کمکم کنند. آنها در محیط انگلیسیزبان بزرگ شدهاند، بنابراین میتوانند اشتباهاتم را اصلاح کنند و راههای بهتری برای بیان روانتر جملاتم پیدا کنند. کمک به من در گزارشها و یادگیری از مقالات مینگهویی، برایشان لذتبخش نیز است. مقالات تبادل تجربه الهامبخش آنها بودهاند تا بهطور کوشا تزکیه کنند. گزارشهای آزار و شکنجه در چین به آنها کمک کردهاند تا به ماهیت واقعی حزب کمونیست چین پی ببرند. حتی گزارشها دیدگاهشان را درباره معرفی فالون دافا در سراسر جهان وسعت بخشیده است.
هر بار از فرزندانم میخواستم ترجمهام را بازخوانی کنند، بدون توجه به اینکه چه کاری انجام میدادند، بلافاصله برای کمک بلند میشدند. پسر بزرگم وقتی در دبیرستان بود، مقدار زیادی تکلیف منزل داشت، اما هرگز درباره بازخوانی مقالات شکایت نمیکرد. نگران بودم که زمان کافی نداشته باشد، بنابراین بیشتر از پسر کوچکم میخواستم کمک کند. گاهی یک مقاله را با هم میخوانند. دو نفر بهتر از یک نفر است. اگر زمان اجازه دهد، سعی میکنم دستکم از یکی از آنها بخواهم ترجمهام را بازخوانی کند. اگر آنها متوجه هر گونه اشتباهی شوند که مکرراً تکرارش میکنم، به آن اشاره میکنند و قواعد دستور زبان را برایم توضیح میدهند.
یک روز پسر بزرگم بعد از خواندن مقالهای گفت: «مادر، انگلیسیات خوب است. در ترجمهات هیچ اشتباهی پیدا نکردم.» حرفش روز مرا ساخت!
یک شب رؤیایی داشتم که در آن همراه پسرانم در آسمان پرواز میکردم. من جلو بودم و آنها درست پشت سرم بودند. چقدر خوشاقبالیم که تمرینکننده فالون دافا هستیم! افتخار بزرگی است که به استاد در اصلاح فا کمک میکنیم!
(ارائهشده در کنفرانس فای بیستمین سالروز تأسیس وبسایت مینگهویی- برگزیده و ویرایششده)
کپیرایت ©️ ۲۰۲۳ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.