(Minghui.org) من ۷۲ سال دارم و بیش از ۲۰ سال است که فالون دافا را تمرین میکنم. قبل از شروع تزکیه، بهشدت بیمار بودم و از بیماریهای مختلف و حتی مداخلات شیطانی رنج میبردم. مدت کوتاهی پس از شروع تمرین، استاد بیماریهایم را از بین بردند. واقعاً سبکی و رهایی از بیماری را احساس کردم. بهراحتی راه میرفتم و میتوانستم تمام کارهای خانه را انجام دهم. قبلاً شوهرم مجبور بود از من مراقبت کند، اما اکنون برعکس شده است؛ من از او مراقبت میکنم، زیرا اکنون کاملاً سالم هستم. عمیقاً از نجات نیکخواهانه استاد سپاسگزارم!
میخواهم ماجرایی معجزهآسا درباره مادرم را به اشتراک بگذارم. من یک برادر بزرگتر، یک برادر کوچکتر و دو خواهر کوچکتر از خودم دارم. پدرم در دهه ۶۰ زندگیاش فوت کرد و برادر کوچکم نیز درگذشت. برادر بزرگم در منطقه دیگری زندگی میکند، بنابراین پس از فوت پدرم، من و دو خواهرم از مادرم مراقبت میکردیم. وقتی مادرم هشتادوچندساله بود، خواهر دومم پیشنهاد داد: «بیایید مادرمان را به خانه برادرمان بفرستیم تا بتواند چند سالی از او مراقبت و کمی تقوا برای خودش جمع کند.» با برادرم تماس گرفتم و او موافقت کرد. وقتی برای بردن مادرم آمد، مادرم هنوز حالش خوب بود. او در آن زمان، 10هزار یوان پول نقد و یک حساب پسانداز با 2000 یوان موجودی داشت.
پس از اینکه مادرم بهمدت یک سال در خانه برادرم ماندم، برادرم تماس گرفت و گفت که مادرمان بهشدت بیمار است و در بیمارستان بستری شده است. پزشک میگفت که دو ضایعه در ریههایش رشد کرده است، این بیماری درمانناپذیر است و ممکن است حداکثر سه ماه زنده بماند. برادرم از من خواست که دوباره از او مراقبت کنم. میدانستم که او میترسد مادرم در خانهاش فوت کند و نگران هزینهها نیز هست. پس از تبادلنظر درباره این موضوع با خواهرانم، تصمیم گرفتیم مادرم را به خانه برگردانیم.
وقتی مادرم را در بیمارستان ملاقات کردم، گریه میکرد. دیدم که وضعیتش بسیار وخیم است. نمیتوانست غذا بخورد یا چیزی بنوشد و دیگر نمیتوانستند حتی سرم هم به او تزریق کنند. در وضعیتی بحرانی بود. نمیدانستم چهکار کنم. چطور میتوانستم او را تحت این شرایط به خانه ببرم؟ فصل کشاورزی و سرم شلوغ بود و درخصوص درخواست کمک از پسرخالهام مردد بودم، اما بعد از اینکه خوب فکر کردم، چاره دیگری نداشتم. با پسرخالهام تماس گرفتم و خواهش کردم که اگر وقت دارد مادرم را به خانه بیاورد. بعد از اینکه وضعیت را توضیح دادم، گفت: «فردا میروم و خاله را به خانهات میآورم.»
وقتی پسرخالهام وضعیت مادرم را دید، ترسید. مسیر طولانی بود و نگران بود که آیا او زنده به خانه میرسد یا نه. اما من آرام بودم و هیچ ترسی نداشتم، زیرا استاد و دافا را داشتم. با حمایت استاد، مادرم به سلامت به خانه رسید و خیال پسرخالهام راحت شد.
بعد از بازگشت مادرم به خانه، سعی کردم به او یاد بدهم که عبارات «فالون دافا خوب است. حقیقت، نیکخواهی، بردباری خوب است» را اغلب تکرار کند. اما صرفنظر از اینکه چقدر تلاش میکردم، نمیتوانست همه کلمات را به خاطر بسپارد. درنهایت فقط توانست «فالون دافا خوب است» را به خاطر بسپارد و تکرار کند. گفتم: «اشکالی ندارد، فقط همین را تکرار کن.» همچنین یک نشان یادبود دافا به او دادم که آن را گرامی میداشت و در جیبش قرار میداد. با تکرار عبارت «فالون دافا خوب است» وضعیتش روز به روز بهتر میشد، من هم به تمام نیازهایش رسیدگی و غذاهای موردعلاقهاش را آماده میکردم. طولی نکشید که سلامتیاش را بازیافت.
یک هفته بعد پسرخالهام و همسرش به ملاقات مادرم آمدند، درحالیکه فکر میکردند احتمالاً زمان فوت مادرم نزدیک است، و میخواستند درخصوص برنامههای مراسم تشییع جنازه صحبت کنند. اما وقتی وارد خانه شدند، مادرم را دیدند که پرانرژی در رختخواب نشسته است. پسرخالهام با خوشحالی گفت: «خالهام خیلی سریع خوب شد؛ فوقالعاده است!»
دو ماه بعد، برادرم به ملاقات مادرمان آمد. وقتی او را دید، با ناباوری به وی نگاه میکرد. بهسختی میتوانست باور کند که بهبودیاش واقعی است. مادرم میتوانست خودش لباس بپوشد، غذا بخورد، به توالت برود و بدون کمک سایرین، از خودش مراقبت کند.
مادرم پس از عبور از این وضعیت بحرانی، هفت سال دیگر زنده ماند. میدانم که او با تکرار خالصانه عبارت «فالون دافا خوب است»، مورد رحمت قرار گرفت و دافا عمرش را طولانیتر کرد. در طول آن سالها، من و دو خواهرم اصلاً حقوق بازنشستگیاش را خرج نکردیم؛ همه را برایش پسانداز کردیم. من و خواهرانم هزینههای زندگی روزانهاش را با هم تقسیم میکردیم. بدون اینکه فکر کنیم چه کسی بیشتر کار انجام میدهد یا خرج میکند و چه کسی کمتر، با هم هماهنگ بودیم و کنار میآمدیم. ما با خوشحالی از مادرمان مراقبت کردیم تا اینکه وی در ۸۹سالگی درگذشت.
مقالاتی که در آنها تزکیهکنندگان درک خود را به اشتراک میگذارند، معمولاً براساس وضعیت تزکیه یک فرد، ادراکش را در زمانی مشخص منعکس میکنند، و با هدف امکان ارتقای متقابل ارائه میشوند.
کپیرایت © ۲۰۲۶-١٩٩٩ Minghui.org تمامی حقوق محفوظ است.